نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -لیدا رضایی
    معجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها
    استاد فایلای هدیه شما طلای نابه. من ۴ ماه این فایلها رو دیدم و بعد از کلی نتیجه گرفتن، دوره های آموزشی شما رو خریدم. اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچه دار بشم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتن شما تخمک گذاری نمی کنید و به این اسونی ها نمی تونید باردار بشد. یعنی تو سن ۳۶ سالگی اب پاکی ریختن رو دست من و گفتن درمان درازی رو پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این چیزها رو قبول نکنم. اون روز توی مسیر مطب دکتر به خونه مدام می گفتم خدایا منو دست این دکترها نگذار خودمو به تو می سپارم قدرت فقط دست توه نه دست هیچ کس دیگه و سعی کردم آنچه از شما یاد گرفته بودم رو اصل قرار بدم. بعد دوره 12 قدم رو خریدم. باید بگم این دوره اسمش دوره نیست. خود زندگی هست. کاش من به جای ۹ سال دانشگاه رفتن ۹ سال پیش با استاد عباس منش آشنا می شدم و دوره 12 قدم رو می خریدم و پای آموزش های این دوره می نشستم. این همه مدرک عالیه که من دارم به اندازه نصف آموزش های دوره 12 قدم استاد عباس منش برام ارزش ایجاد نکرده. چرا که اصول درست زندگی رو نشون من داد. به خدا من یک دونه قرص نخوردم یه دقیقه دکتر نرفتم و 3 ماه بعد از اون ماجرا باردار شدم به راحتی جوری که خودم شوکه شدم. دو روز بعد از خرید دوره 12 قدم متوجه شدم باردارم و من بزرگترین نتیجه رو توی زندگیم با آموزش های استادم گرفتم. استاد ازتون ممنونم که با ارزش ترین و با کیفیت ترین دوره های آموزشی رو تولید کردید. نتایج استفاده از آموزش های استاد عباس منش اینقدر زیاده که نمیتونم همه رو بگم. رابطه من با همسرم به حدی خوب شده به حدی زندگی عاشقانه ای دارم که شاید تو هزار زوجی یکی نداره؛ تو کارم خدا رو شکر زحمت کارم کمتر شده و درامدم بیشتر شده؛ قبلا سعی میکردم همه رو راضی نگه دارم اما الان اعتماد به نفسم اونقدر عالی شده که دیگه برای راضی کردن دیگران تقلا نمی کنم. در حالیکه آدم های با کیفیت تری وارد روابط و زندگیم شدن.
  • -محمد آصف باقری
    درمان افسردگی مفرط و هدفمند زندگی کردن
    داستان هدایت من به سایت استاد عباس منش درست برمیگرده به تقریبا پنج سال پیش و چند ماه پس از ورودم به آلمان در سال ۲۰۱۵ میلادی. من شرایط سختی داشتم و در نهایت افسردگی و رنج به سر می بردم و حتی تصمیم داشتم که اعتصاب غذا کنم. دارو و درمان زیادی کردم تا از افسردگی بیرون بیام اما نتیجه خاصی نمی گرفتم.یک روز از خدا با تمام وجودم خواستم که کمک کنه چون من خودم را خیلی تنها احساس می کردم و خدا را تنها کسی در زندگی ام می دیدم که دارم و می تونه کمکم کنه. من کانال های موفقیت زیادی را دنبال می کردم که بفهمم مشکل عمده من کجاست و چطور از این افسردگی بیرون بیام. ولی مطالب و راهنمایی ها خیلی ضد و نقیض بود. تا اینکه به چند تا از فایل های آموزشی هدیه استاد عباس منش برخوردم کردم و با گوش دادن به آنها کم کم حالم بهتر شد. تقریبا در ۲۷ آذر ۱۳۹۷ دوره کشف قوانین زندگی  رو خریدم و بعد که به راهنمایی های استاد عباس منش توی دوره کشف قوانین زندگی عمل کردم سلامتیم پیشرفت کرد و من این پیشرفت رو به خوبی در همه زندگیم احساس کردم و همین طور رفته رفته سلامتی و نشاطم را بدست آوردم. چیزی که که روزی تنها آرزوی زندگیم بود. بعد دوره های اعتماد به نفس و کتاب‌ها ی استاد عباس منش رو خریدم و زندگیم باز هم بهتر شد. الان یک ساله که پیش هیچ دکتر داخلی نرفتم و اصلا مریض هم نشدم. یعنی بعد از تجربه سال ها تنهایی و مریضی در غربت که دیگه کاملا امیدم را به زندگی از دست داده بودم الان زندگیم کاملاً عوض شده و هدف دارم و به راهنمایی های استاد عباس منش عمل می کنم و هر روز به راه های آسان تر و موفقیت بیشتر هدایت می شم. من نمی دانم که اگر این راهنمایی ها نبود چه سرنوشتی در انتظارم بود. خدا رو بسیار بسیار سپاسگزارم که این همه به من لطف داره و از خدا برای خودم و تمام اعضای صمیمی خانواده عباس منش سلامتی و ثروت و شادی را تمنا دارم.
  • -رحمان
    تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات
    من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزش های استاد عباس منش در دوره 12 قدم هستم. توی یکی از جلسات استاد درباره هجرت صحبت می کرد و من می تونم بگم که با عمل به آموزش های استاد عباس منش من هجرت کردم از رحمان معتاد که روزی سه بار مواد مصرف میکرد، روزی دو پاکت سیگار میکشید به رحمانی که الان بوی سیگار حالشو بد میکنه من هجرت کردم از رحمانی که بخاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بودم و وقتی بیدار میشدم تا دوساعت نمیفهمیدم دنیا چه خبره و هیچکی حق نداشت بهم اعتراض کنه چون عصبی میشدم، به: رحمانی که قبل از همه از خواب بیدار میشه همه چیزو اماده میکنه نون سنگک داغ میخره انسولین مادرشو میزنه و اولین نفر توی محله است که مغازشو باز میکنه من هجرت کردم از رحمان بدبین و شکاک به: رحمانی که زیبایهای اطرافیانشو میبنه من هجرت کردم از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت به رحمانی که ثروتمند شدن برام شده وظیفه من هجرت کردم از رحمانی که تا مواد مخدر و دوستان معتادش نبود لذت نمیبرد به: رحمانی که میتونه روزها و ماهها خودش تنهایی مسافرت بره و لذت ببره من هجرت کردم از رحمانی که همش دنبال پارتی و اشنا بودم به: رحمانی که سعی میکنم فقط روی خدا حساب باز کنم من با آموزش های استاد عباس منش در دوره 12 قدم هجرت کردم از رحمانی که نمیتونست قسطاشم پرداخت کنه به: رحمانی که درامدش 30 برابر شد وداره روز بروز بیشتر میشه
  • -افرا عبدالهیان
    قبل از آشنایی با استاد عباس منش روزهای سختی در زندگی داشتم. فشار بدهیهای مالی و چکهای برگشتی از یک طرف و مرگ شوهر خواهر عزیزم از طرف دیگر باعث شده بود که هر روز و هر لحظه به مرگ و خودکشی به طور جدی فکر کنم و تقریبا خودم رو برای خودکشی آماده کرده بود. یادمه سمی قوی و کشنده تهیه کرده بودم و زیر بالشتم گذاشته بودم. آن شب در میهمانی خانوادگی که مربوط به سالگرد فوت شوهر خواهرم بود، خیلی اتفاقی و دور از روابط معمولمون دخترخاله م از من پرسید: افرا چته؟! چرا اینقدر بهم ریخته و درهمی؟! ماه هاست ک توی هرجمعی میبینمت اشفته و پریشونی ! من در پاسخ مثل توپ ترکیدم و شروع کردم از بدبختیهام گفتن اما ایشون اجازه نداد و حرفم را با این صحبت ها قطع کرد و گفت که: «میخوای یه جایی رو بهت معرفی کنم که دنیاتو عوض کنی؟! بعد از فردی به نام استاد عباس منش رو معرفی کرد و گفت به طور خلاصه بهت بگم من با کمک آموزش های این استاد تونستم ۴۰۰میلیون تومان بدهی مالی رو تو سال 94 در عرض یکسال و نیم پرداخت کنم و از شر این بدهی کمر شکن خلاص شدم .اینطور شد که مشتاق شدم استاد عباس منش رو بشناسم. همون شب چندتا از فایلای هدیه سایت رو برام فرستاد و من طوری در گوش دادن به اونا غرق میشدم که انگار از همه چیز بریده بودم و طی چندروز اینده اش توی سایت ثبت نام کردم و تاریخ تولد الهی من شد 1396/۵/۳۰ امروز یعنی ۴۰۱/۰۱/۲۷ به لطف خداوند و عمل به آموزش های استاد، همه دیون و بدهی هام پرداخت شده؛ به استقلال مالی رسیدم؛ یه ماشین خوب زیر پام هست (۲۰۶ سفید)؛ زندگی ای مستقل و خوب دارم؛ طلا پس انداز دارم؛ لوازم زندگیم مرتب و نو هست؛ از کارمندی اومدم بیرون و کسب و کار موفق خودم رو دارم. درامدم فقط با استفاده از آموزش های رایگان استاد عباس منش به 12 برابر رسیده و البته من دوره روانشناسی ثروت 1 رو هم خریدم و کار می کنم؛ در طی این چهارسال و هشت ماه، شاید فقط دوبار از دارو استفاده کردم و هرگز دکتر نرفتم. منی ک هرروز و هرلحظه با همه درگیر بودم از همکار ومشتری در محیط کارم گرفته تا مادر و خانواده عزیزم، اونقدر تغییر کردم و ارامشی در وجود من جاری شده ک یادم نیست اخرین باری ک عصبانی شدم چه وقت بوده. استقلال مالی ای رو تجربه میکنم ک هرچیزی رو ک لازم دارم در حد توانم براحتی خرید میکنم و دیگه نیازی نیست اول حساب و کتاب کنم یا نگران پرداخت قسط و بدهی باشم و اگر چیزی موند بعد به خودم برسم. در نهایت رفاه زندگی می کنم. ورزش سوار کاری رو انجام می دهم و از زندگیم لذت میبرم.
  • -وهاب زارعی
    وضعیت سلامتی من قبل از شروع دوره قانون سالمتی استاد عباس منش با این مشکالت مواجه بود: کلسترول خون باالی ۶۰۰داشتم؛ وزن ۸۵ کیلوگرم و قند ناشتای خون من تا ۱۸۰ باال می رفت؛ همواره احساس خواب آلودگی داشتم و انرژی جسمانی ام پایین بود؛ گرفتگی عضالت شدید داشتم و کم کاری تیروئید داشتم؛ به خاطر مشکل سیاتیک حتی ده دقیقه نمیتونستم پیاده روی کنم؛ زانو درد و کمرد درد به شدت آزارم می داد؛ عرق کردنهای شبانه و خروپف در خواب اطرافیانم را بشدت آزار میداد؛ دیابت نوع 2 داشتم و مجبور بودم برای کنترل آن روزی 3 عدد قرص متفورمین بخورم و برای کنترل کلسترول خونم نیز روزی 3 تا قرص میخوردم؛ مشکالت بینایی و پادرد داشتم. من ۵۷ ساله هستم و پسرم به عنوان هدیه تولد دوره قانون سالمتی استاد عباس منش را برایم خرید و خدارو شکر میکنم که بهترین هدیه تولدم رو گرفتم. بعد از عمل به آموزش های استاد عباس منش در دوره قانون سالمتی، وضعیت سالمتی من حتی در همین مدت کوتاه کمتر از دو ماه کاملا تغییر کرده که نتایج شامل زیر است: خدارو شکر امروز یعنی کمتر از 2 ماه از شروع دوره قانون سالمتی وزن ۷۸ کیلوگرم بود؛ قند خون بعداز غذای من به ۱۱۰ کاهش یافته که اصلا برایم باور کردنی نیست؛ خر و پف شبانه ام کامال برطرف شده و شب ها به آرامی می خوابم؛ گز گز و سوزش دست و پایم خیلی بهبود یافته و دیگر تعرق شبانه ندارم؛ زانو درد و کمر دردم کامال خوب شده و سیاتیکم نیز رو به بهبودی است و گرفتگی عضالتم خیلی خیلی بهتر شده. الان می توانم به راحتی روزی یک بار پیاده روی کنم و یکروز در میان یوگا کار میکنم. یعنی فعالیت هایی را انجام می دهم که به مدت چندین سال نتوانسته بودم انجام بدهم ولی الان همه ی حرکات ورزش یوگا رو عالی انجام می دم و مورد تشویق کلاس قرار می گیرم.
  • -مریم
    من از لحظه ای که قدم اول دوره 12 قدم رو شروع کردم، اتفاقات فوق العاده و معجزات وارد زندگیم شده و تا همین روز ادامه داره. استاد اینقدر قلب من اروم هست و حال من خوب هست که فقط دلم میخواد رو هر ثانیه از حرفای شما در این دوره تمام تمرکزمو بذارم و واقعا هیچ عجله ای ندارم که جلسات رو تموم کنم. من قبل از 12 قدم، با وجود سن کم، کمر درد و گردن درد و قلب درد میگرفتم. اما از لحاظ سلامتی به لطف رب من بعد از این دوره حتی یکبار هم نا سالم نبودم. روابطم فوق العاده شده. افراد منفی به شکل معجزه آسایی از زندگیم رفتند. دوستام و خانوادم ام محبت شون رو خیلی بیشتر بهم نشون میدن و اطرافم ادمایی هستند که خوشحال ترند و اروم ترند، هدفمندند، به هدفاشون رسیدند و من خیلی انگیزه میگیرم ازشون. از لحاظ موفقیت مالی، نتایج فوق العاده برای خوب بود. حقوقم بیشتر از دو برابر شده و پولی که مدت ها میخواستم به شکل معجزه آسایی به دستم رسید. ایده های جدید تو زمینه کاریم بهم الهام شد و دارم انجامشون میدم به لطف الله. از لحاظ خوشحالی درونی اززمین تا اسمون فرق هست. من که همش غر میزدم همیشه ناراحت بودم همیشه گریه میکردم الان خیلی بیشتر میخندم حالم خوبه و خدا خودش میدونه وقتی به نعمتام فکر میکنم از خوشحالی اشک شوق می ریزم. استاد من به دوستان دو تا کار پیشنهاد میدم که فوق العاده برای من نتیجه داد: اول اینکه، استاد همیشه تاکید میکنند ورودی مناسب خیلی مهمه. من خودم هر وقت فراغتی که دارم فقط و فقط فایل های هدیه شما رو گوش میدم و به این شکل ورودی های مناسب به ذهنم می دم. دوم: من از اول شروع 12 قدم، تمام معجزاتی که توی این دوره برام بوجود اومده رو می نویسم و تا الان 80 تا معجزه رو نوشتم؛ چه زمانی که مغازه دار پول کمتری ازم گرفته تا وقتی که چند ده میلیون وارد حسابم شده. این لیست باعث شده هر وقت ذهنم می خواد من رو از مسیر آموزشا دور کنه میگم: من 80 تا معجزه وارد زندگیم شده چطور میگی این نمیشه. این منطقی که استاد در جلسه اول گفتند.
  • -حامد میرمحمدی
    تشکر می کنم به خاطر این دوره فوق العاده و تمریناتش. چقدر حین تمرینات جلسات، راهکارها به من الهام میشه. الان که دوباره به سوالات خودشناسی جلسه دوم جواب می دهم، تازه می فهمم که این دوره چه معجزه ایه. وقتی به این سوالات فکر می کردم و جواب می دادم، انگار که یک آنتی ویروس روی سیستم کامپیوتر اسکن میکنی و ویروس ها به صورت قرمز رنگ میوفته رو صفحه مانیتور، دقیقا این سوالات داره با ذهنم این کارو میکنه. با هر سوالی که جواب میدادم، لیستی از ترمزهای مخفی میوفتاد روی صفحه دفترم  و تعجب می کردم  چرا تا حالا از اینا خبر نداشتم؟!.الان 5 روزه که شروع کردم به جواب دادن و پیدا کردن ترمز ها و ویروسها. طبق توضیحات تمرین، بعد از شناسایی این نشتی های انرژی، اومدم همه رو لیست کردم و اولویت بندی کردم و با کمک قسمت دوم این تمرین، شروع کردم به حذف این ترمزها از ذهنم. عجب تمرینات فوق‌العاده ای داره این دوره. به قدری سبک شدم که اصلا نگو و نپرس. خیلی جالبه ترمزی که توی بخش اول پیدا می کردم رو میذاشتم توی تمرینات بخش دوم و به سوالات بخش دوم جواب می دادم  و توی سوال 4، کویرم رو پیدا می کردم. چنان ترمزهای مخفی ای پیدا کردم که اصلا اشکم در اومد چون این ترمزا برای خودم هم بیگانه بودن. چون توی ناخودآگاهم مخفی بودن، باعث شده بود نفهمم که چرا احساسم بد میشه و حالم بده میشه و پاسخ به سوال 4 دست این ترمزها رو برام رو کرد و سریع رفتم یه دفتر خریدم و روش نوشتم دفتر ترمزها و گازها. مثلا اولین ترمز و نوشتم به این شکل:موضوع ترمز: ... زیرش طبق تمرین شروع کردم به نگاه کردن به مسئله از زاویه دیگه. اولش ذهنم مقاومت داشت برای پاسخ ها. بعد موضوع برام مثل یه سرگرمی شد. انگارمنِ قبلی که ترمز رو پیدا کرده، یه آدمیه که اومده با من به عنوان مشاور صحبت کنه تا کمکش کنم. اینطوری مطرح میکردم سوالمو که مثلا من فلان مشکل رو در ارتباطات دارم چه پیشنهادی برام دارید؟ بعد انگار ذهنم راحتر جواب میداد و این روش هدایت خدا بود که قبلش ازش خواسته بودم و در ادامه نوشتن در جواب ترمز ها راهکارها می یومد و منطق های قوی پیدا می شد. امروز به چنان احساس سبکی رسیدم که نگو. استاد، رفتم بیرون یه دور زدم انگار کل مردم باهام در صلح بودن و اصلا همه چیز فوق‌العاده عجیب و غریب تغییر کرده بود امروز استاد خیلی خوشحالم. نمیدونم احساسم رو چطور بگم. بغض شادی توی گلوم احساس میکنم. تا حالا اینطوری نشده بودم. احساس میکنم همه مسائلم از درون حل شدن.
  • -نازنین سلامات
    سلام به دوستانم و استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی الان در پایان قدم دو و شروع قدم سه هستم میخواستم تیتر وارد نتایجم را بعد از دو قدم بگم تا هم خودم اگاه باشم هم این اگاهی را با دیگران به اشتراک بگذارم: 1. شاغل شدنم در شغلی که هم مورد علاقه من است و هم مرتبط با رشته تحصیلی و  مهارت من؛ 2. افزایش ورودی مالی ما(من و همسرم با هم)تقریبا تا سه برابر؛ 3. داشتن پس انداز ارزی؛ 4. رخ دادن اسونی ها در زندگی؛ 5. رابطه عاشقانه تر و صمیمانه؛ 6. نزدیکی بسیار زیاد به دانشگاه در صورتی که قبلا شهرستان باید میرفتم؛ 7. دریافت هدیه های گوناگون؛ 8. روان شدن چرخ زندگیم لذت بخش شدن و ..
  • -ژاله نقوی علائی
    به نام الله یکتا ️ استاد توحیدی عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و دوستان هم فرکانس خانواده بزرگ عباسمنشچقدر نتایج عالی از قدم اول گرفتم اینقدر عالی که احساس می کردم که خوب 12 قدم تموم شد برم سراغ یک پکیج دیگه ی استاد بعد به خودم میام و می گم ژاله تازه قدم اولهالبته اینم بگم که من یک ساله دارم روی قدم 1 تا 4 کار می کنم ولی امسال تصمیم گرفتم از اول با تمرکز بالا شروع کنمدرباره نتایجم بعدا مفصل می گم ولی اینقدر الان می گم : از نیاز به پول سوپر مارکت الان درآمد ماهیانه حدود 70 میلیون دارم از کار کردن در دفتر پدرم در یک مغازه 17 متری قدیمی الان در طبقه ششم یک برج اداری در یک واحد 220 متری فوق شیک کار می کنم و 4 پرسنل رو حقوق می دم از یک رابطه فوق بیمار الان یک رابطه در آرامش کامل دارم از رابطه تنفر انگیز با خواهرم به دلیل اتفاقات گذشته الان رابطه صمیمانه عالی با ایشون دارم از وزن 78 کیلو و قند شدید و چربی شدیدو بیماری و ضعف جسمانی الان 69 کیلو هستم و حالم خیلی خیلی بهتر هست و انرژی زیاد از رابطه معمولی و حتی دور با خدا رابطه عالی با خدا جونم دارم و برای اولین بار در زندگی م کل ماه رمضان رو روزه بودم حتی نصف شعبان رو ( البته با کمک قانون سلامتی ) از بی ماشین بودن الان یک 206 آلبالویی دارم که حدود 200 میلیون قیمتش هستپسرم از تو خونه موندن و هیچ جا نرفتن الان یک استودیو موسیقی داره و مستقله و حتی دیگه با من زندگی نمی کنهخلاصه اینکه با یک قدم اینهمه تغییرفقط خدا می دونه در پایان قدم دوم و وای قدم 12 من کجا هستمخدایا ازت ممنونم خدای مهربونم ممنونم که من رو در مدار این آگاهی ها قرار دادی استاد عزززیزم ممنون که صادقانه و خالصانه این اگاهی ها رو به ما آموزش می دید خانم شایسته عزیز ازتون ممنون م که قدم به قدم با ما همراه هستید و کنید آموزش ها رو بهتر درک کنیمو شما دوست زیبای هم فرکانسی من ازت ممنونم که کامنت من رو خوندی و در کنار شما کلی حس خوب رو تجربه می کنمعاشقتونم
  • -ماهان بختیاری
    من یک شروع تازه در این دوره دارم چون به خاطر ضربات کمالگرایی، عزت نفسم خیلی تخریب شد ولی خداروشکر با دوره حل مسائل خیلی قوی دارم روی بهبود این بیماری شخصیتی کار می کنم. تمرین این جلسه : حل مسئله تصمیمات به تعویق افتاده است که احساس لیاقت ما رو تخریب می کنه. طبق آموزش ها و تمرینات این جلسه از عزت نفس من اومدم یک لیست از کارهایی که به تعویق انداخته بودم نوشتم . از یادگیری روبیک گرفته تا کپی شناسنامه گرفتن . بعد طبق آموزشای استاد و قانون تکامل، از آسون ‌ترین شروع کردم به انجام دادن. اصن غیر قابل باور بود برام که با 10 دقیقه بیرون رفتن و کپی گرفتن آدم میتونه عزت نفسشو بهبود بده. اینجا بود که حرفای خانوم شایسته توی دوره شیوه حل مسائل درباره قدرت بهبودای کوچک برام جا افتاد . چندین روز که روی باور هام کار میکردم ، یکهو یادم افتاد که من 6 ماه پیش سیم خریده بودم برای گیتارم که عوض کنمش ولی به تعویق انداخته بودمش . حسی درونم گفت پاشو برو یه مغازه موسیقی توی پاساژ و عوضش کن . این رفتار در من کاملا جدید بود که من ساعت 8 شب برم دنبال کاور گیتارم بگردم اونم توی چمدون زیر تخت و بعد برم تا پاساژ. فهمیدم آموزشای دوره داره تأثیر خودش رو نشون می ده و شخصیتم داره بهبود پیدا میکنه . توی پاساژ با آدمای فوقالعاده صادق و حرفه ای آشنا شدم که بهم راهکار رو یاد دادن و فهمیدم که من توی گیتار زدن خیلی از مهارت ها رو باید یاد بگیرم تا مستقل باشم. فهمیدم استادم حتی عوض کردن سیم هم بهم نگفته بود و منو وابسته بار آورده بود. خلاصه این تمرین باعث شد ضعف هام رو بهتر بشناسم و بخوام بهبود بدم. باعث شد وارد ترسام بشم و بخوام خودم سیم های گیتار رو عوض کنم چون همیشه فکر می کردم نکنه گیتارم رو خراب کنم. اما با 5 دقیقه ویدیو دیدن ، به راحتی تونستم عوض کنم و چقدر عزت نفسم بالاتر رفت. پدر و مادرم هی میگفتن مگه میشه؟ تو نمیتونی سیم ها رو عوض کنی و‌ کوک کنی. اما من تونستم! انگار خداوند منتظر بود تا من اون قدمی که الهام شده بود رو بردارم تا پیشرفتم رو بندازه روی غلتک این همه اتفاق خوب و تغییر توی شخصیتم توی 6 روز جدی گرفتن آگاهی های این دوره افتاد. الان که دارم ‌مینویسم اشک از چشمانم داره میاد که هفته پیش کجا بودم و الان کجام . الله اکبر.
1 36 37 38 39
161 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نگار سهرابی‌فر (مانلیا)» در این صفحه: 2
  1. -
    نگار سهرابی‌فر (مانلیا) گفته:
    مدت عضویت: 1648 روز

    سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))

    از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))

    عشقم بدون من اینده ی توعم

    اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا

    از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…

    راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))

    ببین ارام جان عزیزم

    دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن

    من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم

    من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم

    همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …

    تو خیلی خوده گذشته ی منی

    جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …

    حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))

    در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))

    ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده

    دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …

    من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه

    از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …

    من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …

    من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …

    ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …

    من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …

    اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …

    برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن

    و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …

    دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …

    من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …

    ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …

    خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …

    ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟

    ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟

    نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟

    به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن

    اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها

    اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))

    ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم

    اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم

    اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))

    دوستت دارم گذشته ی من فعلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    نگار سهرابی‌فر (مانلیا) گفته:
    مدت عضویت: 1648 روز

    ارام گیان عزیز

    بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا

    کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست

    خداوندی که سیستمه

    نه یک انسان

    ما باید این سیستم رو بشناسیم

    بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …

    وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه

    یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی

    و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی

    اصن از خودت بپرس

    چرا گیاهخوار شدی ؟

    برای تجربه ی ارامش بیشتر

    چون این بهت ارامش میده

    حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟

    ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..

    و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …

    خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …

    اون نگاه دلسوزی نداره …

    اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …

    خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …

    خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …

    سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …

    یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …

    این نگاه و دیدگاه خداونده

    اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …

    همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …

    توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: