زینب روشناستاد جان من فروردین پارسال دوره قانون سلامتی رو خریدم و به شیوه این دوره زندگی می کنم. هم خودم وهم خانواده ام نتایج بسیار عالی گرفتیم. زن داداش من هم این دوره رو خرید. ایشون حدودا 20 سال بود که دیابت داشت و انسولین مصرف میکرد.با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ایشون دیگه انسولین نمیزنه و قرص فشار خون رو هم که مصرف می کرد، کنار گذاشته و حدود 40 کیلو وزن کم کرده والان از وزن 120 کیلو به وزن 80 کیلو رسیده
خدیجه شریعتیاستاد چند روز پیش داشتم خودمو با خدیجه قبل از دوره 12 قدم مقایسه میکردم و دیدم نتایجم واقعا شگفت انگیزه دلم نیومد برای شما ننویسم.
خدیجه چند سال قبل یه دختر غرغرو و ناآروم بود که با همه سر جنگ داشت اما خدیجه الان به شدت اروم شده و به شدت دنبال رشد شخصیتشه.خدیجه چند سال قبل پر از شرک بود و هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط زندگیش نداشت، انگار یه مرده بود اما خدیجه الان به شدت امیدواره و می بینه که خداوند چطور داره درها رو براش باز می کنه .خدیجه چند سال قبل درگیر انواع بیماریها بود مثل: آرتروز و دیسک کمر و معده ی ناراحت و همیشه فکر میکرد این دردها برای همیشه باهاش هستن. اما خدیجه الان سالم سالمه، هر روز باشگاه میره و هر روز بدنش قوی تر میشه.خدیجه چند سال قبل به شدت ترس تموم شدن پول رو داشت. هر وقت میرفت خرید پول کم میاورد. تا جایی که حتی از بقیه قرض میکرد و همیشه هم جنس های درب و داغون و مونده مغازه ها رو میخرید. اما خدیجه الان دیگه هر چیزی رو که نیاز داره اون هم از بهترین نوعی که براش امکان پذیره، می خره و همیشه هم پول براش باقی می مونه.مورد بعدی اینه که: من 11 روز پیش تصمیم گرفتم کمالگرایی رو بزارم کنار و دوباره قدم اول رو آموزش ببینم و به تمرینات این دوره عمل کنم و به تعهدم عمل کردم. اینهم از معجزات تعهد من به آموزه های قدم اول در این 11 روز:1- هجرت از کارگاه داداش بزرگم که اونجا کارگر داداشم بودم با تایم کاری سخت و سنگین. اما حالا برای خودم کار می کنم و ساعت کاریم دست خودمه و کلی حالم عالیه.2- همزمان با اون هجرت، خرید یه چرخ راسته دوز عالی برای شروع کسب و کار شخصیمبه صورت نقد. باید بگم منی که تا چند ماه پیش اگه میخواستم یه چیز صد هزارتومنی بخرم کلی باید حساب کتاب می کردم، حالا به این حد از رشد مالی رسیدم که چرخ میلیونی ای رو که مدتهاست رویاشو رو داشتم رو براحتی و نقد می خرم.3- حل مساله ای که با داداش بزرگم پیش اومد سر رفتن از مغازه ش: خدیجه قبلی تو اینجور مواقع به شدت میترسید و گریه و زاری می کرد، اما اینبار خدیجه به لطف خدا و عمل به آموزش ها تونست این مساله رو طوری مدیریت کنه که فرداش داداشم یهم پیام داد و ازم بخاطر رفتارش عذرخواهی کرد.4- رسیدن پول و ثروت از جاهایی که حتی تصورشم نمیکردم.
5- فروش یکجای گلدونایی که از مغازه گل فروشیم مونده بود و کلی معجزه های ریز و درشت دیگه که هر بار به خودم میگم ببین اینا نتیجه همون تعهده س ها. با خودم میگم اینا فقط توی 11 روز برام رخ داد و تازه قدم اول هستم و اگر با همین تعهد پیش برم، قدم 12 ام چقدر نتایجم رشد کرده و این فکر به شدت منو سر ذوق میاره.
هادی قره قانیدوره شیوه حل مسائل زندگی برای من پر ااز لحظه خرید این دوره تا الان برکت بوده و درس. من حدود 3 ماه پیش، در حالی که یکی از سخت ترین روزهای زندگی م رو از نظر مالی و سلامتی سپری میکردم، هدایت شدم به این دوره. 4 ماه بود که به دلیل مشکل سلامتی که بوجود اومده بود، یک ریال ورودی مالی نداشتم و حدود 125 میلیون هم، بدهی بابت کارم داشتم. وقتی وارد این دوره شدم به خودم گفتم: «استاد این دوره رو برای من آپدیت کرده و مجدد گذاشته باید خوب و دقیق از آگاهی های این دوره استفاده کنم.» خیلی ذوق برای شروع کردنش داشتم و متعهد شده بودم هر آنچه گفته شده رو باید دقیق انجام بدم.با دقت دوره رو شروع کردم و تمرینات رو انجام دادم و در دفتری که برای این دوره خریده بودم یادداشت می کردم. واقعا استاد چقدر درست گفتید که بهایی که برای دوره ها پرداخت می کنید، چندین برابرش بهتون برمیگرده. باورتون نمیشه بعد از شروع عمل به آگاهی های دوره، روزهای سخت بی درآمدی من داشت تموم می شد. نشونه ها و برکات از روز دوم شروع شد.دقیقا داشتم تمرینات جلسه دوم رو انجام میدادم که یکی از مشتری هام که خیلی وقت بود ازش خبری نداشتم باهام تماس گرفت و سفارش خیلی خوبی داد. واقعا باور کردنی نبود، این سفارش بیشترین حجم سفارش در 6 سال سابقه کاری من بود. واقعا از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم با این که رو تخت افتاده بودم ولی دلم میخواست پرواز کنم.انگیزه بیشتری گرفتم و گفتم باید بچسبم به دوره و جلسات و تمرینات رو یکی یکی با دقت انجام بدم. بیشترین دلیل خرید دوره شیوه حل مسائل برای من پرداخت بدهی هام بود. چون قشنگ سنگینی بار بدهی رو روی دوشم، حس میکردم. میدونستم اگر بدهیام رو پرداخت کنم شرایطم حتما تغییر میکنه. به خودم تعهد داده بودم بدهی هامو تسویه کنم.نجواهای شیطان هم مثل همیشه چیزی برای گفتن داشت و میگفت چجوری این همه بدهی رو میخای بدی در صورتی که چند ماهه یه ریال درآمد نداشتی؟من شروع کردم به عمل به تک تک جلسات دوره و انجام تمریناتش و به طرز باور نکردنی در کمتر از یک ماه من تونستم همه اون 125 میلیون بدهی رو پرداخت کنم. در صورتی که در شروع کار هیچ ایده ای برای پرداختشون نداشتم و روی تخت افتاده بودم و حتی توان حرکت کردن هم نداشتم.به خاطر عمل به آموزش ها، برکت ها شروع شد و از در و دیوار مشتری برام میومد در صورتیکه بقیه همکارانم شوکه شده بودن از فروش من، میگفتن تو این بازار اصلا نمیشه اینجوری فروخت. اونا نمیدونستن که کار من نیست همش کار خداست، اون داره مشتری میفرسته من که کاری نکردم. به قول خودتون استاد عزیزم، وقتی قدمی برای حل مسئله برمیداریم و حتی ایده ای هم نداریم راه و چاه خودش گفته میشه بهمون.الان که دارم این کامنت رو مینویسم چندین بار جلسات دوره رو از اول تا آخر گوش دادم و تمریناتش رو انجام دادم و با هر بار مرور جلسات و تمرینات دوره، درهای جدیدی برای حل مسئله هام باز شده.این دوره از من یه نسخه جدید از هادی ساخت. الان دیگه یه عزت نفسی دارم و یه احساس لیاقتی پیدا کردم که هر مسئله ای توی زندگی م پیش بیاد با آغوش باز پذیرای اون هستم و میرم که حلش کنم و از نعمت ها و برکاتش استفاده کنم. با آموزش های این دوره این رو تجربه کردم که انگار یه گنجی تو دل مسائل هست که تنها راه دستیابی به اون گنج، فقط حل کردن مسئله از ریشه هست.خدارو شکر الان هم وضعیت سلامتی م بسیار بهبود پیدا کرده که واقعا شکر گزار این نعمت گرانبها هستم. همچنین به لطف خدا درآمدم 6 برابر بیشتر شده و مطمئنم بیشترم میشه. دوستای عزیزی که تازه این دوره رو خریداری کردید، تمام تمرکز تون رو بزارید رو این دوره. واقعا تمرینات این دوره بی نهایت استادانه طراحی شده و وقتی به این تمرینات عمل کنید، از نتایجش شگفت زده خواهید شد. این دوره بی نظیر بارها و بارها برای هر مسئله بزرگ و کوچک به کارتون خواهد اومد و تا آخر عمر می تونید ازش استفاده کنید.
سارا سهیلیدوره شیوه حل مسائل زندگی، مسئله رو از من حل کرد که 3 سال درگیرش بودم. مسئله این بود که نمی توانستم از کار مورد علاقه ام به صورت مستمر پول بسازم. هر ایده ای که بگید رو برای حل این مسئله امتحان کردم. به هر دری میزدم ولی نمیتونستم از کار مورد علاقم ، مستمر پول بسازم.با عمل به آگاهی های دوره شیوه حل مسئله، مسئله ی 3 ساله ی من حل شد. سوالات فوق العاده ای که توی این دوره طراحی شده، بهم فهموند که ریشه مسئله من چی هست. استاد من از فروردین ماه تا به الان خداروشکر دارم به صورت مستمر از کار مورد علاقم پول می سازم. چیزی که آرزوم شده بود که حل بشه رو دارم تجربه می کنم. تازه من حتی هنوز به جلسه آخر دوره شیوه حل مسئله نرسیدم. مهم ترین تمرکز من این بوده که سعی کردم تمرینات جلسه دوم دوره رو هر هفته انجام بدم.استاد توی سه هفته ی اخیر کسب و کار من زیر رو شده. منی که قبلا آرزوم بود در ماه یک سفارش 50 هزار تومنی بگیرم، الان تا مهر ظرفیتم تکمیل شده و مشتری هام دارم سفارشات شون رو برای مهر ماه رزرو می کنن.
از اونطرف دوره فوقالعاده کشف قوانین زندگی، بهم دو تا ترمز مهم رو شناسوند که با برداشتن اون دو تا ترمز، کسب و کارم بسیار پر رونق شد.
اینقدر توی این یکی دو روزه، مشتری اومده که من همش مشغول جواب دادن به مشتری ها بودم.برای من حل این مسئله مساوی با حل بزرگترین چالش زندگیمه و این تجربه موفق بهم فهموند که من بلدم مسئله حل کنم؛ مسائل حل میشن فقط باید ریشه رو بشناسی و راه حلش رو یاد بگیری.
منیراین بار دوم هست که دارم روی آموزش ها و تمرینات دوره 12 قدم کار می کنم و الان برای بار دوم، به قدم 6 رسیدم.وقتی چکاپ فرکانسی که در شروع دوره نوشتم رو نگاه میکنم، روز به روز پیشرفت و تغییراتم رو می بینم.از اون روز تا الان: درآمدم 6 برابر شده.پس اندازم تقریبا 30 برابر شده و قدرت خریدم بالا رفته. وام مسکنی رو که گرفته بودم یک جا صفر کردم و بدهی ندارم.بدنم سلامت شده. استاد قبل از شروع 12 قدم مسئله ای برای من رخ داد که تمام مهره های کمرم دچار دیسک شدن. زمانی که 12 قدم رو تهیه کردم به این نیت بود که بچه دارم بشم. با تکیه بر آموزش های 12 قدم من تونستم به اون درد غلبه کنم و حتی 9 ماه بارداری رو طی کنم و بچم سالم به دنیا بیاد. خدا این بچه رو دقیقا بعد از پایان قدم اول به من داد و در تمام دوران بارداری، من شکرگزاری کردم و فایلهای شما رو گوش دادم. الان بچه ام 1 سال و 8 ماهشه و فایلهای زندگی در بهشت رو که براش میذارم فقط ذوق میکنه و ارتباط روحی واضحی با شما داره. فایلهای صوتی شما رو میذارم انگار آرامش میگیره و به خواب میره.واقعا هر لحظه زندگی من شده تغییر. از نظر اعتماد بنفس، آموزش های شما 180 درجه من رو تغییر داده. تغییرات داشتم. سپاسگزارم از آموزش های اصل و بی حاشیتون.
علیرضا بهادریاستاد شما توی قدم هفتم، قانون رهایی رو آموزش دادید. در مورد قانون رهایی در زندگیم چندان بیگانه نبودم و طبق این قانون یک تصمیم مهم رو در زندگیم گرفتم اما ترسها و کمبود ایمان اجازه اجرای این تصمیم رو از من میگرفت. آموزش های شما توی این قدم در مورد قانون رهایی به من ایراد کارم رو فهموند. من با گاری ای از باورهای محدود کننده که به خودم بسته بودم، نه تنها رها نبودم بلکه مسیر رو برای خودم سخت و دشوار کرده بودم. عمل به آموزش های شما توی این قدم، این گاری را از من باز کرد و جاده ای آسفالته را به من نشان داد تا سوت زنان به اهداف و خواسته هایم برسم.
من با توکل به خدا حرکت کردم و سعی کردم در مسیر این تصمیم رها باشم تا خداوند به بهترین چگونگی هدایتم کند. نتیجه اجرای این آموزه ها برای من، آزادی مکانی و مالی بود.
درآمد 14 برابر شد. از درآمد 5 میلیون در ماه به 70 میلیون در ماه رسیدم.
از زندگی در شهری غریب به زندگی در آپارتمانی با وی یی زیبا و عالی رسیدم.
در مسیر نجواها زیاد بود که اگر نشه چی. اما ایمان من به خدا بیشتر بود و همیشه میگفتم اگه بشه چی میشه. من از 12 قدم یاد گرفتم و آموختم که وقتی در مسیر درست حرکت میکنم هر اتفاقی که در زندگیم بیفته رو به خیر تعبیر کنم و مطمئن باشم که نتیجه آن به نفع من خواهد بود.
حسین دهنویمی خوام چند مورد از نتایجی رو با شما به اشتراک بگذارم که از عمل به 3 جلسه اول دوره کشف قوانین زندگی و انجام تمرین کدنویسی شرایط دلخواه روزانه گرفتم. من 13 سال بود که درخواست یک پست سازمانی را داشتم. به هر دری زدم که بتونم این پست سازمانی رو بگیرم. از درخواست از آدمای گنده شهر و استان گرفته تا آدمهای سیاسی شهر خودمون. ولی نشد که نشد من در این 13 سال تلاش، این پست سازمانی رو بگیرم.وقتی وارد دوره کشف قوانین زندگی شدم، بالای 10 بار من 3 جلسه اول این دوره رو گوش دادم و سعی کردم تمرینات شو مو به مو و دقیق انجام بدم و نتایج این تمرکز رو هم دیدم.من توی این جلسات یاد گرفتم که که با کد نویسی و ارسال فرکانس خواسته ام و برداشتن ترمزها، می تونم به خواسته ام برسم. نتیجه تمرکزم بر تمرینات این جلسات این شد که در کمتر از یک ماه تونستم به پست سازمانی ای برسم که همیشه آرزوش رو داشتم و با وجود 13 سال دوندگی نتونسته بودم بدست بیارمش. روزی که داشتم تمرین چالش 30 روزه کد نویسی رو انجام می دادم، فکرشو نمی کردم که انقدر سریع جواب بگیرم.مورد بعدی از نتایج اینه که: من در بیزینس شخصی ام که سوا از کار دولتیم هست، همیشه بحث صادرات برام یک علامت سوال بود که چرا من نمیتونم صادرات انجام بدم؟! چرا هر وقت برای صادرات اقدام می کنم یه مشکلی به وجود میاد که من نتونم صادرات انجام بدم؟!
اومدم با کمک تمرینات و سوالات خودآگاهی درباره ترمزهای ذهنی، ترمزهام رو شناسایی کردم و شروع کردم به رفع اون ترمزها. فقط رو این موضوع من دو روزه کار کردم و نتیجه این شد که همین الان که دارم این متنو تایپ میکنم، در محل دفتر کارم بودم و داشتم کارهای مشتری ای رو انجام می دادم که به من پیشنهاد خرید تناژ از کسب و کارم رو داد اونهم به صورت نقد. من کد این خواسته رو 2 روز پیش نوشتم و همین امروز هم جواب گرفتم.
خدا را شکر میکنم بابت این قوانین دقیقی که گذاشته در این جهان هستی. خدا را شکر میکنم بابت استاد عزیز که این قوانین رو انقدر دقیق به همراه خانم شایسته به ما یاد دادن تا بتونیم برنامه نویس زندگی خودمون باشیم و زندگی خودمون رو همونطور که دوست داریم، خلق کنیم.
فاطمه طالب نیادو سه ماهی بود که ذهنم درگیر موضوع حقوقم بود. میخواستم برم با رئیس کارخونه مون صحبت کنم و درخواست افزایش حقوق بدم اما برام خیلی کار سختی بود. گفتم بیام دوره عزت نفس و که پارسال خریده بودم دوباره گوش کنم و تمریناتش رو انجام بدم. توی تمرین جلسه اول شما گفتین یکی از تصمیماتی که مدتها به تعویق انداختین رو انجام بدین. منم تصمیم گرفتم که حتما این کارو انجام بدم و نتیجه اش رو اینجا بنویسم. استاد من قبلا توی یکی از دوره ها از شما یاد گرفتم که کارهامو با خدا تقسیم وظایف کنم.من از خدا خواستم که خدایا من میرم برای حقوقم صحبت میکنم و مبلغ مناسبی هم برای افزایش حقوقم در نظر گرفتم و از خدا خواستم که تو این مبلغ رو توی زندگی ام جاری کن و همه اینهارو توی دفترم نوشتم.از تمرین ستاره قطبی هم کمک گرفتم تا هدایت بشم به زمان مناسب. چون همیشه تو اتاق رئیسم مهمون هست، مشتری هست و واقعا وقت آزاد گیر آوردن برای صحبت خیلی کم پیش میاد. اما باورتون نمیشه که خدا برای من همزمانی هایی رو ایجاد کرد که من خیلی راحت رفتم اتاق رئیسم و صحبت کردم. رئیس من، دقیقا همون مبلغی که من برای خودم تو دفتر نوشته بودم همون مقدار برای افزایش حقوقم درنظر گرفتن و من چقدر خوشحال شدم و چقدر ایشون با عزت و احترام با من برخورد کردن و من متوجه شدم که چقدر حواسشون به همه چیز هست و میبینن مهارتهارو.من فهمیدم که چقدر موضوع ثروت ذهنیه و اگه بتونیم مبالغ بیشتر رو برای ذهنمون منطقی کنیم برای خدا کاری نداره همون مقدار رو وارد زندگیمون میکنه و فهمیدم که این منطقی شدن مبالغ بالاتر تکامل میخواد. یعنی من الان که به این مبلغ رسیدم و برام باورپذیر شد میگم پس بالاتر از این هم میشه و دفعه بعد روی اون مبلغ تمرکز میکنم. البته این رو هم بگم که ثروت فقط با احساس لیاقت بدست میاد. یعنی من اول توی کارم تونستم مهارتی رو که بدست آورده بودم به مدیرعامل مون نشون بدم و این مهارت عزت نفس من رو بالاتر برده بود. بعد به خاطر آموزش های دوره عزت نفس، مطمئن بودم که اگه برم صحبت کنم و درخواست بدم، حتما افزایش حقوق خواهم داشت.
داریوش فضلعلیپورمیخوام تجربه خودمو از عمل به قانون سلامتی بنویسم
یه نکته جالبی هست که همه دوستان از بزرگ شدن لباساشون نوشتن و اینکه دیگه لباساشون براشون گشاد شده. اما برای من برعکس شده. چون قبل از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی من به شدت لاغر بودم. قدم 196 سانتی متر و همیشه وزنم 70 کیلوگرم. فکرشو کنید چقدر لاغر بودم. سالها بود دنبال اضافه کردن عضله بودم. هرکاری میکردم اما هیچ نتیجه ای نمی گرفتم. ولی الان حدود 3 ماه هست که 100% به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می کنم و هم بدنم عضله ای شده، هم قدرت بدنیم بیشتر شده و هم انرژی جسمانیم بینهایت شده.بازوهام سینه هام سرشانه هام و تمام عضلاتم انقدر بزرگ شده که لباس های قبلیم برام کوچیک شده.
واقعا قانون سلامتی بهترین سبک زندگیه.
از نظر سلامتی بهترین دوران زندگیمو دارم تجربه میکنم و همینطور زیبایی اندامم که هر روز بدنم عضله ای تر میشه و از دیدن بدنم جلوی آینه لذت می برم و
در کل حس و حالم عالیه
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، پشت بدنم، کمرم، باسنم، پشت بازوهام و پاهام پر از جوش بود اما الان هیچ اثری ازشون نمونده.
پوست بدنم به شدت شفاف و تمیز شده و میتونم بگم جوش های بدنم 100% رفتن. تازه هنوز 3 ماهم نشده که دارم از قانون سلامتی استفاده میکنم ولی به شدت نتیجه های عالی گرفتم
استاد عزیزم واقعا ممنونم از شما و خدارو شکر میکنم به خاطر شما و این دوره عالی
امیرحسین روشنگرمیخوام از نتایجم از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی بگم. استاد شما الگوی بسیار قوی در ذهن من شدید و در من این باور رو ساختید که رسیدن به هر خواسته ای ممکنه. من زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی رو شروع کردم و اونقدر نتیجه گرفتم که فهمیدم واقعا ما انسان ها چقدر نامحدودیم. استاد من 3 سال بود که به خاطر یک جراحی تشنجی شده بودم و دکتر به من قرصی رو داده بود که باید همیشه مصرف می کردم. اما به خاطر زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی این مشکل من برطرف شد. دیگه تشنج نمی کنم و قرص هم مصرف نمی کنم و حالم هر روز داره بهتر میشه. استاد این بزرگترین معجزه زندگی منه چون من بخاطر این مشکل، 3 سال خونه نشین بودم و این مسئله باعث شد که همه چی در زندگیم متوقف بشه.من توی 3 ماه، 40 کیلوگرم وزن کم کردم اونم مثل اب خوردن. خوابم آنقدر با کیفیت شده و سحرخیز و سرحال شدم که نمی تونم وصفش کنم. قدرت تمرکز و قدرت یادگیریم به شدت بالا رفته و هرچی رو که یاد می گیرم، توی ذهنم می مونه و فراموش نمی کنم. پوستم مثل آینه صاف شده اونم منی که پوستم چربی خالص بود. بدنم کلی عضله ساخته و کمرم هفتی شده. ریزش موهام کامل قطع شده و حتی موهام پر شده. استاد نمیدونم چجوری ازت تشکر کنم. از خدا می خوام شما رو در بالاترین مقام بهشتی دنیا و آخرت قرار بده.
سلام استاد
گفته بودین که باور کمبود کجاها توی زندگیتون هست میدنم که خیلی خیلی وجود داره ولی چند تاش که تونستم پیدا کنم من خیاط هستم وهمیشه میخاستم که یکی کمکی داشته باشم ولی باورم این بود که خیاط خوب نیست اگرم باشهاگر خیاط بگیرم حقوقش رو چه جوری بدم اگر درامد کافی نداشته باشم یا مثلا ایده به ذهنم میومد یه رگال لباس تولید کنم مشتری هام که میان از رگال هم دیدن کنن وبفروشم دوباره فکر منفی میومد که اگر فروش نره چی رودستت بمونه چی وهمین ترس باعث شده که هیچ وقت قدمی برندارم
وبابت اینکه گفتین باچه مساعلی روبرو شدید که فکر میکردین راه حلی نداره من با پسرم که الان پونزده ساله خیلی بحث میکریم فکر میکردم میتونم کنترل کنم وبعضی وقتا دیگه اینقد عاجز میشدم تو خلوتم گریه میکردم یروز از خدا خاستم که کمکم کنه همون روزا بود که خواهرم یه کلاسی رو معرفی کرد که برای فرزند پروری بود اونجا بود که فهمیدم مشکل پسرم نبوده خودم بودم با افکار منفی که ممنتوم میگرفتن منو با پسرم دذگیر میکرد واز من بعد از اون چند جلسه کلاس نه تنها دیگه با پسرم درگیر نبودم بلکه باهم دوستو رفیق هم شدیم الان همه چی رو میاد برام تعریف میکنه در صورتی که قبلا اگر میپرسیدم هم چیزی نمیگفت الان خودش میاد بغلم میکنه بوسم میکنه
یوقتایی که صداشو بلند مبکنه میاد معذرت خاهی میکنه
این اولین دوره ای هست که ازتون گرفتم امیدوارم به دستاورهای بزرگتری برسم وبیام باهاتون در میون بزارم بازم ممنون
سلام خدای جانم
سلام استاد عزیزم ودوستان مهربونم
من دیروز فایل دوم استاد رو گوش دادم در مورد راحت کارها براشون انجام میشه وبا هدایت پیش میرن دیروز تصادف کرده بود همسرم خداروشکر اتفاق بدی نیافتاده بود مقصرم نبودن رفته بودن بیمه اونجا کروکی ازشون خواستن وهمسرم رو 4تاکلانتری فرستاده بودن دنبال کروکی هر جا روفته بود جای دیگه ایی رو گفته بودن بره و…کلی درد سر داشتن دیروز
حالا امروز همسرم وقت نداشت بره سرکار بود به من گفت برم کروکی رو بگیرم به خیال خودمون کلانتری مورد نظر رو پیدا کرده بودیم گفت برو اونجا بگیرش منم رفتم گفتن سرهنگ فلانی اینجا نیست برو فلان کلانتری بازم یه جای دیگه منم تو دلم گفتم چرا این جوری شد من برا نیم ساعت مرخصی گرفتم نکنه خیلی طول بکشه منو الکی این ور واون ور بفرستن بعد یاد حرف استاد افتادم گفتم خدایا منو هدایتم کن من به راحت ترین راه بتونم کارمو انجام بدم برم خیلی سریع کارم راه بیافته و…بعد به گروهبان گفتم آدرس رو تو نشان برام من علامت بزن با همون مسیر یاب برم چون من اونجارو بلد نبودم وقتی که به مقصد رسیدم دیدم تو اون منطقه اصلا کلانتری وجود نداره از یه آقایی پرسیدم این خیابون کلانتری هست منو اینجا فرستادن ایشونم خیلی آدم مطلعی بود گفتن نه اصلا کلانتری نداره واون کلانتری که گفته بودن بهم گفت که خیلی از اینجا دوره و….
بعد کلی راهنمایی کرد که کروکی فلان بگیری اگه دست نویس کردن بیمه قبول نمیکنه وووو
بعد رفتن منم با ماشین راه افتادم دیدم این آقا به سمت ماشین من میاد منم نگه داشتم گفتن این خیابون یه طرفه س تهش از اینجا نمیتونی دور بزنی یه راهنمایی رانندگی هم چند تا کوچه بالاتر هست اگه بری از اونا بپرسی چون اداره کل شونه بهتر راهنماییت میکنن آدرس داد منم رفتم خیلی راحت پیداش کردم رفتم پرسیدم فلان جا تصادف کردیم و…کجا برم آدرس قبلی رو بهم دادن گفتم اونجا رفتم یه کلانتری دیگه روگفتن سرهنگ فلانی اینو که گفتم گفتن سرهنگ اینجاس در رو باز کردن بیا تو من شوکه شده بودم چون فقط رفته بودم آدرس بپرسم که کدوم کلانتری برم
همون جا کروکی رو بهم دادن راحت وآسان خداروشکر انقدر ذوق زده شدم از این اتفاق که نمیتونم براتون توصیفش کنم اشکم دراومد که ببین استاد میگفت این طوری شد هدایت خواستم کارها برام آسون شد منم کارم آسون پیش رفت خداروشکر من اینو معجزه میدیدم واقعا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم انشاءالله
دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم
حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم میکنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)
اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..
گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم
گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم
و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .
و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم
وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر
همه ی ترسام خلاص میشم استاد
همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان میکنه به اذن الله
اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم
و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم
حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم
هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب
شکسته ی منو داد
من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی
( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد
تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..
و هربار اشتباهات جدید
حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد
آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم
تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر
بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم
به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم انشاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم
اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله
به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود
خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم
یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم
و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه
لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم
خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم
و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره
ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت
به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم
و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم
آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم
اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش
اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه
همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق میکنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست
وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمیدونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت میبردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت میبردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمیدونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمیدونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم
الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار
زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم
خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین
سلام به استاد عزیزم
خدای مهربانم هرچه دارم ازتودارم
من اصلا یک درصد فکر نمیکردم بتونم تا قبل از زمان تخفیف دوره رو بخرم بصورت ناگهانی
البته چند وقتی هست که همسرم در برنامه های استاده وخیلی تمایل به خرید این دوره داشت همش میگفت یه جوری این دوره رو بخریم قبل از عید توسط یکی از دوستان غرفه روسری زدیم وخداروشکر پول دوره برامون جفت و جور شد حتی چند برابرش ….وتمام مخارج عیدمون رسید نزدیک به 10میلیون عیدی سوغات بردم اصلا فکرشو نمیکردم ..ایام عید کلی بهم خوش گذشت ….مادر شوهرم کلی بهمون سوغات داد البته مادر شوهرم زنی دست ودلبازن ….وخداروشکر نتایج دارن میان اینها رو داشته باشین تا نتایج بیشتر رو هم بیام بنویسم
سلام خدای جانم مهربان ترینم عزیزم هادی ام هستی ام آرامشم خدای زیبایم خدای رحمانم رحیمم سخائم ستارم
وسلام ودرود بر استاد عزیزم خیلی خیلی دوستون دارم برام خیلی باارزشینخداروشکر خدا منو به سمت شما هدایت کرد
خواستم تو دفتر یادداشتم اینو بنویسم ولی حسم گفت بیام واینجا بنویسم
بنویسم وتقاضای هدایت کنم از خدای عزیزم برای کسب وکاری که میخوام راه بندازم شروع کنم خدایا مدرسم باش هدایتم کن چطور شروع کنم کجا برم چه چیزهایی بخرم خودت کمکم کن تایم خالی برام باز کن من با آرامش و وقت کافی بتونم کارمو شروع کنم
این رو به عنوان یه رد پا برای خودم گذاشتم توکل علی الله
به نام خدای مهربانم خدای خوب و قدرتمندم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان همفرکانسم
این روزها با اینکه هنوز نتونستم دوره رو تهیه کنم
اما متوجه شدم به خداوند خیلی نزدیک تر شدم
و راحت تر خواسته هامو میخوام و بهم داده میشه
و الان اومدم کامنتها رو بخونم چقدر قشنگ نوشتن دوستانم من فدای شما بشم
خیلی خوشحالم که نتایج عالی گرفتین در این مدت کم
بعضی از دوستان گفتن بعد از دو یا سه جلسه تمرین حل کردن نتایج عالی رو گرفتن خب خیلی خوبه
این مشخص میکنه چقدر دوره مهمیه چقدر بازخورد گرفتن دوستان
چقدر تلاش ذهنیشون بالا بوده و برای من درس داره که روی هر دوره ای تمرکزی کار کنی پاسخ مثبت میده تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا
خدارو شکر میکنم برای داشتن همچین استادی و همچین دوستانی الهی شکرت سپاسگزارتم
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شاد و سلامت و ثروتمند باشین
به نام خداوند قادر مطلق خدایی که این روزا اینقدر باهاش صمیمی شدم که هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم
خدایی غیر از خدایی که قبلاً می شناختمش
الان هم اومدم نتایج شما دوستان عزیزم رو برای اولین بار توی این قسمت از سایت بخونم ،که خدا یهویی بهم گفت تو هم بنویس
بنویس که همه باور کنن اگه با من رفیق بشن دیگه نگران هیچی نمیشین.،من میگم چی کار کنن که چرخ زندگی شون روان بشه
به خدا الان که دارم مینویسم اشک از چشمام سرازیره .
نه از ناراحتی بلکه از سر شوق که چنین خدایی داشتم و ازش بی خبر بودم.
تازه منی که خیلی ادعای خداشناسی و این حرفا رو داشتم.
برای همه مادر بودم برا خودم زن بابا
از بس باورهای خراب تو ذهنم بود
باور این که خدا دعاهای منو در حق دیگران چقدر زود جواب میده ولی برای خودم نه
همه ازم التماس دعا داشتم و منم به خدا میگفتم تو که خیلی مهربونه حاجتشون رو بده و جالب این که همه به حاجتشون میرسیدن و البته وصد البته این به خاطر باور خودشون بود که جواب میگرفتن نه به خاطر دعای من
و
من اینو میدونستم و به روی خودم نیاوردم.
و
به خودم میگفتم چون خدا خیلی دوستم داره
هی میخواد ازش التماس کنم برای گرفتن حاجت خودم
و
با خودم میگفتم هر چه بیشتر دارم اذیت میشم
پس جایگاه بهتری پیش خدا دارم
پس اگه اینجا نشد حتما اون دنیا برام بهتره
و
این هم یه باور مخرب دیگه و
هزاران باور دیگه که به خدا میچسپوندم
البته که این باور در جامعه آیی که بودم تاثیر گرفته بودم و در خودم تقویت کرده بودم متاسفانه.
اما خدای درون الانم کجا و اون خدا کجا
که هر لحظه داره منو هدایت می کنه به بهترین راه ها ،
و این رو مدیون آموزش های استاد عزیزم میدونم.
که زندگی منو عوض کرده از هر لحاظ.
خدایا شکرت
همیشه با خودم میگم استاد عزیزم تو که دراستان من در صد کیلومتر متری من سالها زندگی کردی و آغاز تغییرت از اون جا بود
چرا امن
من این همه دیر با شما آشنا شدم.
از فایلهای رایگان که ارزش میلیاردی دارن شروع کردیم و الا با دوازده قدم داریم رو به جلو پیش میریم چ بیشتر از چیزی که میشنوم دارم به گفته های استاد عمل می کنم.
به هر حال خدا را هزاران بار شکر از بودن در کنار شما و این دوستان عزیز و خصوصاً عزیز دلت مریم جان که هر روز با دیدن زندگی پر بهشت دارم در بهشت افکارم زندگی میکنم.
از لحاظ روابط با همسرم که عالی شده و تا قبل از این که ایشون واقعا یه آدم دیگه آیی شده
ما هر روز زندگی در بهشت رو با هم میبینم و این همه فراوانی و عشق رو از بودن با شما تجربه می کنیم .
فایلهای توحیدی استاد عزیزم انقلابی در ما به وجود آورده که الان با قدرت و یقین به هدایت الله با دست خالی و به صورت تکاملی طی مدت یک سال اخیر داریم کاری رو برای اولین بار شروع می کنیم که
خدا خودش بهم الهام کرده و مجوزش رو هم خودش داده و مطمئن هستم به بهترین شکل پیش میره و ما رو به ثروت و روزی به غیر حساب میرسونه.
در هر حال اینو به دوستان گلم خواستم بگم که هر طوری تو خدا رو توی ذهنت بسازید همون رو می بینی .
من الان یه جوری باهاش رفیق شدم که دوست ندارم وقتم رو پیش کسی دیگه ایی بذارم.
من الان هر چه ازش بخوام بهم میده
و
مهم تر از همه رفاقت با خودشه .
حال خوب بودن با خودش.
دورت بگردم خدای ارحم الراحمین.
ممنون از شما دوستان عزیزم که کامنت منو خوندید و باور کردید هم حرفای منو
هم خدای درون وجود خودت رو
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید.
سلام به خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز استاد عزیز من و همسرم 4 ماهه که با فایل های شما اشنا شدیم در اصل خدا مارو هدایت کرد به سمت این فایل ها ولی تو این 4 ماه اندازه ی یک سال من رو خودم کار کردم جوری که صبح که از خواب پامیشدم فقط تو گوشم صحبت های شما بود تا شب که میرم بخوابم یعنی جوری شده که من تو خونه موقع کار تو ماشین تو مهمونی تو خرید هر جا که باشم دارم از صحبت های شما استفاده میکنم من و همسرم خیییلی خوشحال و خوشبختیم که با شما اشنا شدیم و این هم از لطف خداس تو این 4 ماه خیلی چیزا تغیر کرده هم رابطه ی عاطفی ما هم سلامتیمون هم ارامشون هم نعمتهامون ما یه دختر 15 ساله داریم بعد از شنیدن صحبت های شما برای خودش دفتر شکر کزاری و دفتر هدف گزاری درست کرده و من خیلی خوشحالم که شما استاد عزیز مانند یه نور پاک وارد زندگی ما شدید و خیلی شیرین و دوست داشتنی مارو هدایت میکنید خدایا هزارررران بار شکر برای وجود خودت برای وجود استاد عزیز برای اینکه من و خانواده ام لایق این هدایت شده ایم ما هر روز بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم تا به بهترین خودمون تبدیل بشیم ممنونم از شما استاد عزیز شما نور الهی هستید برای روشن کردن زندگی دیگران خوش به سعادت شما و خوش به حال ما که شمارو داریم خدارا سپاس برای این لحظه و هر لحظه به امید موفقیت بیشتر و بیشتر خدایا شکرت
داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبلتر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی میکنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی قبلتر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایلهای عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزشها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایلهای توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .
در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .
به نام خداوند بی همتا
سلام خدیجه جان ،واقعا تحسینتون میکنم به خاطر موفقیتها و پیشرفتی که کردید.
ازتون میخوام بپرسم که شما به چه روشی فایلها رو تمرین میکنیدوعمل میکنید ؟؟ که اینقدر نتایج خوب گرفتید.من با اینکه چندین سال است که روی خودم کار میکنم آنطور که باید نتیجه نگرفتم. از همه لحاظ پیشرفت آنچنان نگرفتم و اگر هم بوده یه دوره کوتاهبوده و دوباره به حالت قبل برمیگردم .
ممنون میشم تجربیات خودتون رو دراختیارمون بزارین.
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید.
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
سلام به دوستان هم فرکانسی و خدیجه خانم عزیز،مدتها بود کامنت نذاشته بودم،الان با دیدن پیام شما یچیزی درونم گفت دست به قلم شم و بنویسم.
خدیجه عزیز من هم مثل شما درگیر سردرد های تنشی و میگرن عصبی هستم،که 12 ساله درگیرم کرده،هر شب باید دارو بخورم همیشه کیفام پره دارو هست،یخچال و کابینت های آشپزخونه
عین پیرزنای 80 ساله فقط با خودم دارو حمل میکنم اینور اونور،من 32 سالمه،الان نزدیک دو ماهه که سردردم یکباره شدید تر شده و حتی داروهای همیشگی خودم هم نتونستن ساکتش کنن،و حتی امروز هم نتونستم برم سرکار مرخصی گرفتم من دبیر هستم،الان یک ماهی بود که با خودم درگیر بودم قانون سلامتی رو بگیرم یا نه،میتونه این سردرد 12 ساله منو درمان بکنه یا نه،همش دو دل بودم،از خدا میخواستم یه نشونه یه پیام یه چیزی از تو سایت بهم نشون بده که دلم رو قرص کنه با خیال راحت قانون سلامتی رو تهیه کنم،تا اینکه امروز از صب تو سایت چرخیدم رفتم تو صفحات مربوط به کامنت های قانون سلامتی کلی اونجا کامنت خوندم وقتی چشمم افتاد به پیام دوست عزیزی که نوشته بود میگرن داشته و بعد از 20 روز عمل به قانون سلامتی بکل سردردش از بین رفته و خوبشده از شدت خوشحالی اشکم ریخت گفتم خدایا شکرت بالاخره جواب دو دل بودنم رو دادی،دیگه مصمم شدم همین هفته این دوره رو تهیه کنم،بعدش هم به پیام شما هدایت شدم بی نهایت خوشحال شدم خدارو سپاسگزاری کردم بابت این جوابی که از طریق دوستان عزیزی چون شما بهم داد.
خدایا ازت بینهایت سپاسگذارم،بابت جوابهای خوبی که از طریق کامنت های دوستانم بهم گفتی،باورم نمیشه چقدر خوشحالم خیالم راحت که دیگه میتونم با عمل به قانون سلامتی از شر این سردرد چندین ساله خلاص بشم.
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم بابت این دوره های فوق العاده هر چقدر از شما سپاسگذاری بکنم بازم کمه.
خیلی دوستتون دارم استاد جانم
عاشقتونم مریم عزیزم
دوستان هم فرکانسی من خیلی دوستتون دارم،نمیدونید با کامنت های شما چقدر از جواب سوالاتم پیدا میکنم.حالم خوب میشه
امشب این ساعت این لحظه خواستم این رد پارو از خودم بذارم تا بعد از تهیه قانون سلامتی و عمل به آموزه هاش بیام و مثل خدیجه عزیز با خوشحالی از نتایجم بنویسم از سلامتیم.
خدایااااااااااااا من عاشقتممممممم
شکررررررررررررررتتتتتتتتتت خدا
دوستدار شما=سحر
1404/1/18