سید حسنیه زمانی من شکست مالی خورده بودم و از همه جا نا امید بودم. اما من انسان قوی ای بودم و این انگیزه توی وجودم بود که:
من هنر و مهارت دارم. شروع کردم کار کردن روی خودم. برای خودم اهرم رنج و لذت نوشتم و انگیزه ایجاد کردم. اون انگیزه برام عشق به کار می داد. با اینکه همه من رو می شناختند، چون خودم قبلاَ شرکت داربستی داشتم، اما به خودم گفتم کار که عار نیست. گفتم من با امکانات الانم از کارگری شرکت های داربستی شروع می کنم نه برای اینکه کارگری کنم بلکه برای اینکه اولین قدم باشه تا ایده یا مسیری باز بشه تا بتونم شرکت خودم رو راه اندازی کنم و این موضوع بهم انگیزه می داد.من با کارگری ماهی 10 میلیون شروع کردم. حرف مردم هم برام مهم نبود. تکاملم رو طی کردم. در طی مسیر هزاران انگیزه و ایده جدید در ذهنم باز می شد و مسیر تحقق این هدفم رو خدا برام واضح تر می کرد و الان یک شرکت موفق دارم که در ماه قبل 210 میلیون درآمد کسب کردم و درآمدم بیش از 20 برابر افزایش پیدا کرده.
زهرا خضریقبل از دوره قانون سلامتی، تمام ساق پا و دستان من کاملا رنگش تیره شده بود. ناخن هام کاملا خراب شده بود اما من با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی نجات یافتم و رنگ پوستم طبیعی شده. یک معجزه دیگه هم این اواخر رخ داده و اون این هست که ناخن جدید و بسیار با طراوت ونو در آوردم.سپاس فراوان از خداوند مهربان به خاطر هدایت به آموزه های حیرت انگیز استاد عباس منش که کلام خداونده برای نجات ما.
شیدا و مهرکمن بالاخره بعد از 2 سال از گذشت خریدن 4 قدم اول از دوره 12 قدم، هدایت شدم به خرید قدم پنجم و کار کردن با آگاهی های این قدم. قبل از هر چیز باید بگم که من در هر برهه از زندگیم که تمرکزی روی آگاهی های این دوره کار میکردم و در مسیر 12 قدم حرکت میکردم، نتایجم به گونه ای تغییر می کرد که برای خودمم باورش سخت بود. هر بار که هر بار که شروع می کردم به کار کردن روی آگاهی های این 4 قدم، نتایج بزرگ برام اتفاق می افتاد و بعد که کم کم از مسیر این آگاهی ها دور میشدم، نتایج کم میشد. اینجوری مثال بزنم که انگار یه مدت یه دکمه ای رو نگه می داشتم و هی نتایج خوب می دیدم بعد پیش خودم می گفتم احتمالا اگه الان دکمه رو ول کنم اتومات خود دکمه نگه داشته می مونه اما به محض اینکه دکمه رو ول میکردم، نتایجم برمیگشت به قبل و فهمیدم که این قانون جهانه و کار کردن روی ذهن یک فرایند دائمی هست اگر می خواهیم نتایج پایدار بمونه.
دوست دارم یه کوچولو از نتایجی بنویسم که توی 27 روز گذشته به خاطر کار کردن روی آگاهی های قدم پنجم برایم رخ داده:من یه مدتی شمال کشور بودم. آب و هوا عالی بود خنک، بارونی با یه عطر خوب تو هوا و من واقعا لذت میبردم و سپاسگزاری واقعی میکردم. یک سری اتفاقات افتاد و من مهاجرت کردم به شهر کرج. اولش به خودم گفتم ای بابا دیگه از اون آب و هوای رویایی شما رو اینجا ندارم. اما چون قانون جهان اینه که به هرچیزی که توجه میکنی از همون جنس وارد زندگیت میشه، به محض اینکه پامو تو این شهر گذاشتم، هرروز هوا خنک و بارونی بوده. همونجور که من دوست دارم.
توی این مدت که شمال بودم، با خانواده همسرم تو یه خونه زندگی میکردیم و تمرکز کردن روی پیشرفت خودم برام کمی سخت بود. از خدا خواستم هدایتم کنه تا با عشقم جایی باشیم که فقط خودمون دوتا باشیم تا هم دوره قانون سلامتی رو راحت انجام بدیم و هم روی باورهامون و کارمون راحت تر تمرکز کنیم. یه مدت هر روز این خواسته، جزو تمریناتم بود و الان این خواسته محقق شده. من و همسرم داریم 2 تایی داریم توی یه خونه با تمام وسایل خوب زندگی می کنیم، بدون اینکه یه ریال مبلغی پرداخت کنیم. توی همین مدت 27 روز، در امدمون 2 برابر شده اونم به دلار، اونم تو خونه، اونم توی حوزه تخصص خودمون که عاشق این کار هستیم.
صاحب این خونه که خونش رو در اختیارمون گذاشته، برامون تمام امکانات رفاهی نو رو فراهم کرده تا ما راحت باشیم، بدون اینکه ما ازش درخواست کنیم. اینها همه لطف خداونده و حاصل عمل به آگاهی های این دوره. من بی شک اعتبار همه ی این نتایج رو به الله یکتا میدم. سپاسگزارم از شما استاد عزیزم.
عباسوقتی دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم خدمت سربازی بودم. یادمه این دوره رو با تلاش زیاد و جمع کردن حقوق سربازی که بهم می دادند خریدم و شروع کردم به گوش دادن به آموزه های جلسات دوره. الان 21 سالمه و 11 ماه از خرید دوره روانشناسی ثروت 1 میگذره. اون زمان که آموزش ها رو شروع کردم، از نظر مالی صفر صفر بودم.
اما در طی کار کردن با آموزه های دوره، خیلی نرم خیلی تکاملی و هدایتی به بهترین جاها و به بهترین موقعیت ها هدایت شدم؛دو سال پیش یه فایلی از زندگی در بهشت دیدم که استاد موتور هوندا pcx مشکی در پارادایس داشتند و من خیلی از اون موتور خوشم اومد و الان که 11 ماه از کار کردن با آموزه های دوره ثروت 1 گذشته، دقیقا همون موتور رو با همون رنگ خریدم؛هدایت شدم به یکی از ثروتمندترین شهرهای دنیا (دبی)؛
و خدا رو شکر نتایج داره پشت سر هم میاد. تو این 11 ماه، حسابم همیشه پر پول بوده، طوری که راحت هر دوره ای رو از استاد بخوام، می تونم بخرم و تازه این شروع ماجراست چون من به کار کردن روی آموزه ها ادامه می دم.
صفورا کوشککیالان جلسه ی آخر از دوره عشق و مودت در روابط رو تموم کردم. تقریبا 8 ماه طول کشید که این دوره رو تموم کنم.نوشته هام توی جلسه اول و چکاب فرکانسیم قبل از شروع دوره رو خوندم و متوجه شدم آگاهی های این دوره برای من سراسر خیر و برکت بوده. در واقع این دوره چیزی خیلی فراتر از عشق و مودت رو وارد زندگیم کرده. من فکر میکردم که این دوره قراره روابط بیرونی من رو بهبود بده، در حالی که کار کردن روی این آگاهی ها، منو به درون خودم برد و منو با خودم آشنا کرد.با هر جلسه که پیش رفتم، انگار به عمیق ترین لایه های وجودم سفر کردم. این دوره من رو با خودم و خدای خودم آشتی داد. تا قبل از این دوره من خودمو لایق هم صحبتی با خداوند نمیدیدم ولی در طی این این دوره کم کم خدای درونمو پیدا کردمو و یاد گرفتم چطور اهاش گفتگو کنم و هدایت بخوام.من با کار کردن روی آگاهی های این دوره - در تمام جنبه های زندگیم- چندین پله رشد کردم. رشد توی کارم، افزایش مهارت هام و تمام جنبه های روابطم.تو محیط کارم رابطه ام با همه ی همکارانم خوب شده.رابطه ام با صاحبکارم خوب شده. منی که با وجود مهارت بالا و تقریبا جایگاه اجتماعی خوب، به شدت تو رابطه ام با آدما مشکل داشتم و تو محیط کارم به یه آدم ساکت و بی سرو صدا شناخته شده بودم، الان راحت با مشتریا و همکارانم با صدای بلند و رسا صحبت میکنم و شوخی میکنم اونم منی که توانایی بلند صحبت کردن تو جمع رو نداشتم و همش میترسیدم از اینکه حرفی بزنم که خلاف نظر و خواست باشه و باعث بشه بقیه مخالفت کنن یا نظر مخالف بدن. اما حالا با صدای رسا صحبت میکنم و نظرم رو ابراز می کنم. البته هنوز خیلی جای کار دارم ولی میخوام بگم دغدغه هایی که قبل از شروع دوره داشتم رو دیگه الان ندارم و انرژیم بی خودی صرف این دغدغه ها نمیشه بلکه صرف پیشرفت میشه.
یک ماه قبل از شروع دوره، اقدام به طلاق کرده بودم ولی به سرانجام نرسیده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم اول روی آگاهی های تمام جلسات دوره کار کنم و بعد درباره طلاقم تصمیم بگیرم.
تا قبل از شروع دوره، تصمیم به طلاق یا ادامه ی زندگی برای من حیاتی ترین تصمیم زندگیم بود. سالهای سال من تو این دوراهی گیر کرده بودم و نمیتونستم یه روز با خیال آسوده سر روی بالش بزارم. همیشه تو این آشفتگی به سر میبردم که خدایا بالاخره تصمیم درست چیه؟! و احساس خوشبختی و آرامشم خیلی وابسته شده بود به مشخص شدن این موضوع. تا اینکه توی یکی از جلسات دوره، استاد درباره اینی موضوع صحبت کردند و گفتند: به مسئله ی ازدواج مثل مسئله ی مرگ و زندگی نگاه نکنید و اینقدر این قضیه رو جدی نکنید برای خودتون و ادامه آگاهی ها…همینطور که صحبت های استاد رو می شنیدم، متوجه شدم که ای دل غافل… بزرگترین باگ ذهنیم رو پیدا کردم. فهمیدم من دقیقا مسئله ی ازدواج رو برای خودم مثل مسئله ی مرگ و زندگی مهم کرده بودم و میگفتم باید تکلیفم مشخص شه تا بتونم حال خوب داشته باشم؛ باید تکلیفم مشخص شه تا بتونم روی خوش زندگی رو ببینم؛ باید اول تکلیفم مشخص شه تا بتونم تو کارم پیشرفت کنم و …متوجه شدم که زندگی کردن رو متوقف کرده بودم تا ببینم بالاخره تکلیفم با همسرم چیه؟!اما بعد از آگاهی های این جلسه، انگار حجم سنگینی از روی قلبم برداشته شد،و دریچه های قلبم باز شد، به آرامش رسیدم و تمرکزم از روی این مسئله برداشته شد و گذاشته شد روی خودم.بعد از اون، پیشرفت هام شروع شد. کلی تو کارم مهارت کسب کردم و پیشرفت کردم که باعث شد کلی اعتماد به نفسم بالاتر بره و توانایی های خودمو بیشتر باور کنم؛جالبه که کلی هم رابطه ام با همسرم بهتر شد به طوری که همسرم کارهایی رو برام انجام می داد که قبلا هرگز برام انجام نداده بود.منو همسرم قبلا خیلی باهم سرد بودیم و اصلا نمیتونستیم دو کلمه با هم حرف بزنیم. من اینقدر حرف تو دلم جمع میکردم که یه بارم که میومدم حرف بزنم گریه ام میگرفت و نمیتونستم حرفمو بزنم..تا قبل از کار کردن روی آگاهی های دوره عشق و مودت، ما هر چند روز یک بار باهم قهر میکردیم و مدتها با هم حرف نمیزدیم..اما به لطف دوره ی عشق و مودت آخرین باری که با هم بحث کردیم رو اصلا یادم نمیاد. توی مدتی که دارم با این دوره کار می کنم، اصلا با هم قهر نکردیم با اینکه مسائلی هم بوده ولی جدیش نگرفتیم و حلش کردیم. هرچند تو این جنبه خیلی جای کار دارم که بهتر بشم ولی خواستم بگم همه چی توی وجود من تغییر کرد بعد روابط بیرونم خود به خود تغییر کرده. خیلی نگرانیام کمتر شده.. خیلی توکلم به خدا بیشتر شده. خیلی ترسهام کمتر شده. خیلی بیشتر خودمو دوست دارم و توانایی ها و مهارتهام رو باور دارم و رابطه ام با خدای خوبم خیلی بهتر شده.همین الان که داشتم کامنت مینوشتم 17 میلیون اومد به حسابم. با اینکه اصلا انتظار این مبلغ رو نداشتم. تصمیم داشتم هر وقت پول واریز شد به حسابم، دوره ی احساس لیاقت رو بخرم الان که واریز شد چون در طی کار کردن روی آگاهی های دوره عشق و مودت، فهمیدم که ریشه یک سری مسائل من، در احساس عدم لیاقت هست. من در رابطه با همسرم و خانواده ام احساس گناه دارم و فکر میکنم من مسئول خوب کردن احساس اونام. به خاطر همین همیشه درگیر تضادها و مسائلی می شم که برای اونا بوجود میاد با اینکه اون مسائل هیچ ربطی به من نداره. ولی احساس گناه میکنم و همش زور میزنم که احساس اونارو خوب کنم. طی خودشناسی ای که توی دوره عشق و مودت بهش رسیدم، فهمیدم دلیل این مسئله این هست که من نمیتونم احساس خوب خودم رو اولویت قرار بدم و غیر وابسته به دیگران کنم. فکر میکنم فقط زمانی می تونم احساس خوب داشته باشم که اطرافیانم و آدمهای مهم زندگیم حالشون خوب باشه و مسئله و نگرانی ای نداشته باشند به همین دلیل مدام الکی خودم رو درگیر می کنم چون در این باره احساس لیاقت ندارم.
ان شاءالله امشب دوره ی احساس لیاقت رو می خرم و این بخش از وجودم رو هم بهبود می دم.
بی نهایت سپاسگزار خداوند هستم بی نهایت سپاسگزار استاد هستم به خاطر آگاهی های فوق العاده ارزشمند دوره عشق و مودت در روابط که خیلی فراتر از عشق و مودت در روابط رو نصیب آدم می کنه.
تینااستاد عباس منش عزیز، من چندین سال هست که با شما آشنا شدم. اولین بار یادم هست که یکی ازدوستانم کتاب شکرگزاری خانم راندا برن رو برام هدیه آورد و من شروع به انجام تمرینات و سپاسگزاری کردم. بعد از چند روز خیلی اتفاقی اولین فایل از شما رو شنیدم که میگفتین ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست. اول به شدت گارد گرفتم ولی بعد از چند بار گوش دادن و سرچ کردن اسمتون و شنیدن فایل های دیگه از شما به شدت جذب آموزه های شما شدم و شروع کردم کار کردن روی خودم. روزانه چندین ساعت فایل های شما رو گوش میدادم تا اینکه شما دوره 12 قدم رو روی سایت آوردید. من این دوره رو خریدم و این دوره به معنای واقعی کلمه بی نظیر هست. با کار کردن روی آگاهی های این دوره همه چیز تو زندگیم عالی شده بود. از روابط، سلامتی، احساس خوب گرفته تا رشد مالی فوق العاده ای که داشتم. رقم هایی رو توی حساب بانکیم می دیدم که تا اون روز داشتنش برام عجیب و غیر قابل باور بود. به همین دلیل به راحتی خیلی از دوره هاتون رو خریدم.ولی همونطور که شما همیشه تأکید می کنید که کار کردن روی خودمون با این آموزه ها باید مداوم باشه و اگر این مسیر ادامه پیدا نکنه، همه چیز به قبل برمیگرده، این اتفاق تقریبا برای من هم رخ داد. البته نه به شدت خیلی زیاد، چون من به طور کامل هم از دوره ها خارج نشده بودم. اما خوب دیگه هیچی مثل قبل نبود و رشد هام متوقف شد و همه چی بهم ریخت مخصوصا از لحاظ مالی. خلاصه استاد عزیزم، بعد از بالا پایین های زیاد و مشکلات و مسائلی که مرتب درگیرشون می شدم، همین یک ماه پیش تصمیم گرفتم دوباره برنامه ریزی دقیقی انجام بدم و با کمک آگاهی ها، روی خودم کار کنم. انگار دیگه برام ته خط بود. دوباره با کتاب شکرگزاری و فایل های شما شروع کردم. اول فایل های روز شمار تحول زندگی من رو پیگیر شدم و هدایت شدم به دوره روانشناسی ثروت 1 و الان جلسه 15 از دوره روانشناسی ثروت 1 هستم. استاد به طرز فوق العاده ای معجزات شروع شده. مهم تر از همه حالم خوب و آرامشم خیلی زیاد شده و با برخورد به مسائل خانوادگی اصلا مثل قبل به هم نمیریزم و خوشحال و سپاسگزارم. پولی که یکسال بود باید به دستم میرسید و دیگه کلا از برگشتنش ناامید شده بودم، به صورت معجزه وار بهم رسید. همینطور چندتا پول های دیگه هم به دستم رسید.مدت زیادی بود که درآمدم خوب نبود. اما توی این ماه درآمدم فوق العاده بود. اصلا باورم نمیشه که انقدر ورق سریع برمیگرده وقتی روی خودت با تعهد کار می کنی. چند روز پیش داشتم این فایلی که راجع به تکامل میگفتین رو گوش میدادم که میگفتید: 5 سال دیگه این آگاهی ها رو بیشتر درک می کنید و 10 سال دیگه بیشتر. من دقیقا چون بعد از مدتی دوباره شروع کردم، کاملا حرفتون رو متوجه میشم. توی این مسیر گاهی روزا سعی میکردم هرطور شده درآمدم رو بیشتر کنم اما نمیشد. فهمیدم که فعلا فرکانسم رو تا همین عدد رشد دادم و برای رشد بیشتر باید روی باورهام بهتر کار کنم و خودم رو رشد بدم. این موضوع بهم آرامش داد تا با آرامش و بدون عجله پیش برم و دیدم که روز به روز دارم از دیروز بهتر میشم.الان حالم خیلی خوبه و خوشحال و سپاسگزار هستم. با مادرم خیلی راجع به شما و آموزه هاتون صحبت میکنیم. دیروز داشتم بهش میگفتم که انقدر شما تو زندگی من تاثیر گذار بودین که تو هر جمله من، صحبت شماست. استاد عزیزم بی نهایت ازتون ممنون هستم که انقدر من رو به خدا نزدیک کردین و همه ما رو آگاه کردین. واقعا جملات نمی تونن این احساس خوشحالی ای که دارم و تشکری که شما لایقش باشین رو بیان کنن. همیشه سلامت باشید استاد عزیزم.
هاجر حاجتمندوقتی یه فلش بک می زنم به شرایط زندگی 4 سال پیش خودم، می بینم که خدای من، به خاطر کار کردن روی آموزه های استاد عباس من، شرایط زندگی من از کجا به کجا تغییر کرده. اگر بخوام نتایجم رو از هر لحاظ بنویسم و اینکه چه مسیری رو اومدم و چه پیشرفت هایی داشتم، خودش یه کتابه.من الان دارم رویاهای چهار پیشم رو زندگی می کنم. کسب و کار موفقی دارم. زن مستقلی هستم. کتابهایم رو چاپ کردم. دخترم سال آخر پزشکی هست.من به تجربه دیدم که اگر آدم به اجرای این آموزه ها ادامه بده، شخصیتش تغییر می کنه و امکان نداره شخصیت انسان تغییر کنه ولی زندگیش تغییر نکنه.
علیرضا رستاخیز4 ماه پیش درآمد من عملا صفر بود، توی روابطم احساس کمبود میکردم و فکر نمیکردم بتونم بیش از یه حدّ عشق و دوستی رو تجربه کنم اما به لطف خداوند و کار کردن روی آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1، کلی پیشرفت توی زندگیم داشتم:روز به روز به عشق و احترامی که بین من و آدمهای روابطم هست، داره افزوده میشه؛ رشد سرشاری توی کسب و کارم داشتم و این ماه 22 میلیون تومان درآمد داشتم؛ برای خودم ایرپاد خریدم؛ مرتباً به فراوانی های بیشتر هدایت میشم و افرادی رو میبینم که دارن چه پول هایی میسازن که اصلا باور نمیکنم؛مهم تر از همه آرامشم بیشتر شده و الان واقعا دارم از زندگیم لذت میبرم و خدارو شکر حالم عالیه
حبیب الله ایزدیامروز بعداز ۷۲۹روز حضور من در دانشگاه توحیدی elmeservat.com اومدم تا از نتایج عمل کردن به آموزه های استاد عباس منش بگم.تغییرات من از لحاظ شخصیتی در حد لالیگا بوده. قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش من یک آدم خجالتی، کم رو و با عزت نفس زیر صفر بودم. به دوست و خانواده وابسته بودم اما با تلاش برای درک و عمل به آموزه های استاد، از یک انسان ترسو تبدیل شدم به یک انسان خود ساخته؛ کلی تصمیمات به تعویق افتاده ام رو عملی کردم و کلی نتیجه بدست آوردم؛به خاطر کار کردن روی عزت نفسم، به راحتی به خواسته های نامعقول دیگران \\\"نه\\\" می گم؛ دیگه اون آدم خجالتی نیستم و خیلی راحت درخواست هام رو مطرح می کنم؛ کمال گرایی رو کنار گذاشتم؛ رابطه ام با تمام دوستان قدیمی نامناسب رو کنار گذاشتماز اعتیاد ۱۵ ساله رها شدم و الان نزدیک به 2 سال از پاکی من میگذره؛خونه خودم رو بعد از ۷سال راکد ماندن، در این 2 سال ساختم؛و از همه مهمتر ساز و کاری که خداوند برای جهان گذاشته رو درک کردم؛ توحید و شرک رو درک کردم و قوانین جهان رو درک کردم به همین دلیل الان چند ساله که دیگه از خدا هیچ گله ای ندارم که چرا فلانی داره و من ندارم! یا چرا خدا به اون داده به من نداده!چون قانون جهان رو فهمیدم و درک کردم که طبق این قانون، همه چی عین عدالت هست و هر فردی در هر جایی که هست، جای درستش هست و کوچکترین بی عدالتی رخ نداده؛به تازگی متوجه شدم \\\"احساس عدم لیاقت\\\" پاشنه آشیلی است که باید خیلی روش کار کنم. انشاالله در آینده ای خیلی نزدیک میام و از نتایج این موضوع می نویسم. از خداوند هستم که مرا به این دانشگاه توحیدی هدایت کرد و سپاسگزار استاد عباسمنش عزیزم هم هستم.
عرفان احمدیدوره 12 قدم خیلی خوبه. به نظرم اکثر ما دانشجوهای استاد عباس منش، دوره 12 قدم رو به خاطر پیشرفت مالی شروع کردیم اما وقتی وارد آگاهی های دوره 12 قدم می شی، جریانی از رشد شروع میشه که خیلی فراتر از بدست آوردن مادیات هست. مسیر تبدیل میشه به مسیر خودشناسی تا اول خودت رو بشناسی و آگاه بشی از اینکه چه قدرتهایی در درونت داری. چون تا وقتی به این حد درک از خودمون نرسیم، به صلح و رضایت درونی نمی رسیم و همواره تحت یک نوع فشار و تنشی نامرئی قرار داریم ک فکر میکنیم اگه پول باشه این فشار از بین میره در حالی که دقیقا برعکسه.
من توی شرایطی آموزش با آگاهی های دوره 12 قدم رو شروع کردم ک میتونم بگم شناخت از خودم و قوانین صفر بود. درسته توی سن 25 سالگی موفقیت هایی مثل خونه، ماشین، ازدواج موفق، تحصیلات عالی، درامد نسبتا خوب و شغل خوب داشتم اما هیچوقت رضایت درونی نداشتم و هیشه از خدا طلبکار بودم…
داستان آشنایی من با آموزه های استاد واقعا خیلی فضایی بود. من همیشه خودم رو عقل کل می دونستم و همیشه نارضایتیم رو گردن عوامل بیرونی انداخته بودم. اما نمی دونم چی شد که من با این ویژگی ها حرف قلبم رو شنیدم که گفت: تسلیم آموزش های این مرد باش!من 2 سال پیش این مسیر رو شروع کردم. اوایل سختم بود چون اوایل دقیقا فضای فکری من کاملا با فضای آگاهی های دوره های استاد عباس منش مخالف بود و مقاومت وحشتناکی داشتم اما کم کم شروع کردم به فقط گوش دادن و قلبم انگار به درستی این آگاهی ها مهر تایید میزد. منی که عادت داشتم تموم دنیا رو مقصر بدونم، در طی مسیر به نقطه ای رسیدم که به خودم قول دادم تحت هیچ شرایطی خودمو قربانی ندونم و توی فضای ناشکری نرم. هر مسئله ای پیش اومد، مسئولیتش رو 100 درصد قبول کنم. درسته سخت بود مخصوصا واسه فردی که هیچوقت اینطور نبوده. چون آدم همیشه دوست داره یکی رو بیرون از خودش مقصر بدونه ولی من از این آگاهی ها یاد گرفتم که این عادت واقعا بی فایده است و تنها با پذیرفتن 100 درصد مسئولیت هست که متعهد تر میشیم. نتایجم رو هم بگم ک هم به خودم یادآوری کنم هم ایمانی باشه واسه دیگران.اول از همه هزینه هام به شدت کاهش پیدا کرد؛
منی ک درآمد ماهانه ام نهایتا 10 میلیون میشد، سود خالص ماهانه ام تا 30 میلیون هم رسیدم و در طی 7 ماه، 3 برابر افزایش پیدا کرد؛تونستیم برای اولین بار توی عمرم 7 ماه متوالی پول پس انداز کنم؛
2 تا نیرو دارم و هزینه های دفتر کار و کارگاهم رو که تقریبا ماهی 20 میلیون هست، به راحتی و آسانی پرداخت می کنم؛ورزش میکنم و تناسب اندام حرفه ای دارم؛
دختر کوچولوم نیروانا خانم به سلامتی به دنیا آمد؛در اکثر اوقات روز احساسم عالیه خداروشکر؛روابطم خیلی خوب شده؛
امید به آینده ام خیلی بیشتر شده، بیشتر در لحظه زندگی می کنم و کمتر نگرانی دارم؛این رو هم بگم که من این نتایج رو 2 سال پیش توی رویا هم نمی دیدم اما الان دارم تجربه می کنم اونم به صورت طبیعی برام رخ داده.این نکته رو هم ذکر کنم که به محض اینکه به این نقطه می رسم که دیگه من قانون رو بلدم و نیاز به یادآوری و کار کردن روی ذهنم ندارم و از آموزه ها فاصله می گیرم، دوباره ترسا، شک ها و تردید ها میان بالا و حالمو خراب میکنند و قشنگ می فهمم که در حال پایین رفتن هستم و آنچنان چک و لگد جهان رو می خورم که با تعهد بر می گردم به مسیر و فهمیدم اگر می خوام همیشه و هر لحظه خوب باشم، باید و باید این مسیر رو ادامه بدم.
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و تاثیر گذار من وفا ناصری از خوزستان هستم حقیقتش اولین باره روی سایت کامنت میزارم ولی سالهاست که من پیگیر آموزه های شما هستم اولین موضوعی که میخوام راجبش صحبت کنم اینه که هر وقت آموزه های استاد رو گوش بدم بلافاصله اتفاقات خوب میفتن و میدونم اینا همش نشانه است که قدرت و تاثیر کلام رو نشون میده که کلام خوب برابر با اتفاقات خوب هستش از وقتی که شروع کردم به نوشتن شرایط زندگیم خیلی تغییر کرد من قبلا هیچ شغل و درآمدی نداشتم همیشه از این شاخه به اون شاخه تا اینکه خدا هدایتم کرد و الان در کار آرایشگری لاین شینیون مشغول هستم و کا ملااستقلال مالی دارم که این موضوع باعث شد تو خیلی از زمینه ها اعتماد به نفسم بالا بره و تو دورهمی ها همیشه سعی میکنم حرفهایی بزنم که آگاهی خودم و اطرافیانم و ببرم بالا که این موضوع باعث شد مسیر زندگی خالم هم عوض بشه و هدایت شد به جایی که خودش همیشه آرزو میکرد ولی هنوز هم یه جاهایی مسیرو اشتباه میرم اما خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که این آگاهی رو دارم که میدونم دارم مسیر و اشتباه میرم و برمیگردم که از مسیر درست برم همیشه خدارو بابت وجودت شکر گزارم استاد عزیز و از خدا در خواست میکنم که بیش از پیش تو این مسیر مصمم تر باشم….