درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1 - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    722MB
    55 دقیقه
  • فایل صوتی درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    107MB
    55 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

694 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا کرمی گفته:
    مدت عضویت: 2811 روز

    به نام خدای مهربان و هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و سلام به همه دوستان

    استاد جان فایل هایی که می گذارید خیلی پر محتوا هستند و هر کدام یک دوره هستند از شما و خانم شایسته سپاسگزارم

    با این فایلها من خیلی نکات متوجه شدم با اینکه چند سال در این مسیر هستم انگار تازه درکم از قوانین بیشتر شده اینکه شما گفتید از اول این طوری نبودید بین شما هم ناراحتی پیش می آمد من تو این مدت چقدر خودم اذیت کردم با این که من واقعا خیلی خوب عمل می کردم فکر می کردم من اصلا حق ندارم افکار نادرست داشته باشم اصلا حق ندارم رفتار نادرستی داشته باشم من خیلی تو خودم ریز شدم طوری که مثل یک پاسبان برای خودم بودم این قسمت قضیه خوب ولی سخت گیری بعدش باعث احساسات بد می شد البته شاید این سخت گیری باعث شد من خیلی ذهنم پاک بشه خیلی تغییر کردم و من خیلی. ریزتو فرکانس هام شدم همان طور که خانم شایسته گفتند تو بازی من هم خیلی نتایج با فرکانس هام تو کوچکترین موارد می فهمم و آلان دارم ارزش این را می فهمم

    در مورد تحسین کردن من خیلی دیگران تحسین می کنم و نتیجه خیلی عالی داره از قبل هم آین

    .شخصیت داشتم ولی الان خیلی بیشتر شده

    یک مورد در صداقت خانم شایسته که گفت من تا حالا راکت دستم نگرفتم فقط یک بار توی هتل استاد از زمانی که با شما هستم من در مورد هر چیزی صحبت می کنم به این اندازه صداقت رعایت میکنم

    این که خانم شایسته گفتند کوچکترین بهبود را دیدم و با خودم مهربان بودم و خودم تحسین می کردم از وقتی که شروع کردم نکات مثبتم دیدم و خودم تحسین کردم خیلی حالم بهتر شده یک مدت خیلی هر کار خوبی که میکردم می نوشتم الان هم در مورد کارم هر کاری که انجام می دهم می نویسم تا توجه ام روی توانایی هام بره

    در مورد تمرکز واقعا خیلی مهم است من خودم کاری که انجام می دهم اگر یکم تمرکز نداشته باشم کار خراب میشه

    در مورد احساس قربانی شدن قبل از آشنا شدن با قانون تو تمام موارد من این احساس داشتم ولی الان خیلی کمتر شده البته من اصلا به کلام نمی یارم شاید تو ذهنم باشه ،قبلا من کارم فیزیکی زیاد بود همیشه غور می زدم پیش همه ناله می کردم بعد که با قانون آشنا شدم زیب دهنم کشیدم و باعشق کار کردم نتیجه شد که کارم خیلی کم شد و من مسول شدم و این جا هم آنقدر. راحت کار می کردم و کارم کم شده بود که احساس خوبی نداشتم من فهمیدم من باید تو این مدت دنبال یادگیری چیزهای بیشتری می بودم شاید احساس عدم لیاقت نبود ولی احساس بی ارزشی داشتم انگار یادم رفته بودم توانایی هام ,و یکم شرایط برگشت چون خیلی همه .چیز راحت شده بود ,احساس گناه و دلسوزی در مورد دیگران که قبلاً خیلی زیاد بود و الان کمتر شده یک مورد یک نفری در همان قسمتی که من کار می کردم و آلان مسول هستم آوردند من هم دلسوزی داشتم که کارش زیاد است هم احساس گناه نسبت به حقوقش ولی خدا را شکر چون خیلی روی خودم کار کردم رفتارهایی که دیدم سریع ذهنم کنترل کردم و نتایج برگشت خورد

    من در مورد قوانین چون خیلی به خودم سخت گرفتم و اذیت شدم چندین بار این از ذهن من گذشت که تقصیر استاد که آنقدر گفت ورودی کنترل کنید از این حرف ها ولی سریع ذهنم کنترل کردم و به خودم گفتم من خوب قوانین درک نکردم استاد خیلی خوب درس داده استاد جان من ببخشید به خاطر. این فکر

    در آخر هم واقعا باید از زندگی لذت برد من خودم دارم سعی می کنم از کوچکترین چیزها لذت ببرم قبلاً هم همین طور بودم وقتی با قوانین آشنا شدم از یک جایی به بعد مسیر گم کردم و تو اعمال توحیدی و شخصیت خیلی خودم با استاد مقایسه کردم به جای اینکه خودم با خودم مقایسه کنم و اذیت شدم ‌وعجله کردم به قول آقای سید علی خوشدل باید خیلی مواظب باشیم بین عجله و تنبلی ,و خدا را شکر همه این ها برای من درسی شد برای رسیدن به موفقیت باید همیشه ادامه بدهم این ادامه دادن خیلی مهم ،من خودم تو این چند سال خیلی ورودی هام کنترل کردم خیلی رو ذهنم کار کردم و نتیجه هم داشته است مخصوصا تو اعمال توحیدی چون خیلی برای من مهم بوده وبیشترین تمر کز من تو این مورد بوده و از خدا می خواهم تا آخر این مسیر ادامه بدهم استاد عزیز و خانم شایسته از شما سپاسگزارم

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    لطیف حنضلی گفته:
    مدت عضویت: 3984 روز

    با سلام و احترام خدمت همه همراهان سایت محبوب عباسمنش ، استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز ، خداقوت .

    انسان توانایی های بسیار فراوانی دارد و هر روز میتواند با تمرکز روی این توانایی ها به موفقیت دست یابد ، این فایل ارزشمند و صحبت های کاملا منطقی و کاربردی قابل تحسین است و مرا واداشت تا نظری بنویسم ، به راستی که خانم شایسته فرمودند و با تمرین نمودن و حرکت با احساس خوب در هر ورزش و مهارت و تخصصی میتوانیم نتایج خوبی را کسب نماییم .

    من تجربه خودم را در کار حسابداری و مالی میگویم ، زمانی که در تحصیلات آکادمی به سر میبردم ، چالشهای زیادی داشتم و همواره به دنبال آزادی مالی و کسب و کار بودم ولی لازم بود من مشغول به کار شوم و درآمدزایی نمایم که این عمل مقدور نبود و من فقط تمرکز میکردم روی درس خواندم و ارتباطات و دانشگاه ، اساتید را مرتبا تحلیل می‌نمودم و از آنها یاد می‌گرفتم ، در نهایت پس از اتمام تحصیل به خدمت سربازی رفتم و در حین خدمت متوجه شدم لازمه دوباره دانشگاه را ادامه دهم ، دوباره درس را در دانشگاه شروع کردم و کم کم با خودم گفتم لازمه وارد عمل و تجربه شوم ، الان که دارم این نوشته را می‌نویسم مدت 12 سال از سابقه کاری و شرکتی بنده میگذرد ، شکست و موفقیت را بارها داشتم ، الان که بازی پینگ پنگ را میبینم و مهارت اکتسابی که با مرور و تمرین کسب شده واقعا لذت میبرم ، امیدوارم که موفقیت روز افزون شما را به کررات و مراتب بالا ببینم ، بارها خواستم با الگوبرداری از استاد عباسمنس و سیستم خوب و عالی ایشان بهره برداری کنم ، قطعا انسان با توجه به نکات مثبت اطراف خود هر روز بهتر و بهتر عمل میکند ، موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    محمد جواد گفته:
    مدت عضویت: 2246 روز

    سلام سلام سلام

    چه زیبا چه زیبا چقدر مفید یه فایل تصویری و یک بازی که خلاصه تمام قوانین را میشه به صورت آزمایشگاه به عینه تجربه کرد

    من قبلا همین دیدگاه را تو بازی والیبال تجربه کردم و خیلی درس هایی که با استاد عباسمنش استفاده کردم اونجا تو لحظه تجربه می کردم .

    یادمه دو سال پیش بود تو بازی والیبال که می کردم اونجایی که می دیدم سرویس هام به طور می خوره یا مثلا نمیشینه تو زمین حریف یه لحظه من خودم را تحلیل می کردم که چی شد من چم شد و جالب این بود که می دیدم که شور وشوقم تحلیل رفته (زیاد این را می دیدم ) حالا علتش چی بود مثلا یه لحظه یه سرویسم با تمام ذوقی که داشتم به طور خورده بود من لز اون لحظه احساس قربانی بودن می کردم و از وان جا دیگه تمرکز نداشتم و انگار دیگه روی اوج نبودم و وقتی به خودم می اومدم بعد از چند امتیاز از دست دادن و تحلیل می کردم و خودم و توجهاتم را اصلاح می کردم و شور وشوقم بر می گشت تمام توانایی های من بر می گشت . و این را با پوستو گوشتم تو آزمایشگاه عملیم در والیبال تجربه کردم . و وقتی بر می گشتم همون لحظه به دوستان به شوخی می گفتم محمد جواد تبدیل می شود به سوپر محمد جواد و اون ها می خندیدند و متعجب می شدند که دقیقا چه اتفاقی افتاد که انقدر معجزه وار من تغییر کردماما من خودم می دانستم چه کاری می کنم با خودم . والان اگه کسی بهم بگه غلطه به اون شک می کنم می گم احتمالا ناآگاه است از این قوانین .

    یکی از شغل هایی که مثل تمام این بازی ها این قوانین را به لحظه تجربه می کنیم و من من به واسطه آن شغل هر روز با این قوانین به صورت آزمایشگاهی برخورد می کنم تربدر بودن است . بله من یک تریدر ام و در بازار های مالی کار می کنم . واونجا ما یاد گرفتیم که بعد از کسب مهارت کنترل احساس به واسطه کنترل ذهن تمام موفقیت ماست و نمیشه از زیرش در رفت به واسطه مهارتمان .

    رووزهایی می شد که من تمام مهارتم را می نوشتم فیلم می گرفتم و… تا اینکه دست از پا خطا نکنم و تماما مطابق استراتژیم برم جلو اما مثلا زمانی تمرکز من می رفت روی برنده شدن به جای رشد و لذت بردن در لحظه از آن و من احساس نگرانی می اومد جلوی چشمم و تا چند معامله گند می زدم به خرید و فروش هایم و بعد از چند شکست درنگ می کردم و فکر می کردم که الان چه احساسی دارم و می دیدم و تحلیل می کردم که من احساسم بده حالا با دلایل مخصوص خودش و من شروع می کردم به تغییر نقطه نظرم و می دیدم که جهان و ورق به طور باورنکردنی برگشت دوباره به سمت کامیابی .

    چیز جالبی که بود این بود اولش چند روز یک بار اینطور می شدم و تا می اومدم خودم را اصلاح کنم تا مدت ها با خودم در گیر بودم که چی شد و از کجا دارم ضربه می خورم اما الان دیگه به لطف الله این قضیه برام حل شده که به محض نتایج بد با فاصله کم با شکست کمترمی فهمم ایراد از من و احساسم در لحظه است البته هنوز جای کار دارم و باید فاصله احساس بد و نتایج بد را تا احساس خوب کاهش دهم تا فرایند رو به جلویم سریع تر شود و کمتر در نتایج بد بمونم کمتر و کمتر و بهبود مستمر داشته باشم .

    ممنونم از استادم عباس منش و می گویم که واقعا این روزها کلیپ های رایگانشون به شدت کیفیت بهتر شده و ما را رشد داده است . و ما را لحظه به لحظه رشد می دهد . قول داده ام به خودم که بعدا جبران کنم لطف استاد را .

    من که شاید کم نظر می دهم اما هر روز دارم وقت خالی خودم را و خانواده را همه با هم با درس ها و آموزش ها ی استاد پر می کنیم چه در آموزش چه به صورت عملی در زندگی .

    نتایج که عالیه عالی . نتایجم را بعدا بیان خواهم کرد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    مهران سوزنچی گفته:
    مدت عضویت: 767 روز

    درود بیکران و ابراز ارادت خالصم رو پذیرا باشید.

    امروز حین امور کسب و کارم داشتم فایل صوتی نتایجی که از بازی پینگ پنگ رو ارایه می‌کردید گوش میدادم.

    خدارو سپاسگزارم که این افتخار رو دارم که با شما آشنا شدم.

    داشتم فایل رو گوش میدادم و کارم رو هم انجام میدادم.برخلاف همیشه که بیش از80درصد حواسم به کارم بوده این بار اعتراف میکنم که اوضاع برعکس شده بود البته شاید این موضوع برای دوستان خیلی باحال نباشه اما بعد از اتمام فایل خودم رو به فکر برد.

    خیلی واسم جالب بود که منو به سمت یک سری آگاهی سوق داد.شمارش درسها و نکته هایی که از یک بازی ساده ارایه میشد منشأ آگاهی بود.

    حالا در روح و روان من چه رقم خورد بماند اما نتایج جالبی که رخ داد نظرم رو جلب کرد.

    باید اینم رو بگم که من چند وقتی هست که در کسب و کارم به رکود خوردم و بیش از گذشته به کاستی ها و بی پولی توجه میکنم و خودم رو محصور در فشار اقتصادی میبینم.و احساس میکردم که خدا نکنه منو فراموش کرده یا نکنه کاری کردم که کارمای اون این شکلی منو درگیر کرده.که متوجه یه تماس از موبایلم شدم.

    الو علی جان بفرما…

    الو سلام کجایی کارگاهی؟

    بله کارگاهم…کاری داری علی جان؟

    آره یه پرس غذای نذری دارم میارم …

    ممنونم علی جان قبولت باشه.

    خیلی بجا بود

    خب یادم اومد ک خدا منو فراموش نکرده.

    کارم تمام شد و تصمیم گرفتم برم خونه.

    در مسیر بازگشت از کارگاه بودم که در مسیر توقف کردم و زمان اجرای تغذیه عاشورا رو پرسیدم نکتش این بود که اون آقای عزیز ب نوعی پاسخم رو داد که با مهر و محبت در کلام و رفتارش روهم رو نوازش داد.

    خب ب مسیر بازگشتم ادامه دادم که در مسیر همسرم عزیزم تماس گرفت…

    الو مهران جان کجایی؟

    دارم میام نزدیکم چند دقیقه دیگه میرسم…

    مهران جان میتونی بری دم خونه خانم خرم نظری آش نذری مون رو بگیری؟

    باشه میرم…

    جالبه. این سومیش بود …

    میدونید لپ کلامم چیه؟ببینید همیشه این اتفاقها برای همه ما رخ میده اما دیدنشون یه محبته یه دیدگاه میخواد یه آگاهی میخواد که اکثر ماها اکثر اوقات ازشون دور و غافلیم.

    حالا یه بنده دوست داشتنی خدای عزیز بنام عباس منش عزیز میاد و با کلامی ساده این آگاهی رو به ما میده،این جالب نیست؟

    من اعتقاد دارم که خداوند برخی انسانهایی رو انتخاب می‌کنه که دستان خودش بر زمین باشند برای آموزش دیگر انسانها.و من این یادآوریها و آموزشها رو ارج میدم و هر لحظه خدارو سپاسگزارم و خواستار این هستم که بتونم همچون شما انسان دوست داشتنی دستی قابل از دستان خداوند باشم.

    دلیل این متن من، یادداشت توجه خداوند بود به من و هم نامی ببرم از جناب عباس منش و حرکت تاثیر گذار شون و البته یادآوری بشه برای همون که خدا همیشه به طریق شیرین مارو حمایت می‌کنه بی منت.

    درود مجدد به شما آقای عباس منش عزیز…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    رحمت نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 950 روز

    سلام دورد بر استاد جان عزیزم و مریم جان شایسته امیدوارم حالتون عالی باشه

    نظرم درباره این فایل واقعا عالی بود من یکی از پاشنه آشیل امو پیدا کردم خدایا شکرت

    من خیلی وقت است عضو سایت هستم و لی تا الان کامنت نذاشتم و این فایل منو وادار کرد کی بیام نظرمو بیگم استاد جان درسی کی این فایل داشت برای من این بود من چندروز کی کارم خیلی خوب پیش می رفت یادم میاد با ذهنم میگفتم واقعا تو لیاقت زندگی راحت رو داری همش نجوای ذهن داشتم تا این کی باز با یه تضاد دیگه رو به رو شدم الان یادم میاد گذشته ام خیلی از اتفاق های من با عدم لیاقت ازم گیرفته شده من چند سال پیش وارد یه رابطه شدم میخاستم خاستگاری بیرم اون موقه هم با خودم میگفتم مگر میشه من لیاقت این دختر رو ندارم من لیاقت این زندگی رو ندارم

    من قبلا خیلی آدم مذهبی بودم تو اون دیگاه آدم حر چی خاک برسر باشه حرچی خودشو بی لیاقت بیدونه آدم خوب بنظر میاد من خیلی تو تضاد مالی میخورم الان متوجه شدم کی عدم لیاقت بااس به پولی فلاکت من شده خیلی مثال های دیگه دارم خلاصه عدم لیاقت است کی آدم رو نعمت و ثروت و سلامتی دور میکنه این فایل خیلی با ارزش بود برام و این ساهیل بسیار زیبا خدایا شکرت

    خیلی ازتون ممنونم استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    علیرضا رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 1843 روز

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته

    خداروشکر بابت بینهایت زیبایی که در زندگیم وجود داره و من ازشون لذت میبرم .

    این فایل بی نظیررر بود ، آرامش عجیبی بهم دست داد با شنیدنش ، تمام وجودم در آرامش بود موقع دیدن و شنیدن این فایل

    واقعا آماده ی شنیدنش بودم ، قلم و کاغذ آماده برای یادداشت برداری از صحبت های شما

    تا جایی که تونستم نوشتم و استفاده کردم خدایاشکرت

    عجب هوای خوبیه ، فضا ی فوق العاده مثبت و شاد ، دریا ی زیبا با رنگ فوق العادش و انرژی آرامش بخشی که داره ، شن های سفید ، نسیم‌خنک که در زیره نور و گرمای آفتاب میچسبه ، عینک آفتابی زیبای استاد که خیلی به چهرش میاد

    لباس زیبا و اندام متناسب و عالی استاد و خانم شایسته ، چه جذابه دیدن پرواز و رقص جت های جنگنده در آسمان ، چقدر زیباست که رابطه ای بسازی که شریک عاطفیت دوست و هم بازیتم باشه .

    خوشبختی یعنی لذت بردن از هر آنچه که در اطرافم هست

    استعداد عامل اصلی موفقیت و پیشرفت نیست بلکه استمرار و ادامه دادنه که باعث میشه مهارت بدست بیاری .

    خانم شایسته (( من هر بار باختم ، دوباره ادامه دادم و به کوچکترین بهبود هام و لذت بردن از بازی توجه کردم ))

    چقدر خوبه که یک انسان تا این حد روحیه تحسین و سپاسگذاری رو در خودش تقویت کنه که با هر بار ضربه ی درست خانم شایسته استاد تحسینش میکنه .

    خلاق که باشی در هر شرایطی میتونی سبک و شیوه جدیدی خلق کنی و همیشه میشه به بهترین روش عمل کرد و سبک بازی خودتو داشته باشی .

    هوش و خلاقیت استاد رو تحسین میکنم .

    کنترل ذهن از اهمیت بشدت بالایی برخورداره به حدی که اگر نتونی ذهنت رو کنترل کنی همه چیز به هم میریزه .

    هر جا که نتونی ذهنت کنترل کنی ورق بر میگرده و بازی خراب میشه .

    استاد (( وقتی که خیلی تو بازی عقب بودم مثلا ده به یک ، با خودم میگفتم که فقط به ضربه بعدی فکر کن ، فقط تمرکز کن که ضربه ی بعدی رو بهتر بزنی ))

    اگر یاد بگیری که فقط همین امروز رو بهترین خودت باشی ، همین یه روز رو حالت رو خوب نگه داری ، همین یه روز توجهت رو به نکات مثبت بیشتر کنی ، آرام آرام ورق بر میگرده و زندگیت میوفته رو دور خوشبختی و موفقیت

    وقتی که همه چیز عالی پیش میره و راحت برام اتفاق میوفته ، یه حسی بهم میگه من لیاقت این زندگی رو ندارم .

    من لیاقت این احترام رو‌ ندارم ، تو بیزینسم من لیاقت این درآمد رو ندارم و….

    و طبق قانون اون امتیازات و موفقیت ها ازم گرفته میشه.

    این افکار عدم لیاقت در نا خودآگاهمه و مربوط به باور های قبل و گذشتگانمه .

    احساس لیاقت برای دریافت نعمت های بیشتر خیلی مهمه ، شکر گذاری باعث میشه ما راه رو برای دریافت نعمت ها بیشتر باز بزاریم ، شکر گذاری به ما احساس لیاقت میده .

    اگر نتونی احساس عدم لیاقت رو در ذهنت کنترل کنی اون شرایط راحت از کفت میره.

    وقتی که احساس قربانی شدن میکنی مثلا تو بیشتر از همکارات تلاش میکنی ولی اونا نتایج بهتر میگیرن تو در وجودت احساس خشم و افسردگی میکنی و هی وضعیت بد و بدتر میشه .

    من ماه های اول کاریم قرارداد های‌ خوبی تو املاک مینوشتم اما احساس عدم لیاقت منو به جایی رسوند که چند ماه گذشت و من قرار دادی ننوشتم .

    رابطه ای رو با دختری شروع کردم که از نظر من خیلی زیبا و دوست داشتنی بود اما عدم لیاقت باعث شد که به سرعت رابطش رو با من قطع کنه .

    احساس قربانی شدن باعث شد که به سختی تلاش کنم برای زندگیم که از پس هزینه هام بر بیام اما هیچ‌ درآمدی نداشته باشم .

    احساس عدم لیاقت باعث شد تمام اون روابط خوبی که با آدما تجربه میکردم به تنش و قهر و جدایی بیوفته .

    احساس قربانی شدن باعث شد که سه سال تو بیزنسی زحمت بکشم اما نتیجه ی مالی نگیرم .

    وقتی که میگی فلانی با خوش شانسی چنین موفقیتی بدست آورده و داری با حسرت به زندگیش نگاه میکنی پس در نقش قربانی هستی .

    اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی همون اتفاق به ظاهر بدی که در تو احساس قربانی شدن ایجاد کرده به نفعت میشه .

    وقتی این میزان از تعهد استاد رو در کنترل ذهن و تغییر باورهاش میبینم به خودم میگم که تو باید در هر لحظه رو باور هات کار کنی تا بتونی یه زندگی راحت و شاد رو تجربه کنی .

    از انجام دادن کارت لذت ببر نه از نتیجه ، مهم لذت بردن از مسیره نه بردن نه امتیاز ، هرچند اگه از مسیرت لذت ببری نتیجه هم به نفع تو پیش میره .

    فقط یه امروز رو بهتر زندگی کن ، یه امروز خوب باش ، یه امروز به گذشته فکر نکن ، یه امروز مثبت فکر کن ، یه امروز سراغ مواد نرو ، یه امروز کاری به فردا نداشته باش ….

    لذت بردن از چیز های ساده تو زندگیت باعث میشه احساس خوشبختی کنی ، هر آنچه که امروز تو زندگیت هست ، از خودت گرفته تا هر چیزه دیگه ای که ازش لذت نمیبری میتونی با تغییر نوع نگاهت ازشون لذت ببری و شاد باشی .

    اگر نتونیم از چیز های ساده لذت ببریم چیز های بیشتر به ما داده نمیشه .

    لذت بردن از نوشتن ، دیدن و شنیدن احساس سپاسگذاری رو در درونت افزایش میده .

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 868 روز

    به نام خدا

    ردپای19

    سلام استاد عزیزو مریم مهربان

    ذوق زدگی من تمومی نداره و هر بار که مینویسم باعث میشه اشک از چشمام جاری بشه

    فقط استمرار من تو این چند روز باعث این همه زیبایی تو زندگی من شد؟همین چند روز توجه به زیبایی و حال خوب باعث خلق این همه اتفاق زیبا شد؟

    فقط باور به جمله ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است باعث شد من چندین قدم به سمت خواستم بر دارم

    با چه زبونی میتونم تشکر کنم آخه، هر شب از اتفاقای خوب روزم براتون مینویسم تا خودم و کسایی که مثل من اول راهن ببینن که پله پله چه اتفاقای شیرینی واسمون میفته

    خدارو هزاران بار شکر میکنم چقدر ایمان واقعی در من ساختید ،چقدر امید چقدر باور به خود چقدر عشق و صلح

    واقعا دلم میخواد نتایج خیلی خیلی بزرگ هم بگیرم که وقتی بقیه رمز موفقیت منو میپرسن بگم چی زندگیم عوض کرد کی نگاهمون تغییر داد کی باعث شد حالم انقد خوب باشه

    از خدا میخوام در این راه به من و همه هم فرکانسیام قدرت بده تا این راه طی کنیم و زندگی که شایسته انسان های مومن به خدای واقعی هست رو در دنیا و آخرت تجربه کنیم

    واقعا هر بار که نمود عملی قانون تو زندگیم میبینم براتون دعا میکنم که تنتون و دلتون سالم و بی بیماری باشه

    استاد عزیز و مریم عزیزم بابت عشق آگاهی سلامتی ثروت فراوانی انسانیت و …که با سخاوتمندی بی بها در اختیارمون قرار میدید سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    استاد خوبم و مریم عزیزم سلام

    سلام ب همه بچه های بهشتی این بهشت پر از اگاهی…

    الان دو روزه ک فقط دارم این فایل رو گوش میکنم خیلی عالی بود

    این فایل پازل های گم شده ذهنم رو پیدا کرد و داره کم کم سرجاشون میچینه…

    اخ ک چققققدر ضربه خوردم از این احساس عدم لیاقت و این رو هم از حرف های مریم عزیزم متوجه شدم ک من این احساس عدم لیاقت رو دارم

    همیشه توی شغلم وقتی اوضاع خیلی بر وفق مرادم هست سریع این تو ذهنم میومد ک نکنه ی جای کار داره میلنگه؟؟؟نکنه همه چی اینقدر اسون و خوب هست یه وقت بخورم زمین ؟؟؟کلی از این فکر ها میومد تو سرم ک توی این فایل با مثال بی نظیر مریم عزیزم فهمیدم ک ای واااای من ،منم این فکرا تو سرم میومده و دقیقا بعد از اون فکر ها اوضاع بهم میریخت و هی ضرر پشت ضرر .و با خودم میگفتم ک یعنی چی تا الان ک داشت همه چی خوب پیش میرفت چی شد یهو ،یه جورایی هم ته ذهنم این میود ک خوب شد یکم ضرر شد خیالم راحت شد،همش درگیر بودم و هستم بین این دو تا فکر ضد و نقیضم ک هم دوس دارم همه چی عالی پیش بره و هم میترسم از اینکه همه چی عالی باشه و شک میکنم ب روند…

    الان فهمیدم ک باید روی احساس لیاقتم کار کنم ب اینکه درستش اینه ک همه چی عالی و روون پیش بره هرچیزی ک سخت باشه اشتباهه ، خدا منو اسون کرده برا اسونی ها این درسته،

    مثل کهکشان ها و خورشید و ماه و ستاره ک براحتی و بدون نقض در حرکت هستند کار های منم وقتی بدون نقض وراحت باشه در جریان باشه یعنی تو مسیر درستش قرار گرفته

    مثل دستگاه ابمیوه گیر خونه ما اگ پارچ ابمیوه گیر درست روی دستگاه جا نخوره دستگاه کار نمیکنه و وقتی ک ب درستی سر جای خودش جا میگیره ب راحتی برام ابمیوه درست میکنه ، درستش همینه ک اون براحتی برام اب میوه رو بگیره چون من اون دستگاه رو برای راحتی خودم تهیه کردم بنابراین توی شغلمم همین هس یکی از دلایلی ک من این شغل رو انتخاب کردم راحتی و ازادی هست ک بهم میده بنابراین وقتی همه چی بر وفق مرادم هست یعنی کارم درسته مسیرم درسته همه چی درست سرجای خودش قرار گرفته

    این حرف ها رو هی باید برا خودم بیارم و برای ذهنم منطقی کنم ک دیگ وقتی همه چی خوب هس شروع ب نجوا نکنه و من بتونم زودی جلوشو بگیرم و مراقب احساستم باشم…

    درس بعدی ک این فایل برام داشت احیاس قربانی شدن و دلسوزی

    چقدر از این احساسم هم توی شغلم ضربه خوردم و الان میفهمم ک منم درگیر این احساسات میشدم و توی شغل متضرر میشدم

    خداروشکر میکنم ک الان دارم متوجه میشم ک این همه ضرر های من از کجا داره اب میخوره…

    عاشق شغلمم ک دارم باهاش قد میکشم دارم با کار کردن روی باور هام هم از لحاظ شخصیتی رشد نیکنم هم از لحاظ پیشرفت شغلی و مالی چون یکی از مهترین و قوی ترین محرک های من برای کار کردن روی باور هام شغلمه چون ایمان دارم ک اگ من باور هامو بتونم قوی کنم و روب ذهنم کار کنم صد در صد نتیجه اش تو شغلم و موجودی حسابم نمایان میشه…

    این احساس قربانی شدن رو من زیاد داشتم توی شغلم اینکه حقم کامل داده نمیشه

    و از این ب بعد سعی میکنم ک هر وقت این حس اومد سراغم سریع ب خودم بگم ک دارم نتیجه باورهامو زندگی میکنم حتما ی جای باورم ایراد داره حتما ی فرکانسی فرستادم ک الان این نتیجه رو دادم میبینم و ب خودم میگم ک عیب نداره تو تمرکز کن روی خودت و احساست رو کنترل کن چون اگ توی این حالت بمونی قطعا و یقینا اتفاقات ناخوب بیشتری رو تجربه خواهی کرد و امیدوارم بتونم در چنین لحظاتی بتونم خودم رو کنترل کنم

    و همچنین این احساس دلسوزی اخ اخ ک از این هم توی شغل زیاد ضربه خوردم و جالبه ک الان با گوش دادن ب این فایل میفهمم ک من درگیر چ احساساتی میشدم ولی نمیدونستم و همیشه هم ب خدا میگفتم هدایتم کن ک بفهمم نشکلم از کجاست و خدا این فایل رو برای من اماده کرد

    تک تک تجربیاتی ک استاد و مریم عزیزم از بازی پینگ پونگ گفتن دقیقاااا همشون رو من تو شغلم تجربه کردم ولی ب این واضحی نمیدونستم و خدا این دوتا فرشته مهربون رو برام فرستاد تا پرده از جلو چشمام کنار کشیده بشه

    در مورد حس دلسوززی من همیشه میگم هر کی داره باورهای خودش رو زندگی میکنه و لین تضاد حتما برای رشدش لازمه و اینکه خود خدا بلده ک خدایی بکنه و من با حس دلسوزی فقط ب خودم ضربه میزنم و بس

    اما نمیدونستم ک تو شغلمم دچار این حس میشم و از این ب بعد باید بیشتر فوکوس کنم رو احساساتم

    وقتی دقیق میشم روی نتیجه ای ک تو شغلم گرفتم جاهایی ک ضرر کردم یا از حس عدم لیاقت بوده یا دلسوزی یا حس قربانی شدن یا انکار موفقیت دیگران یا نداشتن تمرکز یا فراموش کردن ذوق و شوق

    چقدر این فایل تک تک حرف ها و کلمات برای من بود چراغی بود تا من بفهمم ک با خودم چند چندم

    و خدای هادی و هدایت گر من بازم مثل همیشه منو ب جواب سوالاتم هدایت کرد

    استاد خوبم مریم بهترینم از صمیم قلبم دوستون دارررررررم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1547 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم عزیز

    سلام دوستان هم ندارم

    استاد این فایل به خدا برای من بود خیییییلی بهم درس داد

    چند روزی ست ، که دارم رو پاشنه آشیل م کار می کنم و جهان هم به کمک من اومد از طریق شما

    مریم جان چند روز پیش بهم گفته شد که داشتم ظرف می شستم اگه خواستی تمرکز کنی و ذهن ت رو تو دست بگیری بیا با این بشقاب ها ی چینی خوشگل حرف بزن ، با مرغ هایی، که در حال شستن هستی حرف بزن با قاشق چنگال کارد، وکاسه های خوشگل زیبا….

    آقا منم شروع کردم با تک تک شون حرف زدن وای خدای من اینققققققققدر حالم خوب شد

    اینققققققققدر قلبم باز باز شد که اصلاً وصف شدنی نیست.

    خدایا متشکرم

    یا موضوع بعدی که استاد عزیزم میگه ،،،،،،

    مثال بچه‌های انجمن معتادان رو میزنم.

    آره چه راهکار خوبی قدم به قدم

    تو فقط امروز پاک باش …..

    یه روزی می بینی چندین سال گذشته تو زندگی ت دگرگون شده و در مغز و نعمت غرق هستی

    اینققققققققدر تو آغوش خدا آروم هستی که یادت رفته قبلاً می بودی یا چی بودی.

    خدایا متشکرم استاد متشکرم که حرف های خدا رو براحتی بهم میزنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    منصور جهانشاهی گفته:
    مدت عضویت: 920 روز

    سلام به استاد گرانقدر و خانم شایسته عزیز بعد از دیدن این فایل اینقدر ترمز در خودم پیدا کردم که نگو و نپرس واقعا ازتون ممنونم که واقعا از یک بازی به ظاهر ساده اینقدر درسهای فوق العاده مهم رو برامون توضیح دادید.

    ذهنم خیلی مقاومت داشت میخواستم دیدگاه ارسال کنم به خاطر همین از یک تشکر ساده شروع کردم تا مقاومت ذهنم کمتر بشه بازم ازتون ممنونم.

    امید دارم روزی تمام این ترمزها رو شناسایی و در راستای نابود کردنشان تلاش کنم و به نتیجه برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: