اگر تعریف ما از نماز، ارتباط با نیرویی است که تمام قدرتها و نعمتها را از او میدانیم، به نظر من بهترین شیوه برای ارتباط با او را وقتی درک خواهیم کرد که قوانین این نیرو را درک کنیم یا به قول استاد عباس منش بتوانیم فکر خداوند را بخوانیم و زاویه نگاه مان به جهان و اتفاقات اطرافمان را نزدیک کنیم به قوانین این نیرو.
به نظر من نماز یک ارتباط درونی با منبع است و چگونگی این ارتباط درونی را دیگران نمیتوانند برای من تعیین کنند. ما در قرآن هیچ شیوهی مشخصی برای نماز خواندن پیدا نمی کنیم. فقط درباره این صحبت می شود که پیامبران صلوه می کردند.
آنچه که «نماز» نامیده ایم در قرآن به صلوه یاد شده است. صلوه از ریشه «ص ل و» است. قرآن همواره مهم ترین موضوعات را، از طریق تضادهای آن به ما توضیح می دهد. زیرا این بهترین شیوه برای رسیدن به درک صحیح و عمیق درباره یک مفهوم است.
در قرآن تنها آیه ای که در باره معنی و مفهوم صلاه صحبت شده است، این آیه از سوره قیامت است که می گوید:
فَلَا صَدَّقَ وَ لَا صَلىَ(31)
وَ لَکِن کَذَّبَ وَ تَوَلىَ(32)
یعنی تصدیق نکرد و توجه نکرد بلکه تکذیب کرد و روی برگرداند
همچنانکه در این آیه می بینید در مقابل کلمه صَلىَ، کلمه تَوَلىَ را به معنی روی برگرداندن آورده است. پس صلوه یعنی توجه کردن؛
صلوه یعنی به سمت خدا رفتن و در مسیر او قدم برداشتن و با قوانین او هماهنگ شدن و خداگونه شدن و وجودت را برای اجرای قوانین خداوند هموار کردن. یعنی مقاومت نکردن در برابر الهامات قلبت.
همان مسائلی که استاد در جلسات اولیه دوره عشق و مودت در روابط درباره هماهنگی میان ذهن و روح بیان می کند یا در جلسات ۹ و ۱۰ راهنمای عملی دستیابی به رویاها درباره شناخت نیرویی صحبت می کند که آن را خدا نامیدهایم.
ما با صلوه کردن به خداوند به عنوان منبع قدرتها و نعمتها توجه میکنیم و قانون این است که به هر آنچه توجه کنیم، آن را وارد زندگیمان میکنیم.
پس شیوهی این توجه را احساسمان تعیین میکند. یعنی قطعا باید شیوهای باشد که این ارتباط به قول خداوند ما را به آرامش برساند و الابذکرالله تطمئن القلوب بشود.
یعنی اگر شیوه شما در برقراری ارتباط با این نیرو، شما را به آرامش و اطمینان قلبی می رساند، پس این ارتباط درست است.
اگر شیوه شما در برقراری ارتباط با این نیرو ویژگی های شیطان گونه ای مثل طمع، بخل، خشم، نگرانی، پریشانی و ترس را از شما دور میکند و به هر ویژگی خداگونهای مثل عشق وروزی، سپاسگزاری، ایمان، اطمینان قبلی و امید نزدیک میکند، یعنی این ارتباط درست برقرار شده است.
هرچه قوانین این نیرو و موجودیت فرکانسی خودمان را بهتر بشناسیم، چگونگی برقراری این ارتباط درونی و بندگی کردن در برابر این نیرو را بهتر درک می کنیم، بیشتر به این نیرو اعتماد می کنیم و بیشتر روی قدرت و هدایت هایش حساب می کنیم. در نتیجه نگرانی هایمان کمتر می شود و به آرامش و اطمینان قبلی بیشتری می رسیم.
در قرآن نیز آمده که محمد، موسی و عیسی صلوه می کردند اما عیسی به شیوه خودش و موسی هم به شیوه خودش. محمد به همان شکلی که عیسی صلوه می کرد، آن را انجام نمی داد، بکله شیوه خودش را داشت
من تلاش می کنم تا یاد بگیرم که «الا بذکرالله تطمئن القلوب» را نشانه ی درستی رابطه ام با خداوند و صلوه کردن بدانم.
من تلاش می کنم تا یاد بگیرم که «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را در عمل اجرا کنم یعنی: نادیده بگیرم هر توصیه، تهدید، راهکار یا پیغامی که از جانب شیطان ذهنم میآید و به من احساس ناامیدی، نگرانی، درماندگی، ترس و کمبود میدهد.
برای من صلوه یعنی، متمرکز کردن کانون توجهام به نشانههای قدرت این نیرو که خودش را در فراوانی، ثروت، عشق، سلامتی، سپاسگزاری و هر خیری نشان میدهد که داشتنش را میخواهم.
برای من تسبیح خداوند یعنی، تمام لحظههایی که میتوانم به نکات مثبت هر اتفاقی توجهکنم، میتوانم نعمتهای اطرافم را ببینم و به خاطرشان سپاسگزار باشم، میتوانم نکات مثبت اطرافیانم را به آنها گوشزد کنم و به جای حسد، تواناییهایشان را تحسین نمایم و میتوانم پذیرای اینهمه عشق باشم که در هر لحظه به سویم جاریاست.
برای من صلواه یعنی، به جای خشم و انتقام، فرکانسهای خودم را دلیل نتایجم بدانم، سپس به جای سرزنش خودم، برای تغییر فرکانسهایم تلاش کنم و به جای دست کم گرفتن خودم، رابطهی همیشگیام را با نیرویی به یاد آوردم که منبع همه راهکارهاست و هدایت من را به عهده گرفته است.
همان نیرویی که قانونش ان مع العسر یسری است.
وقتی به یاد میآورم که این نیرویی که بخشی از او هستم، قدرت خلق زندگیام را در دست فرکانسهایم قرار داده، آنوقت عبادت این نیرو را، کار کردن روی فرکانسهایم و کنترل کانون توجه ام میدانم تا فراوانی ها و نعمت هایش را بیشتر ببینم، سپاسگزارتر باشم، روی هدایت هایش بیشتر حساب کنم و خودم را برای دریافت برکت هایش بیشتر لایق بدانم.
صلوه یعنی، تابع هدایت قلبم بشوم. یعنی وجودم را برای جاری شدن آنچه هموار کنم که به من، احساس امید، ایمان، یقین و اطمینان میبخشد و از هر آنچه روی برگردانم که مرا در پیروی از هدایت های این نیرو مردد می کند و برایم بانگ نا امیدی سر می دهد.
آگاهیهای دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها خصوصاً جلسه نهم و دهم این دوره، نقطه عطف درک و اجرای توحید برای من بوده و بهترین شیوه عبادت و صلوه را به من آموخته. هربار که دوباره در انجام کارها به شیوه ذهنم غرق میشوم، سری به آن آموزشها میزنم تا خداوند دوباره شیوهاش را به یادم آورد.
برای من هیچ شیوهای بهتر از این نیست که، اجازه دهم کارها به شیوه برنامهریزی این نیرو انجام شود. نیروی که دارای قدرت بی نهایت و بخشندگی بی حساب است. نیرویی که از کلیت مسیر آگاه است.
انجام کارها به شیوه او یعنی اجرای قوانین او. یعنی اجرای توحید در عمل. برای من صلوه یعنی تمام لحظاتی که میتوانم در مسیر توحید بمانم.
توحید یعنی: من بخشی از نیرویی هستم که منبع همه قدرتها و نعمتهاست. توحید یعنی رابطهی ابدیام با فراوانی ها را بیاد بیاورم، تا روی هیچکس دیگری حساب نکنم یا از تهدیدهای ذهنم یا دیگران نترسم.
فراوانیای که هر لحظه مثل باران بر من میبارد و مثل خورشید بر من میتابد. اما به اندازهای که این ارتباط را تأیید میکنم و به این فروانی توجه(صلوه) میکنم، در دسترسم قرار داده میشود.
توحید یعنی، خداوند یک انرژی است که واکنش نشان میدهد به آنچه در ذهنم نگه میدارم، بر آن تمرکز میکنم و آن را در گفتگوهای درونیام تکرار میکنم. سپس نتیجه این واکنش، در قالب اتفاقات و شرایط، وارد تجربه زندگیام میشود.
توحید یعنی: تغییر همه جنبههای زندگیام را یک مسابقه یک نفره بدانم. مسابقهای که فقط من در آن شرکت دارم، نه همسرم، نه فرزندم، نه شهرم، نه کشورم، نه قوانین و افکار سیاستمداران مملکتام، نه شغلم، نه حتی یافتههای دانشمندان درباره کمبود منابع یا نگاه دانشمندان درباره سرایت یک بیماری یا شیوههای پزشکان برای برگردان سلامتی.
برای من توحید یعنی، بتوانم واکنشها و نگرشهایم را زیر ذره بین این قانون قرار دهم که، تمام اتفاقات زندگی من بدون استثناء نتیجه باورهای خودم است.
توحید یعنی اگر میخواهم بزرگ شوم باید از خیلی از دغدغهها، ترسها و نگرانیهایی بگذرم که اکثریت جامعهام درگیر آن هستند و بپذیرم که دنیای من، فقط و فقط فرکانسهای خودم هستند.
همسرم و عشقی که از او دریافت میکنم یا نمیکنم، قالبی از باورهای خودم درباره لیاقت است یا عدم لیاقت.
کسب و کارم و درآمدی که از او دریافت میکنم یا نمیکنم، قالبی از باورهای خودم درباره فراوانی است یا کمبود.
سلامتی و آرامشم، قالبی از میزان کنترل ذهنم برای، باز گذاشتن راه اتصال با اصلم است.
توحید یعنی وحی منزل بدانم که، اگر این فرکانسها درست شوند، بدون شکّ، وضعیت مالیام، رابطهام، سلامتیام و… درست میشود.
وقتی قانون خدایی که او را منبع تمام نعمتها و ثروتها میدانم این است که: تمام اتفاقات زندگیام نتیجه فرکانسهای خودم است، چرا فکر میکنم تغییر را باید از جایی به جز فرکانسها و باورهایم شروع کنم؟
چرا راه تغییر تجربهام از این رابطه، این شغل، این درآمد، این سلامتی و … را تغییر کانون توجه و فرکانسهایم ندانم؟
چرا راه داشتن تجربهای بهتر از زندگی در تمام جنبههایش را، درک بهتر قوانین این نیرو ندانم و به جای پرداختن به فرعیاتی به نام عوامل بیرونی، به این اصل وصل نشوم؟!
منابع بیشتر درباره درک توحید عملی، شناخت صحیح خداوند و اتصال با این قدرت ابدی:
جلسات اولیه دوره عشق و مودت در روابط
جلسات ۹ و ۱۰ دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
سلام دوستان عزیز، من یه موردی دارم، من هم مثل خیلی از دوستان کامنت گذار این جابا ترس از عذاب، نمازخوندم یه عمر، با عجله صرفا بخاطرراحت شدن! ولی الان تو یه برزخی گیر کردم، اینکه وقتی سجده میکنم و خ. استه هامو میگم و شکرگذاری میکنم حس خوبی دارم، اما انگار دلم نمیخواد نمازبخونم، اخه سرنماز هی میگم کی تموم میشهو حتی نمازو گاهی نمیخونم، بجاش موقع کار مدام شکرمیکنم، خلاصه، موندم بین دوراهی، و حتی بخودم میگم:تو تنبلی میکنی، وگرنه نمازخوندن خیلی خوبه، یجور ورزش هم هست، و تو تنبلی که همش یجا نشستی و میگی شکرگذاری کافیه، ازطرفی فکرمیکنم اگر کسی بفهمه نمازمو نخوندم، میگه کافرشدیازطرفی میگم پس مگه نمازو برای بنده خدا میخوای بخونی! بعد میگم اگر برای بنده خدابود پس نخون و همون شکرگذاریو، که کسی نمیفهمه و حالت ریا نداره، انجام بده و تمام! خلاصه ظاهرا دوراهی نیست و چند راهیهازاونطرف، وقتی گاهی نمازمیخونم، سعی میکنم با توجه به معانی ایات، بخونم و لذت ببرم، ولی اون حس برای بقیه میخونی، داری تظاهرمیکنی، اینها، نمیذاره لذت ببرم، الان که اینو مینویسم، تصمیم گرفتم نماز ظهرمو، بدون توجه به این گفتگوهای ذهنی، بخونم ببینم چی میشه. تلاش خودم رو میکنم و بعد میام مینویسم چی شد،.
سلام دوست گرامی
این کامنت شما منو یاد گذشته خودم انداخت …یادمه زمان نوجوانی خودم وقتی هنوز قانون جذب و توجه به نعمت های خدا نمیدونستم اما نا خودآگاه اون موقع ها انگاری داشتم به این قانون عمل میکردم…دقیقا یادمه وقتی شرایط واسم بحرانی میشد یا امتحان خاصی تو مدرسه داشتم شب های قبلش . تا ساعت دو نیمه شب بیدار میموندم تا نماز سب بخونم…نماز شب هم که میدونید 11رکعت هست..تو این 11رکت هر حس خوب و بدی که بگی به سرم می اومد …اما آخرای نماز دیگه تمام عزمم جمع میکردم واسه تمام اون ارزو ها و شرایط بحرانی و خلاصه همه چیز از ته قلبم دعا میکردم ..و باورتون شاید نشه اما نتیجه ای که میگرفتم فوق العاده بود …دقیقا داشتم درک میکردم ک این داره یک کارایی میکنه …وتا یک هفته از در و دیوار برام اتفاقای خوبی می افتاد…
الان که دارم این کامنت مینویسم خیلی دلم هوای یک نماز شب برداشته…میخوام امشب با دونستن این قوانین الهی و آگاهی ک دارم نماز بخونم و با خدا یکی شم
سلام، عالیه، متشکرم از کامنتتون، من دارم سعی میکنم نمازهامو باحس خوب و با توجه به معنی قشنگ سوره ها و عبارات، بخونم و واقعا حس و حالم خوب میشه😍😍😍امیدوارم موفق باشید درپناه خداوند یکتای قادرمطلق،
ببینید دوستان به فول استاد هرچی باورکنید همون درسته …بازی ذهن زیاده …من در مقامی نیستم که بگم نماز بخونید یا نه ….ولی هرچی که عادت بشه وبا تمرکز وعشق وحس خوب نباشه به درد نمیخوره …توصیه میکنم که کتاب بسیار ارزشمند ترک عادتهای کهنه از عارف نوین ودانشمند موفق آمریکایی رو با دقت مطالعه کنید دریچه جدیدی به روتون باز میکنه …این مرد داِیم در نمازه
👌👌👌متشکرم بابت معرفی کتاب
باسلام و عرض ادب
در واقع من نشانه ای دریافت کردم خوابی رو که دو روز پیش دیدم اینجا بازگو کنم.
از حدود ده روز پیش بیشتر شبها قبل از خواب از خداوند درخواست میکردم که ملاقاتی عاشقانه با او داشته باشم و هر بار دقیقا هنگام اذان صبح و یا چند دقیقه زودتر، از عمیقترین سطح خواب بی اختیار بیدار میشدم. با توجه به اینکه من سحرخیز نیستم و معمولا دیر از خواب بیدار میشم ، متوجه شدم که این بیدار شدنه همان پاسخ درخواست من از خدای عزیزمه. همون اولین بار که موقع اذان بیدار شدم بدون تعارف به خدا گفتم اگر ملاقات عاشقانه ی من با تو همون خواندن نماز صبح هستش باید بگم من واقعا از اون شیوه ی نماز خواندن لذت نمیبرم لطفا من رو به یک روش دیگه هدایت کن! جالبه هر شبی که از خدا درخواست ملاقات عاشقانه میکردم موقع اذان صبح بیدار میشدم و هر شب که درخواست نمیکردم قشنگ تا لنگ ظهر میخوابیدم! تا اینکه یکشنبه ٣١ فروردین موقع خواب از خدا خواستم برام بگه که زمان ملاقات دقیقا چیکار باید بکنم و من اوایل اذان صبح بیدار شدم اذان رو تا انتها گوش دادم و زیر زبونم زمزمه کردم و دوباره خوابم برد و این خوابِ بسیار زیبا رو دیدم…
دیدم روی تخت به سمت راستِ بدنم دراز کشیدم و هر دو دستم بیرون از تخت و به سمت زمین بود. به سختی میتونستم نفس بکشم یه صدایی بهم میگفت بیخیال شو و برگرد به زندگی اما بشدت مقاومت کردم و گفتم از نفس نکشیدن نمیترسم میخوام ادامه بدم میخوام بدونم چطور، تمام تنم میلرزید و اصرار به آگاهی داشتم، کاملا حس میکردم که در حال دریافت الهاماتم دقتم رو میبردم بالا. بالاخره بهم گفتن: پس با کُلِ زمین همنوا شو ! چندین بار پرسیدم چطور تا اینکه به زحمت خودمو از تخت انداختم روی زمینی که روش یه فرش خیلی نرم ، کمی پرپشت و به رنگ سبز دریا با نقش گلهای سفید و سیاه ریز ، انداخته شده بود. روی فرش که نشستم دیگه تنفسم آزاد شد و بهم گفتن برای همنوا شدن با کلِ زمین، سجده کن. اما قبله نامعلوم بود انگار سجده مهم بود نه قبله! هوا داشت روشن میشد فقط صدای دسته جمعی گنجشکها رو میشنیدم گویا اونها بطور غریزی همنوایی رو بلد بودن! زمان سجده حرفهاییکه به خدا باید میگفتم سه جمله بود: ١.خدایا سپاسگزارم به من همنوا شدن با زمین رو آموختی ٢. بگو خدا برای من کافیست ٣.خدایا کمکم کن همواره الهامات و هدایتهایت را دریافت کرده و به آنها عمل کنم.
در انتهای جمله ی آخر از خواب بیدار شدم همه جا تاریک بود زود بلند شدم همنوایی رو انجام بدم دیدم یه دسته کلاغ پشت پنجره تماشام میکنن بی هیچ صدایی ! یه لحظه ترسیدم رفتم پروازشون دادم که برن ولی رفتن روی درخت نشستن و باز بی هیچ صدایی تماشام میکردن گویا منتظر چیزی بودن بلافاصله اومدم سجده کنم دوباره از خوابِ خوابم بیدار شدم دیدم اذان تموم شده و همه جا خیلی تاریکه بی معطلی رفتم روی فرش سجده کردم همون لحظه یه نوری اطرافمو روشن کرد و من اون سه جمله ی خوابِ اولم رو تکرار کردم و بالاخره بعد از سه خواب تو در تو، چشمامو به روی جهان مادی باز کردم ! دیگه اینجا واقعا هوا داشت روشن میشد زود از تخت اومدم رو زمین و به سمت نامعلومی سجده کردم. همون سه جمله رو که تکرار میکردم صدای دسته جمعی گنجشکها رو شنیدم.
بعد اون سجده بسیار حس سبکی و آسودگی خیال داشتم بالاخره با کلِ زمین همنوا شده بودم البته نه در خواب بلکه این بار در بیداری…
ببخشید خیلی طولانی شد ولی باید کلشو اینجا مطرح میکردم چون همون صبح یعنی ١ اردیبهشت که بلافاصله دفترمو برداشتم و خوابمو مینوشتم یه ایمیل از گروه تحقیقاتی عباس منش با عنوان «توضیحات بیشتر درباره بخش «عقل کل»» دریافت کردم! انگار یکی بهم گفت این یه نشانه هست باید در عقل کل به اشتراک بذاری! بدلیل طولانی بودن خواستم منصرف بشم ولی از دیروز همش یکی بهم میگه که برای این خانواده ی بزرگ بنویسم.
فقط به شخصه متوجه شدم هر کسی تو زندگیش نوع صلاتشو با کمک گرفتن از خودِخدا میتونه پیدا کنه. من فکر میکردم ملاقات عاشقانه با خدا باید یه چیز یا یه حس متفاوتی باشه اما بقول استادعباس منش قانون خدا که عوض نمیشه ، وقتی خدا در قرآن میفرماید هر آنچه در آسمانها و زمینه خدا رو سجده میکنند. و حتی در خواب به من حرفی از ملاقات عاشقانه یا نماز خواندن زده نشد بلکه با عنوان “همنوا شدن با کِل زمین” از من خواسته شد که سجده کنم و حتی جملاتیکه در سجده گفتم نیز برای هر کس میتونه متفاوت باشه یعنی هر کسی نیایش یا دعا یا صلات یا سجده یا ملاقات عاشقانه یا همنوایی یا … مختص خودش رو که باهاش راحته و ازش لذت میبره رو میتونه با درخواست از خدا داشته باشه.
در پناه الله یکتا،
هدایتهای پروردگار گوارای وجود تک تکمان باشد.
بسیار از شما سپاسگزارم ارزو خانم که این آگاهی زیبا و عمیق و خالص با ما در اشتراک گذاشتین
خانم ارزوی عزیز همراه گرامی
از اینکه خوابتون و در واقع شهودتون رو با ما به اشتراک گذاشتید سپاسگزارم. امید که برکت این دریافت، به تمام این جمع سرایت کنه و همگی به شناخت عبادت از نوعی دیگر نائل بشیم. عبادتی که نه از سر ترس و وطیفه بلکه از جنس عشق و آرامش و نور باشه
سلام واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و اشک در چشمهام جمع شد شاید باورتون نشه انگار من باید این متن رو میخوندم و به طور عجیبی منم وارد سایت شدم امروز برای همه بهترین هت رو از خدای مهربون میخوام و انشاالله همگی با انرژی بیکاران هستی هم نوا و هم جهت بشیم
وای خدایه من
ازشما دوست عزیز سپاسگزارم که به الهاماتتون توجه کردین و این خواب زیبا و این معاشقه زیبایی که با خدا داشتین رو با ما درمیان گذاشتین
واقعا زبانم بند آمده از این هدایت
فقط میتوانم بگویم خدایاشکرت
چقدر واضح خداوند شما رو هدایت کردند بسمت نماز
برای همنوا شدن با کل زمین
سجده کن
دوست خوبم منم امروز خوابی دیدم
و نوشتم
هم اینجا
و هم جای اصلیش که توی یکی از پرسشهای عقل کل قسمت دیدگاه ها بود
https://elmeservat.com/fa/aghlekol-question/ایا-کسی-از-آیه-۶-و۷-سوره-حمد-تفسیری-از-ذه
واقعا هدایتهای خدا جالب و زیباست
ارزو جان ممنون و سپاسگزارم ک اینجا الهاماتتون رو گفتین با هرکلمه اش اشک از چشمانم سرازیر شد واقعا احتیاج داشتم به این نوع حرفها در زمان مناسب به این پاسخ هدایت شدم
سلام “مهربان”هم خانواده اي عزيز،
خدا رو شاكرم كه از طريق شما به سمت تفسير آيه هاي ٦و٧ سوره حمد رهنمون شدم. درواقع سوالي در ذهن داشتم كه قدم به قدم به طرق مختلف به پاسخش نزديكتر مي شوم و ميدونم كه بايد مراحل تكامل طي بشه تا به پاسخ نهايي برسم بنابراين صبورم. لذا از شما تشكر ميكنم كه يكي از راهنماهاي مسيرم شدين.
بهترينها رو از خداي مهربان براي شما و تك تك انسانهاي زمين آرزومندم.
سلام به هم خانواده اي هاي عزيز “مهدي داوري”و”دختر دي“،
يه چيزي كه واقعا باورش دارم اينه كه خدا هرلحظه كنارمونه و زمانهاييكه به شدّت بهش نياز داريم به شدّت كنارمونه! يعني خودمون قشنگ حس ميكنيم كه داره به طرق مختلف باهامون حرف ميزنه تا آرامشمون بده و راهنماييمون كنه…
خدا رو سپاسگزارم كه همواره هدايتمون ميكنه و وجودمون رو لبريزِخودِخداييش ميكنه 🙏🙏🙏
تكرارِ مداومِ بهترين لحظات رو براي شما و تك تك انسانها آرزومندم.
سلام
آرزو جان
نمیدونم باور می کنی یا نه
هر دو دیدگاه که گذاشتی
هم اول خطاب بمن هم دیدگاه بعدی
هر دو محتواهایی داشت که من باید این جملات رو میشنیدم
از هدایت خدا از کنار ما بودن
از تکامل در رسیدن به پاسخ
گاهی باورم نمیشه خدا چه ساده با ما سخن میگه هدایت میکنه
شیطان که مدام شک میندازه میگه از کجا معلوم اینا از خداست
اما مگه نه اینکه این جواب همون پرسش ذهنمونه
مگه نه اینکه خدا فرموده ان علینا للهدی
مگه نه اینکه خدا آسان و راحت هست همه کارهایش
پس اینام هدایته اینام پاسخه
اونچه با قلب ما هماهنگه آرامش میده خوف و حزنمون رو رفع میکنه
اونچه با قران مطابقت داره
خدایا شکرت که هستی
سلام مهربان عزيز،
خودم رو سعادتمند ميدونم كه بعد حدود يكسال كار كردن روي تعدادي از باورهام، اجازه پيدا كردم با اين خانواده ي ارزشمند وارد تبادل الهامات، باورها و ديدگاه ها بشم و به طرق مختلف هدايت بشيم به سمت خواسته هامون.
به اين فكر ميكنم اين مسيري كه هممون به نوعي در اون قرار گرفتيم خيلي خيلي زيباست. دعا ميكنم همواره اين مسيرو ادامه بديم چون نهايتي براش وجود نداره و سراسر لذت هستش…
خدا رو هزاران مرتبه شكر…
سلام خانم آرزو ممنون بابت اینکه تجربه قشنگتون رو به اشتراک گذاشتین❤
میخواستم بدون الان شما برای ارتباط با خدا
دقیقا چه کاری انجام میدین؟
چیزی که شما بهش هدایت شدین تقریبا شبیه نمازه اما شما در انتها گفتین هر کسی شیوه خودشو داره…یعنی اون چیزی که شما بهش هدایت شدین نماز نبود و یک ارتباط به شیوه ی دیگه ای بود…درست متوجه شدم؟
ممنون میشم برام بیشتر توضیح بدین🙏🏻❤
سلام مبيناي عزيز
من براتون يه مثال ميزنم
در ايران ما خدا رو با عناويني چون پروردگار، خداوند و … ياد ميكنيم
در عربي با عناوين “الله ، رب و …” ياد ميشه
در انگليسي بهش “ god “ گفته ميشه
فيزيكدانها بهش ميگن ” كائنات، انرژي و …”
و نهايتا هر كشوري و هر قومي و حتي هر فردي اسمي براي خداوند انتخاب ميكنه!
اما آيا اين تفاوت در اسمها ماهيت خدا رو عوض ميكنه!؟
مطمئنا نه، بلكه برعكس هر ملّتي با اون اسمي كه باهاش احساس راحتي ميكنه و لذّت ميبره خدا رو صدا ميزنه…
نماز هم همين شكليه…
ماهيت نماز يعني ارتباط برقرار كردن شما با خداوند به طوري كه شما قلباً ازش لذت ببرين و احساس شادي و شعف به شما دست بده…
مثل اين ميمونه كه ما در دوران مدرسه هر كدوم يه درس رو بيشتر از بقيه ي درس ها دوست داشتيم مثلا يكي ورزش رو خيلي دوست داشت و ديگري رياضي رو !
راهِ لذت و موفقيتِ اونيكه ورزش رو دوست داره اينه كه اون راه رو ادامه بده چون ازون طريق هم لذت ميبره و هم به موفقيت ميرسه!
و اون كسيكه رياضي دوست داشته بايد اونو ادامه بده چون مسير راه براش يك لذت خواهد بود و اشتياقش بيشتر و بيشتر خواهد شد!
حالا اگه اين دو رو جابجا كني و بگي توييكه رياضي دوست داري بايد بري تربيت بدني بخوني! ممكنه به اجبار و از سر تكليف تا يه حدي پيش بره اما ازش لذت نخواهد برد و پايان راه دلزدگيه!
حالا با اين مثال ها شما ميتونيد نمازِ خودتون رو تعيين كنيد يعني اون راهي كه اون شيوه اي كه (در مثالِ ما اون رشته ي تحصيلي كه) به شما اشتياق بيشتري ميده و شما رو به خداوند نزديكتر ميكنه رو براي خودتون انتخاب كنين …
و همونطور كه اسامي خدا در هر قومي متفاوته، اسمِ نمازِ شما هم ممكنه مختصِ شما باشه و شما قلبا دوستش خواهيد داشت…
ممكنه بپرسين از كجا بدونم نمازِ من چه شكليه؟ پاسخش آسونه
اگه اين نمازي كه در جامعه عرف هستش به شما حسِ اشتياق و نزديك شدن به خداوند رو ميده ، همينو انجام بدين…
اگر نه كه ميتوتيد مثلِ من از خداوند درخواست كنيد شيوه ي شما رو بهتون نشون بده كه شما ازش لذت ببرين…
و نمازِ شما ممكنه در خواب يا بيداري به طرق مختلف بهتون گفته بشه و اينو خودتون متوجه خواهيد شد…
همونطور هم كه گفتم من در ابتدا از خداوند درخواستِ ملاقات عاشقانه داشتم نه نماز! وقتي زمانِ اذان صبح بيدار شدم متوجه شدم كه اين بايد همون نمازي باشه كه من ازون شكلش لذت نميبردم ولي در خواب اسمي كه به من گفته شد “همنوايي” بود و تقريبا شكلِ نماز ِ خودمون رو داره!البته الان كه حدود ٨ ماه ازون زمان ميگذره در اين مدت هم به صورت دوره اي دعاها و حتي فرم همنوايي من(شما ميتوني بگي صلات يا نماز يا هر اسمي) تغيير ميكنه…
اما اصلِ اون ٤دعايي كه بهم گفته شده پابرجاست و گاها يه چيزايي با توجه به درخواستي و حسي كه در اون دوران دارم اضافه و يا عوض ميشه…
دوستِ عزيزم دقت كنيد من فقط صلاتِ خودم رو به شما مثال آوردم كه اصلِ داستان در ذهنِ شما باز بشه وگرنه اينطور نيست كه صلاتِ شما هم دقيقا مثلِ همنواييِ من يا فردِ ديگري باشه…
راهِ شما به شما گفته خواهد شد اگر و اگر قلباً طالبِ آگاه شدنش باشين…
اميدوارم پاسخِ سوالتونو گرفته باشين…
بهترينها رو براتون آرزو ميكنم در پناهِ يگانه معبودِ هستي…
سلام خانم آرزو ممنون که اینقد سریع جواب منو دادین❤🙏🏻🌟
کاملا متوجه اصل مطلب شدم و با محتوای نظرتون موافقم یعنی تا اینجا کلیت حرف و نظرتون رو تونستم درک کنم
اما سوال دیگه ای که توی ذهن من به وجود اومد این هست که این احساس و ارتباط قشنگی رو که شما و خیلی از دوست دیگه همین جمع تونستن با خدا ایجاد کنند ،چرا در کنار نماز مرسومش نشه انجامش داد؟
[بهتره اینو بگم من خودم اینکارو انجام نمیدم حتی مدتی بود که به طور معمولی با خدا ارتباط برقرار نمیکردم و در وجودش شک داشتم در واقع چون خیلی تو مباحث فلسفی و متافیزیکی که در مورد خدا گفته شده مطالعه میکردم خیلی باعث شده بود که همه چیزو ببرم زیر سوال خب البته این به این علت بود که به اندازه ای نمیدونستم (و همچنان هم نمیدونم) که بتونم درست رو از غلط جدا کنم و هر بحثی رو به راحتی هم میتونستم اگه گفته میشه درسته بپذیرم و اگه گفته میشه غلطه باز هم بپذیرم..در عین حال ی مدته تصمیم گرفتم خودمو از گرداب نمیدونم نمیدونم ها و اثبات و رد مسائل بیارم بیرون و به یک اصولی خودمو تا حدی پایبند کنم بلکه در نهایت به عقل تصمیم گیری برسم]
سوال دیگه ای هم که برام به وجود اومده اینه ک ما در هر لحظه میتونم یکی از دو هدایتی که خداوند و شیطان ما رو میکنه رو بپذیریم و وقتی میخوایم به یک ندا گوش کنیم که اون ی روش برای ما بگه تا هدایت بشیم از کجا معلوم که ما از نجوای شیطان پیروی نکنیم(البته این موضوع برای کسانی که نماز میخونین و هیچ تاثیری روی اونها نمیزاره صدق میکنه)
و اینکه از کجا مطمئنیم این نماز مرسوم همون هدایتی که دقیقا برای هر یک از ما بوده و نیازش داشتیم نیست (منظور همه آدما)؟
من این سوال رو با این استدلال میپرسم (شایدم استدلال ضعیفی باشه اینو باید ،اهل علم مشخص کنن) که وقتی دو نفر دقیقا یک مشکلی دارن مثلا هر دو کمردرد دارند و علت کمردردشون هم آسیب در یک عضله یا ناحیه کاملا مشخص و یکسانه نمیشه به دو نفر دو تا تجویز متفاوت داد
……..و حتی اگه دو تا تجویز متفاوتی صورت بگیره متناسب با کل مشکلات فرد بوده مثلا یکی علاوه بر اینکه کمردرد داشته دست درد هم بوده پس انجام یکسری حرکات ورزشی برای این نفر فرق میکرده اما در کل این دو نفر حرکات مشابهی رو باید انجام بدن تا به نتیجه برسن از کجا معلوم این نماز مرسوم پاسخ به درد مشترک همه ما نمیتونه باشه….
شاید این سوالا اصلا درست نباشن و با قوانین مغایرت داشته باشن ولی من میپرسم به نتیجه ای برسیم ، اون نتیجه هر چی میخواد باشه مهم نیست حتی اگه در نهایت این بشه که این سوالا ایراد دارن..
پیشاپیش ممنون بابت پاسخ و هدایت شما و دوستان🌹🙏🏻♥️
سلام مبيناي عزيز
اول اينكه دوستِ خوبم بهتون تبريك ميگم شما دارين در مسير درست قدم برميدارين…
بنده به شخصه زماني شروع كردم به شناخت صحيح خداوند كه به وجودش شك كردم و حتي انكارش كردم!
شما دوتا سوال پرسيدين يكي در مورد نماز مرسوم و مشترك براي همه…
و ديگري در مورد تشخيص هدايت خداوند و شيطان…
در مورد سوال اولتون، تا جاييكه ميدونم و در مستندها ديدم در تمامي اديان حالا مسيحيت، هندو، يهوديت، اسلام و… زمانيكه ميخوان يه تايمي رو به نيايش با خداوند اختصاص بدن، عملِ سجده رو حداقل يكبار انجام ميدن!
حتي در يك سري از مديتيشن ها و يا يوگا هم شما ميبينيد يه حالت هاي سجده مانندي وجود داره!
چون سجده كردن مثلِ جريانِ الكتريكي يك علم هستش در جهتِ متعادل كردنِ وضعيت روحي و جسمي ما، كه فعلا زياد ازش آگاه نيستيم…
مثالِ شما در مورد تجويزِ درمان، يك مثالِ زيبا بود دقيقا همينطوره! يعني همونطور كه جسمِ انسان با تجويزِ متناسب دردها بتدريج درمان ميشه و در هر مرحله كه جلوتر ميره تجويزش كمي تغيير ميكنه، صلاتِ انسانها هم به همين صورته!
صلات يه چيزِ عجيب غريب نيست بلكه اون هم يك علم هستش كه ما چون با چشممون نميبينيمش برامون عجيب مياد!
به خاطرِ همينه كه اگه هركس در صلاتش اونطور كه به دلش ميشينه و حالشو خوب ميكنه (مثلِ اون درماني كه واسه يه بيمار تجويز ميشه و حالشو خوب ميكنه) پيش بره، كم كم شكلِ صلاتش (تجويزِ درمانش) تغيير ميكنه…
حالا اگر اين صلاتِ مرسوم حالِ كسي رو خوب ميكنه كه مطمئناً همونو انجام ميده! ولي اگه با اين صلات حسش خوب نميشه اين يعني به تجويزِ درماني متناسب با حالات روحي و جسميِ خودش احتياج داره…
اما در موردِ تفاوتِ هدايتِ خدا و نجواي شيطان تجربه ي خودم رو بهتون ميگم كه ممكنه راه گشاي شما هم باشه…
اوايل من فرقِ بينِ هدايت خدا و شيطان رو متوجه نميشدم كم كم با آزمون خطا و درخواستِ مداوم از خداوند يكم در تشخيصِ اين موضوع بهتر شدم و همين الانشم هنوز روي خودم كار ميكنم چون هنوز تسليمِ كاملِ هدايتهاي خداوند نشدم!!!
دوتا مثالِ ساده ميزنم!
چندين بار برام اتفاق افتاده وقتي از خونه ميرفتم بيرون، يه حسي به سرعت بهم ميگفت يه چيزي جا گذاشتي!
وسايلمو چك ميكردم ميديم نه همه چيو برداشتم(نجواي شيطان ميگفت ديرت شد برو ولش كن همه چيو برداشتي) ميرفتم بيرون يهو ميديدم مثلا هندزفريمو كه برام ضروري بوده جاگذاشتم!
بعدها ياد گرفتم اون لحظه كه بهم گفته ميشه يه چيزيو جا گذاشتي، خودم رو رها كنم و از خداوند درخواست كنم تا منو ببره پيشِ اون چيزي كه جا گذاشتم و واقعا ميبره و يا شايد نگاهتون رو به اون شي بدوزه! شما هم امتحان كنيد…
يا همين ديروز تو خيابون ميرفتم يهو يه حسي بهم گفت برو داخلِ اين مغازه! يه نگاه كردم(نجواي شيطان گفت تو چيزي از اينجا لازم نداري ول كن بابا برو بريم) ولي من همونطور بي هدف رفتم داخلِ مغازه! همونجا از خدا درخواست كردم كه منو ببره جلوي اونچيزي كه قراره بخرم! دقيقا منو برد جلوي خمير دندانها ! يهو يادم اومد كه دو روز پيش باخودم گفته بودم خمير دندونم داره تموم ميشه اين روزا ديگه بايد بخرم…
ببينيد يك قاعده ي كلي ميگم بهتون بايد روش تمرين كنين منم هنوز دارم تمرين ميكنم:
اون حسِ اولي يا اون تصويرِ اول يا اون صداي اول كه به ذهنتون يا قلبتون الهام ميشه رو انجام بدين و ازش دليل نپرسين چونكه اون لحظه پاسختون رو نميده و كسي كه داره پاسخ ميده بهتون همون نجواي شيطانه كه براتون دودوتاچهارتا ميكنه و دليل و منطق مياره تا شما به حرفِ اون الهامتون گوش نكنيد!!!
البته اينو هم بگم شما ميتونيد از آخر به اول بريد يعني چي!؟ يعني يه هدايت بهتون مياد و خب طبيعيه اوايل ناديده ميگيرين ولي همينكه نجواي شيطان شروع ميكنه به منطق آوردن، همون شيطان هم ميتونه راهنماتون باشه يعني بگين عه ذهنم برام منطق آورد پس فهميدم همون فكرِ اولي الهام و هدايت من هستش و زود به هدايتتون عمل كنيد. من خودم ازين روش اوايل بيشتر و الان هم باز بعضي وقتها استفاده ميكنم…
ما در انجامِ هركاري، تاكيد ميكنم هركاري، حتي اينكه تو كدوم ليوان يا بشقاب ميخواييم غذا بخوريم حتي الان دلمون ميخواد بشينيم يا بلندشيم راه بريم، در هر لحظه داريم هدايت ميشيم ! تنها كاري كه بايد بكنيم اينه كه بلافاصله به حرفش گوش بديم و عمل كنيم چونكه خير و صلاحمون در اونه…
توصيه ميكنم وويس هاي استاد عباس منش مخصوصا اوناييكه مربوط به توحيد هستن رو بارها گوش بدين…
من خودم بارها با اون وويس هاييكه در وصف خداوند بودند اشك ريختم و حالم دگرگون شد و راه يافتمو به كمك خداوند پيش ميرم و انشالله كه ثابت قدم باشم…
مطمئنم شما هم به زودي مسيرِ صحيحِ خودتون رو خواهيد يافت🌹
نگران نباشين خداوند در وجودتونه و به سمت بهترينهاي دلتون هدايتتون ميكنه…
شاد و سلامت و استوار باشين…
نماز خواندن باید با احساس خوب و زیبا انجام شود،چون باید بدانیم که قراراست باچه کسی ملاقات رسمی داشته باشیم نه به شیوه ای افراد سست و تنبل (سوره نساء آیه ۱۴۲) . تکرار سوره های فاتحه و توحید راباید درک کنید، باید به آنان دلخوش بود. این روند یک نماز خواندن با کیفیت است. توجه و رو به قبله یک انرژی مثبت جمعی ایجاد میکند که از لحاظ متافیزیک میتوانید دک کنید. وضو برای آرامش دوباره ،آب آرامش میدهد به انسان. چرا روبه مکه ؟بخاطر اینکه در یک سرچ ساده میتوانید به عدد ببینید که مکه وسط جهان هستی به دست آمده آن هم نه بامحاسبه افراد مسلمان ،توسط دانشمندان فیزیکی و متافیزیکی جهان. چند نوبت خواندن نماز برای آگاه شدن دوباره در طول روز و یادآوری قدرت خداوند،کنترل افکار توسط آیات فاتحه و توحید ،دعا کردن که قدرتمندترین انرژی و قدرت در وجود انسان است. سجده برای تخیله انرژی های منفی که این روزها زیاد است. نماز یعنی باید ذهنتو بتونی کنترل کنی روی خداوند و دربرابر قدرتش تسلیم باشی. امیدوارم که موفق باشید.
سلام
همین دیشب داشتم قران میخوندم که بحث نماز مجددا برابر یک سری ایات برام جای سوال شده بود. با وجودی که استاد عزیز هم در یکی از لایو ها اشاره کردند ولی به لطف خدا امشب به این صفحه هدایت شدم. خدایا شکرت
سلام
سپاسگزار از مقاله خانم شایسته عزیز و نظر تمامی دوستان
بهترین شیوه برای نمازخواندن سپاسگزار بودن در هر لحظه است.سپاسگزاری بابت سلامتی بابت داشته ها بابت لذتها بابت وفور و فراوانی و …هزاران چیز دیگر
و مهمترین ارمغان سپاسگزار بودن(چیزی که از استاد عزیز آموختم) آرامش است.آرامش درونی چیزی که هر لحظه تجربه اش میکنم.
از وقتی که بچه بودم یادم میاید که ما را مجبور به نماز خواندن میکردن…چ در خانه..چ در مدرسه..چ در مهمانی ها بصورت نماز دسته جمعی….ما هم از سر ترس و اجبار نماز میخواندیم.(ترس از خدا )
رفته رفته عادت کردیم جایی حتی عاشق نماز خواندن شدیم….طوری که گاهی نماز نمی خواندیم از خدا میترسیدیم قضایش را بجا می آوردیم..و یا گاهی نماز را می خواندیم بعدش میگفتم آخش پشتم سبک شد.انگار باری روی دودشمان بود.
همه ی اینها را گفتم تا بگم با اینکه سالهای سالها نماز می خواندم هیچ وقت آرامشی که اکنون دارم و درکی که نسبت به خدا به دست آوردم اون روزها تجربه نکرده بودم…… خدایی که بعد آشنایی با استاد هر چه بیشتر میشناسمش هر چه بیشتر ایمان میآورم به قدرتش بیشتر حضورش را در اطرافم میبینم و بیشتر مرا در نعمات و برکات خود غرق میکند.
یه جمله از “مایستر اکهارت”دین شناس و فیلسوف آلمانی هست که میگه…اگر تنها نماز سراسر عمرتان متشکرم باشد همین کافی ست.
با عرض سلام و ادب
به نظر من هر انسانی خلا درونی اش نسبت به ارتباط با خداوند را به گونه ایی حل میکند که آرامش راجذب کند.
من نماز را دوست دارم به آن عشق میورزم به هر زبانی بخوانم برایم دلنشین است و میخوانم.
توجه به عباراتش به من لطف و دید بازی میدهد کمک میکند به افکارم مسلط باشم.
به نظر من یکی از راه های بسیار زیبای بکارگیری نمیکره ها خواندن نماز است نوعی مدیتیشن و مثبت نگری و ارتباط با خالق .
فکر به خدا و زیبایی ها و کنترل وردی ذهن.
خدایا شکرت بخاطر نمازم که مایه آرامش من است.
پیروز و سالم باشید.
سلام
در پاسخ به سوال دوست عزیزمون در مورد نماز نظر خودم رو میگم خدمتتون:
با تمام احترامی که برای همه جوابهایی که داده شده قائل هستم و همگی هم درست هستن ولی در مورد من اینطور بوده که به هر چی باور داشتم اون برام اتفاق افتاده و حقیقت پیدا کرده یعنی اگر باور داشته باشم که نماز خوبه و موقع خوندنش احساس خوبی داشته باشم حتما خوب و مفید خواهد بود
من در یک خانواده مسلمان به دنیا آمدم ولی هیچوقت مسلمان نبودم و الان هم نیستم ولی الان حدود یکسال است که نماز مسلمانهارو میخونم و به شدت ازش لذت میبرم و باهاش انس و الفت گرفته ام
ولی علت اینکه نماز میخوانم این نیست که فلان علامه یا فلان مجتهد گفته نماز بخوانید بلکه علتش فقط اینه که من از درون به این درک رسیده ام که نماز مانند مدیتیشن یک نوع مراقبه و جدایی از ذهن هست و اونجایی که ذهن دائما اعتراض میکنه و میگه بابا نماز چیه دیگه و چرا باید نماز بخوانی ، برای اینکه به ذهن منطقیم بگم من تو نیستم و من از تو جدا هستم همیشه نمازم رو اول وقت میخونم و هر چقدر به نمازم بیشتر اهمیت میدم در واقع ذهنم رو کم اهمیت تر میکنم و خودم رو در لحظه حال قرار میدم و کاری رو انجام میدم که ذهن منطقیم اصلا قبولش نداره و سعی میکنم تا انتهای نمازم احساسم رو خوب نگه دارم و هر چه ذهنم بیشتر اعتراض میکنه نمازم رو آهسته تر میخوانم و احساسم رو خوب نگه میدارم
با اینکار اعتراضات ذهنم به شدت قدرتشون کم میشه و من به لحظه حال و بی زمانی و بی مکانی وارد میشم
در واقع با اینکار اعتراضات ذهنم رو استحاله میکنم و اونها رو تغییر حالت میدم و به احساس خوب تبدیلشون میکنم
در ضمن برای اینکه قدرت اعتراضات ذهنم رو به شدت کم کنم همیشه نمازم رو اول وقت میخوانم و یکبار هم تا حالا نذاشتم قضا بشه
نمیدونید این کار چقدررررر به من آرامش میده و چقدر قدرت ذهنم رو کم کرده و من رو در لحظه حال نگه داشته
در ضمن نماز خوندن علاوه براینکه تمام کلماتش بار مثبت داره و دائما سلام و درود میفرستیم بر مومنین(یعنی هم فرکانسی هامون) یک نوع ورزش هم هست برای تقویت اراده چون من اراده رو یک عضله نامرئی میبینم که خواندن نمازِ اول وقت (تاکید میکنم اول وقت) به شدت این عضله را قوی نگه میدارد
و رمز کار برای اینکه از نماز خواندن لذت ببریم اینست که نمازمون رو اول وقت بخوانیم و وقتی اذان گفته میشه اگر آب دستمان هست باید زمین بگذاریم و بریم نمازمون رو بخونیم و هیچ کاری (حتی مرگ عزایزانمون) نتونه نماز ما رو قضا کنه
در ضمن نماز یک نوع سپاسگذاری عملی از خداونده و روزی سه مرتبه میریم روبروی خدا می ایستیم و با نماز خواندن ازش سپاسگزاری میکنیم که به ما اجازه حیات در این دنیای زیبا رو داده و دائما پشتیبان و هدایت کننده ماست مانند هر روز صبح که از خواب پا میشدیم و به بزرگترهامون سلام میکردیم آیا نباید با نماز خوندن به خدا هم سلام کنیم و بعد بریم به کارهای دیگرمون بپردازیم؟
با سپاس از همه دوستان
سلام روزگار بر همه دوستان خوش.ممنون از آقای سلیمانی عزیز بابت گفتن نظمی ک از نماز اول وقت خوندن ایجاد میشه.
فقط میتوانم این را بگویم که از وقتی که شروع کردم روی خودم کار کنم هر سوالی برام پیش میاد تا میام توسایت روی موضوعی که اصلا از قبل تصمیم نداشتم که اون مطلب یا فایل رو باز کنم کلیک میکنم و جواب سوالی که قبل ورود به سایت داشتم رو میگیرم.
خدایا هزااااااار مرتبه شکرت بابت ابن هدایت.
خدایا شکرت.
دوست عزیز و همه همراهان گرامی سلام
در پاسخ به سوال شما که بهترین شیوه نماز خوندن چیه ، تجربه خودم رو خدمتتون عرض میکنم.
خوب من توی یک خونواده مذهبی متولد شدم و از همون ابتدایی که نماز بهم واجب شد نماز خوندن رو بر طبق عادت مرسوم خونواده بعنوان یک وظیفه شروع کردم بدون اینکه کوچکترین چیزی درباره اش بدونم یا دلیل خوندنش رو از کسی سوال کنم.و این کار سالیان سال ادامه داشت و نماز رو در یک حالت روزمرگی میخوندم و البته باورهای غلط بهشت و جهنمی هم بهش اضافه شده بود و فکر میکردم که با نخوندن نماز میرم جهنم و سخت ترین عذاب ها منتظرم خواهند بود. در تمام این سالها از این نحوه ارتباط با خدا ناراضی بودم و همیشه یه کمبودی رو در این رابطه در خودم حس میکردم. همیشه به خودم میگفتم که چرا با خوندن نماز بازهم احساس دوری نسبت به خدا دارم. تا اینکه به لطف الله مهربان با استاد عباس منش و آموزه های ایشون آشنا شدم.فهمیدم که اصلا من منبع و ذات خدای بزرگ رو بخوبی نشناختم. وقتی از قوانین آگاهی پیدا کردم وقتی فهمیدم چه باورهای اشتباهی در مورد خدا داشتم بطور کلی نحوه ارتباطم با خدا عوض شد و دیگه ارتباطم با ذات احدیت از روی ترس یا وظیفه نبود، بلکه ارتباطی شد از جنس عشق از جنس دوست داشتن بی انتها و از جنس رفاقت. واقعا الان از ارتباط با خدا بسیار لذت میبرم و ناخوداگاه نمیتونم لحظه ای رو از یاد خدا غافل بشم.
دوست عزیز ، بنظر من دنبال نحوه و چگونگی خوندن نماز نباشید، تمام تمرکز و تلاشتون رو اول بزارید روی شناخت عمیق و دقیق و درست از خدای متعال. اول ببینید چه نیرویی رو دارید پرستش میکنید. این نیرو چه ویژگی هایی داره و قوانین اش چگونه عمل میکنه.تمرکزتون رو از روی نحوه خوندن نماز بردارید و بزارید روی شناخت منبع. اگر شناخت کاملی از خدا داشته باشید مطمین باشید خودتون هدایت میشید به چگونگی پرستش خدا.
توی مسیر شناخت خدا حتما از آموزه های استاد عباس منش استفاده کنید که فوق العاده شما رو در جهت شناخت درست خداوند راهنمایی خواهد کرد.
براتون آرزوی احساس خوب دارم و امیدوارم با شناخت صحیح از ذات لایتنهاهی خداوند از لذت صحبت با ایشان بهره مند شوید
سلام..من فکر کردم که چگونه میتونم با خدای خود رابطه ای نزدیکتر داشته باشم…بعد دیدم من عمری دارم نماز و بصورت عربی میخونم و اصلا معنی در لحظه خوندن رو متوجه نمیشم..گفتم خب من میام بعد از نماز عربی یه دفه هم نماز و بصورت فارسی(ترجمه فارسی) میخونم ببینم چی میشه و باور نکردنی بود…انگار خدا روبروی من ایستاده و مو به تنم سیخ شد…و بسیار حااااال خوبی داشتم…خدا رو تو وجودم حس کردم….امتحان کنید و نطر بدید لطفا…خدایا شکرت
زیبا بود …
همیشه عذاب وجدان داشتم چند سالی نماز نمی خونم اما ته دلم یک حسی میگفت خدایی که میگن عذاب میده با خدایی که وقتی تو بهش توجه داری ارامش داری در تضاد هست تا امروز متوجه شدم خدای من فقط خدای عشق زیبایی و فراوانی هست
چند سال پیش بی انکه اصلا چیزی راجب خدا قانون جذب و هرچیز نزدیک به این صحبت ها بدانم هر بار ارایش میکردم و به خودم کمی میرسیدم احساس گناه داشتم
به خاطر باور غلطی که از گذشته به هر طریقی وارد ورودی های من شده بود اما یک جمله نا خواسته همیشه تو ذهنم میومد و من به ارامش میرسیدم و این بود “خدای من زیباست و زیبایی را دوس دارد”
بسیار خوش حالم و سپاس گزار م به شناخت حقیقی خدا و خودم میرسم چیزی که به من ارامش میدهد
سلام من یک باطری ساز هستم ودربعضی مواقع کارکردن در مواقعی نماز من به تاخیر میافتد واحساس گناه میکنم ودوباره شروع میکنم که هم نماز ها را سر موقع بخونم اما دوباره در همان شرایط قرار میگیرم واحساس میکنم از خدا دور میشوم
سلام
دلیل اینکه خداوند پیامبر را واسطه نزول قرآن قرار داد چه بود؟
دلایل متعدد دارد یکی از آنها عمل به آیات قرآن است پیامبر چگونگی عمل به برخی دستورات صریح خداوند را عمل خود به دیگران آموزش داد.
در قرآن با صراحت بیان شده از خدا و رسول اطاعت کنید اطاعت از پیامبر همراستای اطاعت از خدا بیان شده
پس ما باید بدلیل این آیات و عصمت پیامبر که هیچ عمل او از روی هوا و هوس نبوده نماز را مانند او بخوانیم اینکه پیامبر سوره حمد را در تمام نمازها می خواند دلایل متعددی دارد که در منابع تحقیقی ذکر شده و باید به آن ها رجوع شود نماز فردی اجرا می شود ولی چرا پیامبر پنج نوبت نماز واجب را در مسجد و با سایر مومنان می خواندند ؟ شما کلمه اقم الصلاه یعنی نماز را پا کنید دارید هیچ جای قرآن اقرا یعنی نماز بخوان نیامده برپا کردن نماز یک مفهومش یعنی تویی که نماز را می خوانی در عمل باید ایمان خودت را با راستگویی و درست اندیشی و عمل خالص و دوری از فحشا و منکر نشان دهی بنابراین اذکار و کلمات در نماز همان است که پیام آور وحی بیان کرده ولی در قنوت نماز شما می توانی همه خواسته های ریز و درشت را بخوانی و بگویی و از خداوند طلب کنی یعنی با خدای جهان آفرین هم فرکانس شوی
همان فرکانسی که تو ارسال میکنی به هدف اجابت می رسد. یعنی خاستگاه اجابت در درون توست فرمود من از رگ گردن به شما نزدیکترم
این بسیار پر دامنه است و هر کس از قله ای که قرار دارد نماز را و هر موصوع دیگر دیگر را فهم میکند من فهم و فقاهت پیامبر و راسخون در علم را برتر از هر کس دیگر می دانم
با تشکر از فضای گفتمانی خوبی که استاد فراهم کرده
با عرض سلام خدمت استاد عباسمنش وهمر اهان عزیز
مطالب عالی بود واقعاً لذت بردم انسان باید در تمام لحظه های زندگیش بیاد خدا باشه وسپاسگزار باشه واین باعث میشه که به نشاط برسی واز زندگیت لذت ببری ولی نماز همان چیزی هست که پیامبر میخوندن وچون ما بدون تحقیق در مورد نماز اون رو از بچگی میخوندیم بخاطر ترس از جهنم وطمع بهشت میخوندیم ازاون لذت نمیبردیم ولی وقتی باحضور قلب نماز میخونی حس فوق العاده ای به انسان میده در زمان اذان یا نماز ارل وقت انرژیهای کیهانی بیشترین حد هستند وضو باعث باز شدن چاکراها میشه وبا حرکات نماز میتونیم انرژی های کیهانی رو دریافت کنیم روبه قبله ایستادن وسجده باعث تخلیه انرژی های منفی میشه تکرار ذکرهای نماز مانند جملات تاکیدی هست که مرتب ودر یک زمان تکرار میشه وباعث تغییر باورها میشه وتکرارذکر های نماز باعث رسیدن به توحید میشه درنماز دعا میکنم برای خودمون ودیگران و خدا رو ستایش میکنیم البته باید حضور قلب داشته باشیم که این در صورتی امکان پذیر میشه که ما در طول روز حضور خدا رو اخساس کنیم وبا تمام وحود از خدا سپاسگزار باشیم من به این نتیجه رسیدم اگر با تمام وجودت از خدا سپاسگزار باشی وبه یادش باشی میتونی در هنگام نماز حضور قلب داشته باشی واحساس کنی داری با معشوقت حرف میزنی وای چقد لذت میبرم اشک میریزم ومیخندم از این همه خوشبختی
اول باید سلام کنم خدمت استاد عباسمنش و دوستانی که در این سایت همراه اویند و تبریک بگم خدمت دوستان که پا در راه درک قوانین جهان نهاده اند و در تلاشند که قوانین را درک کنند که اکثر مردم از این نعمت بی نصیبند و شما دوستان باید قدر خود را بسیار بسیار بدانید.
من نزدیک به شش ماهه که با استاد و قوانین آشنا شدم و در این شش ماه معجزاتی فراوان دیده ام که صددرصد به این قوانین ایمان آورده ام و إره ای از این قوانین را تا کنون درک کرده ام. من بار اولی است که دیدگاه در این سایت میگزارم و اگر بد صحبت میکنم یا طرز نگارش را وارد نیستم پیشاپیش عذر خواهی میکنم از دوستان.
طی تحقیقاتی که من در مورد نماز کردم دیدم که کاملا صحبت های استاد در مورد نماز صحیح میباشد و ایشان درک درستی از نماز در قرآن دارند. ولی لگر بخواهیم نماز را در غیر از حیطه قرآن بررسی کنیم میبینیم که علم ثابت کرده که حرکات نماز به صورت که ما میخانیم بسیار برای سلامتی جسم مفید میباشد که با یک سرچ ساده مس توان مزایای آن را خواند. در علم یوگا نیز ما حرکاتی داریم بسیار شبیه به طرز نماز خواندن که موجب ارامش جسم و ذهن و روح ادمی است. از نر فرکانسی هم اگر بخواهیم مورد بررسی قرار دهیم میبینیم که چاکراه اصلی انرژی ما روی پیشانی است که با توجه به این خاک بسیار مفید است برای جذب انرژی های منفی . ما با قرار دادن پیشانی انرژی های منفی را از خود بیرون دفع میکنیم . علم نیز ثابت کرده که پر انرژی ترین نقطه جان از نظر جغرافیایی در عربستان در شهر مکه دقیقا در محل خانه خداست که ما با قرار گرفتن در روبرو ان انرژِی مثبت جهان را جذب میکنیم. از دید قرآن هم بخواهیم بررسی کنیم میبینیم که در قرآن سجده را مختص خدا میداند و در جایی از قرآن میگویید که افراد با ایمان از رکوع کنندگان و سجده کنندگان میباشند و به قول خود استاد سوره حمد بهترین سوره و توحیدی ترین سورس که ان هم در نماز به صورت مکرر خوانده میشود. و در مورد زمان ان نیز در قرآن اشاره شده که بهترین زمان برای روی اوردن به خدا هنگام طلوع و غروب خورشیرد است و از نظر علمی نیز در این زمان ها زمین بیشترین انرژی را دارد.
نتیجه ای که من میتوانم در کل بگیرم این است که بهترین روش برای نماز گزاردن و توجه به خدا با این نکته که حتما معانی جملات گفته شده در نماز را باید بلد بود و با توجه به اینکه زبان عربی زبانی کامل و این که دیگر زبان ها توانایی ترجمه صحیح و کامل زبان عربی را به طور صحیح ندارند پس باید حتما همان عربی نیز خوانده شود( برای کسایی گفتم که به این فکر میکنند چرا باید عربی خواند و فارسی میخوانیم نماز را) به همین شیوه ای است که از امان و پیامبر به ما رسیده و تا کنون من نتوانستم روش بهتری برای حمد و ستایش پیدا کنم.
با تشکر فراوان سجاد نیک کار
سلام سجاد جان
با اینکه مدته کمی است عضو شدی
ولی معلومه قوانین را خیلی خوب درک کردی
با ارزوی موفقیت دوست عزیز
سلام دوست عزیز ممنون بابت مطالب خوبی که بیان کردین🙏🏻میشه لطفا بگین استاد در مورد نماز چی گفتن؟
شما گفتین که با توجه به تحقیقاتتون حرفای استاد صحیحه، اما من در یک فایل که از استاد که گوش دادم، گفتن هر کسی به شیوه خودش بخونه و شیوه خاصی رو نگفتن که همه باید اونکارو انجام بدن
البته گفتن که باید در مورد این مسئله یعنی ارتباطتمون با خدا، خودمون فکر کنیم و به نتیجه برسیم نه اینکه از بقیه تقلید کنیم
نمیدونم شاید من منظورشونو درست متوجه نشدم…
ممنون میشم توضیح بدین🌹🌹🌹🌹
فلسفه نماز همین هستش
دوست دارم اینطور ک نوشتی رعایت کنم
البته نماز نیازی به تایم خاصی نداره فقط حس و حالش باید بیاد سراغت که لذتش صد برابر میشه
شاد باشید و به خدا تکیه کنید
سلام دوست عزیزم خیلی با حرفهاتون حال کردم!
واقعا چسبید بهم؛ در ضمن در مورد اون شعر مولانا که فرمودین من هم یه شعر دیگه دارم:
بگذار قمر ها را
بگذار شکر ها را
که او چیز دگر سازد
که او چیز دگر داند
من دلشده ی آنم
آشفته و حیرانم
گاهیم بسوزاند
گاهیم شرر سازد
در پناه الله یکتا
واقعا درسته که هرکس باید برای عبادتش مفهوم خودش را پیدا کنه،اون نوعی از عبادت که به زندگیش معنی میده.
من نمازم را به همون روش معمول میخونم
شاید از نظر منطقی دولا ،راست شدنه اما ما که اینجا هستیم خیلی آدمهای منطقی نیستیم،به دنبال معنا هستیم،به دنبال معنویت…
اما این نماز برای من خیلی پر معنی هست.
چون همین که به خاطر سپاس و ستایش خدا سه مرتبه قصد نماز میکنم،وضو میگیرم،به همون روشی که قرآن اشاره کرده .
انگار همین نماز خوندن تقویت باورهای توحیدیه
سه بار در روز و همه اش هم سپاس و ستایش خداست.
سوره های حمد و توحید که نماد یکتاپرستیه.
وقتی که با خشوع و فروتنی رکوع و سجود میرم احساس ناچیزی در برابر خداوند میکنم.
وقتی دعای قرآن را میخونم دستم را به سوی خدا بلند میکنم.
وقتی بلند میشم میگم به حول قوه الهی بلند میشم که یادم باشه هر حرکتی از من ،همین لحظه زنده بودنم از خداوند و قدرت خداست.
اصلا همین سه نوبت بودنش انگار روزم را تقسیم بندی میکنه،روزم را پر برکت میکنه.
اگر یک بار نخوندی میدونی چیزس از دست نرفته دوبار دیگه هست،انگار خودش یه نوع فراوانیه.
اگر یک بار غفلت کردی به یاد رحمن و رحیم بودن خدا میفتی که او میبخشه.
به من احساس مسئولیت بیشتر میده.مسئولیت پذیریم را بیشتر میکنه.
این آداب انگار من را مغیدتر میکنه.
من احساس میکنم که وقتی یک ساعت قبل از نماز صبح ییدار میشم که خدا را ستایش کنم بهترین و بزرگترین زمانی در زندگیم هست برای تجربه های درک خدا.
اگر تحقیق هم کنید دکتر جو دیسپنزا این را ثابت کرده که ساعت ۴ صبح بهترین زمان برای حالات روحانی هست.
باز هم میگم این نماز برای من و سبک زندگی من این معنی را میده،ممکنه هر عبادتی برای هر نفر معنی بده.
به قول سهراب من نمازم را وقتی میخوانم که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو….
من نمیگم درسته که نماز را به این شکل بخونیم چون همه میخونن،اما به نظر من حتی اگر هم اینطور باشه باز هم خوبه بلاخره تکرار سنگ را هم آب میکنه،مثل آب روان که هر سنگی را میشکنه.
من از کسانی که این کار را میکنند،حتی با بی تفاوتی انتقاد نمیکنم،چون هرکسی بلاخره در حال جستجو هست،به دنبال خدا هست،شاید در راه درستی نیست اما همه ما داریم یاد میگیریم،همه ما داریم مسیر تکاملمون را طی میکنیم.
همین زیباست
سلام بر استاد آگاهی ها به به لذت بردم از این پاسخ عقل کل پاسخی که من هم از اتصال با خدای درونم از عمق جانم دریافت کردم همین بود. نماز یعنی توجه به خداوند توجهی که از عمق جان باشد و با انجام آن ما به احساس آرامش عمیق درونی میرسیم. چیزی که من تجربه اش کردم و به این رسیدم زمانیکه من ارتباطی قوی و نرم و راحت و دلپذبر با خدای خودم داشته باشم دیگه همه چی تو دنیا درست میشهه جنس اتفاقات زندگی بسیار نرم و لطیف میشه همه چی راحت اتفاق میافته انگار سوار بر موج ها با نیرویی بسیار قدرتمند در این جهان حرکت می کنیو هر کسی به نحوی با خدای خود به مراقبه میپردازد و مهم ترین اصل آن سپاسگزاری ست از تمام نعمات ریز و درشتی که این آگاه بی همتا به ما ارزانی داشته است . من خودم به شخصه نماز خوندن خیل یدوست دارم و بعد از آن هم فقط برای خودم ذکر بسم الله الرحمن الرحیم میگویم و با این ذکر پله هایی میبینم که بالای سرم می اید و از انها بالا میرون و به آغوش خودایم میروم. و در آنجا هر آنچه را که بخواهم از خودش طلب می نمایم و تجسم میکنم که همه چی خیلی راحت برام اتفاق افتاده است از اون بالا خودم و خواسته ام را می بینم که برای معبودم سر سوزنی بیش نیست و خیلی راحت پیش از خواندنم به اجابت رسیده است. واقعا چه قدر خوبه که برای ارتباط با خداوند نیازی به آ برق گاز تلقفن اینترنت و یا مکان خاصی نداریم و این شعور الهی حتی از نفس کشیدن هم به ما نزدیکتر است و ما راعاشقانه دوست دارد. باید روی باورهایمان و آگاهی هایمان کار کنیم و آنها را در تار و پود وجودمان یکی کنیم. این موقع هست که بزرگی خداوند را میبینی کافیست باور کنی ! واقعا خدایا شکرت که طرف ما در کل کیهان تو هستی معبود زیبای من. آگاهانه و عاشقانه دوستت دارم .
کلا فقط باید در لحظه حال بود و زیبایی ها را دید و آنها را تحسین نبود و مدام بگوییم واقعا خدایا شکرت این جمبه را چند روز امتحان کنید و تاثیر شگرف و حیرت انگیز آن را ببینید.