نکته کلیدی، ثابت و بدون تغییر در ماجرای موفقیت، «تمرکز تمام و عیار و همهجانبه بر آن موضوع» است. تمرکز و ادامه دادن، جادویی در خود دارد که، هر ناممکنی را ممکن میکند. اما مسئله این است که، هرگز قادر به تمرکز با تمام قوا بر موضوعی نخواهی شد، مگر عاشق انجام آن کار باشی و به آن علاقهمند باشی.
مهمتر از همه، عشق و علاقه به موضوعی که دربارهاش باورهای محدودکنندهای داری، هرگز پایدار نمیماند. در نتیجه، آن تمرکز دوام نمیآورد.
پس طبق قانون، «تمرکز همه جانبه» همیشه جواب میدهد. اما آن حدّ از تمرکز، فقط به وسیله عشق و علاقه ایجاد میشود و آن عشق و علاقه فقط به واسطه باورهای قدرتمندکننده، پایدار و باثبات میگردد.
به همین دلیل ساده و منطقی، درباره موضوع ثروت ساختن از کاری که به آن علاقه نداری:
از یک طرف، وقتی به موضوعی علاقه نداشته باشی، قدرت تمرکز همه جانبه بر آن را نداری. وقتی هم قدرت تمرکز همه جانبه بر موضوعی را نداشته باشی، قطعاً موفقیت چندانی حاصل نمیشود چون قوه الهامات و خلاقیت تو، هرگز وارد معادلهی این ماجرا نخواهد شد. در نتیجه فارغ از اینکه چقدر تلاش میکنی، از انجام آن کار ثروت خلق نخواهی کرد.
از طرف دیگر، وقتی عشق و علاقه داشته باشی اما باورهایت در آن موضوع محدودکننده باشد، به خاطر آن حدّ از عشق و علاقه ، ابتدا با شور و شوق زمان و انرژی میگذاری اما به خاطر باورهای محدودکننده درباره ثروت، چندان نتیجهای دریافت نمیکنی و اگر نتوانی از آن عشق و علاقه، موفقیت مالی مورد نظرت را خلق کنی، قطعاً کم کم آن عشق و علاقه کم میشود و پابرجا نمیماند.
بنابراین، برای خلق ثروت، هیچ راهی به جز ساختن باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین وجود ندارد. یعنی اولین قدم همیشه و همیشه، از ساختن باورها باید شروع شود. چون ریشه این ماجرا از باورهای محدودکننده نشأت گرفته است. دلیل اینکه فرد با اینکه عشق و علاقهاش را میشناسد، باز هم کاری را انجام میدهد که به آن هیچ علاقهای ندارد، باورهای محدودکنندهاش است.
خیلی ها دوست دارند ثروتمند شوند اما از آنجا که فقط پزشکان ثروتمندی دیده اند، فکر می کنند که برای ثروتمند شدن حتما باید پزشک باشند. با اینکه فرد حتی از دیدن خون حالش بد می شود اما، خودش را مجبور به تحمل این فضا میکند. یعنی وارد کاری می شود که نه تنها علاقه ای به آن ندارد بلکه هر لحظه اش برای او یک زجر واقعی است.
خوب قطعا برای چنین فردی که نه تنها از این لحظات لذتی نمیبرد، نه تنها احساس خوبی ندارد، بلکه از آنجا که هیچ عشق و علاقه یا انگیزهای در او وجود ندارد، نه می تواند خلاقیتی از خود نشان دهد و نه می تواند از تمام توانمندی ها و پتانسیلهایش در این رشته استفاده کند. زیرا احساس نفرت، خشم و تحمّلی که به خرج میدهد، تمام تمرکز و انرژی اش را میگیرد. به گونهای که دیگر رمقی برای شکوفایی توانمندی هایش باقی نمیماند.
اما همین فرد عاشق طراحی لباس است. می تواند ساعت ها درباره برش یک الگو و دوختن لباسی زیبا صحبت کند.
ترکیب طرحها و رنگها را به خوبی میشناسد و روشهای جادوییِ این ترکیب را برای زیباتر جلوه دادن اندام، میشناسد.
بی نهایت در این کار خلاق است. به محض دیدن یک لباس در تن یک فرد، ذهنش شروع به رفع ایرادهای طراحی و دوخت لباس میکند که چگونه میشود با چند برش ماهرانهتر، تن خورِ لباس را بیشتر کرد یا با چند برش عمودی، فرد را خوش اندامتر نمایش داد و…
یعنی نکات ضعف و قوت آن طراحی را به خوبی میبیند و درک میکند و اگر صدها ساعت مشغول طراحی باشد، نه خسته میشود و نه زمان را می فهمد.
خوب اگر چنین فردی، باورهای قدرتمند کننده ای درباره ثروت بسازد و باور کند که، این شغل که اتفاقا مورد علاقه اش هم هست، می تواند او را به بی نهایت ثروت برساند، به وجد میآید و استعداد و توانمندی هایی صد چندان از خود بروز می دهد. ضمن اینکه از آنجا که عاشق انجام این کار است، برای او، عشق و علاقه، تفریح و سرگرمی و کار و حرفه، یکی شده است.
چنین فردی همواره در حال لذت بردن و ثروت ساختن است. برای او روزهای کاری و غیر کاری چیزهایی جدا از هم نیست. تمام تمرکز و توانش را صرف انجام آن کار نموده و تمام خلاقیت و پتانسیل هایش را در این کار بروز می دهد.
چنین تمرکزی بر کار، موجب بروز همه خلاقیت هایش شده و از تمام پتانسیلهایش در انجام آن کار بهره برده و از خودش یک حرفه ای می سازد. زیرا مهارت حاصل عشق و تمرکز بر انجام یک کار است. وقتی باورهای قدرتمندکننده هم وارد این فرمول شود، دیگر کار تمام است.
در نتیجه، وقتی «چنین حدّی از مهارت و تمرکز» با باورهای قدرتمدن کننده و ثروتآفرین همراه شود، جادو میکند. زیرا از آنجا که دیگر نگرانی درباره تأمین هزینههایش ندارد، این ذهن آرام او را در کمال آرامش و عشق در آن مسیر پیش میبرد و به خاطر تمرکز همراه با آرامش و عشق، نهایت پتانسیلاش در ایدهپردازی و خلاقیت را آزاد میسازد.
این خلاقیتها نتیجه میآفریند و این نتایج دوباه باورها و اعتماد به نفس فرد را برای برداشتن قدمهای مهمتر و اجرای الهامات و ایدههای بزرگتر، آماده میکند و از آنجا که از نظر مالی هم جواب گرفتهاست، این باور که این شغل پتانسیل زیادی برای ساختن ثروت دارد، بیشتر رشد میکند و این مسیرِ گسترش، تا بینهایت میتواند ادامه یابد و هر بار فرد را وارد مدار بالاتری نماید.
طراحهای حرفهای که از یک طرح، ثروتهای بزرگ میسازند، این مراحل تکاملی را طری کردهاند و همه این آیتمها را بدون شک داشتهاند.
یعنی از یک طرف به خاطر عشق به کار و صرف تمام وجودشان در کاری که عاشق انجامش بودهاند، از تمام پتانسیلها، تواناییها، خلاقیتها و الهاماتشان کمک گرفته و تبدیل به یک حرفه ای در آن حرفه شدهاند.
در نتیجهی انجام کارهایی خلاقانه و خارق العاده، افراد بیشتری آن طرحها را پسندیدهاند.
از طرف دیگر، به خاطر باورهای ثروتآفرینی که ساختهاند، جهان نیز حامی آنها شده و با واسطه آن باورها، به سمت مشتریها و بازارهای راحت و بیانتها، هدایت شدهاند. زیرا این برنامه خداوند است که جهان را به گونهای خلق کرده تا حامی افرادی باشد که با دیدن عشق و علاقهشان و جدّی گرفتن آن، جهان را رشد میدهند.
جهان همیشه بیشترین پاداشهایش را به افرادی میدهد که رشد بیشتری در جهان پدید میآورند و روش شخصی هر فردی برای رشد جهان، در عشق و علاقهاش نهفته است. زیرا خدا در آن عشق نهفته است. آن عشق انرژیِ خدایی دارد. آن عشق خلاق است و قدرت خلق هر نعمتی را که میخواهی دارد. اما تنها زمانی این پتانسیل خداگونه بالفعل میشود که باورهای قدرتمندکننده، توحیدی و ثروتآفرین، ساخته میشود.
سپس فرد را به مسیری هدایت میکند که از انجام همان کاری ثروت میسازد که، بیشترین لذت را از انجامش میبرد. به همین دلیل است که میگوییم همه چیز یکی است. کار و زندگی و عشق و لذت میتواند یکی باشد و همه لحظات زندگی میتواند لذت بخش باشد.
وقتی میگوییم میتوانی لذت ببری و ثروت خلق کنی، منظورمان همین است. بنابراین لذت بردن را با یک جا نشستن و هیج کاری انجام ندادن اشتباه نگیرید زیرا هیچ فردی نمیخواهد تمام عمرش مثل یک گیاه باشد.
ضمن اینکه پشتکار داشتن و قدم برداشتن را هم با، صرف انرژی زیاد و طاقت فرسا برای انجام کاری که از آن متنفری، اشتباه نگیر. زیرا فارغ از اینکه چقدر تلاش میکنی، احساس بد و ثروت با هم همنشین نخواهند شد.
دلیل اینکه ایده یا راهکار بعضی افراد برای رسیدن به آزادی زمانی و انجام کار مورد علاقهشان این است که:
دلیل اینکه افراد زیادی فکر میکنند باید سخت تر در شغلی کار کنند که به آن علاقه ندارند، یا مهارتهای بیشتری در آن کسب کنند یا ساعتهای بیشتری کار کنند یا مدرکهای بیشتری بگیرند تا با انجام کاری که به آن علاقه ندارند پولی بسازند که، هم از عهده تأمین هزینههای انجام کار مورد علاقهشان بربیاید و هم برایشان زمان آزاد بخرد، این است که:
هنوز ساختار جهان را درک نکردهاند که:
تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه باورهای مان است.
هنوز درک نکردهاند که تا ذهن شان ثروتمند نشود و باورهای قدرتمندکنندهای درباره ثروت نسازند، به مدار ایدهها و راهکارهای ثروتساز دسترسی ندارند.
هنوز درک نکردهاند تا زمانی که ذهن آنها برای فقر برنامهریزی شده، خروجی این برنامه، نمیتواند ثروت باشد. طبق قانون، تا زمانی که قوانین ثروت را درک نکنیم، با آن قوانین هماهنگ نشویم و ذهنمان ثروتمند نشود، هرگز به این نقطه نمیرسیم و هرگز راهی به سوی تجربه ثروت نداریم. فارغ از اینکه چقدر مهارت کسب کنیم یا مدرک بگیریم یا شغل عوض کنیم.
زیرا ثروت یک امر ذهنی است و تنها زمانی میتوانی وارد مدار ثروت شوی که ذهنت ثروتمند شود.
به این سوال خوب فکر کن:
اگر خود خدا به شما این قول را بدهد که هر کاری پتانسیل ساختن ثروت را دارد و وارد هر کاری شوی، می توانی به یک اندازه از آن ثروت بسازی:
از آشپزی گرفته تا پرورش و فروش گل.
از خیاطی تا انجام کارهای طنز.
از بازیافت زباله تا طلا فروشی.
از نوشتن اپلیکیشن گرفته تا بستنی فروشی و …،
آیا باز هم تصمیم میگرفتی از انجام کاری ثروت بسازی که هیچ علاقهای به آن نداری؟
این جواب را یک مبنا در نظر بگیر و خیلی جدی به آن فکر کن.
فقط وقتی می توانی زمان، تمرکز و انرژیات را صرف انجام کاری نمایی و بدون خستگی، ناامیدی یا بیانگیزگی، به آن مبادرت بورزی که، قلبت هم همراه تو برای انجام آن کار بتپد و تمام وجودت پر از لذت بشود.
در یک کلام، مهمترین انگیزه تو برای ادامه آن کار، لذت و عشقی باشد که در زمان انجام آن کار تجربه میکنی. فارغ از اینکه دیگران چکار میکنند، جه نظری درباره تو دارند، چقدر ثروت از چه کاری ساخته اند و …
اگر بتوانی این نگاه را در وجودت نهادینه کنی، خیلی از معیارها برایت تغییر میکند و حتی ایدهها، الهامات و راهکارهایت را تحت تأثیر قرار میدهد.
آنوقت به جای گشتن به دنبال ایدههایی که فکر میکنی میشود از آنها پول ساخت، به دنبال اجرای ایدههایی هستی که وجودت و قلبت را سرشار ساخته تا اجرایشان کنی و از اجرای آنها لذت ببری.
آنوقت مهمتر از عالی بودن یا متوسط بودن یک ایده،
مهمتر از جواب دادن یا جواب ندادن یک ایده،
اجرای آن ایده است. زیرا لذتی که اجرای آن ایده برایت دارد، تو را از نتیجهی کار بینیاز میکند.
و اگر قلبت را یک ذهن ثروتمند همراهی کند، این ترکیب جادو میکند. یعنی هم لذت میبری و هم ثروت میسازی. یعنی شغل تو لذت بردن از تک تک لحظاتی میشود که در حال انجام کار مورد علاقهات هستی.
عشق، پشتکار و نیروی لازم برای تمرکز و ادامه دادن را فراهم می کند و باورهای ثروت آفرین- یعنی همان باورهایی که در دوره روانشناسی ثروت۱ آموزش داده شده است، موجب میشود، انجام آن کار برایت نتیجه مالی خوبی داشته باشد و عزت نفسات را بالاتر میبرد.
این دو نتیجه، سوختی است برای تغذیه انگیزهات برای بهتر کار کردن و عاشقانهتر کار کردن.
هرچه باورهایت درباره ثروت، قدرتمندکننده گردد و عزت نفسات بیشتر شود، آن ایدهها را با ایمان بیشتری اجرا کنی. سپس چیزی که بیشتر از نتیجه ظاهری آن ایده وارد زندگیات میشود، گسترشی است که در وجودت رخ میدهد:
به واسطهی اینکه پیام قلبت را شنیدی
و قلبت را باور کردی
و راه ارتباط با آن را باز گذاشتی.
و نتیجه اصلی این گسترش را، در طی مسیر و در طی قدمهایی که برمیداری و عجلههایی که نمیکنی و مقاومتهایی که نداری، هر بار با وضوح بیشتر و اندازهی بیشتر، در زندگیت خواهی دید، اگر همچنان با همین عشق پیش بروی و لذت بردن از مسیر را موکول به نتیجه نهایی نکنی.
اینجاست که قلبت، یا همان خدا، یا نیرویی که در وجودت هست، یا هر چیزی که اسمش را میگذاری، مصمم میشود تا تو را به سمت ایدههای بهتر و کاراتر هدایت کند
این همان مسیری هست که به آن باور ساختن میگوییم
این همان مسیری است که آن را تکامل مینامیم
این همان مسیری است که به آن عزت نفس ساختن میگوییم.
این همان مسیری هست که آن را لذت بردن از مسیر، رهایی، نچشبیدن به خواسته و نیازمند نبودن به نتیجه نهایی مینامیم، فارغ از اینکه دیگران چکار میکنند، چند کتاب بیشتر از ما خواندهاند، چقدر پول بیشتر از ما در آوردهاند و…
دوباره به خاطر بیاور که:
همه شغل ها پتانسیل خلق ثروت را دارند اما این پتانسیل، توسط باورهای تو بالفعل میشود. اگر آن باورها محدودکننده باشد، فارغ از اینکه چقدر مهارت کسب نمودهای یا چقدر تلاش میکنی، در هر صورت:
نتیجه تبعیت از باورهای محدود کننده، همیشه محدودیت بیشتر است. زیرا آن باورها همیشه شما را به سمت ایده ها و شرایطی پیش می برد که، نتیجه اش کمبود بیشتر خواهد بود.
پس کسب و کارت را با عشق انتخاب کن و با ساختن باورهای قدرتمند کننده درباره ثروت، از این عشق و علاقه حمایت کن و نخواه یک شبه، یک کسب و کار گسترده بسازی. بلکه قدم به قدم تکاملات را طی کن و مرحله به مرحله آن را رشد بده. زیرا رشد یک فرایند است و نه یک جهش.
«عشق و علاقه» لذت را برایت به ارمغان میآورد و وقتی باورهای قدرتمندکننده پشتیبان این عشق و علاقه میشود- همان باورهایی که استاد عباس منش در دوره روانشناسی ثروت۱ آموزش داده است. همان باورهایی که تو را از عجله کردن باز میدارد و به مسیر لذتهای بیشتر هدایت میکند- آنوقت به مسیری هدایت می شوی و دستان خداوند در قالب ایده ها، راهکارها و آدم هایی وارد زندگی ات می شود که برایت ثروت هم به ارمغان میآورد. آنهم در آرامش و لذت.
ترکیب لازم برای کسب ثروت از کار مورد علاقه این است:
عشق + باورهای قدرتمند کننده درباره ثروت
خیلی ها در حال انجام کار مورد علاقه شان هستند، اما از آنجا که باورهای بسیار محدود کننده ای درباره ثروت دارند، در آن کار موفق نشده اند.
خیلی ها نیز به خاطر اینکه فکر می کردند فقط آن شغل خاص قابلیت ساختن ثروت را دارد، با هدف تأمین سرمایه لازم، وارد شغلی شده اند که هیچ علاقه ای به آن ندارند، اما از آن حرفه، به ثروت نرسیده اند.
زیرا این معادله ها ناقص هستند و عامل اصلی در فرمول آنها لحاظ نشده است. به همین دلیل نتیجهای که به دنبالش بودهاند، رخ نداده است.
وقتی انگیزه انجام کار «عشق» نباشد، توانایی خارق العاده ای که در وجودت داری، قدرت تمرکز و خلاقیت تو، وارد آن کار نمی شود. به همین دلیل، موفقیتی هم ایجاد نمی شود که بخواهد سرمایه ای برایت ایجاد نماید.
یکی از مخربترین باورهایی که موجب میشود افراد نتوانند از عشق و علاقهشان ثروت بسازند، این است که:
«شغلی که از آن درآمد داری» و «انجام کاری که عاشق انجامش هستی» دو موضوع کاملاً تفکیک شده است. یعنی برای تو «عشق و شغل» یا «کار و تفریح»، نمیتوانند در کنار هم جمع شوند. به همین دلیل سالهاست که، روزهای زندگیات تقسیم شده به: کار و تفریح.
سالهاست تلاش میکنی تا سخت کار کنی، شاید پولی برای تفریح پس انداز شود.
ساعتها و روزها، سخت تلاش میکنی، به این امید که، تعطیلات آخر هفته از راه برسد و فرصت انجام کارهایی را پیدا کنی، که عاشق انجامش هستی.
تمام روزهای تعطیل کل تقویم سال را مثل کف دستت میشناسی و برای تک تکآن روزها، از همان ابتدای سال برنامهای به هم فشرده ریختهای. سپس سایر روزهای زندگیات از آن سال، به امید نزدیک شدن به آن چند روز تعطیل میگذرد.
به این ترتیب، باورهای محدود کنندهات سالهاست که تو را در این چرخه معیوب نگه داشته و فرصت زندگی در لذت را از تو ربوده. حال آنکه تو از بازی آن باورهای محدودکننده بی خبری.
برای همین سعی میکنی با سختتر کار کردن، اوضاع را کمی بهتر کنی.
یا با مهارت کسب کردن، کمی بیشتر پول بسازی تا روزهایی بیشتری را از آن تقویم بخری.
اما مهم نیست تو چه برنامهای داری. زیرا جهان طبق برنامه خودش پیش خواهد رفت و به آن باورهای محدودکننده پاسخ خواهد داد و اساس آن باورهای را که «محدودیت بیشتر است» وارد زندگیات خواهد نمود.
بنابراین، برای رسیدن به آزادی مالی و زمانی، راهی جز ساختن باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین نداری. جهان قوانین خودش را دارد و نمیتوانی قوانین زندگی را دور بزنی.
پس اگر با ایدهها و راهکارهای باورهای محدودکنندهات، به صورت موقت تلاشی طاقت فرسا برای پول ساختن از انجام کاری نمایی که هیچ علاقهای به آن نداری به این امید که سرمایه لازم برای انجام کار مورد علاقهات را فراهم نمایی، به خودت که می آیی، متوجه میشوی یک عمر را با تنفر به انجام آن کار گذراندهای. در حالیکه نه سرمایهای جور شده و نه لذتی در کار بوده.
اما اگر قانون ثروت را بدانی، «همان قوانینی که استاد عباس منش در دوره روانشناسی ثروت۱ آموزش داده است» و برای ساختن باورهای هماهنگ با این قوانین، تعهد به خرج دهی، آنوقت آن باورهای قدرتمندکننده سکّان را به دست میگیرند و به تو اعتماد به نفس میبخشد تا کار مورد علاقهات را با همان امکانات و سرمایهای شروع کنی که، در آن لحظه داری.
وقتی باورهای قدرتمندکنندهای درباره ثروت بسازی و از فراوانی همیشگی جهان مطلع بشوی و نیرویی که در وجودت برای خلق هر خواستهای داری را باور کنی، آنوقت آن باورها تو را به مسیر ایدههایی هدایت میکند که شروع کسب و کارت با امکانات همان لحظه، قابل انجام است و نیاز به سرمایه اولیهی خاصی ندارد.
سپس هرچه روی خودت و باورهایت بیشتر سرمایهگذاری میکنی، دستان هدایتگر خداوند از راه میرسد و قدم به به قدم با طی شدن تکاملات، به مسیر ایدههای بهتر هدایت میشود و هر بار نتیجه کمی بهتر میشود.
سپس وقتی به خودت میآیی، متوجه میشوی سالهاست در آزادی مالی و آزادی زمانی، در حال لذت بردن از زندگیات و انجام کار مورد علاقهات هستی.
اگر داستان شروع کسب و کارهای موفق و ثروت ساز را بخوانی، متوجه می شوی که آنها کار خود را با همان امکاناتی شروع کردهاند که در آن لحظه داشتند. سپس به خاطر عشق وافر و باورهای ثروتآفرین، کم کم با درآمد حاصل از انجام آن کار، آن را کمی بیشتر رشد داده اند.
کسب و کارهای موفقی چون
Facebook, Airbnb, …، SpaceX و…
فکر نکن که حتما برای موفق شدن در کاری باید آنرا با سرمایه کلان شروع نمایی.
این باور محدود کننده را که، « کار مورد علاقه، با کاری که می تواند تو را به ثروت برساند، نمی تواند یکی باشد» به کمک تمرینات و توضیحات و آگاهیهای دوره روانشناسی ثروت۱ با این باور جایگزین کن که:
هر کاری پتانسیل ساختن ثروت را دارد».
قانونش این است که،عشق و علاقه در کاری که پشتوانه اش باورهای قدرتمند کننده و ثروتآفرین است، اشتیاقی سوزان برای ادامه دادن و پیش رفتن به تو می بخشد.
در نتیجه با هر قدمی که در این مسیر بر می داری، به خاطر باورهای قدرتمند کننده، کم کم نتایج شروع به رخ دادن می نماید.
هر کوچکترین نتیجه ای که می آفرینی، انگیزه، باور و ایمانت را برای ادامه، بیشتر میکند و کم کم به جایی می رسی که آنقدر ثروت ساختهای که دیگر، انگیزهات برای ادامه آن کار، ساختن ثروت نیست، بلکه لذتی است که در هر لحظه از انجام آن کار تجربه میکنی. این احساس هر روز تو را در بینیازی مالی بیشتری قرار میدهد. ثروت همواره به دنبال چنین فردی می رود. فردی که احساس بینیازی مالی دارد و فقط از انجام آن کار لذت میبرد.
این قانون بسیار بزرگی است که، وقتی درک شود، هرگز این ایده و راهکار که – فرد بخواهد از کاری ثروت بسازد که از آن متنفر است- هرگز یک گزینه هوشمندانه و منطقی به حساب نمیآید.
جهان همیشه نگاه متفاوتی به افرادی دارد که، با عشق و انگیزه هایی درونی، کاری را انجام می دهند. جهان نمی تواند حامی فردی باشد که در حال انجام کاری است که هیچ عشق و علاقه ای به آن ندارد.
تمام امکانات جهان، همواره در اختیار افرادی خودجوش است که، عشق و علاقه ی درونی شان، آنها را پیش می برد. حتی جهان بیشتر از آنها، مشتاق موفق شدنشان میشود و البته چنین حمایتی از طرف جهان وقتی است که، آن عشق و علاقه، با باورهای قدرتمند کننده درباره ثروت و فراوانی، ترکیب شده باشد.
رسالت جهان، بیشتر بخشیدن و بیشتر پاداش دادن، به افرادی است که:
با باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین، مشغول انجام کار مورد علاقهشان هستند. جهان از این افراد با تمام امکاناتش حمایت می کند. زیرا چنین افرادی هستند که به رشد جهان کمک می کنند.
پس از دوره روانشناسی ثروت۱ کمک بگیر، تمام باورهای قدرتمند کننده ای که در این دوره به شما آموزش داده شده است را بساز.
این دوره به معنای واقعی کلمه، مثل یک راهنمای خبره و کار بلد، همراه شما در مسیری است که هم ثروت و آزادی مالی است و هم آزادی زمانی برای انجام کار مورد علاقه.
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
خانم شایسته بی نظیر و دوست داشتنی سلام??
من عاشق مقالاتتون و متن های پای فایلها هیتم. بارها و بارها شده که بررسی همه جانبه مقالاتتون به درک بهترم از یک موضوع خیلی کمک کرده. و هر بار در دلم این قدرت نوشتنتون رو تحسین کردم?
خیللللی دلم میخواد بدونم چطوری به این قدرت و تسلط رسیدید.
دوستون دارم و براتون ارزوی بهترینها رو دارم
این مبحثی که بهش پرداختید سالهاست که من باهاش درگیرم 18 سال در کاری سابقه دارم که هیچ وقت علاقه ام نبوده و الانم دارم دکتراش رو میگیرم بعد از سابها جنگ درونی??
و همیشه تو این سالها در کنار کارم به علاقه اصلیم که مبحث گیاهان دارویی و طب سنتی و طب ایوروداست پرداختم کلاس رفتم دوره گذروندم کتاب نوشتم و دو ساله که کلی روغن و شربت و … درست میکنم. وقتی به این مباحث میپردازم تو زمان گم میشم بس که دوست دارم اما هنوز نتونستم کار فعلیم که کار تو یکی از معتبرترین موسسات علمی و تحقیقاتی در کشوره رها کنم.
مطمینم به زودی این ایمان و جسارت رو پیدا میکنم خیلی زود
در حال حاضر دارم روی درسهایی که از این مسیر درام میگیرم متمرکز میشم و ایجاد حس خوب شکرگزاری و هدایت.
امید دارم که به زودی بیام و از پیشرفتهام براتون بگم از حس رهایی از یکی شدن کار و علاقه و تفریح?میدونم خیلی بهش نزدیکم خیلی
سلام رویا جان
مرسی از نظر خوبت
منم مثل تو خیلی به طب سنتی و گیاهان دارویی علاقه دارم ولی از رشته ای که خوندم اصلا پولی در نیاوردم چون علاقه نداشتم و اقتدارشو نداشتم رهاش کنم من واسه دکترا دیگه پشیمون شدم و باخودم صادقانه حرف زدم و ادامه ندادم ولی الان یه ترسی ته وجودمه که چطور گیاهان دارویی رو ادامه بدم
واسه طب سنتی یه تحقیقاتی کردم و گفتن فقط باید از راه ازمون پزشکی بری گرایش طب سنتی که خیلی زمان بره
میشه منم راهنمایی کنی که چطوری شروع کنم؟
ممنونم ازت
سلام به معجزه های زندگیم.
یه سوال از خانم شایسته ی عزیز و بقیه ی دوستان داشتم.
اگر کسی یه مشکل جسمانی داشته باشه و تمام عمرش به این خاطر که این مسأله رو مانع می دیده به سمت رشته ی تحصیلی رفته که بهش علاقه نداشته. برای مثال، شخص شدیدا کم بینایی که عاشق آرایشگری هستش ولی تو زمینه ی روان شناسی سال های زندگیشو گذرونده، کسی که یه پاش کوتاه تره و عاشق فوتباله ولی مهندسی برق خونده، یعنی مشکلاتی مد نظرم هست که فعلا علم پزشکی درمانی واسش نداره و از طرفی هم باور هایی که اون فرد داشته مانع از بهبودی خود به خود بدن شده. چنین فردی باید چکار کنه؟ تو مصال اول، فرد کم بینای شدید شاید حتی تو مقیاس بزرگ یک عکس هم نتونه تو ذهنش خط چشم کشیدن رو تصور کنه چه برسه به اینکه مثلا واسه شروع بخواد دستیار یه آرایشگر بشه. آیا رشته ی روان شناسی که بیشترین کارایی رو از گوش و زبان سالمش می گیره رو کنار بذاره چون اصلا دوستش نداره؟
تو مثال دوم، فرد اگه بگه من با همین شرایط می خوام برم سمت علاقم و تجربش کنم، چه نتیجه هایی به دست میاد؟ شاید مدام سرد و گرم شه، حرف هایی رو جذب کنه که اعتماد به نفسشم اذیت شه مثلا تو نمی تونی برو از نعمت هایی که داری استفاده کن! و خوب اون به مهندسی علاقه نداره.
با این شرایط آیا باید رو چیزی متمرکز شه که دوسش داره و اذیت شه؟ مگه نه اینکه اقتضای جهان خیر، راحتی و لذته!
یا اینکه حداقل کاری که می تونه تو اون زمینه انجام بده رو بکنه مصلا کتابای آرایشگری بخونه، اطلاعات فوتبالیشو فعلا بالا ببره، و رو بهبود سلامتیش متمرکز باشه که حتی بیماری های بدون درمان تو بدنی که ذهن و باور هاش سالم هستند نمی تونه بمونه. و بعد از اینکه از لحاظ جسمانی آماده بود که از صرف انرژی تو موضوع مورد علاقش لذت ببره، اون موقع واردش شه و پیشرفت کنه.
چاره چیه؟
سلام دوست عزیز، سوال جالبی بود و نظر من در این باره اینه که همین آدما هستن که اگر جدی بگیرن خواسته هاشونو باعث آفرینش یه روش جدید توی اون موضوع میشن، این یه تضاده براشون خب، اما طرف میخواد اون کارو هرطور شده انجام بده چون عشقشه، و وقتیم که ادم از ته دلش یه چیزیو واقعا بخواد ذهن حتما حتما راهشو پیدا میکنه(شایدم بهتره بگم خدا حتما حتما راهو نشون میده) و خب اگه طرف ذهنی داشته باشه که نامحدود باشه و توانایی اینو داشته باشه که به اون مسئله از چند زاویه نگاه کنه راهشو پیدا میکنه و جالب اینجاست که همین ادما میان یک روش جدید رو توی فلان رشته بنیانگذاری میکنن 🙂🤍🫀
مثلا پای مصنوعی ای که بشه راحت باهاش فوتبال بازی کرد، یا ممکنه خود طرف نتونه خلق کنه روش جدیدو اما ادمای اطراف با دیدن اون روش جدید رو خلق کنن، شاید پزشکی با دیدن اون فرد تقریباً نابینا دلش بخواد واقعا کمکش کنه و با این فکر روشی چیزی خلق کنه تا مثلا تا این حد از ضعف بینایی هم درمان بشه دارویی عینک خاصی عمل جراحی چیزی…یه روش متفاوت ازاینها که جوابگوی این افراد باشه و جهان رشد کنه
سپاسگزارم بازهم به خاطر سوال قشنگتون🌹
سلام به همه دوستان عزیزم خانواده پر تلاش و نازنین
شایسته نازنین چطور میشه از شما و از استاد عزیز بابت این همه آگاهی تشکر کرد وقتی این متن رو میخوندم بارها به گذشته نگاه کردم و دیدم تمام تصمیماتم فقط برای فرار از یه موقعیت بود وهرکاری را که بدون عشق و علاقه شروع کردم به پایان نرسید و باری به هرجهت بود من دوره خیاطی رفتم مدت کوتاهی کار کردم اما جواب نگرفتم من دوره آرایشگری رفتم سالن زدم اما انصراف دادم من در گارگاه کلوچه پزی کار کردم صرقا جهت اینکه ضربه شستی به یکی نشان دهم من کار کردن را دوست داشتم اما در هیچکدام عشق نبود و پول در می آوردم اما شیرین نبود تا اینکه فهمیدم من عاشق فروش و بازاریابی هستم و در این کار وارد شدم و توانستم نمایندگی شرکت بیمه را اخذ کنم و هم اکنون موفق هستم و لذت میبرم از کارم از تعامل با دیگران از در آمدم از مهارتهایم در امر فروش و بیزینسم مثل ساعت داره کار میکنه و هر روز بر در آمدم افزوده میشه مشتریان عالی و وفادار دارم و برای پیشرفت در کارم هیچ عجله نمیکنم چون یاد گرفتم باید دوره تکامل رو بگذرونم و جهان خودبخود مشتریان بیشتر و کارهای بیشتر رو وارد دفتر کارم میکنه و بخاطر عشق و علاقه من این اتفاق خوب متجلی میشه هر روز برای داشتن شغل عالی و در آمد عالی و خدمت عالی خدا رو شکر میکنم برای داشتن کارمند عالی خدا رو شکر میکنم برای داشتن وقت و زمان عالی خدا رو شکر میکنم برای مشتریان وفادار و ماندگار م خدا رو شکر میکنم و برای داشتن صاحب ملک دفترم که فردی منصف است خدا رو شکر میکنم و از خدا برای خرید یه دفتر کار سپاسگزاری میکنم که در زمان و مکان بی نظیرش برایم متجلی می گرداند خدا رو برای توانایی هایم برای قدرتهایم سپاسگزارم و مهمتر از همه برای داشتن خانواده عزیزی که در آن قرار گرفتم خانواده عباسمنش ??سپاسگزارم
من یه بیزینس دیگه هم تو جزیره قشم راه انداختم که آرام آرام به نتیجه رسیدم بدون داشتن سرمایه اولیه با ایمان با عشق با رهنمودهای خدا و استاد با کار کرد دوره قانون آفرینش و پس از آن دوره عزت نفس و حالا پس از پنج ماه این بیزینسم داره جون میگیره و هر روز عالی تر میشه خوار شکر و سپاس برای همه افرادی که دارن تو این کارم فعالیت میکنن ودر آمد دارن کسب میکنند خدایا شکرت با ایمان به خدا و باورهای قدرتمند کننده و عشق و علاقه میتوانیم به خواسته هایمان برسیم ??عزیزان یاد گرفتم که پیرو قلب خود باشیم دست از جنگیدن بر دارم د آرام و مطمئن قدم بردارم و هم اکنون شا هستم با قلبی مالامال از عشق خدای رزاقم ،ربم،خدای عشق وخدای بسیار بخشنده و مهربان ?❤??
و از همه عزیزان که دستی از دستان خدا هستن و آگاهیهای خود را در اختیارمان میگذارند سپاسگزارم
در پناه یکتای بی همتا شاد سلامت و ثروتمند باشید
سلام دوست عزیز
چقدرپیامتون عالی و پرازاحساس خوب بودبرای من …شادوپیروزباشید همیشه
خدای من
.
.
.
چرا من هر چقدر این متن رو می خونم نه تنها سیراب نمیشم بلکه تشنه تر میشم برای دوباره و دوباره و دوباره خواندنش.
این فقط یک پاسخ یا یک راهکار نیست، این یک محصول بی نظیره. این یک کتاب ارزشمنده.
هر جمله از اون رو باید هزاران بار خوند و نوشت و تکرار کرد.
کاملاً درسته علاقه و تمرکز باید همراه با باورهای قدرتمند کننده در مورد ثروت باشه ، وقتی این هماهنگی ایجاد شد معجزه رخ میده، یک نجار با تکههای خوبش میشه خالق لگولند….
ممنونم به خاطر این مطالب بی نظیرت شایسته جانم.
ممنونم که اینقدر عالی قوانین را درک کردی و عالی توضیح می دهی، این کاریه که شما با عشق و تمرکز و باور های قدرتمند کننده انجام می دهی، این همون کاریه که جهان با تمام امکاناتش از شما حمایت می کنه، چون به گسترش جهان کمک می کنی، هر کدام از از اعضای این خانواده که در مدار خواندن و درک این مطلب باشند مطمئناً پیشرفت فوقالعاده ای در کار و علاقه خودشون ایجاد می کنند و اینجوری جهان را بیشتر گسترش می دهند. اینه که آنچه شما و استاد انجام می دهید به خاطر تاثیر زیادی که در زندگی دیگران داره ، پیشرفت و رشد حاصل از آن تصاعدی است . اینه که زندگی تان از هر جهت در عالی ترین شکل ممکن است.
بازم ممنونم چند روزی بود که توی انجام ایده ام به مسئله ای برخورد کرده بودم و یک جورایی اونو به تعویق می انداختم. حالا متوجه شدم چرا اینجوری شده، باور ها و افکاری که سراغم می آمد باعث این کند شدن شده بود. و از دو روز قبل که مطلبی در مورد این راهکار در کانال را گذاشته بودید، بیشتر از ده بار اقدام به خوندن این مطلب کردم اما هر بار به خاطر مقاومت ذهنی چند خط می خوندم و کاری برایم پیش می آمد، امروز صبح در برنامه و سناریو ام نوشتم که حتماً این متن رو مطالعه کنم، ولی نشد تا تقریباً یک ساعت پیش. بازم ذهنم گفت بگیر بخواب صبح پاشو بخون، اما قلب گفت همین الان بخونش، گفتم تا هر جا که رسیدم می خونم اگر خسته شدم میذارم صبح،
دوبار مطلب رو خوندم و البته بعضی از پاراگراف ها و جملات را بیشتر از ده بار خوندم و هنوز دلم میخواهد باز هم بخوانم.
چقدر درک قوانین و ایمان به قانون مندی جهان لذت بخشه، خدایا شکرت.
خانم شایسته عزیزم، به خاطر تمام عشقی که صادقانه نثار ما می کنی سپاسگزارم. و به استاد به خاطر. وجود چنین شاگرد، مرید، همراه، دوست و عزیز دلی تبریک میگم.
لایق بهترین تبریکات و تحسینات هستی خانمی.
عزیز دل منم هستی، خیلییییییی زیاد.
خدا رو سپاسگزارم که من رو به این مسیر زیبا و این خانواده عزیز و دوست داشتنی هدایت کرد.
خوب صبح شد و صدای اذان داره میاد، این دعا رو در این ساعت و با احساس عالی برای خودم و شما و همه عزیزان در این خانواده صمیمی با تمام وجودم می خونم:
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
سلام استاد عزیزم سلام شایسته ی باهوش من شماخیلی فوق العاده هستیدنهایت نویسندگی روداریداونقدرخوب مینویسید وخداروشکرمیکنم که چنین مخلوقاتی روبرای هدایت ماها خلق کرده چقدردقیق چقدرعالی مینویسیدکلی فکروایده به ذهن ادم میادکلی احساس ارامش واعتمادبه نفس به ادم میده شایسته ی من عزیزدلم میدونم اززبان خداوندنوشته هاروالهام میگیریدوباقلمتون زیبامینویسیدزمانی که میخونم این حس بهم داده میشه که کلامت خداونده ازت سپاسگزارم
ممنون و سپاس
فقط اگر امکانش هست متن هارو به صورت کتابی ننویسید. خیلی ادبی و کتابی نوشته میشه. زبان محاوره ای نوشته بشه خیلی بهتره
با سلام خدمت خانواده صمیمی عباس منش. ابتدا باید از خدا تشکر فراوان کنم که مرا با این خانواده آشنا کرد بعد استاد عزیز وبعد از خانم شایسته که واقعا میزنه به هدف دقیقا مشکل اکثر مردم دقیقا همینه که کار مورد علاقهشونرا انجام نمیدن ومثل من ولی من یه کاری را شروع کردم که اولش علاقه ای نداشتم ولی کم کم مقداری علاقه مند شدم ولی این باورهای محدود کننده جلوی پیشرفتم را گرفته ولی کلا این که آدما دقیقا بدونن که به چه کاری علاقه دارن خیلی مهمه چون که اکثرا حتی نمیدونن که به چه کاری علاقه دارن واینجا مشکل میشه دو تا وتا میان بفهمند که به چه کاری علاقه دارند بیشتر عمرشون تموم میشه پس نتیجه میگیریم که در درجه اول کار مورد علاقهمونا پیدا کنیم بعد روی باورهامون کار کنیم وبعد باعشق وعلاقه به کارمون بپردازیم وهمه چیز را باهم بدست بیاریم ثروت سلامتی روابط ووووو… باتشکر فراوان وبا سپاسگذاری فروان .
سلام
از خواندن متن بالا کیف کردم ذوق کردم وتشکر همه جانبه به استاد گرامی و خانم شایسته عزیزم دارم.
من واقعا از کارم لذت می برم و خلاقیت یک سره به سمت من می آید ، یعنی وقتی دارم کارم را می کنم که داره تموم میشه حتی یکبار هم نگفتم حالا چه کار کنم حرکت بعدی خود به خود به من گفته میشه با شجاعت می گم فلان کار را بکن یعنی اصلا من همان لحظه می فهمم که باید چی بگم من عاشق کارم هستم ، باورهای ثروت ساز هم یکسره دارم رویش کار میکنم خدا را شکر عالی است. هر چه بیشتر روی باورهایم کار میکنم بیشتر نتیجه می گیرم.
خدایا شکرت و سپاس
شما کارتون انلاینه و کسب و کار انلاین دارید و حالا اگر این سوال معروف که میگن ملیارد بودی و هیچ نیازی نداشتی رو ایا بازم کارت رو میکردی شما واقعا دوباره کار انلاین میکردی؟ یا من زیادی حساسم؟
سلام به خانواده و گروه تحقیقاتی عباس منش و استاد بزرگ
خداوند رحمان را سپاسگزارم
من در عقل کن می گشتم که چکار کنم دست به چکاری بزنم من دخترم بیکار شدم هیچ حرفه و هنری ندارم چگونه و از کجا شروع کنم تا درآمدی داشته باشم
چطوری کسب و کار خودم را داشته باشم
که به این فایل از طریق تلگرام رسیدم
خیلی استفاده کردم دارم فکر میکنم و روی خودم کار می کنم
سلام به خانواده بزرگ و دوست داشتنی عباسمنش
و سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
نمیدونید چقدر من آگاه شدم از وقتی ایمیلی از استاد عزیزم بدستم رسید که چکیده تمام این مقاله بود و تحولی عظیم در من ایجاد کرد ، همان تحولی که در این مدت نه تنها با ایمان و قدرت و باورهای ثروت آفرین در مسیر عشق و علاقه هستم، بلکه هر کجا در بخش عقل کل در این زمینه دوستان سوالی داشته باشند، مشتاقم از آگاهی هام بگم
هر چند که این مقاله حق مطلب را خیلی کامل و در ابعاد گوناگون بیان کرده است و فکر نمیکنم کسی در زمینه عشق و علاقه سوالی داشته باشد و جوابش در این مقاله نباشد.
خانم شایسته عزیز در این مدت خیلی به همه ما در کنار استاد با صبر و حوصله و البته عشق کمک کرده اند و به پیشرفت و گسترش جهان خدمات بزرگی داشته اند.
همینجا از این انسان بزرگوار و استاد نازنینم تشکر میکنم و دستشونو میبوسم که نه تنها خودشون اینقدر عالی و با عشق و توحیدی زندگی میکنند، بلکه به همه ما این ردپاهای موفقیت را نشان میدهند و زندگی با مفهوم بزرگتری را برای ما به تصویر میکشند.
من راه های زیادی را امتحان کرده ام و وقتی مطالب این مقاله را خواندم خیلی بر جانم نشست چون خیلی زیاد بر موضوع آگاه شده ام. البته که اون تجربه های قبلی اینجا برام کارساز بود و هرگز افسوسی بابتشون ندارم که هیچ، بلکه از اونها خوشحال هم هستم.
امکان ندارد ما به کاری علاقه نداشته باشیم و بخواهیم خلاقیتهای زیادی درش ایجاد کنیم
امکان ندارد ما به کاری علاقه نداشته باشیم و بخواهیم یک ثروتمند به معنای واقعی بشیم
امکان ندارد ما به کاری علاقه نداشته باشیم و در اون کار حالمون خوب باشد و از لحظات زندگی لذتِ ادامه دار ببریم
امکان ندارد ما به کاری علاقه نداشته باشیم و روی اون کار با عشق، تمرکز بزاریم
امکان ندارد ما به کاری علاقه نداشته باشیم و باورهای ثروت ساز ما در بستری دیگر، نتیجه های بزرگ بیافریند
امکان ندارد بدون داشتن دو عنصر مهمِ علاقه و باورهای ثروت آفرین، هم کار و زندگی برامون تفریح بشه و هم ثروتهای بینهایت از راه برسه
و خلاصه امکان نداره ما به کاری علاقه نداشته باشیم و بخواهیم قدرتِ خداگونه وجودمون را بیشتر درک کنیم و باهاش زندگی کنیم
از همه شما ممنونم. همتون برای من دستانی از جانب پروردگار یکتا برای مسیر سعادتمندی هستید
برای همتون آرزوی بهترینها را دارم
با سلام به همه عزیزان گروه استاد عباسمنش
خانم شایسته عزیز
متن شما فوق العادست✔
مثل کلیدی میمونه?? که میتونه راحت قفل ?بسته را وا کنه
و فقط همین رو بگم کسی که بخواد تغییر کنه یعنی در واقع میخواد خودش رو نجات بده با همین متنی که شما فرستادین بخونه میتونه زندگیشو عوض کنه از بس شما واضح و قشنگ بیان کردین
خداوند همیشه پشت و پناهتون باشه
♥️
سلام خدمت همه ی عزیزان بسیار عالی بود بسیار کامل چقد زیبا بود این متن و چقدر پر محتوا احسنت من واقعا دارم این حرفا رو توی کسب و کارم الان میبینم حس میکنم که چقدر قشنگ وقتی انسانی به خدا توکل میکنه و کاری رو با عشق و علاقه شروع میکنه و نگران این نیست که کی فلان اتفاق میفته کی فلان پول بدست میاد و از مسیرش لذت میبره خود به خود همه ی اتفاق زیبا پشت سر هم یکی پس از دیگری به وقع میپیونده واقعا حقیقت همینه و چیز دیگه ای نیست و چقدر زیبا گفتید رشد یک فرایند هست نه یک جهش ، چقد این جمله پر محتوا و کامله چقدر که هر چی بگم کم گفتم این جمله دنیایی از آگاهی هست اگر خوب بهش دقت کنیم و خوب در موردش تفکر کنیم سپاسگزارم هر لحظه خدا رو سپاسگزارم که منو به این مسیر ، یعنی مسیر سبز هدایت ، هدایت کرده مریم شایسته عزیز و استاد مهربانم از خدای مهربان برای شما عمر باعزت و طولانی توام با شادی سلامتی و ثروت و سعادت اخرت را خواستارم الهی امین ?
بنام پروردگار یکتا
سلام خدمت خانم شایسته نازنین و دوستان گلم
جواب این پرسش که به کاری که علاقه نداری و مهارت در اون را می آموزی تا کسب درآمد کنی و ثروتمند شوی نه هست، چون تا وقتی که باورهای قدرتمند در مورد ثروت نداشته باشی نمی توانی به آن ایده آل تو اون کارت برسی، من خودم بارها دیدم که چندین مغازه کنار همه ولی یکیشون وقت سر خاروندن نداره و بقیه دارند به درودیوار نگاه میکنند و با خودشون می گند فلانی چون مغازش آن مکان قرار گرفته و یا تبلیغات کرده و یا هزاران دلیل باعث موفقیتش شده و دقیقا میام همون کارهایی که فکر می کنند درسته را انجام می دهند ولی بازم نتیجه نمی گیرند بنابراین ساختن باورهای قدرتمند نقطه اصلی ثروتمند شدن افراده
خب اینجا دو سوال شاید پیش بیاد یکی علاقه به کاری و قدم در اون راه و یکی دیگه راه اندازی بیزینس های مختلف برای کسب درآمد
دسته اول میان با توجه به علاقه و اون ندای درون کاری را شروع می کنند با شورواشتیاق و علاقه و بخاطر همین شورواشتیاق بلاخره توی مسیر درست با باورهای درست قرار می گیرند چون بقول استاد قدرت این شورواشتیاق و علاقه اینقدر زیاده که بلاخره آدم را توی مسیر درست قرار میده
دست دوم هم میان یک بیزینسی را حالا یا با توجه به علاقه یا هر چیز دیگه ای راه اندازی میکنند ولی چون باورهای صحیح ندارند نتیجه نمی گیرند دقیقا مثل برادر من که بارها این کار را کرده و نتیجه نگرفته، ولی اگر بیان باورهای قدرتمند و صحیح قرار بگیرند صددرصد نتیجه خواهند گرفت
پس دو مسیر به شرط باورهای صحیح درست می باشد
در پناه الله مهربان باشید دوستان گلم
سلام به خانم شایسته ی عزیز
چقدرحرفاتون خداییه،..
انقدرالهی و پاک که به تمام وجود ادم نفوذ میکنه
و برای هرکس یه نوع الهامه خاصه خودشه..واسه ی هرکس حل یه نکته ی پرازابهام ذهنشه،واسه ی من عشق ثروت ارامش و لذت رو به همراه داشت و ی الهام فوق العاده بود ازطرف خدا برای برداشتن قدمهام هزاربرابرمصمم ترازقبل.،…سپاس
سلام خانم شایسته عزیز .بابت تمام نوشته هاتون ازتون تشکر میکنم که میدونم همشون از ته ته دلتونه چون خیلی به دل میشینه به قول معروف چون سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند . اونقدر حرفاتون زیباس که آدم از خوندنشون سیر نمیشه . در مورد این موضوع عشق و علاقه به کار موضوع صدر صد بلکه هزار صدر درستیه چون اگر این نباشه که اصلن کار پیش نمیره واقعا و کلن آدمو بی بی انگیزه میکنه داشتم متن یکی از دوستان و جوابی که داده بودن رو میخوندم و کاملن با موضوع و تجربه من در مورد ورزش مثل هم بود من هم از بچگی تا حتی پایان دوره دانشگاه عاشق ورزش والیبال بودم و هنوزم هستم جوری که زنگای تفریح توی مدرسه همه دوستان اطراف من که منومیشناختن تا توپ والیبال یه جا میدیدن میگفتن نرگس عشقت . رو ببین . من سر کلاس درس اصلن حواسم به درس نبود به هر بهونه ایی که بود از کلاس جیم میشدم و میرفتم و حتی اگه شده بود ده دقیقه ,پنج دقیقه ,هر چقدر که میشد برا برگشت به کلاس خیلی دیر نشه که تابلو میرفتم و پشت تور والیبال با بچه ها بازی میکردم زنگای تفریحم که دیگه نه خورد و خوراک فقط والیبال .کل راهنمایی دبیرستان و دانشگاه هم کاپیتان بودم و در سطح استانی هم انتخاب شدم و ولی نه راهشو میدونستم چیه که بخوام مثل بچه های حالا برم باشگاه و باشگاهی بشم نه تو فکرش بودم اصلن فقط برا دل خودم بازی میکردم اونم عاشقانه .حتی کارت مربیگری والیبال درجه سه رو هم بعد ازازدواجم گرفتم ولی همچنان از عشقم نسبت به والیبا کم نشدش هر چند دیگه بازیهام کم شد چون دیگه نه مدرسه بودم نه دانشگاه و باشگاهی هم نرفتم که ثبت کنم که به فکرم نرسید یا شاید ترمزم هزینه بود که ای کاش نبود یا شاید کسی نبود منو راهنمایی کنه چون خانوادم مخصوصا مادرم خیلی مخالف بود با من از همون اول ..و من والیبال رو کنار گذاشتم و وارد زندگی شدم چون دوقلو بچه دار شدم و دست تنها بودم اما خبر خوب اینکه الان بعد از دوازده دوری از زمین دوری از توپ و والیبال از بس که من عاشق این رشته هستم رفتم دوره کارورزی والیبال رو دارم میگذرونم به امید اینکه مربی خوبی بشم هر چند که الان چهل ساله شدم و میگم چقدر دیر شده کاش زودتر این حرفها رو شنیده بودم .چون مربیهای جوانتر از من هستن .ولی نه طوری دلسوزانه آموزش خواهم داد که همه اونایی که در مدار من باید قرار بگیرن قرار خواهند گرفت و به امید روزی هستم که بتونم یه ایده جدید تو وایبال بزارم که اسم من هم جز زنان یا تنها زنی که یه ایده برا رشته والیبال گذاشته و یه چیزیشو عوض کرده قرار بگیره .ولی هنوز بهش فکر نکردم ولی خیلی دوست دارم این رشته رو آسونترش کنم به این ولی فکر کردم منتظر اون روز باشید .ممنون که منو دنبال کردید .حرفه و عشقتون رو دنبال کنید .
درووود بر شما خانم شایسته.بسیار استفاده بردم از تجربیات و نوشته های شما. خدا شما و استاد عباس منش رو واسه ما نگه داره.??
سوالی که برام پیش اومد،اینه که آیا میشه عاشق کاری نبود و کم کم به اون علاقه مند شد؟ یعنی مثلا من عاشق یکی دوتا کار هستم و به دلایلی اونارو شروع نمیکنم و سراغ کاری میرم که هیچ علاقه ای بهش ندارم. آیا میشه علاقه ی من در طی یادگیری و کسب تجربه در این شغل،کم کم شکل بگیره و من برای خودم علایقی درست کنم(حتی اگر کمتر از علاقه به کارهایی باشه که اونارو شروع نکردم). پیشاپیش از دوستانی که پاسخ داده اند،تشکر میکنم.??
سلام ، خانم شایسته جوابتون خیلی عالی بود. منم همین مشکلو دارم ولی با حرفهای شما مصمم تر شدم به کار مورد علاقم بپردازم .آرزو دارم منم مثل شما آنقدر آگاهی های ناب داشته باشم که بتونم سوالات بچه هارو اینجوری جواب بدم.خیلی خیلی ممنون
بنام الله یکتا
واقعآ جواب کامل و فوق العاده بود و کلی آگاهیهای ناب از این پرسش و پاسخ گرفتم که مطمئنم در هیچ کتابی وجود ندارد واقعآ ازتون سپاسگزارم
خانم شایسته ( مکث )
.
>>
>>
>>
شما
>
> واقعا بینظیرید. SMART
قبل از اینکه از شما سپاس گزاری کنم از پروردگار جهانیان با صدایی رسا و از ته دل سپاس گزاری میکنم بعد از بنده ی خوب ایشان، دستی از دستان بی نهایت خداوند، سید حسین عباس منش
و بعد از شمای فوق العاده دوست داشتنی.
سلام بر خانواده صمیمی و بزرگ عباسمنش
یادم می آید زمانی که در مدرسه راهنمایی درس میخواندم دوسداشتم رشته مورد علاقه ام تربیت بدنی را بخوانم اما بخاطر اینکه رشته در هنرستان شهرستانمون نبود و من امکانات مالی نداشتم برم شهر دیگه بخونم مجبور شدم به ناخواسته هام بپردازم و با بزرگترها مشورت کردم که چه رشته ای انتخاب کنم.
یپرسیدم چه رشته ای برای ادامه تحصیل بهتره؟
میگفتن اوضاع صنعت بهتره برو تو رشته های مهندسی تا در آینده شغل پر درآمد و خوبی داشته باشی و کنارشم هم به ورزش و علاقت میپردازی منم به حرفشون گوش دادم و رشته برق رو انتخاب کردم و رفتم هنرستان ثبت نام کردم؛
اما کل تعطیلات تابستان رو ناراحت بودم که خدایا وقتی من به برق علاقه ای ندارم و حتی در کارهای عملی درس حرفه و فن سال سوم راهنمایی که کار عملی سیم کشی داشت ازش متنفر بودم چطور اون رشته رو انتخاب کنم که هیچ ربطی بمن نداره، چرا به ندای درونم گوش ندادم و به حرف دیگران گوش دادم !
گاهی اینو برای دلداری به خودم میگفتم عیب نداره ، میتونم علاقه بوجود بیارم در رشته برق موفق بشوم و به آینده درخشانی برسم به هر حال اون تعطیلات تابستان مانند چند سال برام گذشت.
تا اینکه مهرماه شروع شد رفتم مدرسه جدید با دوستان جدید آشنا شدم و هر کسی خودشو مهندس آینده میدونست اماـــــمن بسختی خودم رو با شرایط وفق دادمـــــو گفتم بهش عادت میکنم مانند بچه ای که از مدرسه خوشش نمیومد ولی بزرگترها بزور به ندرسه میبردند؛
منم روحم بزور جسمم رو همراهی میکرد تا به ناخواسته هام بپردازم و سعی میکردم تا هر روز بهتر از قبل باشم و خودم رو مجبور به دزس خواندن میکردم و اطلاعاتم رو بالاتر میبردم با تلقین اینکه من به برق علاقه مند میشوم و سر ناخودآگاهم مثلا شیره میمالم
به هر حال من بعد از دوسال هنرستان دیپلم برق گرفتم و میرفتم شاگردی برقکارها تا برقکاری کامل یاد بگیرم و حتی یکسال پشت کنکور موندم ولی دانشگاه قبول نشدم و رفتم خدمت سربازی گفتم بعدش میرم دانشگاه خلاصه کلام بهتون بگم بعد خدمت دانشگاه دولتی قبول شدم اونم با تقلب و کمک دوستان…
هر جوری شد من کاردانی رو تموم کردم و اینم بگم همزمان با درسم مشغول ورزش کشتی و بدنسازی بودم و با عشق و علاقه پیش میرفتم ولی بخاطر درسم نمیشد در سطح حرفه ای دنبالش کنم و یک روز در میون کشتی و بدنسازی رو میرفتم.
وقتی کاردانیم تموم شد با خوندن کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو دوباره ندای درونم بیدار شد و گفت افشین چند سال اشتباه راهو اشتباه رفتی ، برگرد و به رسالتت بپرداز تو برای ورزش ساخته شده ای نه برق با اینکه برقکاری ماهر هم شده بودم ولی باز ازش هیچ لذتی نمیبردم و گفتم با یک مشاور حرف بزنم اون بهتر راهنمایی میکنه…
باز بدون توجه به اشتباهی که قبلا کرده بودم که به جای توجه به ندای درونم به گفته های دیگران توجه کردم به گفته مشاور توجه کردم که گفت تو دیپلم برق صنعتی داشتی و الانم فوق دیپلم برق هم گرفتی؛
همینو ادامه بده
چون تو تا نزدیک قله اومدی (مهندسی برق)
چرا برمیگردی و قله ای که اصلا نپیمودی رو داری میری منظورش رشته تربیت بدنی بود…
مشاور با اینکه دکترا داشت ولی طبق منطق حرف میزد و از ندای درونم خبری نداشت…
باز به خودم کلک زدم و رفتم کنکور کاردانی به کارشناسی برق دادم و اینبار خودم قبول شدم اونم غیر انتفاعی؛
چون دانشگاه دولتی فقط سهمیه ۴٠ نفر بود منم دانشگاه غیر دولتی رو انتخاب کردم.
با اینکه بزور هزینه هاش رو خودم تامین میکردم ولی کارشناسی رو هم ادامه دادم و یک ترم مانده بود اینبار گفتم ارشد هم برق رو میخونم این بار کلی هزینه کردم واسه کتاب های کمک اموزشی و کنکوری که ارشد دولتی بخونم…
اینبار هم با مشاور دانشگاهمون حرف زدم اما اینبار اون میدونست ندای درون چیه و من همه چیزو براش تعریف کردم؛اونم گفت همینـــــکارشناسی رو بخون ولی برقکاری کن و با درآمدش به علایقت مشغول شو…
منم همه کتابهایی که کل پس اندازم رو بابتش داده بودم به کتابخونه اهدا کردم گفتم بگزار یه نفر لا اقل ازش استفاده میکنه…
اینبار به ندای درونم گوش دادم که میگفت افشین چرا داری به کاری که ازش لذت نمیبری ادامه میدی و داری ادامه تحصیل میدی تو ناخواستت…
گفتم با خودم کارشناسی برق رو تموم کن و ثروتمند شو و با پولش به علایق و تفریحت که بدنسازی و کشتی هست بپرداز؛
خودم رو قانع کردم که اینکار بهتره
با اینکه به این فکر میکردم که تحصیل و کار برقکاری مانع موفقیتم در ورزش هم شده بود چون تا مرز مسابقات قهرمانی استان پیش میرفتم و وقت رفتن به مسابقات کشوری رو تحصیلم ازم گرفته و بود و در ورزش هم در سطح آماتور و مبتدی مونده بودم.
با اینکه ۴ سال از فارق التحصیلی میگذشت و همچنان مشغول برقکاری بودم ولی به هیچ ثروتی نرسیم و باور اینکه شاید در شهرستان در این شاخه از برق کارش کمتره و همش شاخه های برق رو عوض میکردم یبار برق ساختمان یبار دوربین مداربسته یبار برق صنعتی و یبار به الکترونیک مشغول شدم اما هیچوقت ثروتمند و راضی نبودم چون باورام محدود بود…
ولی اینبار دیدم که دارم فقط سرخودم کلاه میزارم چون باورای محدود کننده داشتم که شغلم با علایقم متفاوت هست و همه شاخه های برق رفتم ولی به ثروت نرسیدم چون بهش علاقه قلبی نداشتم هیچ ثروتمند نشدم ی درآمد بخور نمیر داشتم و پس اندازی نداشتم که حتی بتونم هزینه های ازدواج روبپردازم و مجرد مونده بودم بخاطر باورهای اشتباهم…
و حتی کارهایی که کار کرده بودم پولام بیشترش دست مردم بصورت بدهی مونده بود و بهم نمیدادند.
خیلی هم دنبال استخدامی ها میرفتم و حتی در آزمون ها قبول میشدم ولی تو مصاحبه ها مردود میشدم زندگیم به کلی گره خورده بود و مونده بودم توی مشکلاتم…
نشستم خیییلی فکر کردم که خدای من اشکال کار از کجاست من که حلال خورم من که کارم درسته چرا تو منجلاب موندم…
نگو کلا راه رو اشتباه رفتم …
دیدم همش توجهم به ناخواسته هاست و فقط به دیگران گوش دادم و یبار به خودم و ندای درونم گوش ندادم و گفتم کاش همون اول به دلم توجه میکردم،… تا بخودم اومدم دیدم ٣٠ سالم شده؛ عمر گران و سرمایه م که زمان و جوانیم بود صرف ناخواستم و توجه به گفته های دیگران کردم و اصلا به رسالتم توجهی نکردم خیلی از کردم پشیمون بودم که چرا به الهاماتی که از طرف خداوند بهم میشد گوش ندادم چرا چرااااا….
با اینکه شغلم برقکاری شده بود و همه میدنستن مهندس برق شدم ولی باز کنارش ورزش بدنسازی رو ادامه داده بودم با اینکه مدت چند سالی ورزش رو گزاشتم کنار تا اینکه بتونم وقتم رو بزارم رو برقکاری و پول بیشتری بدست بیارم اما به هیچی نرسیده بودم…
خدارو شکر برگشتم سر ورزشم
با اینکه خیلی از خواسته هام دورشده بودم ؛
ولی گفتم همین جا هم جلوی ضرر رو بگیرم بهتر ازینه تا فرق سرم تو باتلاق ناخواسته ها پیش برم…
دیگه بسته من میخوام از ناخواسته هام متولد بشم و وارد دنیای علایقم بشم…
این تولدم خیلی بزرگتر از متولدشدن از مادرم بود چون اینبار خودم میدونم به کجا میرم….
مگه من چند بار زندگی میکنم!؟
میخوام از صفر یا حتی بگم از منفی شروع کنم…
با اینکه همه اطرافیانم با من مخالفن ولی درس و برقکاری رو گذاشتم کنار و الان تصمیم گرفتم همه انرژیم رو بزارم رو علایقم که ورزش بدنسازی و فیتنس هست؛
خانوادم و همه نزدیکان میگفتن چندسال زحمت کشیدی درس خوندی چرا ولش میکنی گفتم این همه به حرف شما گوش دادم آخرم شد این بزارین اینبار به حرف دلمـــــگوش بدم ببینم اینبار به کجا میرسم…
الان دوماه تصمیم بزرگی رو گرفتم و دوره مربیگری بدنسازی رو شرکت کردم و کنارشم همین ورزش رو انجام میدم و دارم هر روز از خودم لذت میبرم شاید هنوز به پول و ثروت و قهرمانی ها نرسیدم؛
اما قهرمان درونم شدم و استایل بدنم خیییلی سریعتر از قبل پیشرفت کرده حتی با اینکه میدونستم تو مسابقات مقام نمیارم پری روز یعنی ١٢ بهمن در مسابقه سطح بالای فیتنس شرکت کردم درسته مقامی بدست نیاوردم اما از خودم راضیم چون میدونم باید دوره تکاملم رو طی کنم.
با اینکه ذهنم اذیتم میکنه و میگه دیره
ولی میدونم این ضرب المثل راست میگه که “هیچ وقت دیر نیست”
از الان شروع میکنم
درونم میگه برای همین کار ساخته شدم با اینکه باشگاهم رو هنوز راه نینداختم و مربیگری نگرفتم ولی به خیلی ها برنامه بدنسازی میدم و و ازم راضی هستن
با همین تجربه کم به خیلیا کمک کردم که حتی از برنامه بهترین مربی ها نتیجه نگرفتن ولی با قلم من که از طرف خدا روی کاغذ جاری میشه بهترین نتیجه ها رو گرفتن…
به خودم قول دادم به بالاترین سطح مربیگری بدنسازی برسم و خودمم تا جایی که میتونم بالاببرم…
به بهترین جا که کشور آمریکاست و مهد بدنسازی دنیاست روزی مهاجرت خواهم کرد…
دوستان عزیزم، خانم شایسته واقعا گفتشون دقیقا با تجربه من یکی هست کاش این حرفا رو اون زمان یکی بود بمن بگه تا این همه دور خودم نچرخم و تشنه لب، دنبال آبی که در کوزه درونم بود نگردم…
پس علایقتون بپردازین تا به همه چی برسین.
وقتی به قول کیمیاگر به افسانه شخصیتون مشغول هستین؛ثروت ،آرامش ، لذت و رضایت درونی و عشق و سعادت، همگی سراغتون میاد
اونوقت هست که به دانه شن بنگری خدا را میبینی.
برای همتون عشق و شادی و ثروت و سعادتمندی در هر دو دنیا رو خواهانم.
شاد وپیروز باشی دوست با صفای من.
داستان هیجان انگیزی داشتی، مثل من،ومثل خیلی ها ،امیدوارم در ورزش به عالیترین درجات برسی.
آقا افشین
چقدررر خوشحال شدم که راهتون رو پیدا کردین . چقدر حس خووبی توی متن تون بود .
آفرین و صد مرحبا به شما آقای عباس پور و مطمعنم شما حتما موفق خواهید شد چون تو راه عشقتون قدم برداشتید و چه سرنوشتی شبیه به من داشتید .با ده سال اختلاف و دو رشته ورزشی متفاوت .منم والیبالم رو بعد از دوازده سال ادامه دادم هر چند کارت مربیگری داشتم ولی ادامه نداده بودم .اما چقدر از نوشته شما انرژی گرفتم و ت این راه محکم تر قدم بردارید که راه مال شما هم هست و ثروتی که در این راه هست مال شما هم هست ولو بیشتر از همه .اونهم بستگی به باور خودتون داره و با نوشته ایی که از شما خوندم و اراده ایی که از شما دیدم صد در صد همینطور خواهد بود
آفرین و صد مرحبا به شما آقای عباس پور و مطمعنم شما حتما موفق خواهید شد چون تو راه عشقتون قدم برداشتید و چه سرنوشتی شبیه به من داشتید .با ده سال اختلاف و دو رشته ورزشی متفاوت .منم والیبالم رو بعد از دوازده سال ادامه دادم هر چند کارت مربیگری داشتم ولی ادامه نداده بودم .اما چقدر از نوشته شما انرژی گرفتم و ت این راه محکم تر قدم بردارید که راه مال شما هم هست و ثروتی که در این راه هست مال شما هم هست ولو بیشتر از همه .اونهم بستگی به باور خودتون داره و با نوشته ایی که از شما خوندم و اراده ایی که از شما دیدم صد در صد همینطور خواهد بود م
سلام
واقعا کار خوبی کردید منم مربی ورزش هستم و از این لحاظ خوشحالم منم کارم اداری بود 12 سال ادرای کار کرده بود واقعا ان کار را دوست نداشتم با اینکه یکسال فکر کردم ولی در این رشته امدم کم کم شروع کردم و الان بعد از سالها راضیم رشته درسی ام هم اصلا به کارم ربطی نداره ولی خیلی خیلی راضیم من این کار را دوست دارم وقتی ورزش می کنم و یادمی دهم هیچی نمی فهمم یک دفعه می بینم ساعت فلان است و باید دست از کار بکشم. خیلی خیلی براتون خوشحالم منم اصلا پشیمون نیستم دنبال کاری رفتم که دلم می خواست و عاشقش بودم.
در پناه خداوند الشاکر
باسلام چقدرتجربه ی شما عالی وپرازپند بود امیدوارم به خواسته ی قلبیتون برسیدوخواهیدرسید???
سلام اقای افشین عباس پور.احسنت به شما واقعا کامنتتون عالی بود خیلی لذت بردم.من الان ۱۷سالمه منم خیلی به رشته بدنسازی علاقه دارم و میخوام این هدف رو تا آخر عمرم ادامه بدم.منم خیلی ذهنم در گیر بود که چیکار کنم برای ایندم .ازطرفی پدرم خیلی اصرار داره که من درس بخونم ولی من خودم میدونم که اگر به آرامش و شوق ذوقی که در طی این مسیر دارم گوش نکنم ور حرکت نکنم در آینده خودم رو سرکوفت میدم.ولی چند روزی هست که با قدرت تصمیمم رو گرفتم و فقط میخوام توی مسیر علایقم که بدنسازی هست حرکت کنم.و میدونم که اگر باور های ثروت سازم رو درست بکنم من میتونم از این ورزش پول نه بلکه ثروت بسازم. خدارو شکر میکنم که من رو با سایت عباس منش آشنا کرد.???آقا افشین تبریک میگم بهتون این راه رو ادامه بدین که درست ترین راهه??????????</p>
دوست عزیز افرین که تونستید موفق بشید بهتون تبریک می گم
به نام خدای عشق وعزت
سلام آقای عباس پور دوست الهی من
خیلی از خواندن تجربیاتتون لذت بردم عالی بود . از اینکه با اراده و بالاخره توجه به ندای درونتون دنبال عشق وعلاقتون رفتین خیلی خوشحالم .آفرین به این عزت نفس و ارزشمندی .
براتون همواره عشق وارامش ولذت وثروتی بی انتها از رب العالمینم آرزو دارم .شاااد باشید با لبخند ??
سپاس از همه دوستان عزیز
سپاسگزارم که به من قوت قلب و انرژی میدین تا هر روز بیشتر از پیش با اراده و اشتیاق پیش بروم??
سلام به شما دوست عزیز خیلی دیدگاهتون عالی بود و واقعا لذت بردم و الان با خوندن دیدگاه شما خدا به من یک چیزی را یاد اوری کرد که خیلی بهم لطف کرد که من را به این راه هدایت کرده در همین سنم من امیدوارم با همین قوت پایبند باشید و جلو برید و مطمئن باشید که خدا به همه ی ما کمک میکنه که به خواسته هایمان برسیم در پناه الله یکتا ??
سلام دوست خوبم.من کمتر شده یه متن رو تا آخر بخونم ولی برای شما رو خوندم چون برام جذاب بود تقریبا کارایی که خودم کردم به یه شکل دیگه بود انشاله موفق باشی
سلام دوست من بسیار لذت بردم از این متن زیبا که نوشتی….اصلا این متن یه حس خاصی داشت انگار زمینی نبود از یه عالم دیگه گفته شده…..امیدوارم به تمام انتخاب هات برسی مربی………..
سلام بر شما خانم طیبه عزیز
سپاس گزارم به امید خداوند بتونم به الهامات درونم جامه عمل بپوشونم.
شماهم عشق و سلامتی و ثروت و سعادت نثارتون باد.
سلام پهلوان
چقدر حس عالی هست وقتی احساس میکنی در مسیر درست هستی و داری با چیزی که در وجودت میجوشه هم راستا میشی و جلو میری
امیدوارم تا لحظه ای که در این دنیا زنده هستیم این مسیر تنها مسیر زندگی ما باشد .
سلام روز وعاقبتتون بخیر این مساله منم هست چندین ساله که دور خودم میچرخم همش دنبال رفع خرج ومخارج زندگی باکار بی علاقه وسخت بودم بکمی از خواسته هام رسیدم اما دیگه بریدم نمیدونم ب چی علاقه دارم چکار کنم وخسته ام انقد که شهود هدایتم کردو توجه نکردم همش حرف دیگران را گوش کردم چطور میتونم بفهمم
سلام
آفرین . این بهترین انتخاب تمام عمرت تاکنون هست. قدرتمندانه و با توکل به خداوند ادامه بدهید. فقط خدا را بپرستید و فقط از او در هر کاری کمک بخواهید. ایمان داشته باشید که کمکتان میکند. برای تقویت ایمان از نماز و صبر کمک بگیرید. آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
سلام “فصل آرام” عزیز
با دیدن تضاد ها و چیز هایی که نمیخواهید پی به خاسته هاتون میبرید…
ببینید در چه کاری گذر زمان براتون مشخص نیست و حاضری بدون غذا خوردن و حتی آشامیدن بهش بپردازی بدون اینکه متوجه گرسنگی و تشنگی شوی…
چنین حالتی در پرداختن بکاری برات پیش اومد اون کار عشق بهش بپرداز حتی اگر فکر میکنی هیچ درآمدی نداره
باوراتو درست کن و باهاش به همه چی برس.
موفق باشید.
سلام به آقا/خانم فصل آرام وقتتون بخیر
بهتره این مسئله در بخش های مختلف سایت سرچ کنید و ببینید سوالات مشابه سوال شما هست که دوستان جواب داده باشند یا خیر در غیر اینصورت میتونید یک سوال جدید ایجاد کنید و از نظرات دوستان که در این سایت به نتایج فوق العاده رسیدن و تجارب ارزشمندی دارند استفاده کنید
سلام به همسفر خوب و موفق خواستن توانستن است. و اتفاق ها همین طور که استاد به همه ی ما گفت در بهترین زمان رخ می دهد خدا را شکر که توانستی خودت را پیدا کنی که
به چه چیزی یا هنری یا کاری علاقه مند هستی موفق پیروز سر بلند باشی ??
سلام
خدا رو شاکرم که داستان زندگی من بدای شما تاثیر گزار بوده
و شکر خدا من دیروز باشگاه بدنسازی رو بصورت درصدی در اختیار گرفتم تا تکاملم رو طی کنم و به مرحله ای برسم که باشگاه شخصی خودمو راه بیاندازم…
سپاس از همه شما دوستان عزیز
زهرا سلیمانی ، سعید کیان و سایر دوستان ب ای همتون آرزوی موفقیت و شادی و ثروت و سعادت رو دارم.
در پناه حق باشید.
افشین عزیز فوق العاده کامنت تاثیر گزاری بود، برای من الگویی شدین که در مسیر درست حرکت کنم و کارهای که دوست دارم و بهش علاقه دارم رو ادامه بدم و نرم سراغ کار و فعالیتی که بعد از انجامش حسرت بخورم چرا کاری که دوست داشتم و تجاربی که دوست داشتم بدست بیارم رو شروع نکردم و ادامه ندادم. حتی اگر پولی از انجام کاری که بهش علاقه دارم بدست نیارم مهم نیست! چون پیش خودم راضی هستم که کاری که دوست داشتم رو انجام دادم. حتی اگر موضوعات مالی بهم فشار وارد کنه هم بازم مشکلی نیست چون آگاهی هایی که استاد عباس منش در این وبسایت گذاشته راهنمایی برای ما هست که با استفاده از اونها میتونیم مسئله مالی رو هم حل کنیم و چون استاد عباس منش تونسته ما هم میتونیم. واقعا استاد الگوی خیلی خوبی برای ما هست. ایشون موقعی به خاطر کار مورد علاقشون ۷۰ میلیون تومان بدهکار شدن چون قوانین ثروت رو نمیدونستن بعد در اون شرایط میان و قوانین ثروت رو از دل تضادها بیرون میکشن و از همون فعالیت مورد علاقشون که بدهکارشون کرده بود ثروت خلق میکنن یعنی از همون حوزه ی آموزش (برگزاری دوره تندخوانی) و بعدش که قانون براشون واضح تر میشه از همون دوره هایی که قبلا هم برگزار میکردن ثروت میسازن. خب واقعا علت چیه؟ چرا استاد عباس منش با انجام دوره هایی که دوستشون داشت بدهکار شد و در ادامه با تغییر باورهای پول و ثروتشون از همون کار ثروت ساخت؟ کار که همون کاره، افرادی هم همین الان هستن که در همین حوزه اصلا وضعیت مالی خوبی ندارن، پس موضوع فقط موضوع باورهاست. ما باید کاری که حالمون رو خوب میکنه و از شدت علاقه نمیتونیم انجامش ندیم رو پیگیری کنیم و از این نجوای شیطان که میگه این کاری که بهش علاقه داری به درد نمیخوره و نتیجه آفرین نیست و عمرت رو هدر میدی و اگه نشد چی و .. رو با منطق و الگوهایی که من میخوام در کامنت بعدیم در همین صفحه به اشتراک بگذارم ساکت کنیم و بعد همزمان که داریم به کار مورد علاقمون میپردازیم بیایم و روی باورهای ثروت آفرین که در این سایت هست کار کنیم و خود به خود همانطوری که استاد عباس منش تونسته ثروت خلق کنه ما هم ثروت رو خلق میکنیم. یعنی میایم ذهنمون رو ثروتمند میکنیم و مسیر کنترل ذهن رو ادامه میدیم و همزمان در کاری که بهش علاقه داریم آموزه هامون رو متمرکز میکنیم و ترکیب این دوتا میشه آزادی زمانی، مکانی و مالی. تنها موضوع تعهد به ادامه دادن این شیوه هست که نتیجش تبدیل شدن به ناخودآگاه نگاه کردن بر اساس باورهای جدیده و معیار صحیح کار کردن روی باورها هم اینه که آیا برای کار کردن روی باورها به اندازه یادگیری زبان انگلیسی وقتی زبان انگلیسی رو بلد نیستی زمان و انرژی گذاشتی؟ آیا به اندازه ای که زبان انگلیسی رو راحت صحبت کنی و هر کتاب غیر تخصصی رو بتونی بخونی زمان و انرژی گذاشتی؟ آیا مثل استاد عباس منش که میگه من به اندازه یادگیری ۱۰ تا زبان اصلی دنیا روی باورهام کار کردم، زمان و انرژی گذاشتیم؟ آیا مثل یادگیری یک مکالمه زبان که ۲۰۰ بار هر فایل مکالمه رو گوش میدیم تا حفظ و درکش کنیم زمان گذاشتیم؟ آیا به اندازه تبدیل شدن به فوتبالیست حرفه ای مثل علی دایی و مهدی مهدوی کیا یا جواد نکونم زمان و انرژی برای تغییر باورهامون گذاشتیم؟ و اگر پاسخ منفی هست باید بیشتر روی مسیر باورسازی کار کنیم و مانع ها رو شناسایی کنیم و برداریم چون استاد عباس منش و دوستان دیگه مثل رضا عطار روشن، مایکل رضایی، علی شیرازی و افرادی که در فایل «یک کتاب مرجع از الگوهای موفق» وجود دارند از همین مسیر نتایج عالی گرفتند پس همین الگوها نشون میده میشود و نتایج از نظر خودمون کوچکی که از همین مسیر گرفتیم تا به حال و اتفاقات و ورق هایی که تو زندگیمون بعد از استفاده از این آگاهی ها کامل برگشته نشون میده این مسیر درسته و ما باید بیشتر کار کنیم و روی همین مسیر سرمایه گذاری کنیم.
سلام محمد عزیز
احسنت بشما که به نشانه ها توجه میکنید و راه و روش منو بعنوان الگو قرار میدهید چونکه خداوند همراه کسانیست که به خودشون جرأت تغییر میدهند شماهم به علایقتون بپردازید چون در هدف گزاری علاوه بر باور دست نیاز هست در مسیر علایقت قدم برداری و شغلت همون کاری باشه که ازش لذت میبری و گذر زمان رو احساس نمیکنی…
موفق و سعادتمند باشید.
سلام رفیقم . من هم دقیقا با تو همدردم منم دنبال علاقم که تربیت بدنی بود نرفتم و برق رو انتخاب کردم . دمت گرم داداشی برو جلو اصلنم دیر نیست . موفق باشی …..
سلام
جناب عباسپور براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.داستانتون منو جذب کرد و بهتون تبریک میگم ک بلاخره ب ندای قلبتون توجه کردین و واقعا این عشق و علاقه ب کار و هدفه ک ادمو ب پیش میبره و معنی زندگی واقعیو ب آدم میچشونه .
سپاس بی کران از رب العالمین که من رو با استاد عباسمنشِ نازنین و این سایت آشنا کرد.
سلام ، اقای عباس پور . فک نمی کردم اما وقتی نظرتون رو خوندم و به اخرش رسیدم دیدم که دارم از خوشحالی گریه میکنم . من واقعا نیاز به شنیدن این حرف ها داشتم . درسته که شما زمان زیادی رو صرف ناخواسته کردین ولی با نوشتن این نظر به کسایی مثل من که بیست سالشون هم نشده چیز های زیادی رو یاد دادین . و حالا خیلی ها دیگه این اشتباه رو تکرار نمی کنن .
براتون ارزوی موفقیت و ثروت بی نهایت رو دارم .
چقدر خاطره ای که تعریف کردید به زندگی من شباهت دارد. امیدوارم در تک تک لحظات زندگیتان موفق باشید و پر انرژی
سلام و درود به شما عباسمنشی عزیز
سلام افشین عباسپور عزیز
واقعا از این دیدگاه شما لذت بردم. من هنوز مقاله این قسمت رو نخوندم و چند خط ابتدای متن شما و روند شما رو خوندم و تا انتها خوندم و لذت بردم و همش بهت میگفتم دمت گرم دمت گرم…
چقدر خوب برامون این مسیری که طی کردی رو نوشتی و چه ردپای زیبایی از خودت بجا گذاشتی.
من رشته دانشگاهی ام رو بر اساس علاقه ام انتخاب کردم. من زمین شناسی خوندم. اما به نجوم از دوران راهنمایی دوست داشتم به فضانورد شدن و کشف کردن…
چند روزی هست که سرکارم نرفتم و به الهام درونم گوش دادم که کتاب بنویسم در زمینه علاقه ام.
اما امروز خیلی نجوا شک ها منو محاصره کردن.نکنه باید برگردم سرکارم این که الان پولی ب من نمیده و ….امروز صبح همسرم گفت خوابی دیده و وسایل مون رو فروختیم رفتیم یک شهر دیگه…گفتم خب بریم.نمیدونم چرا اینقدر دوست دارم برم. اما باز با خودم گفتم خب من باهاش برم اون برای کار میره هدف داره من چی… اینجوری هزینه هامون اضافه میشه.
اما الان یک چیزی ب من میگه فهیمه تو علاقه ات پژوهش کردن و کشف کردنه و تحقیق کردن حالا نجوم یکی از اون موضوعات شگفت انگیز برای تو هست…یکی میگه برین ببینین چی میشه خدا هست. اما نجواها منو گرفته…..باید برم در دفترمم بنویسم….ممنون دیدگاه و این مسیری که از شما دیدم یک شعله ی دیگه ایی در من ایجاد کرد.
کتاب کیمیاگر رو منم دارم و اتفاقا امسال خوندم چقدر عالی گفتی جمله کتاب رو…
کیمیاگر: وقتی به افسانه شخصیتون مشغول هستین؛ثروت ،آرامش سراغ تون میاد.
واقعا برام خیلی قابل تحسین تون هستین. منتظر دیدن و شنیدن مسیرهای پیشرفت شما هستم. صمیمانه برای شما از خداوند آرزوی پیشرفت های درونی و بیرونی دارم.
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
سلام زیگورات عزیز بدون تعصب بگم در هر شغلی ثر ت وجود داره شما قدم اولتو بردار مابقی بهت نمایان میشه.
اصلا چرا نمیری دنبال فیزیک کوانتوم و قانون مدارها و هر ایده ای که به ذهنت خطور میکنه رو برو دنبالش.
ایمانتو قوی کن مهاجرت خودش ایمان میخواد برو دنبال افسانه شخصیت
سلام افشین عزیز
اتفاقا الان ما در مرحله عملی کردن یک تصمیم بزرگ و جسورانه هستیم.
قصد فروش کل وسایل خونه و حرکت به سمت تهران برای مهاجرت داریم.
به امید خدای هدایتگر و مهربان میخوام با تمرکز روی علایقم متمرکز باشم.
خوشحال میشم اگر ایده و نظری داری برام در قسمتی که سوال پرسیدم بنویسی.واقعا به همفکری ها و یادآوری های خوب نیاز دارم.
ممنون از شما دوست عزیز که برام نوشتی🙏🌹
https://elmeservat.com/fa/aghlekol-question/مهاجرت-و-فروش-لوازم-خانه-و-پرداخت-بدهی-ه/#answer-1049929
خدایا کمک کن تا باورهای عالی رو تقویت کنم و توکل و ایمانم رو بهت بیشتر و بیشتر کنم.
سلام به دوست عزیزم افشین جان …خیلی خوشحالم که راهتو پیدا کردی و به ندای درونیت عمل کردی بدون هیچ شکی تو این مسیر موفق میشی و به خواسته های قلبیت میرسی…من هم تا یکسال پیش همین شرایط شمارو داشتم و چند بار دشاخه به شاخه شدم تا اینکه اینبار به ندای درونی ام که مدام میگفت مجیددددددد بسه دیگه مگه تو عاشق گل و گیاه نیستی؟ خب چرا هی داری به ناهخواسته ها میری…
خلاصه بگم الان هشت ماهه وارد شغل گل و گیاه شدم و برای خودم مغازه گلفروشی زدم و واقعا با عشق و علاقه دارم کارمیکنم و از کارم لذت میبرم…و ازهمه مهم تر تو این مدت رشدخیلی خوبی داشتم الببته با تکامل…اولین ماه درآمد خالصم 2/5میلیون بود… ماه بعدش 3/5 بعد4 و الان ماهی6میلیون و مطمئنم ماه های آینده به مراتب صعودی بالاتر خواهم داشت…
واقعا خوشحالم که به ندای درونم گوش کردم و به همه دوستان عباسمنشی ام میخوام بگم برید دنبال کاری ک واقعا عاشقشید…منظورم عشق و علاقه صد درصده
درپناه الله یکتا شاد. سلامت و ثروتمند باشید
سلام و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان .
چقدر دوست دارم بدونم بعد از٣ سال اقای عباس پور تو چه شرایطی هستند و چقدرررر شرایطشون مشابه شرایط حال من هست . تربیت بدنی که نذاشتن بخاطر بحث مالی انتخاب کنم و والیبالی که به خاطر درسم رها کردم و رشته مهندسی در ادامه پیش رفتم و مدرک کارشناسی و البته اینبار دیگه خودم ادامه ندادم و مشغول کار شدم از فروشندگی که ماهی ٢٠٠ دریافت میکردم فقط تا به الان که چند شغل رو امتحان کردم و هر کدوم رو با سخت کوشی ادامه میدادم و کوچکترین کاستی نداشتم براش . اما هیچوقت راضی نبودم هیچوقت. اینبار علاقمو فراموش کرده بودم و فقط ب دنبال استقلال مالی بودم ک بهش رسیدم.اما اما اما دیگ دنبال آزادی مالی ام ولی به هر دری میزنم نمیشه .قطعا هنوز باور های محدود کننده دارم و خیلی مدت هست بفکر ورزش و علاقم افتادم و چقدر مثل ایشون فک میکنم دیره برام . ٢٥ سالمه اما باز خودمو دلداری میدم من میدونم بدنسازی رو تو سخت ترین شرایط میتونم ادامه بدم چون از ته دلم دوسش دارم اما در حال حاضر هیچ سرمایه ای ندارم هیچ و سعی میکنم از کارم پول دربیارم تا برسم به ورزشم اما روز به روز افت میکنم . فقط منتظر یه راهم که بهم نشون بده خدا چون خیلی امیدوارم بهش و جز اون هیشکی کمکم نمیکنه … چه باور هایی رو باید تو این زمینه بسازم چون خیلی شرایطم مشابه شما افرادی ک هستین اینجاهست ? بی صبرانه منتظر راهنمایی هاتون هستم . یا حق
سلام خانوم شما تازه بیست و پنج سالته خود استاد میگه من تا بیست و پنج سالگی اصلا نمیدونستم به چی علاقه دارم شما که یه پله جلوتری سنی نداری سعی کن در مرحله اول فقط بری باشگاه سرگذشت آرنولد رو بخون خیلی خوبه براتون یه پسر اتریشی که به تنهایی کار میکنه و تمرکزش مستر المپیا بوده و نوع تفکرش خیلی کمکتون میکنه .
چقدر عالی صحبت کردی واقعا لذت یردم ❤❤❤مطمئنم در مسیر علاقه ات پیشرفت میکنی خیلی زود فقط باید صبر کنی تکامل و بعدش تصاعد برات رخ بده پس صبور باش بزار خداوند و جهان هستی کهر خودش رو برات انجام بده
درود بر شما.با حرفهایی که از دل تجربه بیرون اومده و چراغ راه خیلیا خواهد بود که البته با ایمان ندای درونشونو گوش بدن و البته چراغی بزرگتر برای تو که در دل بیراهه ی بی علاقگی تونستی از پس نجواهای ذهنت بالاخره بر بیای و این خودش یعنی موفقیت
که ادامه خواهد داشت همراه با باورهای عالی ثروت ساز
تویی که از یه رشته بدون علاقه اینقد تونستی به هر طریقی که شده موفق بشی تا یجاهایی
دیگه الان توی رشته مورد علاقت غوغااااا بپا میکنی
شاد و سربلند باشی در پناه الله همه چیز تمام
آفرین، تحسینت میکنم افشین…. با اینکه خیلی از مسیر رو اشتباه رفتی، تصمیمی گرفتی که واقعا هر کسی عرضه اش رو نداره… کسی که سال ها توی یه رشته(مهندسی برق) کار کرده، بعد یهو همه چیز رو ول میکنه میگه من میخوام به علاقه ام بپردازم…
یه جای صحبت هات گفتی ذهنم اذیتم میکنه میگه : دیگه دیر شده…
اصلا دیر نیست، تو تویِ این سالهایی که از ورزش دور بودی یه عطشی درونت ایجاد شده که سرعت رشدت چندین برابر کسی است که از همون اول وارد ورزش شده(چون تو دردِ فراق رو کشیدی، حالا که بهش رسیدی دیگه خودِ انجام ورزش بزرگترین پاداشه برات، چه برسه که پاداش های دیگه(مثل ثروت) هم دیگه بیاد…
ببخشید که شاید جمله بندی ام خیلی خوب نیست، هرچیزی جاری شد برات نوشتم و دوست ندارم برگردم از اول ویرایشش کنم…
موفق باشی همیشه
سلام به افشین عزیز
من بسیار لذت برم از کلام شما ، و انگیزه ای شد برای من برای ادامه دادن به آنچه که میخواهم
امید وارم هرکجا که هستید موفق باشید
افشین عزیز سلام
امیدوارم هر کجا که هستی عالی و موفق باشی
از کامنت عالیت الان ۴ سال گذشته و خدا میدونه وقتی دنبال علاقه خودت رفتی و تصمیم بزرگی تو زندگیت گرفتی چقدر تغییر های بزرگی تو زندگیت باید افتاده باشه
عالی بود پسر
هر روز که میگذره دارم بیشتر درک میکنم این قانون زیبای خداوندو
همین چند دقیقه پیش داشتم با خدا صحبت میکردم که هدایتم کن دوباره و باهام صحبت کن و بهم نشونه بده تا تصمیم درستی بگیرم
هنوز چند دقیقه نگذشت که یه ندایی بهم گفت بیا عقل کل سرچ کن پیدا کردن شغل مورد علاقه
با اینکه من چند بار سرچ کردم و کامنت هارو خوندم ولی بازم گفتم اشکالی نداره بزار یه بار دیگه سرچ کن و خدا بازم هدایتم کرد و رسیدم به این مقاله زیبا و کامنت های عالی دوستان
هر کجا که هستی موفق باشی
داستان زندگیت رو خیلی قشنگ توضیح دادی،دوست عزیزم
مثل یک سناریو بود که هر لحظه خودمو جای تو حس کردم،ومثل فیلم ها دوس داشتم تهش برگردی سراغ ورزش وخدارشکر که پایان این داستان خیلی زیبا بود
با تمام وجودم تحسینت میکنم که رفتی سراغ عشقت