چکار کنم که از حسادت به خاطر موفقیت‌های دیگران دست بردارم؟ - صفحه 3

دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگیچکار کنم که از حسادت به خاطر موفقیت‌های دیگران دست بردارم؟
12

حسادت نمود یک بیماری ذهنی است. نمود ذهنی که با حداقل با دو باور «کمبود” و نیز “نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت” برنامه ریزی شده است. منظورم این است که‌، یکی از نشانه‌های وجود این دو باور‌، به صورت «حسادت» بروز می‌کند.
اگر زمانی که فردی‌، فرد دیگری را مورد تعریف و تمجید قرار می‌دهد‌ حسادت می‌ورزی‌، نشانه‌ای است که می‌گوید:
تو هم درگیر این دور باور محدود کننده ای هستی که «حسادت» فقط یکی از نمودهای این دو باور است.
اگر هنگام تعریف کردن یک فرد از موفقیت های خودش یا دوستانش‌، نگران می‌شوی که نکند این فرد از تونایی‌های تو خبر ندارد یا دوست داری آن مکالمه را قطع و از موفقیت‌های خودت صحبت کنی‌ یا ثابت کنی که خودت از آن فرد تحسین شده‌، سزاوارتر هستی‌، نشانه‌ی واضح باور کمبود و باور عدم لیاقت است.
می‌خواهم بگویم این دو باور‌، یعنی «باور کمبود و باور احساس عدم لیاقت»‌، یدی طول و دراز در تمام ابعاد وجودمان دارند و به نوعی در تمام جنبه‌های زندگی‌مان سرک کشیده‌اند و همه جا ریشه دوانده‌اند.
فردی که حسادت می‌ورزد، باور دارد که به اندازه کافی ارزشمند و توانا نیست. فردی که حسادت می‌ورزد، باورش این است که موفقیت، ثروت و هرچیزی که بشود آن را ارزش نامید، در جهان به مقدارمحدودی وجود دارد و فقط می‌تواند در اختیار افراد معدودی قرار بگیرد.
به همین دلیل وقتی می‌بیند فردی زودتر از او به موفقیتی رسیده که او هنوز ندارد، حسادت می‌ورزد چون احساس عقب ماندن از قافله‌ و احساس از دست دادن فرصت‌ها را دارد.
یعنی مسابقه‌ای همیشگی در ذهنش برپاست که وقت این مسابقه و امکان برنده شدن در آن بسیار محدود است تمام شده و آن افراد زودتر از او همه چیز را کسب کرده‌‌اند یا در حال برداشتن نتایجی هستند که اگر آن افراد نبودند‌، تمام این نتایج می‌توانست متعلق به او باشد.
طبق این قانون‌، وقتی کانون تمرکز بر کمبود است‌، وقتی بر از دست دادن و «از قافله نتایج عقب ماندن» متمرکز شده‌ای‌، نتیجه قطعاً تجربه محدودیت بیشتر و ورود کمبودها و محدودیت‌های بیشتر به زندگی است. ناکامی‌هایی که نهایتاً تو را سرخورده و ناتوان از دستیابی به هر موفقیتی در زندگی‌ات می‌سازد.
چنین مسابقه‌ای وجود ندارد. این مسابقه‌ی یک نفره‌ای است که ذهنت با تو راه انداخته و فرصت لذت بردن از لحظات را از تو ربوده است.
در کنار باور محدود کننده “کمبود”، موضوع کمبود عزت نفس نیز به این ماجرا دامن می زند.
وقتی فردی از موفقیت‌هایش صحبت می‌کند، یا وقتی فردی از فرد دیگری تعریف می‌کند، این کار شما را ناراحت و عصبی می‌کند و در یک کلام، احساس بدی در شما بوجود می‌آورد، دلیلش «کمبود عزت نفس» است.
شما ناراحت می‌شوی زیرا سریعاً او را با خودت مقایسه می‌کنی و از آنجا که هنوز آن موفقیت‌ها را نداری، به شدت حسادت می‌ورزی
از یک طرف به خاطر کمبود عزت نفس، از دیدن توانایی‌های خودت ناتوانی. تصورت این است که همه افراد، بهتر از شما هستند. شروع به قضاوت خودت می‌نمایی و ناتوانی‌ات را سرزنش و شماتت می‌کنی‌ و به احساس یاس می‌رسی.
از طرف دیگر به خاطر باور کمبود‌، از دست افرادی که موفقیت کسب نموده‌اند عصبانی می‌شوی زیرا فکر می‌کنی دلیل ناتوانی تو از دستیابی به آن موفقیت‌ها‌، توانا بودن آنهاست. احساس می‌کنی دلیل اینکه به آن موفقیت‌ها دست نیافتی به این دلیل است که آن افراد آن با کسب آن موفقیت‌ها فرصت و شانس تو را کمتر کردند. در نتیجه احساس عقب ماندن از قافله و بی ارزش بودن در برابر آن فرد موفق می‌کنی.
حتی گاهی این ماجرا تا آنجا ادامه می‌یابد که افراد به جای آنکه بر خواسته‌های خود تمرکز کنند، تمرکزشان بر این است که چطور مانع موفقیت دیگران شوند. آنوقت برای نابود کردن رقبا کمپین به راه می‌اندازند. به جای ایده‌پردازی برای خواسته‌های خود‌، کارهای رقبا را رصد می‌کنند و برای بی اعتبار کردن آن افراد موفق‌، زمان و انر‌ژ‌‌ی می‌گذراند و به این طریق از مسیر خواسته‌هاشان گمراه و وارد حلقه معیوب ناخواسته‌های تمام ‌نشدنی می‌گردند.
باور محدود کننده “نداشتن احساس لیاقت و کمبود عزت نفس و کمبود فرصت و نعمت”، همیشه مثل یک دشمن تا دندان مسلح، در گوشه‌ی ذهن ات به انتظار نشسته تا به محض کوچکترین روزنه‌ای، وارد ماجرا شود و با نجواهایش آنچنان تو را تخریب و توانمندی‌هایت را در نظرت ناچیز تلقی نماید، که دیگر نتوانی باور کنی که تو نیز قادر به داشتن آن موفقیت‌ها هستی!!
به همین دلیل در لحظه‌ای که از موفقیت فردی با خبر می‌شوی، نه تنها خوشحال نمی‌شوی، بلکه از دست آن فرد عصبانی هم می‌شوی چون خود را ناتوان پنداشته‌ای.
در واقع‌، برای ساختن باور قدرتمندکننده فراوانی و احساس لیاقت و حذف آن نگاه محدودکننده حسادت و کمبود‌، باید یک اهرم رنج و لذت در ذهنت طراحی کنی تا بتوانی کم کم ریشه‌های حسادت را در وجودت قطع و سپس به صورت کامل ریشه کن نمایی. یعنی یک جهاد اکبر لازم است. جهادی که اولین قدمش از این نگاه شروع می‌شود:
اگر این موضوع را باور کنی که تو همواره درخواست‌هایت را به جهان با فرکانس‌هایت عرضه می‌کنی و جهان همواره یک گوش شنوا برای تک تک فرکانس‌هایی است که ارسال می‌کنی‌، یعنی این روند را بدانی که:
«هر بار که حسادت می‌ورزی»، به جهان درخواست کمبود بیشتر را می‌دهی و جهان نیز قطعاً تو را به مسیری می‌برد تا کمبود بیشتری را تجربه کنی و «هر بار که موفقیت یک فرد را تحسین می‌کنی»، به جهان درخواست داشتن آن موفقیت را ارسال می‌کنی و جهان نیز قطعاً تو را به مسیر آن موفقیت هدایت می‌کند و آن جنس از موفقیت را نصیب تو نیز می‌کند، آنوقت دیگر فکر حسادت کردن هم‌، به سرت نخواهد زد چه برسد به آنکه وارد این وادی شوی.
اما زمانی می‌توانی این موضوع را عملی کنی که باور کنی تمام اتفاقات زندگی تو‌، حتی آنها که مرتباً درباره‌شان گله و شکایت داری‌‌، بازتاب فرکانس‌هایی است که خودت به جهان فرستاده‌ای.
اینکه باور کنی هر فکر که بر آن متمرکز می‌شوی و هر احساسی که تجربه می‌کنی‌، نمونه بارز یک فرکانس است که به جهان ارسال شده و قطعاً به زندگی‌ات بازتابیده می‌شود‌،‌ آنوقت مسئولیت فرکانس‌هایت را می‌پذیری و با هیچ دلیل و منطقی جرأت تمرکز بر ناخواسته‌ها و ماندن در احساس بد را نداری.
و متعهد می‌شوی تا جهادی اکبر برای ساختن باورهایی چون: باور فراوانی، احساس لیاقت و نیز عزت نفس را در خود ایجاد کنی تا این باورها، در چنین لحظاتی تو را قادر به غلبه بر نجواهای ذهنت نمایند، به گونه‌ای که از دیدن موفقیت افراد، خوشحال شوی و حتی بتوانی آنها را آگاهانه تحسین کنی و شنیدن آنها را نشانه‌ای بدانی از حضورت در مدار آن موفقیت‌ها و آنها را سندی بدانی بر فراوانی نعمت‌ها و فرصت‌ها.
به نظرم دو دوره عزت و نفس و روانشناسی ثروت۱ در کنار هم برای عملی نمودن این جهاد اکبر برای ساختن باورهای قدرتمندکننده باور فراوانی و باور احساس لیاقت‌، ترکیبی جادویی است.
وقتی تصمیم می‌گیری با انجام تمرینات این دوره‌ها، در صدد ایجاد این باورها در درونت بر آیی، آنوقت است که تحسین کردن افراد، ویژگی طبیعی‌ات می‌شود . سپس همان موفقیت‌ها نیز وارد زندگی‌ات می‌ شود و جزئی از تجربه زندگی‌ات می‌شود و در ادامه نتیجه‌های عالی‌ای که این رفتار و این نگرش و این باورها وارد زندگی‌ات می‌کند، بزرگ‌ترین انگیزه برای تحسین کردن افراد می‌شود و بزرگترین انگیزه برای دوری از حسادت ورزیدن می‌گردد.
گروه تحقیقاتی عباس‌منش

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
6

سلام به استاد عزیزم و گروه تحقیقاتی عباسمنش؛
اگر انسان به این حقیقت باور داشته باشد که در جهان فراوانی وجود دارد و هنگامی که چیزی را که میخواهد از طریق نوشتن یا گوش دادن یا تجسم کردن آن چیز در آن مدار قرار میگیرد و به آن ایمان و باور داشته باشد و همواره با خودش تکرار کند که من آهنربای جذب ثروت و فراوانی هستم ،در اینصورت به آنچه که میخواهد میرسد،پس همین که انسان باور کند فراوانی در جهان وجود دارد و در صورتی که باور داشته باشد این فراوانی حق اوست و حق همه ی انسان های روی زمین و در صورتی که کسی به خاطر باور فراوانی اش به جایی رسید هیچ حقی از او ضایع نمیگردد در صورتی که روی باورهای فراوانی خودش کار کند،حسادت کلا معنای خودش را از دست میدهد و هر کس بر معنای باور و فرکانسی که در آن قرار دارد ثروت و فراوانی وارد زندگیش میکند.


2

سلام به استاد و دوستان عزیز
حسادت نقطه مقابل خیرخواهی برای دیگران است اگر آنرا بعنوان جزئی از وجودت بپذیری که من حسود هستم مرحله اول مسیر را طی کردن ای, قطعا رهایی از حسادت بطور کامل به راحتی سخت به نظر آید ولی قوانین رنج و لذتی رو پیاده کنی مرحله دوم را طی کردن ای.


2

سلام درود خدمت شما دوستان واستاد عباسمنش عزیز

ابتدا از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم بابت این متن زیباشون که سراسر آگاهی و باور درون من زنده کرد
بعدش میخوام از باورمخرب حسادت خودم بگم این باور من سالها ی سال درمن ریشه داره وتکامل میبره باسه ریشه کردنش به همین خاطر تصمیم گرفتم تا با ایجاد کردن باور درست دردرون خودم ومرکز کردن رویه نعمت هایی که خداوند دردرون زندگیم قرار داده وهمچنین تحسین کردن موفقیت ودستاوردهای دیگران بااین باور که نعمت های خداوند بی نهایته وهرروز وارد زندگیم میشه بتونم این باور ریشه کن کنم.
واین کاریه که تا ابد باید انجام داد چون این باور ریشه اصلیش از کمبود میاد وبه همین خاطر با یکسال دوسال نمیشه ریشه کن کرد این باور چون این باورند های ما پدرانموم جامعه و غیره…به ما تلقین کردند‍♂️.


18

درود بیکران بر خانواده عزیز
هدایت شدم به عقل کل و بعد به سمت این سوال و این پاسخ عالی
.
من هم نکته ای اضاف میکنم که هم تمرینی برای خودم باشه هم اینکه شاید مناسب دوستان باشه
اهرم رنج و لذت برای عادت های خوب ساختن واقعا فوق العاده است
درحقیقت نوعی شرطی شدگی مثبت باید ایجاد کرد
هرکسی متناسب باتفکر خودش
مثلا اگر کسی برایش موفقیت مالی مهم است
رشد و موفقیت دیگران و تحسین کردنشون رو به موفقیت مالی و پولدارشدن خودش ربط بده
و این باور رو بسازه که همینکه من موفقیت اونهارو تحسین کنم هم باعث پولدارشدنم میشود.
به همین ترتیب اگر برایش رابطه ای سالم مهم است
تحسین روابط دیگران رو به عالی شدن رابطه خودش ارتباط بده یا بهتره بگم عالی شدن رابطش رو شرطی کنه به تحسین روابط دیگران
و این باور روبسازه که این تحسین و تشویق ها رو که بجهان میده، جهان هم همین پاسخ رو به او بر میگردونه.
حتی میتونه خودش رو بترسونه
که اگر حسودی کنی و فرکانس حسادت بفرستی، بدبخت میشی
اگر فرکانس تحسین بفرستی، خوشبخت و پولدار و موفق میشی
.
انقدر تکرار کنه تا باورش بشه
اونوقت اتوماتیک انجام میده و همیشه تلاش میکنه بیشتر تحسین کنه
بیشتر زیبایی ببینه
بیشتر خوشحال بشه
و لذت ببره
.
سپاسگزارم


30

سلام به همه عزیزان.
حسادت میگن توذات همه انسانهااست ،ولی خب بایدکنترلش کردونبایدبزاریم که ادامه داربشه وسریع بایدمچ خودمونوبگیریم واگرنه الکی الکی هم به خودمون خسارتهای زیادی می زنیم هم به اطرافیانمون هم به اون فردی که نسبت بهش حسادت کردیم.
زمانیکه به کسی حسادت می ورزیم ،طبیعتااون لحظه ویاساعتهاوحتی روزهاوممکنه سالهای سال سرموضوعی که هیچ ارزشی نداره خودمونوازلحاظ ذهنی درگیرمی کنیم ،وقتی ذهن من درگیرباشه حتمن خشم وعصبانیت رومن کارمیکنه ونمیتونم باعزیزانی مثل همسریافرزندانم ،خوب برخوردکنم چون مشغله ذهنی دارم وعصبی هم هستم وبدون اینکه اونهاآسیبی به من بزنن ،من نمیتونم رفتارمناسبی بااونهاداشته باشم ،ازطرفی چون به هردلیلی که به کسی ،حسادت کردم ،راجع به اون بدون هیچ دفاعیه ای ،بدگویی میکنم ودرصورت لزوم تهمت میزنم چون میخام خودموبالاترنشون بدم ،اول ازاینکه بگم هروقت اینکاروکردید،شک نکنیدمخاطب شماکاملامتوجه ی این حس بدشمابه اون طرف میشه وتودلش بدقضاوتتون میکنه ،پس نمیخادزوربزنیدخودتون راخوب جلوه بدید.
حسادت میتونه مالی باشه ،عاطفی باشه ،درموردزیبایی باشه ،توانایی وتبهردرچیزی باشه درکل هرچیزی که باعث بشه تو،خودتوباکسی مقایسه کنی.
حالاچی باعث میشه توحسادت کنی :اول ازهمه کمبودعزت نفس واعتمادبه نفس ،دوم توجه وتمرکزبه داشته های دیگران وغافل شدن ازداشته های خودت ،وسوم ندیدن توانایی هاوصلح نبودن بادرون خودت ،اینکه دنیای بیرونت مهمترازدرونته چون فکرمیکنی اینطوردیده میشی یاشناخته میشی واین کاملاطرزفکرغلطیه .
حالابرای رفع حسادت چکاری یاکارهایی انجام بدیم ،خوبه وباعث میشه این حس بدازبین بره :تجربه ای که من باآگاهی هایی که ازاستادوجای دیگه کسب کردم ،اینه که اولاتوجه وتمرکزت روداشته های خودت باشه وسعی کنی کسیوکنترل نکنی ،سپاسگزاری به خاطرهرآنچه داری چه دروجودت چه دردنیای بیرون خیلی حس خودتوخوب میکنه ،وباعث میشه توکمبودهات رانبینی شایدم داری ولی خیلی خیلی کمتردیده میشن ،چیزجدیدی که یادگرفتم اینه که هروقت حس حسادت به کسی گول کرد،سریع به خاطرچندنمونه ازداشته های طرف مقابل ،سپاسگزاری کن ،اولش خیلی سخته شایدم مسخره به نظربیادولی من امتحان کردم وموفق بودم بارهااینکاروکردم ،مثلابه کسی به خاطرهرچی حسادت ورزیدم ،میام میگم خدایاشکرت که سلامتن خدایاشکرکه صورت زیبابهش دادی خدایاشکرکه خونه دارن خدایاشکرکه ماشین خوب سوارمیشن خدایاشکرکه بچه های سالمی داره خدایاشکرکه خوش هیکله وکلی چیزای دیگه ،باورتون میشه بعدش تمام حسهای منفی من ،نسبت به اون طرف ازبین میره.
دوستان اگرخودمون بخاهیم توهرلحظه ای که حالمون بدمیشه ،به راحتی بااستفاده ازقوانین جهان ،میتونیم بدون کمک گرفتن ازکسی ،خودمون حال خوب رانصیب خودمون کنیم وبعدآرامش میگیریم وخودمون ازاخلاق جدیدمثبتی که یادگرفتیم بیشترین لذت رامیبریم وباعث آزارکسی نمیشیم .به طورمعجزه آساخواهیددیدکه چقدنگرش اطرافیان نسبت به شماتغییرکرده وچقدبزرگ جلوه داده میشیدپس قدرخودتونو،بدونید وخودتون ارزش خودتون رابالاببرید.ازاستادهم سپاسگزارم به خاطرهمه درسهای خوب زندگیش



3

درود و سلام به شما خانم ناهید خانم عزیز

چقدر پاسخگویی تون دقیق و ریزبینانه بود و تحسین تون کردم واینکه یک راهکار جالبی دادید اینکه گفتید

مثلابه کسی به خاطرهرچی حسادت ورزیدم ،میام میگم خدایاشکرت که سلامتن خدایاشکرکه صورت زیبابهش دادی خدایاشکرکه خونه دارن خدایاشکرکه ماشین خوب سوارمیشن خدایاشکرکه بچه های سالمی داره خدایاشکرکه خوش هیکله وکلی چیزای دیگه ،باورتون میشه بعدش تمام حسهای منفی من ،نسبت به اون طرف ازبین میره.

ممنون و سپاس


3 سال پیش

سلام دوست عزیزم.چقدر کیف کردم از کامنتت و تقریبا همشون رو توی دفترم نوشتم.

یه مدت خیلی زیادی به خودم میگفتم چرا با اینکه خیلی با تمرکز لیزری روی خودم کار میکنم اما نتایجم راضیم نمیکنه. هر چند که نسبت به تقریبا دوسال قبل که با استاد اشنا شدم خیلی تغییرات داشتم.

احساسم رو کاملا میفهمیدم که یجاش میلنگه و خوب نیست.خیلی خودم رو واکاوی کردم و خیلی دنبال دلیلش گشتم تا اینکه دیروز از خدا هدایت خواستم و بعد از چند ساعتی یچیزی توی ذهنم این آیه رو زمزمه میکرد و مدام میگفت ( و من شر حاسدا اذا حسد). انگار که یه جرقه بزرگ درونم زده شد و متوجه شدم که پام رو بشدت گذاشتم روی ترمزی که ریشش توی عزت نفسم و باور کمبود هست.و حرف استاد رو همیشه آویزه گوشم کردم که برای جواب سوالهام بیام سراغ سایت. توی عقل کل واژه حسادت رو تایپ کردم و بعد از خوندنه متن جواب فهمیدم که من تمام اینهایی که گفته شده رو دارم توی خودم.

از اونجایی که برای درست کردن و حل کردن مسایل اولین قدم پذیرفتن این هست که من اون مساله رو دارم .تصمیم گرفتم اشکالاتم رو قبول کنم.الان انگاری توی قلبم حس گشایش دارم و انگار فهمیدم که پام بشدت روی این ترمز حسادت هست.با اینکه فکر میکردم همیشه خوشحال میشم از دیدن موفقیت کسی ولی توجه نمیکردم که این احساسات ما هست که اون فرکانس رو میفرسته و جهان به احساسات ما جواب میده.

خداروشکر میکنم بابت این هدایتش و ممنون از شما که وقت گذاشتی و از تجارب خودت گفتی.

موفق تر باشی


2 سال پیش

سلام به شما دوست عزیز

چه کامنتی گذاشتید و چه راهکار خوبی… اونجا که میگید حسادت گل میکنه و میاید از داشته هاش خدارو شکر میکنید یعنی اوج گرفتم.. همون موقع نوشتم هرچی که بنظرم از نکات مثبتش یا نعمت هاش و موفقیت هاش.. چقدر آروم شدم.. خدایا صدهزاران شکرت.. واقعا ازتون ممنونم و تحسیتون میکنم بابت کامنت ارزشمند و راه گشاتون..

7

سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان نازنینم. ❤️
چه متن عالی و فوق‌العاده‌ای بود. دست مریزاد مریم جان. استاد جانم سپاسگزارم.
یعنی کلمه به کلمه این متن رو باید بارها و بارها به دقت خوند و چندین و چند بار از روی اونها نوشت و اونها رو از بر کرد و مثل آب و غذا خورد و نوشید.
باید اینها رو اینقدر برای خودم تکرار کنم که بخشی از وجودم بشن و فراموش‌شون نکنم.
استاد جان من خیلی اوقات درگیر این حس هستم. اغلب به بعضی افراد فامیل خودم و همسرم حسادت می کنم. به اینکه اونها خونه و ماشین خوب دارند، به اینکه لباس برند می خرند، به اینکه راحت پول خرج می کنند، به اینکه همیشه غذاها و میوه عالی توی خونه‌شون هست، خیلی حسادت می کنم.
این اواخر کمی بهتر شدم ولی هنوز خیلی کار دارم. خیلی باید روی خودم کار کنم و اونها رو تحسین کنم که تونستند این همه ثروت بسازند و در مدار ثروت قرار بگیرند.
خدارو شکر می کنم که من رو در مداری قرار داده که بتونم ثروت های اونها رو ببینم، بتونم گاهی به خونه خیلی شیک اونها، به پنت هاوس اونها برم. خدایا شکرت.
باید مدام تحسینشون کنم.‌ ولی امروز می دونم که این تحسین کردن همیشه برام راحت نیست.
ولی روی خودم کار می کنم. تعهد می دم که روی خودم کار کنم، اونقدر که یه روز اصلاً یادم بره که حسادت کردن چه جوری بوده.
خدایا شکرت. ازتون سپاسگزارم که این متن عالی رو تهیه کردید.
از روش می خونم و صدام رو ضبط می کنم و بارها گوش می دم.‌



2

3 سال پیش

سلام یگانه جان

صبحت نیک و زیبا

من یک کامنت این قسمت امروز گذاشتم (که در انتظار تایید فعلا)

فک میکنم راهکار عملی خوبی باشه

من ازاین پیشنهادی که توی کامنتم گذاشتم خودم در باورهای متفاوتی استفاده کردم

اگه دوست داری شماهم استفاده کن

فک کنم نتیجه ای خوب داشته باشه.

درود فراوان


2 سال پیش

سلام دوست قشنگم خوشحالم که اینقدر دقیقی نسبت به احساسات خودت واینقدر وجودت پاکه که میخوای این احساس منفی رو ازبین ببری،حسادت یه احساس طبیعی تو وجود همه ما انسانهاست ولی توی بعضیها این حس پررنگ وتوی بعضیا کمرنگه واین دست خودته که کنترلش کنی حسادت معمولا ریشش در ناکامی فرده هرچقدر فرد آرزوهای براورده نشده بیشتری داشته باشه بیشتر حسادت میکنه سعی کن وقتی کمالی رو در دیگران میبینی این باورو همون لحظه تو ذهنت مرور کنی که منم میتونم اینو بدست بیارم وحس ناتوانی بهت دست نمیده ،حسادت فقط به خودمون اسیب میزنه نه به اون شخص من توی محیط کارم خیلیها بهم حسادت میکنن مستقیم ولی تمام اقداماتشون علیه من به نفع من تموم میشه ، دوست قشنگم این عبارت تاکیدی رو برات مینویسم سعی کن روزی چند بار تکرارش کنی: من ازدیدن موفقیت وخوشبختی دیگران لذت میبرم

به من که کمک کرد چون اگه ازدیدن خوشی دیگران ناراحت شی این یه پاشنه آشیله برای ثروت وموفقیتت ،دقت کن به اونایی که دوست ندارن بقیه باهم دیگه ارتباط قشنگی داشته باشن اونا دقیقا بدترین روابط رو تجربه میکنن دراخر یه شعر ازمولانا برات مینویسم دیگه خودت تا تهشو برو:

هین کمالی دست آور تا تو هم از کمال دیگران نفتی به غم

از خدا می‌خواه دفع این حسد تا خدایت وا رهاند از جسد

مر ترا مشغولیی بخشد درون که نپردازی از آن سوی برون

موفق باشی دوست خوبم

6

سلام به استاد
بخوام بگم اینکه چه زمانیه با این سوال و جواب مواجه میشم زمانی هست یکسالی هست که مطالب استاد عباسمنش رو دنبال میکنم به صورت تقریبا روزانه در حد ظرفیت خودم و به اندازه ایی که خوب گوش کردم و تقریبا حتی درصدی انجام دادم نتایج تقریبا خوبی گرفتم این نتایج من میتونه حتی از منفی به صفر رسیدن باشه که خودم در زندگیم شاهد بودم، اما چند مدتی بود ذهنم به شدت داشت نسبت به مطالب استاد منو سرد میکرد جوریکه با اینکه من ایمان به استاد و مطالبش داشتم چند روزی اصلا سایت نیومدم هرچی هم که قبلا کار کر‌ده بودم انگار برای نجواهای ذهنم جواب نمیداد و من شدید اسیره این نجواها شده بودم که استاد عباسمنش حالا یه چیزی میگه دلش خوشه بخدا مثلا کجاست بیاد ببینه با اینکه تنهایی برای خودم زحمت کشیدم کار کردم هرچی میگذره جامعه و قوانینش چطوری داره میشه، اینکه رفیقم نگاه کن ماشین خارجی داره خونه داره یا اون یکی اینجوری اما تو چی شده این همه فایل گوش میدی اونا فایلم گوش نمیدن خیلی جاها اصلا حرفهای منفی هم میزنن ولی نگاه کن چطوری شرایطشون تو حالا بشین فایل گوش کن، استاد اصلا میخواد فایلاشو بفروشه تو دنبال چی ایی واقعا اخه ولش کن، مگه باید فایل گوش بدی وقتتو بزاری، امروز که یکم ذهنم اروم تر بود دلم گفت برو سایت استاد گفتم اره برم تا اومدم رفتم عقل کل ، من اصلا خیلی کم این قسمت میومدم، اما به محض ورودم نا خواسته وارد این سوال شدم حسادت از موفقیت دیگران؟ مطلب رو که خط به خط میخوندم کلمه به کلمه ادامه میدادم انگار خود من بود خود واقعیم انگار استاد داشت بمن میگفت با خود توام خود تویی که میری مغازت حواست به اینو اونه که چقدر میفروشن، چرا همسایمون جنساشون اینقدر زشته و گرون اما تو جنسات بهتره مغازت خلوته؟ با خود توام وقتی میان بهت میگن فلان همسایت فروشش خیلی خوبه هرکی میره مغازش دست خالی نمیاد اما من سریع میگم اره خب شریکه سرمایش زیاده یا از این حرفها سریع خودمو راضی میکنم اونم دقیقا وسط حرفاشون از تعریف همسایمون میپرم میگم، من فهمیدم دقیقا این مدت اینکارارو کر‌دم تماما عزت نفسم رو از دست دادم تماما خودمو مقایسه کردم تماما فرکانس منفی به دنیا فرستادم که انقدر حسای بد دریافت کردم، اما الان دلیلشو فهمیدم و حتی راه حلش رو هم متوجه شدم خدایا شکرت فهمیدم باید بدونم خودم خیلی ارزشمندم هرکسی توی این دنیا بازی خودشو داره توام میتونی خیلی به موفقیت برسی به نعمت برسی به ثروت برسی مگه ثروت دنیا کمه ؟ نه خیلی ام زیاده باید بتونی روی باورهات بازم کار کنی بیشتر و بهتر از قبل، استاد خیلی ممنون ازتون امیدوارم بتونم دوره عزت نفس و ثروت رو خریداری کنم و به نتایج بزرگی برسم و براتون کامنت کنم، به قول خودتون سعادت در دنیا و آخرت نصیبتون باشه❤️



1

درود و سلام به شما آقا محمد عزیز هر چند این کامنت شما در چند ماه گذشته بوده ولی قطع به یقین مدارتون رفته بالاتر .

آه گفتم مدارتون رفته بالاتر.. راستش منم بعد از مدت ها کار کردن روی باورهای فراوانی و ثروت و غیره خیلی هدایتی اومدم قسمت عقل کل بعدش هم اومدم این قسمت عقل..

وقتی سرمقاله ی خانم شایسته رو در این قسمت خوندم تازه به یک نکته ی طلای و کلیدی هدایت شدم .. اینکه من وقتی در مدار بالاتری هدایت میشم که باورهام تغییر کرده باشه…. یعنی وقتی باورم تغییر کنه در مدار نشونه ها قرار می گیرم.. یعنی از اون چیزی که بهش حسادت میکنم و یا احساس کمبود میکنم رو بیشتر میبینم پس باید خوشحال بشم که در مدار دیدنشون قرار گرفتم و باید خوشحال بشم که اونها رو با ثروت شون و یا با موفقیت شون و یا روابط خوب شون دیدم ووووو این یعنی داره مدار منم تغییر میکنه و بجای اینوه حسادت کنم به خودم تاکید کنم که پس من لایق دیدنشون بودم که تونستم این پول و ثروت و موفقیت و یا هر چیزی دیگری رو دیدم پس شکر گذاری و تحسین شون کنم و این صحبت ها باعث میشه به مدار بالاتری هدایت بشم در نتیجه به واقعیت زندگیمون تبدیل میشه و بقول یکی از دوستان پیشنهاد داد که مدام برای دیدن اون خواسته ها و اون زیبایی ها شکر گذاری کنیم و من اینجا براتون اون کلمات دوستمون رو می نویسم

مثلابه کسی به خاطرهرچی حسادت ورزیدم ،میام میگم خدایاشکرت که سلامتن خدایاشکرکه صورت زیبابهش دادی خدایاشکرکه خونه دارن خدایاشکرکه ماشین خوب سوارمیشن خدایاشکرکه بچه های سالمی داره خدایاشکرکه خوش هیکله وکلی چیزای دیگه ،باورتون میشه بعدش تمام حسهای منفی من ،نسبت به اون طرف ازبین میره.

5

به نام خدای مهربانم سلام
اولین کامنت من توی سایت اول ازهمه خدارا شکرمیکنم که منو با استاداشنا کرد و وارد این مدار شدم و بعد از استاد عزیزم سپاس گزارم بخاطر سایت کاملش واقعا چه خوب جواب دادید چقد خوب بود امروز با دیدن عکس دوستام توی تفریح شمال احساس حسادت بهم دست داد و بعد باخودم گفتم مگه تو وارد مدار نشدی و از هر زشتی و گناه و حال بد باید دور باشی و حالا برو واز استاد بپرس درمود حسادت چی گفته وخداراشکر که من انقد قشنگ جواب سوال هامو میگیرم امروز با حال خوب اینجا اولین کامنت میزارم در پناه خدا تغیر و تحول وحال خوب توی زندگیم ببینم واین کامنت با کامنت هاییی که خواهم گذاشت مقایسه کنم وشاهد پیشرفتم باشه .انشاالله همه شاهد تغیر باشند درپناه خدا باشید
خدا نگه دار


1

سلام خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته ی مهربان و دوست داشتنی
این پاسخ چقدر عالی و جامع و کامل بود. منم دقیقا این حس رو داشتم ولی نمیدونستم باید چطور حل کنم یعنی نمیدونستم اصلا مشکل از کجاست تا بتونم حلش کنم. وقتی این جواب رو خوندم احساس میکردم داره در مورد من حرف میزنه و چقدر خوشحالم که تونستم راه حلش رو پیدا کنم. از استاد عزیزم بسیار ممنونم و از خدای مهربونم سپاسگذارم که منو به این سوال و پاسخ هدایت کرد.


4

سلام دوست من

روی باور فراوانی کار کن
حسادت یعنی فرصت ها برای تو کم است

شکسپیر میگه ، تو دنیا چقد زنبور هست صد برابر شهد گل وجود داره

اگر موقعیت داری برو کنار اقیانوس ، بعدش به عظمت این جهان پی میبرید

در پناه حق


4

با سلام.خدمت استاد و همه یردوستان عضو در این سایت.امروز دچار تضادی شدم که منو به هم ریخته.حسادتتت
چند وقتی میشه که در درون خودم احساس میکنم که خیلی دارم به کوچیکترین خوشحالی دیگران حسادت میکنم و حسم بد میشه.و امروز جوری بود که به شدت به هم ریختم.ولی خدارو شکر میکنم که همچین سوالی اینجا مطرح شده بود تا بدونم فقط من نیستم که به این مشکل برخوردم و قطعا میشه درمانش کرد.با اینکه حسمو نتونستم خوب کنم ولی امید دارم …قطعا زمان درمانش رسیده که من اینقدر به هم ریختم‌.خدایا خودت کمکم کن.خواستم یه ردپایی جا بزارم تا ببینم میتونم از پس این یکی هم بربیام ؟ برای همگیتون قلبی پر از عشق و حال خوب آرزو مندم


3

آفرین آفرین آفرین
واقعا به نکاتی اشاره کردید که دقیقا زدید به هدف
هرچه میگذره بیشتر و بیشتر به راهی که در اون قدم گذاشتم و اون آشنایی باسایت و استاد عزیزو مریم مهربان ایمان میارم
دقیقا پاسخ هایی که به سوالات دادید آب بر روی آتش است
خدا رو هزار مرتبه شکر بابت هدایتم به سمت شما
وخیلی خیلی خیلی خوشحالم که هنوز در فرکانس شما هستم
سمعا و طاعتا
در پناه حق موفق و سعادتمند باشید❤


6

سلام دوست عزیز . من هم درگیر این بیماری شدم ، شاید کمتر کسی هم پیدا شه بگه من از این بیماری مبرا بودم ، من اینو خوب درک کردم ، ناگفته نمونه هفت سال طول کشید تا بیماری حسادت ، غرور ، حرص ، و…. رو در خودم ریشه یابی ودرمان کنم . ببین هر کی یه چیزی برای هدایت می گه ولی اینه در نظر نمی گیره یه فردی که در مدار 5 منفی قرار داره بدست آوردن مدار مثبت 5 غیر ممکنه ، یعنی هیچ کی نمی تونه قانون تکامل رو از این وسط حذف کنه ، حالا برای یکی یک سال برای یکی 10سال … به نظرمن الهامات درون خودت بهترین نظره ، ولی خود الهامات ریشه در دانایی داره ، یعنی اول بفهمی که بیماری روحی چیه ؟ چرا و چه وقت هایی سراقت میاد ؟ بعد جلوشو بگیری . مثلا خود من وقتی شروع به صحبت کردن از داشته های دیگران می کردم ، فورا شیطان خودشو به پس سرم می رسوند ، می گفت نگاه کن مرغ همسایه غازه و منو درگیر حسادت میکرد… تااینکه فهمیدم دیگه هرگز در شرایطی خودم رو قرار ندم که از داشته های دیگران صحبت کنم .وکم کم درمان شدم . خلاصه بگم ، 1. دانایی لازم داره تا الهامات درونی خوبی داشته باشی . 2. کمی اراده و عرضه که الهامات درونی رو عملی کرده و بیماری رو ریشه کن کنی . ولی یادت باشه از یک سال تا ده سال شاید طول بکشه بیماری های درونت رو درمان کنی ، پس احساس گناه نداشته باش همه بیماری هایی در درونشان دارند .



1

3 سال پیش

سلام علی آقا…لذت بردم از جوابت، هم کوتاه بود و هم پر از نکته… دمت گرم واقعا، ایشالا بترکونی…

خوشحالم از اینکه 7 سال زحمت کشیدی و پاسخ زحماتت رو خیلی خوب گرفتی و بیماری ها رو تا حد زیادی تونستی برطرف کنی، از چندجای حرفات خیلی خوشم اومد:

1.بحث تکاملی که خیلی خوب توضیحش دادی

2.بحث الهاماتی که هر فرد نسبت به مداری که توش حضور داره، دریافت میکنه

3.خودشناسی در مورد بیماری هایی که وجود داره و تمرین برای رفعشون(اونجایی که گفتی فهمیدم وقتی تعریف میکنم دچار این حس میشم، پس دیگه خودمو تو اون شرایط قرار ندادم)

4.اونجایی که گفتی احساس گناه نداشته باش، همه بیماری هایی دارن

در پناه حق باشی ایشالا همیشه

4

سلام دوست عزیز
سلام و دست مریزاد به استاد جان و مریم جان
خدایا شکرت بابت داشتن چنین استادانی
چه متن عالی و خوبی
دیروز از خداوند خاستم خدا یا کمکم کن حسادتم کم شود و از بین برود
و همسرم امروز فایل سلامتی را در عقل کل به من پیشنهاد داد
و من چه دیدم در این صفحه اول این صفحه برایم نمایان
شد
و به وجد آمدم چه زیبا هدایت می‌شویم و چه عالی
خدایا شکرت
اصلا بدنم ی حس خوبی پیدا کرده از این هدایت
و از خدا میخام کمکم کنه این احساس کمبود و عدم فراوانی و عزت نفس رو به بهترین شکل درست کنم چون همه چیز از فرکانس من بیرون میاد
خدا یا شکرت بابت این هدایت
خدایا شکرت بابت داشتن استادانی چون عباسمنش مریم جان و دوستان که این پاسخ را دادن
خدایا شکرت شکرت شکرت
من به اندازه کافی خوب هستم ونعمت و ثروت و توانایی دارم پس تمرکز میکنم بر خوبیها موفقیتها در دیگران و فراوانی نعمت را به ذهن میارم
و باید طبق صحبت استاد بدونم هر نعمتی خداوند به دیگران داده بهتر و بیشتر اگر من بخوام و تو فرکانسش برم به من میدهد
طبق سوره حمد صراط الذین انعمت علیهم



1

دوست عزیز سلام فایل سلامت در کدام قسمت هست؟؟

5

با سلام خدمت استاد عزیزم من این کامنت رو در سایت قرار میدم تا سال‌های بعد سندی بر رشد و پیشرفت من باشد، اول از همه تشکر می‌کنم بابت جواب کاملی که دادید استاد عزیزم
قبل از اینکه وارد عقل کل بشم و کلمه حسادت رو سرچ کنم و راه‌کاری برای اون پیدا کنم یک سرچ در گوگل زدم اما مطالبی که وجود داشت اصلا ریشه‌ای مشکل حسادت رو حل نیمکرد اما با خواندن این مطلب زیبا از شما این راه‌حل این موضوع را پیدا کردم
من به صمیمی‌ترین دوستم احساس حسادت می‌کنم گاهی و خب مسلما این یک ترمز بزرگ برای من است
امیدوارم که با عمل به قوانین بتوانم به صورت ریشه‌ای این مشکل رو در خودم حل کنم و با تحسین کردن دوستم فرکانس‌های مثبت رو به جهان هستی ارسال کنم تا من هم در مدار ثروت و نعمت بیشتری قرار بگیرم
سپاسگزارم از استاد عزیزم و تمام کسانی که در سایت زحمت میکشن.


1

ممنونم از .استاد عباس منش بابت این همه کلام زیبا و خوشحالم که خداوند من رو به این مسیر زیبا هدایت کرد وقوانین جهان را به من نشان داد …راستش باور کمبود احساس لیاقت وباور فراوانی با این کامنت استاد فهمیدم سپاسگذار رب جهانیان



1

2 سال پیش

سلام دوستان من هم این بیماری رو دارم قبلاً یادم میاد که یک سرمایه گزاری اشتباهی انجام دادم و در همان زمان یکی از دوستانمان اون زمان یک میلیارد سود کرد من یادم میاد که شاید نزدیک یک هفته حالم بده بود خیلی ناراحت بودم ولی من با قوانین آشنا نبودم و هر کار هم میکردم حالم خوب نمیشد ولی الان خیلی خوب شدم من نمی‌توانستم اون رو کنترل کنم و سعی و تلاش می‌کردم که اعتراض کنم و از خدا خواستم که حس حسادت رو در وجود من کم و کم کنه تا اینکه به آین سوال هدایت شدم با توجه به جواب های دوستان دو تا راه حل برای من مفید بود ۱- بپذیرم

۱- از اهرم رنج و لذت استفاده کنم برای حسادت، غیبت ،و قضاوت خیلی راه کار خوب و عالی است و هم اینکه اگر من موفقیت ها و پول ساختن ها رو میبینم بدونم که این برای من یک نشانه است خدایا صد هزار مرتبه شکر میکنم که این آگاهی به من داده شد و من حتی از فراوانی هم لذت نمی‌برند میگفتم من به فراوانی باور دارم ولی این فراوانی چرا در زندگی من نیست خدایا صد هزار مرتبه شکر به خاطر این آگاهی بینهایت سپاسگزارم

14

باسلام به استاد عزیز و دوستان گرامی
این احساس از مقایسه کردن ما در بچگی میاد و اگر بخواهیم در مقام قضاوت قرار بگیریم تمام مجرمین دنیا به خاطر مقایسه شدنشان در کودکی در بزرگسالی برای اثبات خودشان که ما هم هستیم دس به جرم یا کار اشتباه میزنن حسادت دروغگویی دزدی کارهای ناپسند در اجتماع خودی نشان دادن و…. همه اینها از اثبات میاد چون در کودکی پدر و مادرها بخاطر مقایسه بیجا باعث این اتفاق شدن و عجول بودن و عدم لیاقت و باور کمبود از همین مقایسه شدن هست چون من هم این باور را دارم و دارم روی خودم کار میکنم تنها راهکار اینه که هر شب قبل خواب و صبح بعداز بیداری این را بنویسی (خداوند هر نعمتی که به دیگران داده بهتر و بیشترش را به من میدهد. من خودم را تائید میکنم و خودم را دوست دارم چون من ارزشمندم و من بهترینم . داشته های من و دیگران در یک زنجیره الهی به هم متصل هستند . هر آنچه را برای دیگران بخواهم به خودم باز میگردد ) هر روز بنویس هیچ راه دیگری ندارد اینقدر بنویس تا باور کنی شاید ۱ ماه شایدم ۱ سال
امیدوارم حال همه دوستانم و استاد گلم خوب باشه


14

سلام . توی دوره ی 12 قدم قدم سوم جلسه ی 4 اگه اشتباه نکنم استاد در مورد بحث حسودی و دلسوزی صحبت کرده بودن و توی اون جلسه یکی دیگه از دلایل حسادت رو گفتن که خیلی به دلم نشست و گفتم که جاش تو این متن خالیه. استاد میگفتن ما وقتی حسادت میکنیم که فکر میکنیم یه اشتباهی رخ داده. مثلا فلانی که به موفقیت رسیده حقش نبوده یا من حقم بوده ولی نرسیدم یا یکی دیگه حقش هست ولی نرسیده پس دلسوزی کنم. جفت این دو احساس از یه قضیه میاد. اینکه صرفا فکر میکنیم ناعادلانه رفتار شده ولی استاد تو این جلسه خیلی عالی توضیح دادن که هر کسی هر جایی که هست سر جای خودشه. جایی که با توجه به فرکانساش هست چیزی که لایقش هست حالا چه خوب چه بد. فرکانس های ما فقط شامل رفتار های ما نیست بخش بزرگیش به احساس ارزشمندی و لیاقت ماست و همون عزت نفس و خیلی ظاهری نیست که ما بتونیم متوجه بشیم که فلانی چقدر احساس لیاقت میکنه و قضاوت نمیشه کرد ولی تنها چیزی که میدونیم اینه که حتما قوانین دارند درست رفتار میکنند هیچ ناعدالتی ای رخ نداده و همه چی سر جاشه و تنها کاری که ما میتونیم کنیم تحسین اینکه فلانی به موفقیت رسیده آفرین ایول پس منم میتونم و فلانی اگه موفق نیست حتما فرکانساش جالب نیست من نمیدونم و بهتره دلسوزی هم حتی نکنیم و تمرکزمون رو بزاریم رو خودمون و مثال های فوق العاده ای که تو اون جلسه گفته شد مثل ملت هایی که رهبران داغون بهشون بر میخورد که نتیجه خود ملت بودن نه ظالم بودن صرفا یه شخص یا اینکه چطور آدمایی مثل هیتلر و اینا سعی کردن دنیارو تغییر بدن ولی له شدن زیر قوانین و مهم نیست که شما چقدر قدرت داری هر وقت هر جا تلاش کنی که چیزیرو چه به سمت بد چه به سمت خوب تغییر بدی که خارج از خودته حتما با کله میری تو دیوار پس مراقب حسادت ها و دلسوزیاتون باشید. موفق باشید


5

با سلام عرض ادب به شما
همان طور که با قوانین اشنا شدی وقتی می بینی که حسادت به موفقیت دیگران باعث احساس حسادت و حسود ی می شود و نمی توانی این احساس را کنترول کنی
بهتره اصلا این چیزها را ببینی و به چیز هایی توجه کنی و الگو هایی پیدا کنی که احساس قدرت و انگیزه بهت می دهد
والبته تاکید می کنم تا زمانی نتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی نمی توانی موفق شوی
مثل هر دست بدی از همان دست جذب می کنی یا هرچی بکاری همون را درو می کنی
موفق و شادباشی


2

سلام بچه ها

اگه بخوام نظرمو بگم …عباسمنش عزیز دلم سلام ….

اون کسی که خود کم بینی داره و عزت نفس درست درمونی نداره …اگه بیاد دیگران رو تحسین کنه این خود کم بینیش خیلی خیلی خیلی خیلی بیشتر میشه …
این تجربه خود من بود …..
من اومدم ادم موفقها رو انقدر تحسین کردم که تحسن کردن خودم رو فراموش کردم ….یبار تحسین کافیه
بگو خدایاشکرت ببین این ادم تو جووونی به چه لذت و ثروتی رسیده خدایاشکرت چقدررفراوونی هست چقدر هر روز آگاهیع مردم بالا میره …همین و تمام ….بعدش بیا از خودت تعریف کن موفقیتهای خودت رو بنویس نشونه هایی که از تمرینها میبینی رو بنویس …
من اومدم با کج فهمیه خودم جوری آدمها رو تحسین کردم و جوری در ضمیر ناخود اگاهم بهشون قدرت دادم که اونها روز به روز قدرتمند تر شدن و من تو کف اونهام …بابا من ….من هستم ….منم وجود دارم ….منظور از تحسین کردن اینه که اون لحظه ای که با این ادمها روبه رو میشی …حس خوبی بهشون داشته باشی نه بگی چه شانسی دارن یا خدا اینها رو ویژه دوست داره یا عدالت خدا اینه ؟ یا بگی همش با دزدی و کلکه …..
حس خوب بهشون بده و بگو

(همه چیز در عالمه هستی دقیقا جایی قرار داره که باید قرار داشته باشه، به عبارتی همه چیز دقیقا و کاملا داره بازتاب افکار و باورهای خودش رو میگیره و خداوند عادل ترین حامیه هستی هست که حتی به اندازه ی دانه ی خردلی از عدالت تخطی نمیکنه)
و باز بگو
هر چی اینا دارن خدا چندین برابرشو به من میده انقدر زیاده به همه میرسه خدایا عاشقتم …‌