چگونگی تمرکز بر سلامتی و ارسال فرکانس سلامتی، آنهم در زمانی که بیمار هستی - صفحه 2

دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگیچگونگی تمرکز بر سلامتی و ارسال فرکانس سلامتی، آنهم در زمانی که بیمار هستی
380

سؤال:
من تلاش می‌کنم تا از قانون در زندگی‌ام استفاده کنم و مسائلم را حل کنم. در حال کار کردن روی خودم و استفاده از قانون در زندگی‌ام هستم. مثلاً قانون سپاس گزاری را مرتباً در برنامه‌ام دارم و سعی می‌کنم هر جا به تضاد برخورد کردم، حتماً از قانون استفاده نمایم.
اما نمی‌دانم چرا در سلامتی‌ام دچار مشکل هستم. حتی در طول بیماری نیز از قانون سپاسگزاری استفاده می‌کنم اما چرا باز هم مرتباً بیمارم؟
این موضوع هزینه‌های مالی‌ای هم برایم دارد و حتی تمرکز من را از اهدافم برداشته و در انجام اهدافم نیز وقفه ایجاد کرده.
می‌خواهم بدانم که چکار کنم که از دست بیماری خلاص شوم؟
پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش:

در برخورد با چنین تضاد‌هایی‌، باید بتوانی دو موضوع مهم را درباره قوانین زندگی به خودت یادآوری نمایی:
موضوع اول:
مهم‌ترین نکته‌ای که خیلی از ما آن را از یاد می‌بریم، نعمت سلامتی است که داریم. سلامتیِ ما به نوعی یک ثروت عظیمی است که باید همیشه حتی زمانی که در سلامتی‌ هستیم‌، به آن اشاره کنیم و به خاطر آن سپاسگزار باشیم.
باید مهم‌ترین اولویت زندگی‌مان را، بودن در آرامش و احساس خوب بدانیم و سعی کنیم این کار را با ایجاد هماهنگی میان ذهنمان و روح انجام دهیم.
باید تلاش کنیم نعمت‌های زندگی‌مان را ببینیم و به خاطر آنها سپاسگزار باشیم و به این شیوه‌، حضور فراوانی و ثروت را در زندگی‌مان تأیید و تحسین کنیم.
خصوصاً در لحظاتی که حالمان بسیار عالی است، بر سلامتی و احساس خوبی که داریم، تمرکز کنیم و آن را تحسین کنیم. سعی کنیم تا آنجا که می‌توانیم، بر نکات مثبت زندگی‌مان یا حتی نکات مثبت زندگی افرادی که آنها را می‌شناسیم و دوست داریم که زندگی ما هم شبیه به زندگی آنها باشد، تمرکز نماییم و تحسینشان کنیم.
آنوقت کمترین فایده‌ی این کار ساده، سلامتی‌ای است که به جسم و روحمان هدیه داده‌ایم و با همین کار ساده، جلوی هزینه‌های بسیاری که افراد بابت بدست آوردن سلامتی‌شان هزینه می‌کنند، را گرفته‌ایم.
پس یادت باشد که بهترین زمان برای ارسال فرکانس سلامتی، در زمانی که در سلامتی کامل هستی و به شدت احساس خوبی را تجربه می‌کنی.
مسئله دوم اصل و اساسی است که تمام جنبه‌های زندگی‌مان بر آن اساس است. اصلی که می‌گوید:
همه اتفاقات زندگی ما، بازتاب کاملی از باورها و فرکانس‌های ماست. این فرمولی است که می‌شود با آن هر مسئله‌ای را حل کرد.
وقتی این قانون ساده را باور می‌کنی، به راحتی می‌توانی رابطه مستقیمی میان باورهایی که داری، فرکانس‌هایی که ارسال نموده‌ای و اتفاقاتی که تجربه می‌کنی را بیابی.
جسم شما همیشه بیشترین پاسخ را به فرکانس‌هایت می‌دهد. به قول استاد عباس منش، وقتی اولین سرفه یا نشانه سرماخوردگی را دیدی، خیلی سریع از خودت بپرس:
«من در طول این مدت، در چه فرکانسی بوده‌ام؟ کانون توجه ام روی چه موضوعاتی بوده و چه باورهایی داشته‌ام؟»
و به جای هر کار دیگری، شروع به تغییر کانون توجه و فرکانس‌هایت نما.
در پاسخ به شما دوست گرامی که نوشته‌ای با اینکه مرتباً در حال کار کردن روی باورهایت هستی و سپاس گزاری می‌کنی، باید بگویم:
منظور استاد از ساختن باور، جمله‌هایی که می گویی یا کارهایی که انجام می‌دهی یا چیزهایی که می‌نویسی یا تمریناتی که انجام می‌دهی، نیست، بلکه موضوع، کانون توجهی است که داری.
یعنی روی چه موضوعی تمرکز کرده‌ای؟ مشکل یا راه حل؟
خیلی فرق می‌کند که سوالت این باشد که:
چرا مرتباً من بیمار هستم؟ یا بپرسی: چطور می‌توانم در سلامتی بیشتر باشم؟
تفاوت فرکانسی این دو موضوع، به اندازه تفاوت فرکانسی بیماری و سلامتی است.
در واقع وقتی استاد از تغییر صحبت می‌کند، منظورش تغییرفرکانس و تغییر باور به کمک تغییر کانون توجه است که نشانه‌اش هم میزان احساسِ بهتری است که در هر لحظه قادر می‌شوی نسبت به لحظه قبلی، در خودت ایجاد نمایی.
بهترین فردی که قادر است فرکانس‌های شما را شناسایی کند، قطعاً خودت هستی. اگر کمی به کانون توجه‌ات و خصوصاً احساسی که در این چند وقته تجربه کرده‌ای، نگاه کنی، به وضوح تشخیص می‌دهی که روی چه موضوعی تمرکز داشته‌ای:
سلامتی یا نگرانی از عدم سلامتی؟!.
فراوانی یا نگرانی از ایجاد هزینه‌های غیر مترقبه‌ای که اصلاً دوست نداشتی آنها را پرداخت نمایی؟!
آیا تمرکزت روی دردهایی بوده که به یادت می‌آورده که سلامت نیستی؟ یا تمرکزت بر همان لحظات کوتاهی بوده که هیچ دردی نداشتی و به خودت می‌گفتی، چقدر این حس سلامتی خوب است!
می‌خواهم بگویم چیزی که نتیجه را تعیین می‌کند، جملات یا نوشته‌های شما نیست، بلکه فرکانس‌های شماست.
یعنی اگر در حال آگاه بودن از دردی که داری، در حال سپاس گزای به خاطر سلامتی‌ات هستی و به خاطر این درد نگرانی‌، همین آگاهی از درد و نگرانی درباره آن، نشان دهنده این است که تمرکز شما بر بیماری است و در حال ارسال فرکانس کمبود سلامتی هستی و نه سلامتی. به همین دلیل طبق قانون‌، دوباره بودن در بیماری را تجربه می‌کنی و نه سلامتی.
اما اگر در همان لحظه کوتاهی که حالت بهتر می‌شود، درد کمتری داری و حتی دردی نداری، بتوانی روی آن لحظه تمرکز کنی و سلامت بودن را تحسین و به خاطر آن سپاس گزار باشی، بدون اینکه بخواهی نگران شروع شدن دوباره‌ی درد باشی، یعنی در حال تمرکز بر سلامتی هستی و چیزی که جذب خواهی کرد نیز بودن در لحظات طولانی‌تر در سلامتی است.
بهترین راه شناسایی کانون تمرکزت، میزان آرامشی است که توانسته‌ای آن را تجربه کنی و در آن بمانی
حتی در لحظه‌ای که درد داری و بیماری شدتش را نشان می‌دهد، اگر آگاهانه به خودت بگویی، حتی این لحظه به ظاهر بد، بیشتر از همیشه می دانم که چیزی که می‌خواهم سلامتی است و تصمیم بگیری با تمرکز بر هر چیزی که برایت جذاب و دوست داشتنی است، توجهات را از این لحظه به ظاهر سخت که فقط آمده تا نعمتی به نام سلامتی را بهتر بشناسی، برداری آنوقت کم کم می‌توانی فرکانس خود را از بیماری به سلامتی تغییر دهی.
این کار ساده‌ای نیست اما ممکن است.
موضوعی که افراد بسیاری را به اشتباه می‌اندازد این است که آنها فکر می‌کنند وقتی به شدت احساس نیاز به چیزی دارند، یعنی در حال ارسال فرکانس آن خواسته هستند و باید وارد زندگی‌شان شود.
اما موضوع دقیقاً برعکس است. یعنی احساس نیاز شدید به خواسته‌ای، هرگز به معنای تمرکز بر آن خواسته نیست، بلکه مفهوم این موضوع، درخواست احساس نیازِ بیشتر به آن خواسته است. پس طبق قانون، قطعاً نباید آن خواسته وارد زندگی‌مان شود.
به همین دلیل افراد در این مواقع هرچه انتظار می‌کشند، متوجه می‌شوند نه تنها اتفاق خوبی رخ نمی‌دهد بلکه اتفاقات ناخواسته‌ی بیشتری هم به آن قبلی‌ها اضافه می‌شود که آنها را ناامید و مأیوس از ادامه روند تغییر باورهایشان نموده و می گویند:
قانون برای ما جواب نمی‌دهد… اینجا موفق‌ها از ناموفق‌ها و در یک کلام، مومنان از مرددها جدا می‌شوند.
و تنها عاملی که این تفاوت عظیم را آفریده، فقط و فقط ایمان به این قانون است که چیزی بدون اجازه‌ی من، نمی‌تواند وارد زندگی‌ام شود و من این اجازه را با فرکانس‌ها و باورهایم به آن می‌دهم.
یعنی اگر ایمان داشته باشی که هر تجربه‌ای درزندگی‌ات، بازتاب دقیقی از باورها و فرکانس‌های خودت است، دیگر ساده‌ترین راه برای درک فرکانس‌ها و درک اینکه آیا کانون توجه من بر روی خواسته‌ام است یا ناخواسته، نگاه کردن به تجارب ات است.
یعنی وقتی می‌بینی تجارب ات با خواسته‌هایت یکی نیست، می دانی که اشکال کار چیزی در بیرون تو نیست‌، بلکه اشکال کار چیزی در درونت است. چیزی در باورهایت است.
سپس به راحتی می‌توانی با تغییر کانون توجه‌ات بر روی چیزی که می‌خواهی و وفاداری به ادامه این روند‌، کم کم نقطه تمرکزت را از روی ناخواسته‌ها برداری و بر روی خواسته‌ات بگذاری. تکرار این کار موجب ساخته شدن باورهای جدید و تغییر باورهای قبلی می‌شود.
اگر از سلامتی برخوردار نیستی، باید اشکال را در فرکانس‌هایت و احساس ناراحتی، نگرانی، ترس، تشویش، دلشوره و … بیابی که اکثر اوقات‌ات را در هر روز زندگی‌ات در آن به سر می‌بری. زیرا بدن خیلی سریع به فرکانس‌ها واکنش نشان می‌دهد و خودش را به شکل بیماری یا سلامتی نشان می‌دهد
به عبارتی، سلامتی یا بیماری دقیقاً نشانه واضحی از هماهنگی یا عدم هماهنگی شما با خودتان، با منبع و همان انرژ‌‌ی‌ای است که خدا نامیده‌ایم.
به شما دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها را پیشنهاد دهم. زیرا می دانم که وقتی آگاهی‌های این دوره را کلمه به کلمه و جمله به جمله باور کنی، چه درک کاملی از قوانین میابی، ایمانت چقدر کامل‌تر می‌شود و چقدر می‌توانی با شناخت بهتر خداوند، زندگی بهتری برای خود بسازی و می‌توانی این انرژ‌‌ی را به شکل سلامتی‌، وارد جسم و جانب نمایی.
زیرا خداوند یک انرژ‌‌ی است که به هر آنچه در ذهنت بسازی‌، به آن شکل می‌دهد.
برای من، آگاهی‌های این دوره در حکم یک تحول اساسی در تمام جنبه‌های زندگی‌ام بوده است.
حکم تحولی اساسی در نگاهم به خداوند و سیستمی که بر جهانش مقرر نموده است.
تحولی اساسی در شناخت خودم به عنوان تکه‌ای از خدا که قادر است‌، انرژی‌ای که خدا نامیده‌ایم را باور کند و در ذهنش آن را به شکل هر خواسته‌ای اعم از سلامتی‌، ثروت و آرامش وارد زندگی‌اش نماید.
خیلی دوست دارم تمام اعضای این خانواده، این دوره را مثل یک قطب نما در دستشان گرفته و در مسیر زندگی به همراه داشته باشند و در جهتی حرکت کنند که این قطب نما به آنها نشان می‌دهد و خیالشان راحت باشد که حتی اگر هم گاهی مسیر را اشتباه بروند، این قطب نما قادر است آنها را از هر جایی که هستند، به سمت مسیر صحیح پیش ببرد.
این دوره یک شاهکار است
من خداشناسی و خودشناسی را از این دوره آموخته‌ام. به کمک این دوره توانسته‌ام، به میزان کمتری در نگرانی بمانم. زیرا وقتی از چیزی نگران می‌شوم یا می‌خواهم به شرک نزدیک شوم، آگاهی‌های این دوره ذهنم را ساکت‌تر و وجودم را هماهنگ‌تر و نگاهم را توحیدی‌تر می‌کند می‌کند و وقتی این اتفاق رخ می‌دهد، آرامشی عظیم جایگزین تمام آن نگرانی‌ها شده و اوضاع به گونه‌ای معجزه آسا، برایم با شکوه می‌شود.
این می‌تواند برای همه‌مان رخ دهد اگر فارغ از باورهایی که تا کنون نسبت به خداوند و جهانش داشته‌ایم، تصمیم بگیریم نگاه دوباره‌ای به این انرژی و قوانینش داشته باشیم. تسلیم این نیرو شویم و اجازه دهیم این انرژی به راحت‌ترین شکل ، اتفاقات را برایمان رقم بزند.
آنوقت خواهیم دید که خداوند به شکل خواسته‌مان، در قالب سلامتی، برکت، ثروت، عشق، آرامش و ایده‌ای که مسئله‌مان را حل می‌کند و… وارد زندگی‌مان شده و از عهده حل هر مسئله‌ای بر می‌آید.
مقالات بیشتر درباره راهکارهای دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها برای تحقق رویاهای‌تان.

https://abasmanesh.com/fa/product/a-practical-guide-to-achieving-dreames/

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
14

سلام
من هم دوازده سال با این بیماری زندگی مردم زندگیی توام با لحظات خوب و بد خوب از این جهت که من عاشق کندن زخمهام بودم و ب نوعی خودم مسئول میدونستم چون بشدت از این موضوع لذت می‌بردم تا جاییکه اونقدر بیماری من زیاد شد که دیگه کم کم تصمیم گرفتم که با افکارم اونو کنترل کنم من این بیماری از پدر مادرم ب ارث برده بودم تا اینکه با الهام از طرف الله ب این جمله که بلاخره ی روزی یهویی بیماری من خوب میشه تا اینکه ی روز ب ی گروه تلگرامی هدایت شدم که طب متافیزیک کار میکردم اونموقع بیماری من تو اوج قرارداشت سوال پرسیدم ولی اونا جواب ندادن و بعد از چند روز گفتن ما کاری از دستمون نمیاد
تا اینکه ی آقایی اومد تو پی وی و گفت منم ی بیماری داشتم و با مراقبه و مدیتیشن مشکلم‌بکلی برطرف شد و من هم تصمیم گرفتم که انجام بدم روزی دو بار یا بیشتر در یک جای ساکت روی قسمت‌هایی که درگیر بود تمرکز میکردم و به اون قسمت گوش میکردم و‌باهاش صحبت میکردم و بهش عشق میورزیدم و بهش میگفتم عاشقتم دوست دارم ببخش که دوست نداشتم ….. خلاصه گاهی هم بهش گوش میکردم اون و
خارش داشت و من کاملا حواسم بهش بود و مدام بهش عشق میورزیدم در عرض ده روز خوب شد
خدارو هزاران بار بخاطر تمام الهامات و دستهای قدرتمندش ممنون و‌سپاسگزارم



1

5 سال پیش

سلام زهرا خانم،کانت شما رو که خوندم خیلی خوشحال شدم اول برای خودتون که تونستین سلامتی تونو رو بدست بیارین شکر خدا و دیگه اینکه من و امسال منم با این ک امنت شمابیشتر امیدوار شدم فقط زهرا خانم من راستش تو این قضیه یکم مشکل دارم اینکه وقتی بخوام عضو بیمارم دوست داشته باشم یا به قول شما بهش عشق بورزم یه حسی بهم دست میده چیزی شبیه حس ترحم به اون عضو خودم یا انگار دارم با این کار بیشتر رو ناخواسته توجه میکنم راستش منم مشکل سلامتیم مثل مشکل سلامتی قبلی شماست که شما شکر خدا خوب شدین ممنون میشم میشه بیشتر این مراقبه یا همون دوست داشتن خودمونو خصوصا قسمتی که بیمار هست رو بیشتر توضیح ببین ممنون میشم زهرا خانم

13

به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به خوشبختی، ثروتمندی و داشتن زندگی عاشقانه برای من مشتاق و مصر است

و قدرت خلق‌کنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به من داده

تا بتوانم از راه‌های لذت‌بخش به تمام آرزوها و زندگی رویایی‌ام برسم و عشقی فوق‌العاده و ناب را تجربه کنم

به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند، هدایتگر و حامی که از رگ گردن به من نزدیک‌تر است

و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم های خوب را به بی‌نهایت مقدار آفریده

و من را نیز موجودی بسیار عزتمند ‌و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمت‌هایش را دارد.

*
سلام به جهان زیبا و سخاوتمند من که غنی هست از خوبی، زیبایی، نعمت، فراوانی، ثروت، فرصت، برکت و آدم‌های بسیار خوب، باایمان، موفق و ثروتمند

*

سلام. باز هم سال نو مبارک هممون.
امیدوارم به قول استاد عباس‌منش، “امسال بشه بهترین سال زندگی‌تون تا الان”. کلی اتفاقات خوب براتون بیفته. تنتون سلامت باشه، آرامش داشته باشین، آبرومند و عزتمند باشین، خوشحال‌تر باشین، امیدوارتر باشین، خودتون رو زیباتر ببینید، اگه درس می‌خونید تو درستون موفق بشین، اگر کار می‌کنید از کارتون لذت ببرید، شغل دلخواهتون رو داشته باشین و کلی ازش پول دربیارید، کلی فرصت‌های خوب براتون پیش بیاد و بتونید ازشون نهایت استفاده رو ببرید، ایده‌ها و موقعیت‌های عالی وارد زندگیتون بشه، با آدم‌های خوب و باوجدان زیادی آشنا بشین، قوانین جهان رو بیشتر و بهتر درک کنیم، ثروتمندتر از قبل بشین، تو همه ابعاد زندگیتون موفق و کامیاب بشین، اگر هم مثل من مجرد هستین امسال سالی باشه که فرد ایده‌آل زندگیتونو همونطور که شما ایده‌آل او هستین پیدا کنید و زندگی پاک و عاشقانه‌ای رو شروع کنین و از عشق ناب و رابطه پر از اعتماد و محبت و وفاداری لذت ببرید؛ ولی جدای از همه اینها برای خودم و دوستان زیبا و توحیدیه این سایت بهشتی آرزو می‌کنم که به اون شخصیتی که دلمون بخواد بتونیم تبدیل بشیم، شخصیتی که از خودش بسیار راضی هست و به خودش احترام می‌زاره، شخصیتی که خودس رو لایق زندگی بهتر و نعمت‌های خداوند می‌دونه؛ آرزو می‌کنم هر روز امسال، احساس خودارزشمندی بیشتری نسبت به روز قبل داشته باشیم، بیشتر خودمون رو انسانی لایق و ارزشمند ببینیم و همچنان به مسیر درست، خوبی‌ها، زیبایی‌ها، نعمت‌های مختلف و زندگی رویایی‌مون هدایت بشیم.
آمین

*

مرور نکات:

سلامتی یک ثروت عظیم است که باید همیشه حتی زمانی که در سلامتی‌ هستیم‌، به آن اشاره کنیم و به خاطر آن سپاسگزار باشیم.

باید مهم‌ترین اولویت زندگی‌مان را، بودن در آرامش و احساس خوب بدانیم
و سعی کنیم این کار را با ایجاد هماهنگی میان ذهنمان و روح انجام دهیم.

باید تلاش کنیم نعمت‌های زندگی‌مان را ببینیم و به خاطر آنها سپاسگزار باشیم
و به این شیوه‌، حضور فراوانی و ثروت را در زندگی‌مان تأیید و تحسین کنیم.

خصوصاً در لحظاتی که حالمان بسیار عالی است، بر سلامتی و احساس خوبی که داریم، تمرکز کنیم و آن را تحسین کنیم.

سعی کنیم تا آنجا که می‌توانیم، بر نکات مثبت زندگی‌مان یا حتی نکات مثبت زندگی افرادی که آنها را می‌شناسیم و دوست داریم که زندگی ما هم شبیه به زندگی آنها باشد، تمرکز نماییم و تحسینشان کنیم.

بهترین زمان برای ارسال فرکانس سلامتی، زمانی است که در سلامتی کامل هستی و به شدت احساس خوبی را تجربه می‌کنی.

زیرا بدن خیلی سریع به فرکانس‌ها واکنش نشان می‌دهد و خودش را به شکل بیماری یا سلامتی نشان می‌دهد؛
به عبارتی، سلامتی یا بیماری دقیقاً نشانه واضحی از هماهنگی یا عدم هماهنگی ما با خودمان، با منبع و همان انرژ‌‌ی‌ای است که خدا نامیده‌ایم.

یادمان باشد که:
همه اتفاقات زندگی ما، بازتاب کاملی از باورها و فرکانس‌های ماست.
این فرمولی است که می‌شود با آن هر مسئله‌ای را حل کرد.

با دانستن این قانون ساده، به راحتی می‌توان رابطه مستقیمی میان باورهایی که داریم، فرکانس‌هایی که ارسال می‌کنیم و اتفاقاتی که تجربه می‌کنیم را متوجه شویم.

جسم ما همیشه بیشترین پاسخ را به فرکانس‌هایمان می‌دهد. از اینرو با اولین نشانه بیماری، از خودت بپرس:
«من در طول این مدت، در چه فرکانسی بوده‌ام؟
کانون توجه ام روی چه موضوعاتی بوده
و چه باورهایی داشته‌ام؟»
و به جای هر کار دیگری؛
شروع به تغییر کانون توجه و فرکانس‌هایت نما.

منظور از ساختن باور، جمله‌هایی که می گوییم یا کارهایی که انجام می‌دهیم یا چیزهایی که می‌نویسیم یا تمریناتی که انجام می‌دهیم، نیست، بلکه موضوع، کانون توجهی است که داریم.
یعنی روی چه موضوعی تمرکز کردیم؟
مشکل یا راه حل؟

یادمان باشد که:
تغییر فرکانس و تغییر باور به کمک تغییر کانون توجه است؛
که نشانه‌اش هم میزان احساسِ بهتری است که در هر لحظه قادر می‌شویم نسبت به لحظه قبلی، در خودمان ایجاد کنیم.

چیزی که نتیجه را تعیین می‌کند، جملات یا نوشته‌های ما نیست، بلکه فرکانس‌های ماست.
یعنی اگر در حال تحسین، تایید و سپاس‌گزاری به خاطر سلامتی‌، آرامش، ثروت، عشق و هر نعمت دیگری باشیم یعنی تمرکز ما روی نعمت‌ها و فراوانی‌ زیبایی و خوبی در زندگی‌مان است، یعنی ما در حال ارسال فرکانس فراوانی نعمت‌ها از جمله نعمت سلامتی، آرامش، ثروتمندی، زندگی عاشقانه و پاک و دیگر خوبی‌های زندگی‌مان هستیم؛ و قطعا چیزی که جذب خواهیم کرد نیز بودن در سلامتی بیشتر، آرامش بیشتر، ثروت بیشتر، لذت بیشتر، خوشحالی بیشتر، موفقیت بیشتر، عشق بیشتر و در یک کلام، فراوانی و نعمت بیشتر است، 

نکته مهم:
بهترین راه شناسایی کانون تمرکز، میزان آرامشی است که توانسته‌ایم آن را تجربه کنیم و در آن بمانیم؛
بنابراین در تمام لحظاتی که به ظاهر ناخوشایند هستند (و فقط آمده‌اند تا باعث شوند نعمت‌های زندگی‌مان را بهتر بشناسیم)، تصمیم بگیر که با تمرکز بر هر چیز خوبی که برایت جذاب و دوست‌داشتنی است، فرکانس خود را از چیزهای ناخوشایند به چیزهای خوبی مثل سلامتی، آرامش، ثروت، عشق و سایر نعمت‌ها و زیبایی‌ها تغییر دهی.

نکته مهم:
وقتی به شدت احساس نیاز به چیزی داشته باشی، به اون معنا نیست که در حال ارسال فرکانس آن خواسته هستی و حتما باید وارد زندگیت شود. موضوع دقیقاً برعکس است.
به این نکته دقت کنیم که:
احساس نیاز شدید به خواسته‌ای، هرگز به معنای تمرکز بر آن خواسته نیست، بلکه مفهوم این موضوع، درخواست احساس نیازِ بیشتر به آن خواسته است. پس طبق قانون، قطعاً نباید آن خواسته وارد زندگی‌مان شود.

بدانیم که:
چیزی بدون اجازه‌ی ما نمی‌تواند وارد زندگی‌مان شود و این ما هستیم که این اجازه را با فرکانس‌ها و باورهایمان به آنها می‌دهیم.

یعنی اگر ایمان داشته باشیم که هر تجربه‌ای درزندگی‌، بازتاب دقیقی از باورها و فرکانس‌های خودمان است، دیگر ساده‌ترین راه برای درک فرکانس‌ها و درک اینکه کانون توجه ما روی چه چیزی قرار داشته، نگاه کردن به تجارب است.

بنابراین وقتی می‌بینیم تجارب ما با خواسته‌هایمان یکی نیست، بدانیم که اشکال کار، چیزی در درون و بطور واضح‌تر، باورهای ماست. 
از اینرو به راحتی می‌توان با تغییر کانون توجه‌ بر روی چیزی که می‌خواهیم
و وفاداری به ادامه این روند‌،
کم کم نقطه تمرکز را از روی ناخواسته‌ها برداشته و بر روی خواسته‌ها بگذاریم.
تکرار این کار موجب ساخته شدن باورهای جدید و تغییر باورهای قبلی می‌شود.

یادمان باشد که:
خداوند یک انرژ‌‌ی است که به هر آنچه در ذهن‌مان بسازیم، به آن شکل می‌دهد.
و ما به‌ عنوان تکه‌ای از خداوند، قادریم این قدرتمندترین انرژی را باور کنیم و آن را به شکل هر خواسته‌ای که دلمان می‌خواهد اعم از سلامتی‌، ثروت، عشق، آرامش و خوشبختی وارد زندگی‌ خود کنیم.

فکر کنم اولین دوره‌ای که از سایت تهیه کردم، دوره فوق‌العاده “راهنمای عملی دستیابی به رویاها” بود. واقعا این دوره عالیه (مثل بقیه دوره‌ها، حالا چه اونهایی که تهیه کردم مثل “کشف قوانین زندگی” و… یا دوره‌هایی که هنوز ندارمشون). اما ی چیزی توی این دوره برای من به شخصه خیلی ارزشمند و سرنوشت‌ساز هست و اون هم تعریف استاد عباس‌منش از خداوند هست. یعنی فقط براتون بگم که پارسال با اون ذهنیت ناامید و غمگینی که من داشتم نسبت به خودم و زندگیم و حتی مهمتر از همه، با اون رابطه درب و داغونی که با خدا داشتم که در اصل باید بگم اصلا رابطه خاصی نبود، فقط همون یک تعریف استاد عباس‌منش از خداوند، ذهن من دگرگون شد، به دنبالش در زندگی من انقلابی به پا که اثرات بنیادینش در جان و ذهن و قلب من نهادینه شده؛ خدا رو هزاران بار شکر. یکم دیگه میشه یک سال که توی این محیط توحیدی و بهشتی هستم و چقدر من خوشبختم که به اینجا رسیدم و توی ی مسیر بسیار زیبا قدم گذاشتم. نقطه عطف زندگی من با آشنایی با استاد عباس‌منش و باور کردن و به کار بستن حرف‌ها و آموزه‌های ایشون به وقوع پیوست.
خدا ی انرژیه، قدرتمندترین انرژی، که از رگ گردن به ما نزدیک‌تره و می‌خواد که ما خوشبخت و ثروتمند باشیم و به گسترش این جهان زیبا کمک کنیم و اثری خوب از خودمون به جا بزاریم. خدا ی انرژی سخاوتمنده که ما رو خالق زندگی خودمون خلق کرده تا با رمز احساس خوب= اتفافات خوب، تا با باورهای قدرتمندکننده و ارسال فرکانس‌های مناسب به جهان، تمام اتفاقات زندگیمون رو رقم بزنیم و شرایط دلخواه و رویایی‌ رو برای خودمون خلق کنیم. خدا ی انرژی که با وجود خطاهای ما در گذشته، ما رو کماکان دوست داره، برای ما ارزش زیادی قائله و مشتاقه به سوی او برگردیم و به خاطر همین، راه توبه رو باز گذاشته و هر کار خوب ما رو ۱۰ برابر می‌کنه و کار بد رو ۱ بار به حساب میاره و میگه کار خوب کارهای بد رو هم پاک می‌کنه؛ دیگه از این چی می‌خوایم؟
من هم مثل خیلی از دوستان، خداشناسی و خودشناسی‌ و حتی معنای زندگی که دارم می‌کنم رو از این دوره یاد گرفتم. به کمک آگاهی‌های ناب این دوره و توصیف زیبا و ظریفی که استاد از خدا کردند، الان امیدوارترم، خوشحال‌ترم و آرامش بیشتری دارم. اصلا به محض اینکه در اطرافم ی اتفاق نادلخواه رخ میده، بای‌دیفالت ذهن من میگه “من خالق همه اتفافات زندگیم هستم. من خالق شرایط زندگیم هستم.” البته چندین باور قدرتمندکننده در ذهنم مرور میشه که احساس خوبی به من می‌دن و همون لحظه احساس آرامش می‌کنم و حتی گاهی ی لبخند ریزی به خودم می‌زنم و تکیه می‌دم به صندلی، به اون معنا که کمترین نگرانی و اضطراب رو دارم و اتفاقا چون به قدرت و مهربانی این انرژی ایمان دارم، نه تنها ناراحت و ناامید نمیشم، بلکه تمام خواسته‌هامو به خداوند می‌گم و اتفاقا با خوشحالی و اطمینان می‌گم و اتفاقا آرزوهای بزرگ هم می‌کنم و اتفاقا خودم رو لایق نعمت‌های خداوند می‌دونم.
چرا که به این خدای زیبا و سخاوتمند ایمان آوردم و معنای توحید در عمل رو با شیوایی کلام استاد به معنای واقعی کلمه متوجه شدم و من دیگه برای هر کاری، تکرار می‌کنم هر کاری، دنبال پارتی‌بازی و اینجور چیزها نیستم، چون همچنین قدرتی از رگ گردن به من نزدیک‌تره، اخه برم سراغ کی؟ همه عالم و آدم و موجودات دنیا تحت هدایت خداست، من برم سراغ کی؟ خدا بخواد به من کمک کنه که زندگی ایده‌آلم رو داشته باشم که مطمئن هستم می‌خواد، اراده کنه آدم‌های دیگه، فرصت‌ها، ایده‌ها، عوامل و شرایط و موقعیت‌های مختلف، برای من میشن هزاران هزار دستان خدا. نوشتن این باورهایی که دارم اونقدر احساس خوب، احساس قدرت، احساس ‌آرامش و احساس اطمینان قلبی به من میده که از خوشبختی میخوام بال در بیارم. اصلا باوری که احساس خوب نده که باور قدرتمندکننده و صحیح نیست. پس دوست نادیده و زیبای من، اگر تو هم می‌خوای احساست به خودت، زندگیت و خدا عالی بشه و توی ی مسیر فوق‌العا‌ده زیبا قرار بگیری، این لطف رو به خودت بکن و با تهیه این دوره از خودت و زندگیت بیشتر لذت ببر. چون هر بار که لازم باشه وقتی این انرژی و قوانین زیباش رو به یاد بیاری، واقعا برد کردی. بیا اجازه بدیم این انرژی قدرتمند به راحت‌ترین شکل، اتفاقات زندگی‌مون رو برامون رقم بزنه. خواهیم دید که خداوند به شکل آرزوها و خواسته‌‌های ما، در قالب سلامتی، زیبایی، آرامش، عشق ناب و زندگی پاک و عاشقانه، برکت، ثروت، امکانات مختلف، لذت‌های گوناگون، موفقیت، فرصت‌ها و ایده‌‌ها و هر نعمت و زیبایی که فکرش را می‌توانیم بکنیم، وارد زندگی‌مان شده و از عهده حل هر مسئله‌ای بر می‌آید«

*
من به دنیا آمده‌ام تا زندگی عالی در این دنیا داشته باشم،

آبرومند باشم،

عزتمند باشم،

ثروتمند باشم،

شاد باشم،

قوی باشم،

سلامت باشم،

زیبا باشم،

آرامش داشته باشم،

در رفاه باشم،

لذت‌های مختلف رو تجربه کنم،

موفق باشم،

عاشق باشم،

عاشقم باشن،

تا خوشبخت زندگی کنم،

به دنیا آمده‌ام تا به گسترش این جهان زیبا و سخاوتمند کمک کنم،

تا اثر خوبی از خودم به جا بزارم،

تا برسم و لذت ببرم و شکرگزار باشم.

*

من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی می‌کنم که

در آن بی‌شمار نعمت و فرصت و ثروت و آدم‌های خوب وجود دارد و

من قرار است سفری بسیار لذت‌بخش و عاشقانه را در این جهان داشته باشم ‌و

در کمال خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.

*

خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم من رو به سمت زندگی بهتر و شرایط ایده‌آل و رویایی‌ام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.

و خدایا من آمادگی دریافت سلامتی و آرامش بیشتر، برکات، نعمات، ثروت و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همه اونها هزاران بار شکرت.


13

سلام به دوست عزیز
من خودم بیماری روماتیسم مفصلی حاد داشتم و زانوهایم و کمرم خمیده شده بود و در حالت دراز کش بودم قبل تر فالهای استاد را در مورد ثروت و موفقیت و اینکه چطور با استفاده از قوانین به خواسته هایش رسیده است را هر وقت که به خانه پدرم میرفتم میدیدم از پدرم میگرفتم و در مواقعی گوش میکردم چون به یاد گیری وپیشرفت علاقه دارم و مقاومتی در مقابل پذیرفتن کاری که درست است ندارم ومشتاقم بیاموزم پدرم همیشه منبع آموزش‌ها از اساتید درتمام حوزه ها است اما من فقط حرفهای استاد عباسمنش برایم قابل هضم و درست و عقلانی و واقعا میشد به آنها عمل کرد راهکار های توهمی و غیر واقعی نبودند و بلاخره….. خیلی دلایل دیگر اما من به دنبال سلامتی بودم اما سلامتی را نمی‌توانستم احساس کنم چون نه حرکت فیزیکی داشتم ونه حال خوب ودر کل روز همیشه درد داشتم بدون وقفه من این زندگی رو به عنوان زندگی واقعی قبول نداشتم در همان حالت چشمانم را می‌بستم و تصور می‌کردم که این یک توهم است من خواب میبینم دردی وجود ندارد اگر از خواب بیدار شوم و تصور می‌کردم یک انسان بسیار دانا که در ذهن من پیرمردی چینی بود به من می‌گفت تاکی میخواهی در خوابت بمانی بیدار شو و زندگی کن کی میخواهی زندگیت را شروع کنی زانوی تو صاف است چرا تصور میکنی خم شده است صافش کن دردی وجود ندارد درد در خواب توست بیدار شو وزندگی کن تا کی میخواهی در خواب باشی خسته نشدی و…. همینطور در گوشم می‌خواند و من با رها کردن عضلات و تکرار کلمه رهایی در ذهنم و اینکه دردی وجود ندارد ماهیچه های منقبض را هرچند با درد رها می‌کردم و میگفتم این یک خواب است فردای آن رو زخمهایی که درد می‌میکردنند خشک شدند زانوهایم وکمرم صاف نشد اما می‌توانستم بشینم و سرپا بایستم و چند قدم دردناک بردارم و من این کار را چندین بار تکرار کردم و شروع به ورزش کردم و با عسا قدم های بیشتری برمی‌داشتم من تمام این کار هارا با با شنیدن صحبت‌های استاد که ما خودمون تصمیم میگیریم چطور زندگی کنیم وما خالق زندگی خودمون هستیم نه کس دیگری تلاش کردم دست از خلق بیماری بردارم وسلامتی را خلق کنم اما بخاطر مشکلاتی که بین خانواده من و همسرم بود و من در درگیری قرار گرفتم و اعصاب وروانی رابدجور خراب کرد هرچه تلاش بود یک شبه نابود شد و دوباره به همان حالت برگشتم من در سرچ کردم ببینم آیا استاد درباره‌ی سلامتی ودرمان هم آموزشی یا فایلی دارد که فایلی که مختص به این موضوع باشد نبود اما کشتن که من به آنهایی که بیمار هستند کتاب لوئیز رو (شفای زندگی) معرفی میکنم بخونن ومن تا این رو فهمیدم سریع هم صوتی وهم pdf ش رو دانلود کردم وخیلی خوشحال شدم چون میدونستم واطمینان داشتم که استاد راه رو نشون داده وشروع کردم به عمل کردن به تمرینات کتاب نزدیک به دو سه بار دقیق همون طوری که کتاب گفته بود عمل کردم من باز یک سال کمرم و زانوهایم صاف شدندند و توانستم بعد از ۵ سال ویلچر و صندلی چرخدار را کنار بگذارم و من که له کلی اعتماد به نام را از دست دادم اعتماد به نام خوب شد و خیلی بهبودی حای بیشتری پیدا کردم و خدارو شکر تمرین آینه خیلی به من کمک کرد بیش از حد ، زانوهای من وکلا خود مرا دکتر ها جواب کده بودند و گفتن به تو دارو نمی‌دهیم که بخوری و خوب شوی دارو مینویسم برات که روند بتر شدنت کندتر اتفاق بیفته و من دارو هارو تهیه نکردم و کلا دیگر دارویی استفاده نکردم وهرکس می‌پرسید تحت نظر چه دکتری ودارو چی میخوری و من میگفتم هیچ خیلی تعجب می‌کردند و میگفتن چطوری چون این بیماری بدون مسکن قابل تحمل نیست اما من الان ۱۷ یا ۲۰ ساله که دارویی نمیخورم و روماتیسم از بدنم رفته و در آزماشم اثری از آن نیست اما انگشتان دستم وپایم خمیده اند و میخواهم آنها را هم با تمرکز برکات مثبت و گوش دادن وعمل به صحبت‌های استاد و فقط و فقط ویدئوهای استاد را ببینم نه چیزی بجز آن و گشیم فقط استاد هست و عمل به دوره سلامتی کلا بشم یک انسان تازه متولد شده و واقعا به قول استاد بلایی سر خودمون میاریم که آرزو می‌کنیم که به صفر برگردیم و برگردیم به همان زمانی که متولد شدیم

دستتون دارم وممنونم از تمام زحمتهایی که برای رشد بشر و آگاهی میکنید زندگی یعنی عمل به تمام آموزش های استاد



10

9 ماه پیش

سلام عزیزم

میشه بگید چه تمریناتی رو انجام دادید دقیقا؟

و اینکه چه مدت طول کشید تا حالتون خوب بشه؟


9 ماه پیش

سلام‌ به دوست و هم فرکانسیه عزیزم فرزانه

خیلی خدارو‌شاکرم بابت قوانین زیباش و اینکه باز امشب من درک کردم با قلبم که خدا با ما راحت حرف میزنه و چیزهایی که میبینیم و میشنویم که تو‌فرکانس فکری و زندگیه شبیه به ما هست من هم در حال بهبودی هستم و دقیقا کتاب شفای زندگیو سه ماهه دارم میخونم و تمریناتش رو انجام میدم واقعا این تمرینات و حرفاشون با آگاهی های استاد هماهنگ هستن و چقدر من هم هر بار خوندم احساس بهبودی بیشتر کردم منم شروع کردم به ورزش هرجا کنترل ذهن نداشتم و کمتر تمرین کردم انرژیم کم شد و احساس ضعیف بودن و نجواها بیشتر شد و دردها اومدن و هرجا که من مشت اول زدم تمرین با احساس خوب و تکرار بذر عبارت های تاکیدی رو تو قلبم کاشتم احساس بهبودی بیشتر و سلامتی بیشتری دریافت کردم و این کامنت شما پیامی بود برای من ک سحر مسیر درسته اینم نشونش سپاس گزارم ازتون سلامت شاد و ثروتمند باشین


9 ماه پیش

سلام به دوست عزیزم سحر

خیلی خوشحال شدم که گفتید کامنتم برای شما مثل یک نشانه بود

در جواب به سوال شما که چه تمریناتی رو انجام دادم دقیقا

باید بگم بیشتر تمریناتش در ذهنم بود و قبلا ورزش میکردم زیاد بخاطر اینکه بدتر نشم و با ترس و فکر منفی ورزش میکردم و نتیجه همیشه بر عکس بود خیلی دارو های سنتی استفاده میکردم و از رو غنهای حیوانی و طبیعی و گوشتها ی مرغ محلی و بلدرچین و گوسفند و دنبه (چون پوستم خشک بود ) و کلا شکر و نان نانوا را حذف کرده بودم با رعایت رژیم غذایی حالم بهتر میشد اما روند تغیر شکل مفاصلم همیشه ادامه داشت

وقتی که کار کرد ذهن رو از استاد عباسمنش در کلیپ هایش دیدم ذهنم را از روی ترس و اینکه کاری کنم که بدتر نشم برداشتم و به سلامتی فکر میکردم من ذهنم خیلی درگیر بود خیلی استرس داشتم بخاطر پدر همسرم و مادر همسرم و برادران و خواهرش و حتی خود همسرم اینقدر که افسرده شده بودم من کلا اهل گریه نیستم و اصلا و ابدا گریه نمیکنم حتی اگر بکشنم ولی طوری شدم که الکی با چیزهای خیلی بیخود گریه میکردم دکتر سنتی به همسرم گفت اگر میخوای خوب بشه باید ببریش یکجای خوش آب و هوا

همسرم به آشنایی یکی از همکارانش که در روستا زمین داشت در یکی از روستاهای دهدز زمین خرید و کم‌کم پول آن را پرداخت کر بلاخره ما به روستای خوش آبو هوا آمدیم من از خوانواده ی همسرم دور شده بودم و این و حتی خانواده خودم که یکی از بدترین استرسهام بود دور شده بودم

ولی هنوز حالم و همان دلهره ها را داشتم گفتم خدایا راه درست فکر کردن را به من نشان بده تا بتوانم ذهنم را آرام کنم تنها چیزی که احساس خوب به من میداد دیدن باغچه مان بود و نهالهایی که تازه کاشته بودیم خانه هنوز رنگ و رو نداشت و نیمه ساخت بود ولی همسرم از کارش استعفا داد و مرا به آنجا برد همه گفتند شما دیوانه اید و همسرم و مرا تحت فشار قرار می‌دادند و از دور به نا انرژی منفی می‌دادند و حتی تماس‌های منفی ولی من باید خوب میشدم باید راه میرفتم چون و این شرایط هم مرا مصمم می‌کرد که باید خوب بشم و هم انرژی منفی می‌داد گفتم ایجا هیچ کس نیست همه از من دورند کسی نمی‌تواند به من آسیبی برساند باید همه را از ذهنم پاک کنم هیچکس وجود ندارد من و همسرم تنها هستیم خیلی سخت بود پاک کردنشان اما تا در ذهنم ناراحتی بخاطر آنها می آمد سریع ذهنم را بجایی دیگر می‌بردم هز چیزی غیر از آنها کم کم آرام تر و آرام تر من در حیاط روی ویلچر می‌نشستم و باغچه را نگاه میکردم و خودم را تصور می‌کردم که سرپا ایستاده ام و در کنار درختان درام قدم میزنم سخت بود تصورش اما تلاش میکردم که تا آجا که میتوانم تصورم را حقیقی و قابل لمس ببینم من چون زمان زیادی درد داشتم و بیمار بودم احساس سلامت بودن را نمی‌توانستم داشته باشم و به دنبال یک احساس قوی که نتوانم سلامتی را حس کنم میگشتم بنظرم رسید برم در خاطرات نوجوانی ودر کودک و در گشته ام که قدرتمندو قوی وسلامت بودم و تمام خاطرات قشنگم در آنجا بود خودم در آن زمان تصور می‌کردم سلامت بدون هیچ دردی قوی درحال شادی و جواب داد من توانستم تصور کنم و احساس کنم که سلامتم خیلی خوب بود ( من کتاب سلامت شکوفا رو هم خوندم و خیلی عالی بود) هر روز کارم این بود که که در حیاط بنشینم و ببینم وقتی سلامت بودم چه احساسی داشتم و همان احساس را در در خودم بوجود بیاورم و بعد از آن همیشه یک آرامشی را در تنم پاهایم و دستهایم هس میکردم بعد از تمرکز

ودیگری این بود که می‌نوشتم من سلامت هستم من قوی هستم من سالم ترین هستم تا می‌توانستم می‌نوشتم ذهنم قبول نداشت ولی من می‌نوشتم و با خودم حرف میزدم میکفتم آنقدر تکرار میکنم تا قبول کنی و باور کنی دستهای من سالم است و پاهای من قوی و انعطاف پذیر است می‌نوشتم و در مواقعی بلند تکرار میکردم بعضی شبها احساس خوبی داشتم و دلم میخواست چشمانم را ببندم و این ذکرهارا تکرار کنم لا قدرت دستانم خیلی درد می‌کردند مفاصل انگشتانم زخم های درد ناکی داشتند حتی نمی‌توانستم دستم رابشورم از شدت درد حتی دستم را با آن دست دیگرم نمی‌توانست تماس داشته باشد چون درد می‌گرفت پتو رویم نمینداختم چون دردم می‌گرفت شب نشتم بر لبه تختم و چشمانم را بستم احساسم را در این قرار دادم و فکر میکردم که دستانم سالم و قوی هستند دستهایم را به هم نزدیک کردم و گفتم دست من سالم است دردی وجود ندارد درد ساخته ذهن من است و من آن را پاک میکنم وهمین طور تکرار میکردم ودر همان حال دستهایم را ماساژ و حرکت میدادم وتصویر سلامتی و بی محلی به درد و احساس سالم بودن صبح بیدار شدم و با تعجب در یکشب تا ب زم دستهایم خوب شدند دستهایم راستم آجر هارا میگرفتم و در فرقون می‌گذاشتم همسرم خیلی خوشحال شد گفت چه کردی چقدر تغیر کردی دیشب قرمز شده بودی گفتم واقعا داشتم میگفتم من سلامت هستم در دنیا فقط سلامتی وجود دارد و….

من بعد از اینکه کتاب شفای زدگی به دستم رسید یک سال طول کشید تا ویلچر را کنار کاشتم و برای این که پل پشت سرم را خراب کنم صندلی چرخ داری داشتم که با آن داخل خانه می‌گشتم چرخ های آن را در آوردم و چیزی که باعث شد این کار را بکنم این بود که با خودم گفتم من دیگر نمی خواهم از ویلچر و صندلی چرخ دار استفاده کنم تاکی من خسته شدم باید راه برم و در خانه در همه جا صبری گذاشتم تا هر چند قدم که میروم در آنجا بنشینم و دوباره راهم را ادامه بدهم و تمرینات لوئیز شفای زنگی را هم هر روز انجام می‌دادم طبق پیش گفتار اول یکبار کتب را صوتی از اول تا آخر گوش کردم و بعد شروع به انجام تمرین کردم و شبها وهر وقتی که دراز میکشیدم خودم را بجای افقی بودن عمودی تصور می‌کردم و په هایم را تکان میدادم و تصور می‌کردم سرپا هستم و دارم راه میروم همراه با احساس شادی و خوشحالی بعد از یکسال توانستم راه بروم و دیگر در بیرون از خانه هم می‌توانستم راه بروم اما چون مدت زمان زیادی بود کاراه نمی‌رفتم عضلات قدرتمند نبودند و سریع خسته میشدم و مچ پاهایم درد می‌گرفت وای کم کم بهد از یکسال شکیلتر و با استقامت تر راه میرفتم خدارو شکر الان کوهنوردی میکنم و خیلی قوی‌تر شده ام

امید وارم که جواب سوال تان را در این کامنت ببینید دوست عزیزم برای شما آرزوی سلامتی همراه با شادی و ثروت و موفقیت دارم

سلام به همه دوستان عزیزم…من تازه چند ماهه که عضو سایت هستم…به کمک عشقم با استاد عزیز اشناشدم…باخوندن این کامنت های زیبا نمیتونم جلوی اشکم را بگیرم…بعدازاشنایی بااستا عزیز منم نزدیک ب نه ماهه که قرص تیروییدمصرف نمیکنم واحساس میکنم حالم هرروز بهتروبهتر میشه…گهگداری سردردهای شدیدی می‌گرفتم وتاقرص نمی‌خوردم خوب نمی‌شدم ولی ب لطف الله و استاد عزیز چند باری هست که سردردم بدون قرص رفع شده…الله و اکبر..خداروصدهزار مرتبه شاکرم که عضوی از این خونواده بزرگ شدم…ما با کمک خیلی از فایلهای رایگان داریم ب نتیجه میرسیم…باخوندن این کامنت های زیبا بیشتر یقین پیدا کردم که بایدهرثانیه بیشترشاکر رب جلیل باشم…

عاشقانه دوستت تون دارم

در پناه الله یکتا همیشه سالم و شاد باشید ❤️❤️❤️❤️❤️❤️


9 ماه پیش

با درود به فرزانه عزیز

چقدر با خوندن کامنتت خوشحال شدم و تلاشت رو برای شفا می ستایم. مخصوصا اینکه الان کوهنوردی هم می کنید. انشالله همیشه سلامت و تندرست بمانید.


9 ماه پیش

درود بر شما دوست عزیزم وحیده

خیلی از شما ممنونم

مرسی از کامنتتون که واقعا به من انرژی مثبت داد

برای شما آرزوی سلامتی و شادی و ثروت دارم


7 ماه پیش

سلام فرزانه جان خدا را بی نهایت شکر وسپاس که هر لحظه کنارتون بوده وهدایتتون کرده وامید داده تا تونستین تکاملتونو طی کنید وبه سلامتی برسید چقدر اشک شوق ریختم از خوشحالی برا سلامتیتون وصبر وحوصله وپشتکار وتحملتون خدارا شکر که این فرشته زیبا وعزیزمون تونستن به لطف الله شفا پیدا کنندوبرن سر خونه زندگیشون انشالله درپناه رب العالمین کنار همسر فداکاروباارزشتون خوشبخت سلامت ثروتمند وشاد باشید با نینی های خوشگل وسالم .


7 ماه پیش

سلام و درود بیکران به مژگان جان عزیز و مهربان

ممنونم که با کامنت زیباتون به من انرژی دادید، و از دعای زیبا و پر مهبتون ممنونم

واز خدای بزرگ برای شما شادی و سلامتی و ثروت رو آرزو دارم


7 ماه پیش

سلام عزیز دلم دوست هم فرکانسی من

چقدر با خوندن کامنتتون احساسم خوب شد چقدر انرژی گرفتم و جواب سؤالاتمو و ترمزامو پیدا کردم …واقعا ازتون سپاس گزارم که اینقدر با صبر و با انرژی واسم نوشتین وقت گذاشتین خدایا شکرت بابت این هدایت

دقیقا من فهمیم که مساله من هم همینجاس که تمرکزم به جای گذاشتن رو سلامتی گذاشتم رو چه کنم چه کنم و این اشتباهه و منم خیلی میومدم تجسم کنم خودمو در آینده که احساس سلامتی دارم و نمیشد اگه میشدم احساس خوب نداشت اما اینکه گفتین تجسم میکردین تو گذشته که چه احساسی داشتین جواب سوال من بود مرسی ازتون خدایا شکرت بابت هدایتم

چقدر ایمانتون عمل آورده واستون و چقدر قشنگ نتیجه گرفتین

پس می‌شود پس می‌شود پس می‌شود …

مممنونممممممم خدا به زندگیتون خیر و برکت و سلامتی بده دوست عزیزمممم من ایستاده واستون دست میزنم که اینقدر قوی هستین و باعث انگیزه من و خیلی از دوستای سایت شدین

در پناه الله باشین


7 ماه پیش

سلام به سحر عزیزم،

من رو خیلی خیلی خوشحال کردید با این کامنتی که واسم فرستادید،

واقعا شما فوقالعاده هستی که داری دنبال نقطه ضعف های خودت میگردی و اونهارو پیدا میکنی و بجاشون قدرت و احساس خوب رو قرار میدی من با تمام وجودم برای شما آرزوی سلامتی و بهترین ها رو دارم و خیلی دلم میخواد موفقیت شما رو ببینم

انشالله در پناه خداوند سلامت و شاد و ثروتمند باشید

13

سلام درود .
سلامتی و پر انرژی بودن و شادمانی را حس کنیم
زیرا با همین حق بدنیا آمدیم
هر چند گروه فراوانی از مردم بیشتر اوقات چنین حسی ندارند
شکر گذاری به بدن کمک می کند تا سریعتر خوب شویم
قدرت شکر گذاری هم با مراقبت خوب از بدن و تغذیه و هر کمک پزشکی که می گیرد نتیجه می دهد
زمانی که نوعی بیماری و یا وضعیتی در بدن وجود دارد دلیلش وجود احساسات منفی مانند نگرانی درماندگی و یا وحشت . خشم. و کینه و نفرت است.. برای افزایش سلامتی باید احساسات منفی را کنار بگذاریم
زمانی که بخشی و یا چیزی را در بدن دوست ندارید و یا از بدن خود شکایت دارید مشکلات بیشتری را درست می کنید.
هر کس شکر گذار نباشد برای سلامتی و یا بدن خود حتی آنچه را که دارد از او گرفته می شود
به سلامتی فکر کنیم که در گذشته و دوران کودکی و جوانی و بزرگسالی داشتیم .. به مواقعی که پر انرژی و شاد بودیم و بخاطر آن دوران قدردانی و شکر گذاری کنیم
به سلامتی که امروز دریافت می کنیم تمرکز کنیم و برای هر عضو و سیستم و حس جسمانی که حالا در بدن ما خوب کار می کنند شکر گذار باشیم
به آن سلامتی و آن حالت. عالی و آرمانی که آرزو داریم تمرکز کنیم و برای اون حالت بدن که دوست داریم در آینده داشته باشیم شکرگذاری کنیم و آماده ی هر چیزی باشیم طبق قانون جذب آن را دریافت می کنیم
بیشتر اوقات زمانی که فردی به بیماری مخصوصی مبتلا می باشد زیاد در موردش صحبت نمی کند بلکه در موردش تحقیق می کند و اطلاعاتی در مورد علایم احتمالی به بدتر شدن آن و یا نتایج وحشتناک آن جمع آوری می کند بعبارتی فرد همه ی توجه خود را به این بیماری متوجه می کند در واقع تمرکز بر بیماری آن را دور نمی کند بلکه تمرکز بر مشکل تنها آن را تشدید می کند و یا برعکس اگر به حالت آرمانی آن قسمت از بدن که می خواهیم سالم باشد تمرکز کنیم و فقط و فقط به سلامتی آن قسمت توجه کنیم سلامتی بیشتری رو دریافت می کنیم در واقع یک دقیقه صحنه ای رو مجسم کنیم که آن حالت دلبخواه بدن مان را داریم یعنی زمانی که بدن خود را در ذهن به حالت دلخواه ببینیم و بشکلی از اعماق قلب شکرگذاری کنیم که انگار آن را دریافت کردیم
مثلاً.. برای کلیه های سالم و قدرتمندی که همه ی مواد زاید بدن را تصفیه می کند شکر گذار باشیم

اگر می خواهیم خون سالمی داشته باشیم و بخاطر اینکه اکسیژن و مواد غذایی رو به همه ی بدن می رساند شکر گذار باشیم

اگر می خواهیم قلب سالمی داشته باشیم بخاطر اینکه قلب سالم و تپنده ای که سلامت همه ی اندام های بدن ما را حفظ می کند باید شکرگذار باشیم

اگر می خواهیم قدرت بینایی خود را بهبود دهیم پس برای دیدار و بینایی آرمانی خود باید شکرگذار باشیم( من در این زمینه دارم روی خودم کار می کنم بلطف خدا )

اگر می خواهیم حس شنوایی خود را تقویت کنیم .. برای شنوایی خوب و کامل خود باید شکرگذار باشیم

اگر انعطاف پذیری بیشتری لازم داریم برای بدنی. نرم و انعطاف پذیری خود شکرگذار باشیم
اگر میخواهیم وزن خود را کم و یا زیاد کنیم به اون وزن ایده عالی و آرمانی که می خواهیم تمرکز کنیم و خود را در آن وزن آرمانی مجسم کنیم. و بعد طوری شکرگذاری کنیم که انگار همین الان به آن وزن مطلوب رسیده ایم

در هر صورت هر چیزی که می خواهیم بهبود ببخشیم ابتدا خود را در آن حالت مجسم کنیم و سپس برای آن حالت شکر گذار باشیم گویا همین حالا دریافت کردیم و برای همه ی این خواسته هامون بسمت مسیر درست و مناسبش هدایت می شویم و از خداوند هدایت بطلبیم

بقراط می گوید قدرت طبیعی درونی ما شفا دهنده های حقیقی بیماری ما هستند


12

وقتی بخواهید از شرچیزی خلاص شوید بیشتر دچارش میشوید. تین قانونی است که همیشه استادهم ازآن صحبت میکند. به جای اینکه از شر آن یعنی بیماری خلاص شوید، زاویه دیدتان را تغییر دهید. فکرکنید که چه باورهای دارید که باعث میشود زودبه زود بیمارومدت آن طولانی باشد؟. وقتی درحال بیماری سپاسگزاری میکنید درواقع زور میزنید که به زور توجهتان را ازبیماری بردارید اما لازم است این کار را انجام دهید:قبول کنید که مریض هستید و سپس ازخودتان سوال کنید اکنون که درابن وضع هستم قدر چه لحظات و چه چیزهای را درزندگیم بیشتر میدانم؟ کنترل ذهن وتوجهتان دراین حالت خییییلی راحت تر است. الگوهای را پیداکنیدکه بیماری شان بهبود یافته. اینگونه شما ذهنتان را به سمت بهترشدن هدایت میکند. امیدوارم حالتان هرروزبیشتر روبه بهبود باشد.


12

وای وای این متن فوق العاده بود خانم شایسته عزیز و استادگرامی ممنون از شما که اینقدر زیبا پاسخ دادید
دقیقا من هم این مشکل رو داشتم و هرچه احساس نیاز بیشتر می کردم (از نظر مالی) یک نیاز دیگه بهم اضافه میشد وهرماه می گفتم این ماه هزینه اضافه غیر مترقبه رو نخواهم داشت و دقیقا هرماه این هزینه رو داشتم و دیگه کلافه شده بودم (من روی دوره روانشناسی ثروت 1 در حال کار هستم). خیلی هدایتی اومدم عقل کل و سوالات رو یکی یکی می خوندم تا چشمم به این سوال افتاد با اینکه ظاهرا به مشکل مالی من ربطی نداشت ولی برام جالب بود و وقتی به جواب فوق العاده شما رسیدم گفتم الله اکبر ، اینکه دقیقا جواب سوال منه و فهمیدیم مشکل کارم از کجاست و یک انرژی دوباره گرفتم و خیلی از خداوند مهربانم سپاسگزارم که من رو هدایت کرد و این خیلی نشونه جالبی بود برام که دوست داشتم با شما به اشتراک بذارم.
فوق العاده اید و بی نظیر


12

سلام دوست عزیز
نگرانی شما طبیعی است
احساس بد شماهم طبیعی هست
اما آیا کمکی می‌کند؟
تحقیقات نشان داده همین نگرانی ریشه خیلی از بیماری هاست
و یه سوال دیگه و اونم عدم نگرانی و احساس خوب چه؟
آیا کمکی می‌کند ؟
خوب پس منطقی است که دنبال چگونه بهتر شدن باشیم تا چرا بد شدیم
و خوب این موضوع چگونه ایجاد میشه ؟
شما قبل ار بیماری میتونی با چک شدن جلوی اون رو بگیری و بعدش هم با درمان
هر کاری لازم هست انجام بده
و سپس مابقی را به خدا بسپار
اما این رهایی و به خدا سپردن توحید است
اینکه بیماری میتونه شما رو آزار بده شرکه
همواره به یاد بیار همه چیز تحت امر خداست
و تحت کنترل اون هست و با خیال راحت برنامه های عادی خودت رو انجام بده
فکر بیماری ممکنه در ذهنت بیاد و هروقت اومد ردش کن نگران نباش که اگر فکر نکنی بدتر میشی
روزی ۱۰ دقیقه فکر کن تصمیم بگیر و بدون مابقیش ندای شیطان هست که باید در ذهنت کمرنگ شود
خودت را مشغول کن با کار درس تفریح مسافرت و…
در پناه الله باشی


10

با سلام و درود بر شما استاد عزیز
کاملا صحبت زیبا و مثل همیشه تاثیر گذار وبرنده. ما خیلی وقتها به ظاهر فکر می‌کنیم که درست فکر یا عمل می‌کنیم. اما شاید بارها برای خودمم پیش آمده ولی بارها وبارها وقتی شاهد گوش کردن فایلها یاکتاب شدم دیدم کاملا اشتباه فکر کردم و علت اصلی رو دریافتم که برای همون بار اول زود قضاوت کردیم و وقتی بارها تکرار می‌شود نظرمون عوض می‌شود. چرا این‌رو گفتم بخاطر این که ما خیلی فکر می‌کنیم سپاسگزاری واقعی انجام میدیم ولی در عمل اینطور نیست ما فقط بصورت عادت سپاسگزاری میکنیم ولی تمرکزمون اصلا رو سپاسگزاری واقعی نیست ما شاکر خدا هستیم ولی بهش ایمان نداریم ما موقعی شاهد اتفاقات شگرفی در زندگیمان هستیم که ایمان داشته باشیم. مثل فردیه که مشت مشت قرص میخوره و هی باخودش تکرار میکنه میگه میدونم که من خوب نمیشم ولی حالا میخوریم. قطعا هیچ درمانی حاصل نمیشه چون باور نداری. و اینکه محال است که کسی سپاسگزاری واقعی انجام بده و همیشه مریض باشه بلکه قانون سپاسگزاری یک قانون هست نه یک نظریه و قانون برای همه افراد جواب میده. ما میلیاردها سلول در بدن و میلیون عضو در بدن داریم ما شاید به ظاهر یه عضوی از بدن دچار مسله شده خب ما فقط تمرکزمون رو همون یک عضو هست که دچار مسله هست ما بعضاً میلیون عضودیگه در بدنمان سالم هست و به درستی کار می‌کند. پس ما باید تمام کانون توجهمون را برای سالم بودن قسمت‌های دیگر بزاریم.
براتون آرزوی دلی شاد و قلبی مهربان


10

درود بر پروردگار رب العالمین ،استاد عزیزم و دوستان الهی
خدا راسپاسگزارم که در حلقه هدایت الله قرار دارم و شگروسپاس که سلامتی را هر لحظه به من هدیه میکند.
با توجه به سوال دوست اهی در خصوص بیماری که شرح دادن تجربه ای دارم از این نوع نگاه و فرکانس
سال 97 بنده دچار بیماری دیابت شدم و ناگفته نماند چون مادرم و خانواده مادریم همه درگیری دیابت بودن من هم این باور را در خود ناخواسته ایجاد کرده بودم که دیابت موروثی هست و من هم میگیرم و خیلی ترس این را داشتم که دیابتی باشم و همین اتفاق برایم رخ داد و طی یک آزمایش چکاپ متوجه شدم دیابت دادم و ذهن من شروع کرد برای خودش به این ور و آنور رفتن .
در همان اوایل مداوم حال بد میشد و بیمارستان بستری میشدم و اوضاع خوبی نداشتم و مداوم دچار لرز و حتی یکبار کلا خاموش شدم و از حال رفتم و خیلی خیلی مسائل دیگر که زمانبر هست .
انقدر بخوام بگم که در آن سالها با توجه به فرکانسی که برای جهان هستی ارسال کردم جواب گرفتم .
جهان هستی ترس را احساس میکند و بازتاب آن برای خود من بود چون کانون توجه من به بیماری دیابت بود و هرروز به این بیماری توجه میدادم و به جهان هستی فرکانس بیماری را ارسال میکردم و در نهایت دستاورد من همان چیزی شد که کانون توجه ام شده بود.این یکی از اون باورهای اشتباه من بود که از خانواده در من ایجاد شده بود و در دوره قانون آفرینش متوجه شدم و جلوی این باور مخرب را که سلامتی ام را به خطر انداخته بود را حذف کردم و کانون توجه ام را بروی سلامت گذاشتم و کانون توجه ام به سلامتی ام هست و ایمان دارم که دیابت در من ریشه کن خواهد شد و خدا رو شکر هرلحظه حالم عالی و عالیتر میشود و زیبایی های بیشتری را در درون خودم حس میکنم و دارو نمیخورم قند خونم تنظیم هست لرزش ندارم و احساسی را دارم تجربه میکنم که از خدای خودم و خودم خیلی راضی ام و این حس را نمیتوانم توصیف کنم خدا را سپاسگزارم که مرا به مسیر الهی هدایت کرد تا بتوانم زیبایی های بیشتری را حس و لمس کنم و آرامشی داشته باشم که گویی انسان دیگری شده ام .
خذا را سپاسگزارم که توجه ام را تغییر دادم به مسائل روزمره ام و هر روز و هر لحظه سلامتی را هدیه ای از جانب خداوند دریافت میکنم و تمام ضعف های سلامتی را در من از بین برده و چقدر آرام هستم تا به حال اینجور نبودم.
گویی نگاهم زیباتر و مهربان تر شده و به من قدرت و ثبات بیشتری در احساس خوب بودن به من میده.
توجه کردم به زیبایی ها ،باور کردم قدرت خداوند را،فرکانس من در جای درست سلامتی بارگذاری شد و در حال حاضر عالی هستم .
سپاسگزارم که خداوند مرا در احساس زیبا،احساس مهربانی، احساس لطافت،را در لحظه به من عطا میکند و بابت همه اینها شکر و سپاس.
بدرود امیدوارم همیشه پرروزی،سلامت و در پناه الله باشید.


10

سلام به همه دوستان عزیزم واستاد بینظیر و مریم بانوی عزیز.
می‌خوام تجربم رو در رابطه با سلامتی خودم بگم به این امید که شاید باور کسی نسبت به سلامتیش قوی تر بشه.
من سالیان سال هست که از مشکل کمر درد و دیسک رنج میبرم ولی همیشگی نبود.تا اینکه حدود ۷_۸ماه پیش با انجام دادن یه کار سنگین مشکلم جدی تر شد و به شدت کمر درد شدم.
ام آر ای رفتم و بردم پیش حاذق ترین دکتر شهر.دکتری که بهش میگفتن پنجه طلا . میگفتن بهترین تشخیص رو میده .رو دست نداره.به هر کس میگفتم پیش فلان دکتر رفتم میگفتن کارش حرف نداره هر تشخیصی بده همونه دیگه باید انجام بدی.
حالا بماند که ۲۰روز تو نوبت بودم .روزی هم که رفتم مطبشون چند ساعت علاف شدم تا نوبتم شد.
خلاصه تشخیص شون این بود که سرخوردگی مهره داری و باید حتما عمل بشی .۲۰۰میلیون تومن هم هزینه عمله.
با حال خراب اومدم خونه چون باورم این بود که دیگه حتما باید عمل کنم چون فلان دکتر گفته دیگه … یکی دو روز حسم خیلی بد بود و انگار تمام غم عالم رو دل من بود .تا اینکه خواهرم زنگ زد وحال خرابم رو دید گفت درسته اون بنده خدا دکتر خیلی خوبیه ولی اون واسه خودش گفته .بیا یه جای دیگه برو.
خلاصه با حرفهای خواهرم آروم تر و امیدوار تر شدم و همش با خودم مرور میکردم که به صورت طبیعی خوب میشم و احتیاج به عمل ندارم.
تا اینکه هدایت شدم و رفتم پیش دو تا دکتر دیگه و هر دو تاشون گفتن که با فیزیو تراپی خوب میشه و اصلا نباید این مشکل رو عمل کنی.
خیلی امیدوار شدم و همش حرفهای این دو پزشک بزرگوار رو با خودم تکرار میکردم که میگفتن چیز مهمی نیست و راحت خوب میشی.
و یجایی هم از استاد در مورد آرامش در پرتو آگاهی که مربوط به سلامتی هست رو شنیدم و بار ها و بارها گوش کردم.و به خودم تلقین میکردم که خوب میشم بابا چیزی نیست که.
و به لطف خدا آرام آرام احساس سلامتی و راحتی بیشتری در کمرم میکردم. منی که برای ۵دقیقه هم نمی‌تونستم بنشینم حالا دیگه کمی بهتر شده بودم .و به لطف خدا این بهبود روز بروز داره بیشتر میشه .دیگه مثل قبل اذیت نمیشم از دردش.
و این روند تکاملی رو ادامه میدم تا به سلامتی کامل برسم .
فایل آرامش در پرتو آگاهی اون قسمتی که استاد میگن این باور توست که مشخص می‌کنه مریضی تو با فلان قرص یا فلان دارو خوب میشود خیلی به من انگیزه میده و به خودم میگم حقیقت من اون چیزی نیست که فلان پزشک گفت… برای من حقیقت این است که بدن من خودبخود منو به سلامتی می‌رسونه و هر آنچه برای سلامتیم لازم دارم درون بدن خودم هست.
و واقعا سلامتی رو هر روز بیشتر در بدنم حس میکنم.دوستان عزیزم این شعار نیست .این عین واقعیته که بدن خودش خودشو بازسازی می‌کنه .البته اگر بهش اجازه بدیم و صبر لازم رو داشته باشیم و به قانون تکامل ایمان داشته باشیم .
من نباید توقع داشته باشه منی که تا یک ماه پیش حتی ۵دقیقه هم نمی‌تونستم روی زمین یا حتی صندلی بنشینم الان یک ساعت بنشینم . ولی کم کم این اتفاق میوفته به لطف خدا و ایمان و باور درست.
به امید سلامتی و ثروت و آرامش قلبی برای تمام همراهان عزیزم تو این سایت بهشتی



2

7 ماه پیش

سلام دوست عزیز من هم این طوریم برام نشونه بود که من هم انشاالله خوب میشم بدنم خودشو می سازه خدا رو شکر بهتری خوشحال شدم


6 ماه پیش

سلام دوست عزیز

امیدوارم سلامتی کامل را بدست آورده باشید.

من هم هر دو زانو آسیب دیده ولی هشت ماه پیش کمرم هم آسیب دید کلی پزشک و راهکار مختلف انجام دادم یکی میگه عمل یکی دیگه میگه عمل نمیخواد خلاصه با وجود شغل سنگین این دردها را دارم تحمل میکنم

اگر امکانش هست بنده را هم راهنمایی کنید از کارهایی که برای بهبودی انجام دادید.

سپاسگزارم

10

سلام به دوستان عباسمنشی عزیزم
من تجربه ای که در مورد سلامتی دارم اول این هستش وقتی درخواست رو مینویسیم عملا پروسه سلامت و رسیدن به خواسته شروع شده وچه بسا که ما نبینیمش، قدم بعدی سپاسگزاری بابت تک تک اعضای بدن خیلی مهمه و ستایش سایر اعضای سالم که در اونها مشکل نداریم وقدم بعدی اون عضو مشکل دار رو واسش الگو سالمش رو پیدا کنیم وببینیم و تحسین و تمجید کنیم مثل کسی مشکل پا داشته باشه بره عکس زیست کامل پا شامل رباط و رگ واستخون بعد بیاید اون سیستم عالی روستایش کنه ویا بشینه مسابقه دوندگی رونگا کنه و ستایش کنه و قدم بعدنداشتن تمرکز بروی مشکل و رها کردن مسأله نه اینکه نا امید شده باشی مثل عاشقی که به عشقش نمی‌رسه می‌ره مست می‌کنه بلکه مثل ادم مطمینی که درخواستش روداده و کاراش (شامل باور مناسب واحساس خوب ،سپاسگزاری وتصور عالی وتحسین زیبایی‌های بدن وحذف ترمز و افکار سمی ومحدود کننده در مورد اون عضو از بدنت که مشکل داره مثل کسی که در مورد عضو تناسلی نظر منفی دارد پس همیشه در اون قسمت براش مشکل پیش میاد و باید اون بیاد و فکر منفیش رو به ستایش و تحسین تبدیل کنه)انجام داده و بقیه ش رو دست یک منبع مطمینی سپرده فک کنم این همون (صبر با توکل)و بعد بریم به کارهای برسیم که حالمون رو خوب میکنه،به امید خدا حتما به خواسته میرسیم



2

2 سال پیش

آفرین گلی خانم عزیز

دم شما گرم

چه زیبا گفتید

چه عالی

وقتی خواسته ای نوشته میشه از همون لحظه فرآیند شفا و بهبودی یا پیشرفت شروع شده،

فقط کافیه اون عضوی که (یا اون خواسته و تضاد) ازش ناراحتیم یا دید و حس منفی داریم رو رها کنیم و تبدیل به تصور و حس بهتر کنیم و تحسین و سپاسگزاری کنیم و بقیه کارها رو بطور طبیعی قانون بی تغییر خداوند منبع شفا و شادی منبع آرامش و خوبی منبع پیشرفت و گسترش جهان هستی کارشو به عالیترین شکل انجام میده

خدایا ممنونم

گلی جان ازت سپاسگزارم

تندرست و شاد باشی


1 سال پیش

سلام خانم رویا

سپاس بابت کامنت زیبا و بسیار مفیدتون

تحسینتون میکنم به خاطر این حد از آگاهی و دیدگاه ناب

چقدر مطالبتون مفید و کاربردیه

من از دیروز در مورد بهبود سلامتی ام و افزایش انرژی جسمی ام ، درخواست داشتم و امروز به صورت کاملا هدایتی به کامنت عالی تون هدایت شدم

چه ایده های خوب و کاربردی ارائه کردین

قطعا ازشون بهره خواهم برد.

ازتون سپاسگزارم

چهره و اسمتون هم زیباست.

شاد و پیروز و سالم و ثروتمند باشید

10

به نام رب مهربان و هدایتگرم

سلام

وقتی به خواسته ات توجه می‌کنی و آرامی و احساس خوبی داری یعنی در فرکانس خواسته هستی «قانون رهایی»ولی وقتی به خواستت توجه می‌کنی و احساس بد و حس نگرانی داری در واقع فرکانسی که داری به جهان ارسال می‌کنی فرکانس نیاز و نداشتن خواستت هست که در واقع تمرکزت رو روی ناخواسته گذاشتی و هر بار تجربه تکراری ناخواسته رو از جهان طلب می‌کنی.
من خودم به شخصه قبل از آشنایی با قوانین الهی نا آگاهانه بیشتر توجه ذهنم رویه ناخواسته بود و خوب نتیجه هم مشخص بود.
وقتی قانونو فهمیدم شروع کردم رویه باورهام کار کردن ولی باز هم یه وقتهایی ناخواسته احساس نیاز به خواسته باعث شده بود ذهنم رویه نداشتن تمرکز کنه تازه فکر میکردم قانونو فهمیدم نگو درکش نکرده بودم که هیچ عمل هم نمیکردم الان هم با اینکه احساس میکنم درکش کردم قشنگ برام واضحه این کار کردن رویه خودم، ذهنم و توجه به ورودی هایه ذهنم کاری نیست که به یه جایی ختم بشه بلکه همیشه جایه کار داره و هر روز و هر لحظه باید استمرار داشته باشم روش و فکر کنم هیچ وقت هم نباید ایست کنم که این ذهن واقعا نیازه که هر روز که نه هر لحظه به ورودی هاش توجه بشه.
ممنون استاد عزیزم که استادی برازندته که استادانه هر لحظه با عمل به ایمانت باعث میشی ما هم یاد بگیریم عمل کننده به ایمانمون باشیم و انشاالله همیشه این روند رو ادامه بدیم.
ممنون مریم جان که اینقدر زیبا مینویسی اینقدر روان بیان می‌کنی و اینقدر مطلبت گیرایی داره و هر روز تازگی.

عزیزانم در پناه رب مهربان دلتون شاد و لبتون پر خنده و ذهنتون پر از آرامش و لحظاتتون پر از یاد خدا باشه.

براتون لحظات شاد و پر از آگاهی و توفیق عمل به اون رو آرزو دارم.
در پناه الله یکتا سالم موفق و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.


9

به نام الله مهربان
سلام به شما خانم شایسته عزیز و عرض سلام و ادب دارم خدمت دوستان گلم
خانم شایسته، بسیار زیبا نوشتید، من این متن رو جایی در گوشیم کپی کردم که این متن زیبا و کامنت‌های تاثیرگذار دوستان رو مطالعه کنم.
تصمیم گرفتم روی باورهام کار کنم، وقتی استاد میگن: بچه‌ها واقعا عقل کل یه قسمت عالی و فوق العاده شده و برید وقت بذارید، مطالعه کنید، همین فعالیت شما، همین کار شما باعث میشه پروسه بارورسازی اتفاق بیوفته تصمیم گرفتم برای بارورسازی کامنتها و پاسخهای دوستان رو بخونم و خودم هم نظر بذارم و مشارکت کنم، خدایا شکرت.
در حین مطالعه هر جا میبینم که حالم بد می‌شود، مچ باور محدودکننده را می‌گیرم، چقدر زیباست که بگیم من تمام ذهنیت قبلی خودم رو کنار میذارم، من نتیجه روش خودم را قبلا دیده‌ام، من خالق زندگیم هستم و میخوام زندگی جدیدم رو براساس قانون و با باورهای عالی بسازم.
دوستان عزیزم، یکبار جمله زیبایی شنیدم که میگفت: زمانیکه ما بفهمیم برای جهان درمان سرماخوردگی، با درمان سرطان یا هر بیماری دیگری یکی است، ما در آن لحظه به عظمت خدا، عظمت جهان هستی و عظمت خودمون پی بردیم.
بدن من بزرگترین داروخانه جهان است. ❤️

خدایا شکرت
با آرزوی بهترینها برای همه شما دوستان گلم
همه شما دوستای آگاهم رو تحسین میکنم، امیدوارم که همه ما شاد و سلامت باشیم✨


9

درود و سلام خدمت خانم شایسته عزیزم. و. ممنون و سپاس گذارم برای این سرمقاله و پاسخگویی. برای. فرکانس
سلامتی و. تندرستی
و سلام خدمت دوستان عزیزم

خدا رو شکر که امروز هم قدرت خداوند سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهی ام رو احیا بخشیده و به تک تک سلول های بدن من قوت و قدرت و نیرو و انرژی مضاعفی بخشیده است و هم اکنون در مدار و ارتعاش سلامتی و تندرستی کامل و افزایش سطح انرژی جسمانی برای تناسب اندام درست و مناسب برای وزن درست و مناسب هستم خدا رو شکر گذارم

سپاسگذاری کردم و خدارو شکر کردم برای این نعمت هایی که به شمارش آن قادر نیستیم ..

اتفاقا چند سال پیش من هم دچار عارضه هایی شده بودم که با تمرکز به دیگر نقاط سالم بدنم و تشکر و سپاسگذاری از دیگر اعضای بدنم اون تضاد رو بهبود بخشیدم و الان خدارو شکر هیچ خبری از اون تضادهای قبلی ام نیست خدارو شکرت که امروز به این قسمت و کامنت ها هدایت شدم وشکر نعت رو به این زیبایی که شما نوشتین بجا آوردم ولی انرژی مثبت وتازگی فوقالعاده آن خیلی پر بار بود خواستم تشکر و قدردانی کنم برای اینکه امروز هم هدایت شدم به این آگاهی روز افزونم ..

بهترینع بهترین سلامتی در تمام ابعاد زندگی رو برای شما دوست عزیزم و برای همه مون آرزومندم خدایاااااا شکرت که در سلامتی وتندرستی هم باید ثروتمند بود خدایاااااا شکرت

🙏🙏🙏🙏🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️💐


9

سلام خدمت خانم شایسته عزیز
دقیقا یادمه این سوال رو وقتی در سلامتی نبودم باگریه با ایمیل ازتون پرسیدم….جوابی رو که برام فرستادید را بارها و بارها خوندم و برای خودم موشکافی میکردم.حتی جواب سوال من رو تو گروه تلگرام هم گذاشتید.شاید صدبار خوندمش..حتی پرینتش روهم گرفتم!!
تازه فهمیدم اشکال کارمن کجا بوده!!! در اون موقع ازاینکه جواب شما حس خیلی خوبی بهم داده بود ازته دل خوشحال بودم……
خانم شایسته عزیزسپاسگزارم



6

6 سال پیش

سلام دوست خوبم اگر ممکنه اینجا برامون بزار

تشکر ?


6 سال پیش

همین متن بالا پرسش شما و پاسخ خانم شایسته بوده مائده جان ؟

منظورم این بود اگر غیر از این هست برامون بزاری

ممنون


6 سال پیش

سلام دوست عزیز

من دقیقا همین سوال رو با یکم پیچ وخم زیاد??? از خانم شایسته عزیز درحالیکه خیلی حالم بد بود با ایمیل پرسیدم…


5 سال پیش

سلام میشه بگید جوابشون چی بود؟


5 سال پیش

سلام خانم مائده ، ممكنه جوابتون در تلگرام رو براي من هم بفرستيد در ضمن من دسترسي به تلگرام ندارم

ممنون مي شم از جوابتون …


5 سال پیش

سلام دوستان عزیز آقای نجاتی و خانم عباسی عزیز..

جواب توی سواله و پایین سوال نوشته پاسخ گروه تحقیقات عباس منش…

واقعا جواب عالی و بی نظیریه و من به شخصه از خانم شایسته مهربون ممنونم و سپاسگزا..

8

به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت همه دوستهای هم فرکانسیم و تشکر از خانم شایسته بابت این توضیح زیبا
من در مورد کانون توجه اینطور عمل میکنم که در هر لحظه در تلویزیون زندگیم دارم چی رو نگاه میکنم آیا روی شبکه سلامتی ارامشه یا روی شبکه فقر و بیماری
وقتی انسان بتونه اگاهانه شبکه ذهن رو روی شبکه ایمان ارامش قران سلامتی قرار بده نتیجه هم معلومه و برعکس
در پایان سپاس گزار الله یکتا هستم که من رو به این شهر زیبا با انسان های متعهد و کوشا هدایت کرد


7

درود بر خداوند رب العالمین
درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته
درود بر دوستان عزیزم
خدا راسپاسگزارم که مرا در راه کسانیکه به آنها نعمت داده قرار داده است .
خدا راسپاسگزارم برای فزونی سلامتی ،آرامش،آزادی،جریان ثروت و فزونی نعمت در زندگیم
دقیقا همه چی از ارسال فرکانس خود ما هست و تکرار اون فکر میشه باور ما و ارسال به جهان هستی و بوجود آوردن هر شرایطی که خودمان خالق اون هستیم .
چند وقتی من دعا میکردم و می‌نوشتم که خدایا بیماری ام (دیابت )خوب شود خدایا سیگار رو ترک کنم وووووووووووزیاد در زمینه بیماری فقط می‌نوشتم و وقتی با دوره آفرینش آشنا شدم و کارکردم متوجه شدم من با این کارم از جهان هستی بیماری بیشتری درخواست دارم یا سیگار بیشتری درخواست میکنم و از درون حس خوبی نداشتم موقع نوشتن این خواسته ها که به ظاهر خوب بود ولی حتی با بلد نبودن چگونه درخواست خودم مسیر اون خواسته رو تغییر میدادم تا اینکه از زمانیکه ایراد را پیدا کردم شروع به شکر گزاری و هدیه سلامتی که خدا به من داده را شروع کردم و برای بیشتر زمانهایی که حال بهتری دارم شکرگزاری کردم و موقع نوشتن و شکرگزاری احساس خوبی داشتم و برای این که خدا به من سلامتی داده سپاسگزارم و در حال حاضر سلامت کامل هستم و سلامتی ام بیشتر از دو روز قبل دو سال پیش و حتی دیروز شده و من برای این هدیه سلامتی از خدا سپاسگزارم و احساس خوب =اتفاقات خوب را تجربه کردم سلامتی دارم در برابر سیگار و ترک کردم .
با احساس خوب می‌توان به اتفاقات خوب رسید .



1

7 ماه پیش

سلام دوست عزیز

میشه لطف کنی بیشتر بگی من هم این جور دعا میکنم خدایا کمرم خوب بشه…شما قانون آفرینش داری تحسینت میکنم انشاالله همیشه تندرست باشید

7

بنام خداوند هدایتگر
سلام و خداقوت😍
چقد این آگاهیهارو لازم دارم وبایدروزی صدبار بیام بخونم
من با افکار منفیم همیشه بیماری و مسائل نامناسب رو برای خودم رقم زدم وهمیشه از خدا شاکی ام که چرا انقدررر بین بنده هاش فرق میذاره!
حالا میفهمم دلیل اینهمه مسئله تو زندگی من ناشکری وداشتن احساس بد از تضادها بوده!
من بجای شکرگزاری میگفتم خب من سلامتی دارم اون که هیچ چه فایده پول زیاد ندارم که تو رفاه بیشتر باشم.
یعنی هرچی که دارم طبیعیه اونا هیچ چرا یه عالمه چیز ندارم و مدام خودمو با افرادسطح بالا از هرلحاظ مقایسه میکردم و باخدای خودم در جنگ دائمی بودم!
و نتیجه اش شکست تو تمام جنبه های زندگیم شد.ازدست دادن سلامتیم،روابط نادرست،شرایط مالی نامناسب،عدم موفقیت شغلی ….
هرچی این کامنتو میخونم میبینم یاخدا چقدر تو وجود من نادیده گرفتن نعمتها برام عادت شده!!!!!
واقعا ازتون ممنونم😘😘😘 وخداروشکر میکنم که داره به سوالام ازین پاسخ میده.
امیدوارم بتونم این همه تنظیمات غلط ذهنی رو تغییر بدم


6

سلام
من عاشق این جواب شما هستم نمی دانید که چقدر آن را می خوانم تا فرکانسهایم کم میشود می دوم سراغ این قسمت و آنرا خوب می خوانم چنان آرامشی به من دست میدهد که نهایت ندارد خانم شایسته عزیزم مرسی بسیار عالی وبسیار راهگشا برای من است



4

4 سال پیش

سلام ببینید خانم راداکبری عزیز یک سوال مهم و البته جدید من از وقتی وارد قانون جذب شدن بسسسسییاااررررر حساس شدم و البته میدونم اشتباه میکنم خیلی جا ها و البته ذهنم خیلی مقاومت داره و البته اگر شما بگید میشکنه ولی جوری بگید مثل یاد دادن ماهی گیری ببنید تا قبل از اینکه وارد قانون جذب بشم نا خوداگاه همه چیزم عااالیی بود و بسیار از زندگی لذت میبردم و بزرگترین سرگرمی من کنکور بود ولی الان جوری حساسم کرده و اینکه استاد ۹۰درصد مواقع میگفت فقط باور که اصلا من میخواستم تلاش بکنم احساس گناه میکردم و یا من گفتم بین ۲ رشته در شکم خودم میدونستم کدوم به صلاحمه ولی فقط به خاطر این وسوالی که از وقتی وارد قانون جذب شدم .

مثلا یکی خودکارش بیوفته یا حرف منفی جتی به شوخی بزنه ذهنم صد بار قانون رو مرور میکنه و اعصابم رو خورد میکنه و دلم میخواد اصلا قانون رو نمی دونستم و چون الان هر فکر اشتباهی که میدونم اشتباهه هم ذهنم نمی پذیردش و من دلم میخواد مثل قبل بشم و یک مقدار زیاد واقعیت وجود داره که جزو قوانین منطقی هستند ولی بسیار از اعضای سایت در توهم هستند و آیا شما هم قبول دارید؟ و جواب هاشون هیچ ارزشی نداره .

مثلا طرف مهندسی معدن خونده که در ۹۰ درصد مناطق دنیا هیچ ارزشی نداره و در ۱۰درصد باقی مانده یا اشتباع شده و اصلا در کل چیز پیش با افتاده ای هستش که هیچ ارزشی دیگه نداره واقعا یا مثلا ادم بره دانشگاه و رشته کشاورزی بخونه وواقعا هیچ فرققی نداره یا نخونه و یا مثلا درباره این یادگیری زبان من دلم گفت این کا رو نکن چون تا ۱۰ سال همه ی خانواده ها براشون انگلیسی میزارن و دیگه شغل نخواهد بود ولی ذهنم به دلیل قانون جذب میگگگههه نننههه تو باور نداری میشه و این میشه اگر باور بکنی و… کلی حس بد و احساس گناه و

ببینید شما احترامتون واجب و جای مادرم هستید و منم جای پسرتون ولی واقعا اگر بخوایم منطقی صحبت بکنیم یک عده اینجا شورش رو در آوردن و لطفا اگر حرفم درسته قبول بکنید مثلا یک عده وقتی یکی از دوستان سوال کرد چرا استاد کلوپ بازی هاش رو جمع اوردی کرد و مگر باور نداشت میتونه موفق بشه. بچه ها ۲ دسته شدند.

۱.گفتند اکنموقع استاد با قوانین آشنا نبود و گرنه کارس تا الان فوق العاده شده بود.

۲. گفتند نه استاد کار خوبی کرده چون الان این به عنوان شغل دیگه محسوب نمیشه که فکنم مورد درست این باشه چون شما خانمی زیاد نمیدونی ولی ما مردیم میریم گیم نت واقعا خیلیلی حتی نسبت به ۵ سال پیش بهترین گیم نت ها مثل قبل اصلا نیستند و شاید اصلا نتونند کاری کنن چون بازی های انلاین و کاملا رایگان و جذاب تر وجود دارن.

حالا شما نظرتون چیه و کدوم طرز فکر درسته؟ و اینکه قبول دارید ۹۵درصد افراد عقل کل استاد رو کردن خدا! چون فقط دلشون میخوادد که باور کنن ایشون بی خطاست و راه رو درست میره و اصلا در ذهنشون جای خطا برای ایشون نزاشتند و این من رو ناراحت میکنه و حتی از شما هم تعجب کردم که گفتید اگر استاد بگه بمیر میمیرم و البته الان نمیدونم منظور دقیقتون چی بود چون با توحه به شناخت محدودی که از شما دارم ادم فهمیده ای هستید و با متین هستی خانم راداکبری عزیز.

فکنم الان منظور دقیقم رو گرفته باشید و یک مثال بهترم یادم اومد.

یکی از اعضای سایت که ۳ ستاره هم بود که اسم نمیارم به من گفت اگر به اندازه دکتر سمیعی علاقه مند هستی که از ساعت ۶ تا۱۲ کار بکنی اونوقت واقعا دلت میخواد که بری پزشک بشی وگر نه نه و آخه این واقعل حرفیه که تازه آدم رو شک دارم میکنه یک نفر بگه؟🤔🤔 و جالبه ۹۰درصد افراد سایت یا مربی قانون جذب شدن و یا کسب و کار انلاین دارن و من موندم مثلا کسب و کار انلاین آیا علاقه مندیه؟ یا نه برای درآمد هستش و به واسطه درآمد علاقمون زیاد میشه کدومش دراین باره؟

مگر میشه شغلی نه پول داشته باشه و نه پرستیج و نه خدمت به خلق و… و مادلمون بخواد بریم و حالا چه عیبی داره مثلا از شغلمون بدمون نیاد و هیچ اذیتی توش نشیم و تازه یکمم علاقه باشه و اون رو بریم چون پول درآوردن درش آسون تره؟‌؟؟ به خدا خیلی رفتار بچه ها زشت و زنندست و خودش ۱۰۰برابر بد تر از شرکه به االله قسم.

و حالا شما از من توقع داری ۷سال عمومی و ۴ سال تخصص رو بخونم و قبول دارم علاقه دارم ولی از خیلی از کارهام باید بزنم و درست بخونم و اونوقت نخوام مثلا ماهی ۱۵۰ملیون درآمد داشته باشم؟

و یک سوال آیا شما تاحالا معلم اجتماعیی رو دیده ای که ماهی ۲۰ ملیون و نه بیشتر در بیازه؟ و یا یک کارگر چی؟ آیا اینا میتونن بگم ما به شغلمون علاقه داریم و کلیییی پول دربیاریم و مثلا ماهی ۵۰۰ ملیون؟! اصلا عقل و یا دل شما این رو میپذیره؟؟ اخه کی پول میده برای یادگیری تاریخ ومدنی؟ و تنها راهش کنکوره و حالا یک معلم بیاد و بگه نه من باور دارم از راهیییی غیر از کنکور میتونم پول دربیارم چون باوورر دارم و مثلا میتونم باهاش اعتبار بگیرم یا برم خارجج و…. آیا حرف حرف منطقی هستش اصلا؟

آیا به نظر شما خانم فرهادی روزی ۸ساعت پشت سایت عباسمنشه حاضره برای سرگرمی و بدون حقوق این کار رو انجام بده؟ آیا واقعا حاضره یا میگه نه بعد از مثلا ۲ هفته خسته نمیشه ونمیگ۶ من چرا بدون هدف پشت این کامپیوترم و مثل زن های دیگه نرم بازرا و خرید و بگزدم و کلاس خیاطی و… و خود شما چه فکر میکنید؟ آیا این حرف هارو حاضرید به پسر خودتونم بزنید یا چه جور راهنمایییش میکنید و….. ممنون میشم کمکم بکنید و زنده باشید

و اینکه آیا عیبی داره من که ۲ بار مقام اول المیپاد ریاضی و مدرسه تیزهوشان و نفر اول دولتی استان وشهر و تراز بالا ۶۸۰۰کانون و مسابقات علمی و قرآن و زبان و…. رو بلد بودم و تشویق پدر و مادرم و فامیل شاید موثر ترین عامل بود که اون علاقه فوق العاده در من ایجاد شد ولی همه میگن اصلا نباید به اینا توجه بکنی و چرررااااااا اخه اینا حس فوقالعداه به من میداد و اگر اینطورسه من ازمون ۲ هفته ای کانون شرکت نکنم؟ چون باعث حس رقابت و ادامه دادن در من میشه و یکی میگه نه اشتباه میکنی حس رقابت دارییی .

بایا خود دکتر سمیعی نصف خاندانش پزشک بودن که پزشک شد و گفت مشوقم بودن و لعنت به روزی که وارد این سایت شدم و اییی کااشششش هیچ وقت این کارو نمیکردم و کاشکی همون باورهای قبلی برگردن فقط راهنماییم بکن مثل قبل سم و از اینجا برم دیگه


4 سال پیش

خانم یا آقای پ عزیز سلام…

امیدوارم تا الان جوابت رو گرفته باشی دوست نازنینم…

احساس کردم که اینجا برات چیزی که در ذهنم نقش بست رو بنویسم…..پس می نویسم!

دوست گلم، دوست نازنینم !

چرا انقدر تردید؟

چرا انقدر آشفته ای؟

چرا انقدر وسواس فکری ؟

ول کن حرف این و اون رو…

ول کن کدوم یکی از بچه های سایت که چند ستاره داره چی بهت گفته …

ول کن…. رها کن…. آدم ها متفاوت هستن با هزار ایده و نظریه و اخلاق و تفکر و فرهنگ و تربیتِ متفاوت…

هر کسی هر قضیه ای رو از دیدگاه خودش میسنجه…

همین قانون و حرفهای استاد رو هر کس با دیدگاه خودش برداشت میکنه….

قرآن خدا رو هر کس از دیدگاه خودش برداشت میکنه!!

دوست من… عزیز من…. تو بگرد ببین بهترین دیدگاه برای تو چیه! در هر چیزی…

آنقدر نگران نباش…

ما فقط باید تجربه کنیم، لذت ببریم….گاهی شکست بخوریم گاهی مسیر رو اشتباه بریم و بعد بفهمیم چه راهی برای ما ، برای رشد ما قشنگ تر هست….

تحت هیچ شرایطی…

تاکید میکنم تحت هیچ شرایطی خودت رو با هیچ کس مقایسه نکن!

استادِ بنده خدا کجا بی خطاست؟! صد بار تو هر فایلش از سوتی هاش میگه.. از خطاهاش از اشتباهاتش….

بعد می خنده… بعد میگه از دل همون خطا راه رو فهمیده… به صدای قلبش گوش کرده…میگه من هنوزم خطا دارم… هر کس مسیر زندگیش رو به یک شکلی پیدا میکنه!

اصلا باید هر کس مسیر زندگیش رو به یک شکلی پیدا کنه…همه متفاوت از هم!

اگر بچه ها قبولش دارن و دوستش دارن فقط برای اینه که خوب تونسته ذهنش رو کنترل کنه و صدای قلبش رو بشنوه!

تونسته بخونه و بدونه و آگاهی هاش رو به اشتراک بذاره تا دیگران استفاده کنن..

برای همین برای ما عزیزه! چون دستی از دستان خداست… همه ما جزئی از خداییم! همه ما کمک کننده به همدیگه ایم… ما جزئی از کائناتیم ….

عزیزم.. دوست خوبم…

تو باید لذت ببری از هر چی داری…

چرا ترازو گرفتی دستت میخوایی میزان علاقه ت رو تو حرفه و یا رشته ی مورد نظرت بسنجی؟

ول کن اینا رو حتی اگر شک داشتی ، اگر نمی دونستی کدوم سمت بری و چه چیزی رو انتخاب کنی یا چه درسی بخونی، یا کدوم کار رو انتخاب کنی، فدای سرت عب نداره یک کدوم رو که حتی یه کوچولو حس میکنی دوستش داری انتخاب کن و انجام بده!

اگر بعدا فهمیدی که این راهی که انتخاب کردی رو دوست نداری ، هیچ اشکالی نداره…برو کار دیگه یا رشته دیگه ای که فکر میکنی علاقه داری…

این ها هیییییییچ ایرادی نداره… بعضی آدم ها از همون سالهای اول زندگی علاقه شون رو به شدت تشخیص میدن و وارد یه رشته و حرفه میشن…

اما بعضی ها از جمله من، چند تا رشته و حرفه رو تست میکنن تا ببینن کدوم رو بیشتر دوست دارن…

و این اصلا اصلا اصلا بد نیست… خوب هم هست!

آدم توی هر رشته و حرفه ای که وارد میشه کلی تجربه کسب میکنه کلی چیز میز یاد میگیره که به رشدش کمک میکنه….

همین خود استاد… بنده خدا اون موقع که بازی های کامپیوتر داشته فهمیده باید شغلش رو تغییر بده فهمیده باید مکان زندگی ش رو تغییر بده ….بعدها در زندگیش یاد گرفته کوچ کردن و تغییر شرایط باید اتفاق بیفته!

وگرنه انسان همونی بوده که هست… مثل یک آب راکد میگنده…این تجربه استاد از زندگی خودش بوده….

دوست خوبم نگران نباش….

قرار نیست هر کسی هر چیز منفی ای که گفت برای تو اتفاق بیفته!

قرار نیست که همه چی به این کشکی کشکی باشه!

همه چیز به شدت فرکانس و احساس خوب و بد ما در طولانی مدت… تاکید میکنم در "طولانی مدت "ربط داره!

ماها انسانیم… حس گناه داریم حس خشم داریم گاهی حس کم بودن داریم …

حس دلمردگی و افسردگی داریم … استرس داریم… سردر گم میشیم… غم داریم… گریه میکنیم….

ما اومدیم توی سایت… اومدیم کنار استاد که خودمون رو تربیت کنیم تا زیاد (به مدت طولانی) توی این احساس نمانیم…

همین!

وگرنه استاد بنده خدا نگفته اصلا نباید غمگین باشید، نباید گریه نکنید … مگه ما مجسمه ایم… مگه ما رباتیم که تنظیم بشیم مثلا فقط روی شادی!

بالخره احساس بد هست خبر های منفی هست…

اشکالی نداره…اما رو خودت کار کن که خیلی زیاد توی اون حس نمونی! مثلا یک راه برای خودت پیدا کن که حس خوب بهت میده یه موزیک فوق العاده شاد بذار… بشین به آینده عالی فکر کن. یه خاطره خوب رو تو ذهنت مرور کن‌ برو پارک توی هوای آزاد قدم بزن!

نمی دونم… این تمرینی هست که خودت باید پیدا کنی

ما اومدیم ذهن گستاخ و منفی بافمون رو تربیت کنیم تا با احساس خوب و دیدگاه خوب اتفاقات رو با شکل بهتری ببینیم و توی سر خودمون نزنیم…

اومدیم رشد کنیم…

نترس و غمگین نباش! حس گناه نداشته باش…

هر چیزی که فکر میکنی درسته همون کار رو انجام بده و بابت اشتباهاتت اصلا اصلا خودت رو انقدر سرزنش نکن!

هر اشتباه و هر حس بدی که داشتی، بگو اشکال نداره فدای سرم من انسانم.

و تمرینی که برای خودت تجویز کردی برای احساس خوب رو انجام بده!

به فایل ها بیشتر گوش کن.

نگران هیج چیز نباش.

از زندگیت و از هر چیزی که داری سعی کن لذت ببری.

اگر هم واقعا فکر میکنی با آموزش های این سایت داری بدتر اذیت میشی، توی ذهنت این جمله رو بگو که اینا فقط دارن چرت و پرت میگن و تجربه قبلی زندگی من خیلی بهتر بود .و دنبال همون میرم..

و یه دلیلت اکانت کن و برای همیشه بیا بیرون…و هر وقت این سایت و قانون جذب و استاد عباس منش و هر کسی که این چیزها رو تدریس میکنه رو دیدی یا شنیدی، بگو اینا برای من جواب نداد و بدترم کرد… کلاهتم افتاد این سمت برای برداشتنش نیا…

تاکید میکنم هیچ کس رو با هیچ عقیده ای با عقیده خودت مقایسه نکن!

یکی دوست داره استاد رو در حد خدا بزرگ ببینه یکی فقط در حد یک استاد ایشون رو قبول داره یکی ممکنه قبول نداشته باشه اصلا…هر عقیده ای دیدی که دوستش نداشتی زوم نکن روش یه جمله ی :"( به من چه این آدم  این شکلی فکر میکنه من باید به بهترش فکر کنم و اونی که فکر میکنم درست ترینه رو اجرا کنم" )به خودت بگو و ازش رد شو!

به همین سادگی!

فقط و فقط به زندگی خودت فکر کن و راهت رو از دل آزمون و خطا بیرون بکش همین همین همین…

امیدوارم کمکت کرده باشم

زندگی لحظه ی اکنون است… همین لحظه رو دریاب

بهترین ها برای تو ❤🦋🦋❤


2 سال پیش

بهار خانم سلام

امیدوارم که حالتون خوب باشه

بسیار لذت بردم از خوندن کامنت زیبای شما

واقعا نتونستم ننویسم و سپاسگزار نباشم از اینهمه حوصله که به خرج دادید در پاسختون به دوست عزیزمون

کامنت شما برای من هم درس داشت و باز هم از شما ممنونم

امیدوارم در همه مراحل زندگی شاد و سربلند باشید


2 سال پیش

به نام خداوند آسمان و زمین

سلام

این اولین باره که من دارم اینجا مینویسم

آنقدر خوشحالم که گفتم با شما هم به اشتراک بزارم

من امروز رفته بودم آزمایشگاه و سونو گرافی به خاطر تیرروئیدم وقتی منتظر تو نوبت نشسته بودم گفتم بزار گوشیم و باز کنم ببینم به کجا هدایت میشم که نوشته سعیده جون برام باز شد واقعا لذت برم از خوندنش کلی اشک شوق ریختم که چرا من تا حالا از این زاویه به سلامتی که دارم توجه نکردم و ناراحت بودم که همش مریضیهام و میدیدم و خدارو شکر نکردم

داشتم مثل سعیده جون ازخدا تشکر میکردم دونه دونه نام می‌بردم و خدارو شکر میکردم که برای سونو گرافی صدام کردن باورم نمیشه وقتی دکتر من و معاینه کردو گفت اصلا کیست نداری باورم نشد گفتم دکتر من کیست دارم میشه دوباره ببینی ؟باورنکردنی بود من کیستم خوب شده بود واثری از اون نبودهمونجا تصمیم گرفتم فقط خدارو شکر کنم به خاطر سلامتی جاهایی که فکرشو هم نمیکردم سپاسگزار خدا باشم

خدایا به خاطر همه چیز ممنون

6

سلام خانم شایسته
خوندن این مطالب باعث شد اصل و اساس قانون برام یادآوری بشه ، واقعا موضوع ، همون مضارعی بودن افعال هست که استاد در این مورد به سوره بقره اشاره میکنند که متقین کسانی هستند که همواره در حال ایمان آوردن هستند یعنی ما باید هرلحظه به یاد بیاریم که خداوند یک انرژیی هست که به شکل های مختلف میتونه وارد زندگی ما بشه و اتفاقات زندگی ما را تشکیل بده ولی این انرژی فقط میتونه با فرکانس های ما وارد زندگی مون بشه …. حالا که انسان از انرژی خورشید هرروز داره بیشتر استفاده میکنه درک انرژی بودن خدا و به تسخیر کشیدن این انرژی برام منطقی تر میشه چراکه قدیم ها که انسان فقط بلد بود داخل و روی زمین را برای پیدا کردن منابع انرژی جست و جو کنه ، موضوع انرژی خورشید خیلی غیر ممکن و دور از ذهن بود یعنی انسان هیچوقت فکر نمی کرد که بتونه از خورشیدی که بینهایت از زمین فاصله داره بتونه انرژی تهیه کنه ، ما به اصل خورشید دسترسی نداریم ولی از نور و گرمایی که از خودش ساطع میکنه یعنی از آثار اون منبع میتونیم انرژی تهیه کنیم و عظیم ترین وسایل را در زمین به حرکت در بیاریم و این دقیقا منو یاد انرژی بودن خداوند می اندازه که ما منبع اصلی انرژی خداوند را نمی بینیم اما میتونیم به وسیله انرژی حاصل از فرکانس های خودمون در زندگی مون ایجادش کنیم و اینکه خودش را نمی بینیم به معنای فقدانش نیست …. در مورد دوره دستیابی به رویاها با خانم شایسته کاملا موافقم بخصوص جلسات 7و9و10 که در مورد انرژی خداوند هست خیلی عالیه و امیدوارم خودم بتونم اون طور که باید از این جلسات استفاده عملی بکنم