روزشمارِ تحول زندگیِ من | فصل 2 - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    باران گفته:
    مدت عضویت: 3142 روز

    سلام

    جلسه ۵۷ گاز و ترمز

    هدایتگر من سپاس گذارم که هر جلسه رو با توجه به درخواستها و سوالهای من بهم جواب میدی

    قبلاٌ این فایل رو دیده بودم اما امروز کلمه معنی کلمه ترمز رو می فهمم

    خدایا شکرت که تو هدایتگرمی و هر لحظه به راحتترین شکل داری هدایتم می کنی تا ظرفم بزرگتر بشه سپاس گذارم

    خدایم امروز شرمنده این همه هدایتت شدم تو چقدر دوستم داری من نمی دونستم

    امروز بهم یاددادی منم مثل خودتم بگم موجود باش موجود میشه فقط کافیه باورهام توحیدی باشه باورهام خیر باشه بدون شر

    فک می کنم بهشتت همین جوری باشه بخوای سریع اجابت بشه بدون باور محدود کننده

    بی نهایت سازو کار این جهان عظیمه خداوند بی نهایت دست داره که اتفاقات رو رقم میزنه بی نهایت دستان خداوند هست ما نمی تونیم فکر کنیم این اتفاقات چطور اتفاق می افته اگر باورهای مناسب داشته باشیم و ترمزی نداشته باشیم به سهولت به خواستمون می رسیم

    چقدر فرق داره سجده به این خدا با اون خدایی که به من گفتن اگه نماز نخونی میری جهنم ، چقدر غرق در وجودمی خدایم عاشقتم

    *

    امروز میدونم که خودم با افکارم خالق زندگی ام هستم و زندگی ام براساس باورهای توحیدی ام در همه زمینه ها رشد می کنه باورهای توحیدی یعنی احساس خوب ایمان به خدا یعنی فکرهایی که باعث امید و امنیت میشه

    اما ترمز و گاز

    خدایا من چقدر ترمز توی ذهنم دارم سپاس گذارم که به درستی درک کردم که ترمز یعنی چه

    یعنی نجواهاو گفتگوی های ذهنی که از تو نیست از شیطانه که وعده فقر و فحشا میده

    هدایتم کن پاهام دستهام بدنم و ذهنم رو از روی ترمز ها بردارم و بنده سرسپرده ات باشم و دلم قرص باشه و گاز بدم و آرام آرام دل به تو بدم و به خواسته هام در کمال آرامش برسم به راحتی وسهولت به طبیعی ترین روش ها

    خدایا شکرت که الان می بینم ترمزها قوانین ثابت نیستند بلکه فقط قوانین تو ثابته نه حرفهایی دیگران و جامعه این کشور تا اون کشور قوانین متغیره ، ولی دم تو گرم الله مهربانم که خودت یگانه ای و لایق پرستشی که قوانینت ثابت و بدون تغییره هزاران بار شکرت هزاران بار شکرت

    الان میدونم که استاد میگه بزرگترین سپاسگذاری من بخاطر قوانین ثابت خداست عزیزم خدای بی نظیرم ازت ممنون و سپاسگذارم

    ایده ای که به ذهنم رسیده از عقل کل برای هر خواسته ام تمام ترمزها رو یادداشت کنم و آروم برطرفش کنم و به جاش گاز بدم با باورهای هم جهت با خواسته تا به قول استاد ماشین پرواز کنه

    من امروز تصمیم گرفتم این ترمزهای زنگ زده رو یکی یکی بردارم

    ترمزها رو پیدا کنیم باورهاشو تغییر بدیم و سرعت رسیدن به خواسته ها بیشتر میشه کسانی که باور دارند افکارشون داره زندگی شون رو رقم میزنه و سیستم جهان اینه می خوای و میشود اگر نمی شود بدون مشکل از ترمزهات هست نه از جهان ، سیستم جهان سریع الجوابه

    شناسایی افکاری که از من ساطع می شود هر چه بیشتر میشناسی بهتر میتونی گفتگوهای ذهنت رو بشنوی و تغییرشون بدی به همون نسبت نتایج بزرگتر میشود

    قانون جهان اینه می خواهی و میشود مثل دست تکون دادن به محض اینکه اراده میشود اتفاق می افتد کن فیکون به محض اینکه اراده کند موجود میشود ما بر این اساس خلق شدیم

    برای همینه برای خدا هر چه بخواد

    خدای عزیزم سپاس گذارم برای هدایت نرم و لطیفت خیلی دوستتدارم

    استاد عزیز و مریم بانو ازتون بی نهایت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    فرزانه دستوریان گفته:
    مدت عضویت: 2310 روز

    به نام خداوند یکتا ، به نام رب العالمین

    به نام خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک تره

    به نام خدایی که قدرت خلق زندگیم رو فقط وفقط تحت تاثیر افکارم قرار داده

    پله 43 ام سفر تحول زندگیم:

    خدارا بسیار سپاسگزارم بابت فرصت بودن در این پله ودرک دوباره این آگاهی ها

    خداابسیار سپاسگزارم که بابت دست های ارزشمندت

    خدارابسیار سپاسگزارم بابت این کامنت ارزشمند

    خدارابسیار سپاسگزارم که هر لحظه هدایتم میکنه

    از خدا طلب آمرزش میکنم بابت اشتباهاتم و از دا میخوام کمکم کنه از مسیر درست منحرف نشم

    خدا را بسیار سپاسگزارم بابت این کامن های ارزشمند وتاثیرگذاروستان که ودش گنجینه ای ایت که به راحتی ذهن رو منطقی میکنه وکمک میکنه این باورها ساخته بشه و ما در این مسیر تکاملم را طی کنم.

    خدایا هزاران بارشکرت شکرت شکرت.

    استغفارو دعا:

    هر دعای خیری که میکنیم به وخودمون برمیگرده = این یه قانونه.

    اگه کسی در مداردرست باشه چه من دعا کنم چه نکنم خیرو خوشبختی وارد زندگیش میشه.

    حالا اگه من برای کسی نفرین کنم وعصبانی بشم به خودم برمیگرده .

    اگه دعای خیری کنید برای دیگران ممکنه برای اونا فایده ای نداشته باشه چون طبق قانون هر کس نتیجه اغمال افکار درواقع فرکانس خودش رو میبینه ولی نتیجه دعای خیر مطمعنن به خودت برمیگرده.

    چون تمام اتفافات رو خودت با باورهات خلق میکنی. دنیا فرکانس تو رو دریافت میکنه وهم جنس وهم سنگ با فرکانست اتفاقات وشرایط رو ایجاد میکنه پس دنیای بیرونم هم سنگ فرکانس های درونت است.

    پس دعا خیر برای دیگران به خود ت برمیگرده .

    کتاب قرآن جواب درخواست های پیامبر بوده و پیامبرقبل از نزول قرآن انسانیبوده بسیار با اخلاق بیسار هماهنگ با ود وبا دای خودش بوده و چه مراقبه هایی کرد و چه جهادهای درونی انجام داد که اینقدررشد کرد اینقدر خودش رو لایق هم صحبتی با دا دونست که در مداری قرار گرفت که جواب درخواست هاش رو در قالب قرآن دریافت میکرد.

    خداوند یه سیستمه:

    هر کسی آینه اعمالش براش بوجود میاد این سیستمه آینه ارتعاشت رو به ودت برمیگردونه

    یعنی اگر یه مسئله ای در بیرون خودت داری بای به این فکر کنی که من چه فرکانسی رو ارسال کردم که نتیجه اش این اتفاق و بشینی خودت رو کشف کنی وباورها وفرکانس رو تغییر بدی تا اوضاع بیرونیت تغییر کنه نه اینکه فکر کنی اون عامل بیرونی مقصره و باید اون رو تغییر بدم .

    به خوت بگی چه باوری رو تغییر بدم وقتی اونه تغییر بدی یا ایده ای پیدا میکنی که اون مسئله رو حل کنی یا محیط هماهنگ میشه باهات.

    پس دنیای بیرون هرکسی پاسخ سیستم به افکار ورقتار وفرکانس هر فردی است . و برای اینکه اوضاع افراد بهتر بشه باید خود تاکید میکنم خود فرد بخواد تغییر کنه وشروعکنه به تغییر دادن خودش .

    چون این سیستم فقط به فرکانس خودت پاسخ میده پس فقط وفقط میتونی روی زندگی خودت تاثیر بزاری نه هیچ کس دیگه

    وتو هیچ درتی برای بهبود یا نابودی زندگی کسی دیگه نداری وکس و شرایط هم نمیتونه روی زندگیت تاثیر بزاره مگه خودت قدرت رو از خودت وخدا بگیری وبدی به دست اونا که این میشه شرک.

    واگر بخوای برای کسی همدلسوزی کنی باز داری این فرکانس رو میفرستی که خدا نمیتونه و من قدرت دارم که زندگیشون رو تغییر بدم وخلاف قوانین عمل کردی وشرک ورزیدی.

    سیستم مثل آینه است هرچی درون خودت داری اونو بهت نشون میده.

    این جهان کوه است فعل مارا ندا سوی ما آید نداها را صدا

    کسیکه مشرک باشه اگه حتی پیامبرهم براش دعا کنه اتفاقی نمیفته چون سیستم طبق وانین خودش عمل میکنه حتی اگر پسر پیامبر باشی.

    پذیرش مسئولیت 100% زندگی خود= هر کسی نتیجه اعمال خودش رو میبینه.

    تو باید خودت طلب آمرزش کنی – تو مسئول خلق زندگی خودت هستی نه هیچ کس دیگه.

    اینکه بخوای دیگران برات طلب آمرزش کنند وواسطه قرار بدی این خودش شرکه. و نپذیرفتن 100% مسئولیت زندگیست. وعدم لیاقت

    قبلا سعی میکردم دوستام رو به سایت دعوت کنم ونتیحه نگرفتم و این چندروزه با افرادی هم صحبت شدم که یه جوری دارن از قوانین استفاده میکنند چندین سال پیش تو یه شرایطی مثلا یک بیت شعر یا یه کلامی از کسی رو سرلوحه قرار دادند که همون داره قوانین رو میگه والان به یقین رسیدم که وقتی کسی از خدا درخواست داشته باشه خداوند به بینهایت طریق متناسب با خواسته هاش قوانین رو بهش میگه و به قول استاد بینهایت راه وحود داره برای رسیدن به خدا – ما این مسیر رو انتخاب کردیم و هرکسی متناسب با خودش هدایت میشه . ولزومی نداره که فقط فکر کنم همه باید بیان تو سایت استادباشن تا این قوانین رو بفهمن. سایت استا د برای من مناسبه ممکنه برای کس دیگه چیز دیگه ای مناسب باشه. و عشق بی قید وشرط رو تمرین تمرین کنم.

    اگر کسی رو میبنی همینجوری دوست داشته باش ووارد بحث نشو چون وارد مدارش میشی و فرکانس ناخواسته رو میفرستی و شرایط بد رو برای خودت رقم میزنی. و نخواه که او رو درست کنی . تو بایدتمرکزت رو روی فقط فقط خودت بزاری که هرروز بهتر از دیروز فرکانس + ارسال کنی.

    خیانتکار= یعنی کسی که به خودش ستم کرده

    تو موجودی الهی وابدی هستی که تجربه این دنیا فقط یک تجربه کوچک فیزکی در مقابل ابدیت مقدس تو هست.

    تو اگر به خودت ستم کردی و طلب آمرزش کنی خداوند رو توبه پذیرمهربان خواهی یافت.

    تو اگر گناهی میکنی داری به خودت ستم میکنی نه دیگران. مثل داستان حرت موسی . تو اگر به دیگران تهمت بزنی غیبت کنی به ودت ضرر زدی نه دیگران بارها تو زندگیم دیدم که افرادی خواستن ظلم کنن ولی یک پله شد برای موفقیت وخوشبختی من . خدایاشکرت بابت قوانینت.

    پدربزرگم فوت کرد ولی چون احساسم بد میشد مراسمش نرفتم اولش از حرف مردم ترسیدم ولی گفتم این شرکه وذهنم رو کنترل کردم اون چند روز کلی شاد بودم وکلی لذت بردم ونوشتم از این مدتی که پدربزرگم بود من چه درس های قشنگی ازش یاد گرفتم و کلی شکر گزاری کردم و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد مادربزرگم رو هم همینطور . یه چند نفری هم حرف زدن ولی اونها به خودشون ظلم کردن نه من. چون من هر لحظه مورد حمایت خداوندم وهیچ کسی قدرتی در زندگیم نداره.

    وقتی در مسیر درست باشی هر کسی بخواد بهت ضرر بزنه به نفعت عمل کنه.

    خزائن آسمان ها وزمین ازآن خداست.

    تنها روزی رسان زندگی من فقط خداست.

    خداوند به من کمک میکنه وتنها قدرت جهان خداست.

    اگه از کسی یا چیزی بترسید چون میترسی اون میتونه کنترلت کنه ولی کسی که باور داره خدا کمکت میکنه دیگه از کسی نمیترسی و به کسی باج نمیدی.

    میگی من میرم تو یه فضای دیگه تو یه شرایط دیگه من به اینها باج نمیدم من از این ها نمیترسم . این داونده که روزی رسان منه.

    حتی شیطانم مسئولیت انتخابات وتصمیمات ما رو به عهده نمیگیره. وحتی از افرادی که اورا شریک دا قرار میدهند متنغر است

    پس من مسئول 100% زندگیم هستم و نه هیچ کس دیگه

    هر کسی مسئول زندگی خودشه

    چون هر کسی با فرکانساش زندگیش رو خلق میکنه

    خدایا شکرت بابت این نعمت شنیدن ودرک کردن این آگاهی ها

    خدایا شکرت بابت فرصت دوباره متواد شدن دادی خدایاشکرت بابت فضلت

    دایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    خدایا کمک کن از مسیر درست منجرف نشوم.

    خدایا شکرت شکرت شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    باران گفته:
    مدت عضویت: 3142 روز

    سلام

    جلسه ۵۵ مصاحبه با استاد جلسه ۶

    منم مثل همسایه هاتون کامفیوز شدم

    الله اکبر از این همه آگاهی که دارم دریافت می کنم

    خدایا هزاران بار شکرت ازت ترمزهای که مانع از ازدواجم شده رو خواستم

    تو دنیایی از آگاهی به من نشون دادی؛ که پایه و پی رو از درونم درست بچینم دیگه نگران نباشم به طور طبیعی اتفاق می افته

    بهم میگی این رابطه فانی است از طریق کامنت های فوق العاده بچه ها با من حرف میزنی و اون رابطه که چقدر برام مهم و بزرگ بود و کوچک کردی و خودت رو برام بزرگ کردی و با این کامنتهای بچه ها مهر تایید به باورهای جدیدم میزنی:

    *

    افراد زیادی، اصل و اساس زندگی شان را، رابطه ای می دانند که با یک فرد دیگر دارند. یعنی روی عاملی به شدت حساب باز کرده اند، که ذاتاً مانا نیست و در ساده ترین حالت، مرگ می تواند آن را در یک لحظه تمام کند. به همین دلیل است که به شدت از تمام شدن آن رابطه وحشت دارند و قادربه درک این نگاه توحیدی در روابط شان نیستند و حتی با وجود تجربه بدترین احساس در روابط شان، همچنان در آن روابط مانده و این زندگی را تحمل می کنند.

    *

    این باور توحیدی که “فقط روی خدا حساب باز کنم و فقط به او وابسته باشم”، مرا قادر ساخته، تا با وجود داشتن رابطه ای عاشقانه و زیبا، نه تنها ذره ای به آن وابسته نباشم بلکه هرگز نگران تمام شدنش نیز نباشم. زیرا چیزی که مهم تر از این نوع رابطه است، نحوه نگاه و منطقی است که تجربه چنین رابطه ای، تنها یکی از موهبت هایش است.

    *

    رابطه‌ای که مثالش در هیچ فیلم و کتاب و افسانه‌ای وجود نداره. رابطه‌ای که دو طرف، در زندان هم نیستند و هرکدام، در اوج رهایی هم‌مسیر و هم‌پرداز هم هستن و در حال اوج‌گیری به سمت معشوق اصلی خودشون، یعنی خالق اعظم، حرکت می‌کنن.

    آره خالق اعظم! چی باعث میشه آدم داخل یک رابطه‌ی عاشقانه باشه اما وابسته نشه؟! چی باعث میشه آدم از کسی عشق دریافت کنه اما عاشق صاحب عشق بشه؟! یا بهتره بگم چه باوری؟! چه باوری در پشت‌صحنه وجود داره که چنین عملکردی رو می‌آفرینه؟!

    وقتی من باور داشته که همه چی ازآن خداست و هر آنچه خیر در زندگی من وجود داره از سمت خداست، دیگه خوب می‌دونم که این شریک عاطفی من، نمودِ خودِ خداونده! انگار که خداوند در قالب این شخص داره به من عشق میده و با من عشق‌بازی می‌کنه! این باعث میشه سرچشمه و اعتبار اصلی تمام اتفاقات و احساسات خوبی که در رابطم دریافت می‌کنم رو از خداوند بدونم نه کس دیگه

    زمانی که سرچشمه‌ی تمام اون لذت‌ها و محبت‌ها و اتفاقات خوب رو از خداوند بدونم، خیلی خیلی خیلی عشق بیشتری رو در رابطم احساس می‌کنم! اصلاً انگار خودِ خداست که داره با بنده‌ی مخلص و مؤمنش عشق‌بازی می‌کنه و عشق میگیره و عشق میده! خود خداست که به صورت‌های مختلف به من محبت میکنه و با من عشق میکنه! برای من یکی، احتمال اینکه چنین عشقی رو با سرچمشه ی خداوند تجربه کنم، به‌اندازه زمین تا آسمون بیشتر از هر حالت دیگست! و این خوده توحیده! این خوده عبادته! چون وقتی چنین باوری در ذهنت جایگذاری شده باشه، بدون شک تمام لحظاتی که مشغول معاشقه و لذت بردن و محبت کردن هستی، خوده عبادت خداست! به‌جایی میرسی که با دیدن طرف مقابلت، خدا رو می‌بینی! و این خود ذکر خداست! خود خداست! این اوج نزدیکی به خداست!

    *

    میزان ایمان هر شخص رو میزان وابستگی اون شخص به معبودش مشخص میکنه!

    چی بهتر از اینکه طرف مقابلت نه‌تنها تو رو از خدا دور نکنه، بلکه باعث بشه تو وابستگی بیشتری رو به خداوند احساس کنی!

    *

    طرف مقابل شایسته ست برای من، چون به مداری هم‌مدار من رسیده و افتخار اینو داره که خداوند، در قالب او تجلی بشه! مگه هرکسی شایستگی اینو داره که تجلی خداوند بشه برای من؟! اون هم به‌عنوان شریک عاطفی من که بیشتر از افراد دیگه با منه؟! طرف مقابلم برای من بی‌نهایت قابل‌تحسین و قابل احترامه که تونسته که این‌قدر قشنگ روی خودش کار کنه! دقیقا مثل من! تا او هم من رو در رابطه تجربه کنه! یعنی اتفاقاً ارزش و اعتبار اون شخص به میزانی بالاست که من ارزش و اعتبار خودم رو بالا می‌دونم. اصلاً به همین خاطره که استاد همیشه میگن شما فقط روی خودتون کار کنید تا به مدارهای بالاتر برید و افراد پیرامون‌تون هم تغییر کنه.

    ما میایم سرچشمه‌ی همه خیر و نیکی‌هایی که از طرف مقابل دریافت می‌کنیم رو به خدا میدیم. چون باور داریم که خداوند الآن داره به‌وسیله‌ی این شخص به من خیر و نیکی میرسونه و به‌محض اینکه ما از مدار هم خارج بشیم، به هر دلیلی، از بی‌نهایت دستان دیگش به من کمک میکنه. چون به فراوانی او ایمان‌دارم. اما …

    طبق قانون، کسی که با ما هم‌مداره، در بیش از ۹۰% موارد همراه با ما رشد میکنه. یعنی پا به پای ما اوج می‎‌گیره. اگه به هر دلیلی نخواد با ما اوج بگیره و فاصله‌ی فرکانسی ما زیاد بشه، جهان ما رو از هم جدا می‌کنه بدون اینکه من اذیت بشم. چون من آموختم که رها باشم!

    ممکنه در ظاهر نسبت به این رهایی مقاومت داشته باشیم ولی همین رهایی رو که تزریق رابطه می‌کنی، به طرز عجیبی عشق بیشتری رو احساس می‌کنی! چون این رهایی، دنیایی حرف داره! این رهایی یعنی پذیرفتن طرف مقابل اون جور که هست، بدون قضاوت و بدون تلاش برای تغییر! بدون تمام معضلات و مشکلات ریزودرشت رایج بین طرفین در روابط عادی! این رهایی یعنی سبکی! یعنی تو فقط مسئول به پرواز درآوردن خودت هستی و طرف مقابل، خودش توانایی به پرواز درآوردن خودش را دارد.

    این رهایی یعنی، من مسئول پرواز طرف مقابلم نیستم! درصورتی‌که توان هم پروازی با من را داشته باشد، همراهم می‌شود و من، نمی‌توانم او را روی دوشم بذارم و پرواز کنم! من توانایی وزن کس دیگری را ندارم!

    *

    اون الله ای که من رو به اینجا رسونده، من رو به همه جا می رسونه

    *

    هر بار به یک تضاد می خوردم این باور منفی که باید بمونی و بسازی این شرایط رو تحمل کنی، احساس من رو خیلی خیلی بد می کرد بعد کلی سعی می کردم اون ویژگی همسرم رو تغییر بدم، یا به زور کاری کنم که توی این مسیر بیاد ، به خدا استاد من با درک اون چه شما توی این دو فایل میگید، اون توحیدی که بیان کردین، این وابستگی نداشتن تون در بحث روابط، این رها بودنتون از عرف و رسوم اشتباه جامعه، نمی دونید چه آرامشی در وجود من ایجاد کرد، ببین وقتی شما به یک چیزی به اسم اجبار نگاه کنی، نه تنها ازش لذتی نمی بری بلکه به کوچک‌ترین تضاد هم بربخوری بهم می ریزی. ولی اگر بحث انتخاب و آزادی در عمل باشه، از لحظه به لحظه اون لذت می بری و اگر به تضادی بربخوری می دونی هزار تا راه حل داره.

    *

    وقتی نتیجه درست باشه یعنی داری راه و درست میری

    اگه کسی قانون و بدونه و فقط و فقط روی خدا حساب باز کنه و نگاه توحیدی داشته باشه

    دیگه نمیخواد کسی و تو زندگیش با غل و زنجیر نگه داره

    دیگه به خاطر حرف مردم کاری انجام نمیده بلکه به سبک شخصی خودش زندگی میکنه

    دیگه نگران از دست دادن کسی نیست چون میدونه طبق قانون اگه کسی باهاش هم فرکانس باشه میمونه تو زندگیش و اگه کسی هم فرکانس نباشه میره

    من نباید به زور بخوام یه رابطه رو حفظ کنم چون اگه من در مسیر درست باشم جهان خود به خود افراد مناسب رو سر راه من قرار میده

    *

    نکته مهم دیگه اینکه کسی و بت نکنیم چون وقتی من یه نفر و بت میکنم اون موقع هست که خدا رو یادم میره و این یعنی من دارم شرک میورزم

    *

    مهم ترین عاملی که باعث میشه افراد نتونن به قانون عمل کنن نگرانی از حرف مردم هست

    افراد میدونن که قانون چیه ولی به خاطر حرف مردم اونطوری که خودشون دوست دارن عمل میکنن

    *

    وقتی چیزی رو دوست نداری،اصلا بهش فکر نکن،راجبشم صحبت نکن(اعراض از ناخواسته ها)

    وقتی یک نفر حرفی رو میزنه برات خوشایند نیست ازش اعراض کن(این تمرین رو امروز انجام دادم خیلی عالیه به جای توجیه بقیه به نکات مثبتش توجه کنی خدایا شکرت)

    *

    استاد با تموم وجودم رابطه شما و خانم شایسته رو تحسین میکنم،چرا که با دیدن سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت باور کردم که میشه جوری زندگی کرد حتی فراتر از تصور بدون هیچ وابستگی و در حین حال آزاد و رها.خدایا شکرت

    *

    ،انسان یعنی آزادی،رهایی

    خدایا شکرت که دارم به درک درستی از ازدواج میرسم

    من باور دارم خداوند هدایتگر من است💚

    وقتی باورهای درست داشته باشی،هدایت میشی به مسیر درست

    استاد عزیزم با تموم وجودم درک کردم من یک بار قرار زندگی کنم پس برای خودم زندکی میکنم نه حرف مردم

    من فقط و فقط روی خداوندم حساب میکنم چون خداوندم به شدت برایم کافی ست

    نمیشه قانون رو دور زد اینکه بخوای گذشتت و دیدگاه قبلت رو با خودت همراه کنی و اینکه تجربیات جدید بسازی

    باید شجاعانه گذشته رو پاک و اینده رو ساخت در همین لحظه

    *

    نفهمیدمش! یعنی من محتاجِ مال و ثروتِ یکی به نامِ همسرم؟!

    یعنی من محتاجِ آدمهام؟!

    یعنی خودم قدرت ندارم از پسِ زندگیِ خودم بر بیام؟!

    یعنی‌خدایِ من منو محتاح به خلقش آفریده؟!

    یعنی شرک برای خدا پذیرفته اس؟!

    اصلا درکش نکردم!

    اصن برمیخوره بهم محتاجِ سند و مال و منالِ هرکسی حتی پدر و مادرم باشم چه برسه به همسر!

    هیچ‌ وقت این مسئله توی ذهنم حل نشد! به این فکر میکردم که آخه یعنی چی آدم ها مالِ کسی باشن! یعنی چی سندِ منو بزنن به نامِ کسی و شرط و شروط برام بذارن! یعنی چی آدمها رو برای هم انتخاب میکنن!!و یه کوه سوال بی جواب که واقعا نمیفهمیدمشون و به خاطر همین اعراض میکردم ازش و این شد که هیچوقت نتونستم به ازدواج فکر کنم!

    من یه آدمیم ‌که بشدت دلم رهایی و استقلالِ فردی و تام میخواد، که البته بنظرم این ذاتِ همه آدمهاس فقط تفاوت در میزانِ فهمیدنشه!

    من فقط و فقط مالِ خودم و خدامم و دلم میخواد کاملا آزاد و رها و شاد با آدمهای زندگیم در ارتباط باشم. دلم میخواد با فردی که به عنوانِ عشقِ زندگیم در کنار هم قرار میگیریم حقیقتا دوست و همراه و پایه و هم مسیر و هم رؤیا باشیم و این هم ها بشه برامون هم راهی نه فقط هم سری!!!!

    همراهی ای که در سندِ قلبهامون که محضرخانهٔ خداست ثبت میشه نه در محضرخانهٔ رسمیِ آدمها!

    دلم عشق و رابطه ای بی پروا میخواد که از عشقِ حقیقی خودمون باشه نه از کسبِ تکلیف و خوشامدِ دیگران!

    عشقی که الگو بشه برای بقیهٔ اونهایی که دلشون رهایی و استقلال میخواد نه برگه ای مهر و موم و امضا شده به تأییدِ این و اون!

    دلم میخواد انقدر این عشق قدرتمندانه و رها و الهی باشه که هر لحظه اش، حتی اگر روزها و کیلومتر ها بین جسم هامون فاصله باشه خدا اتصال و مهر و موم و تاییدِ پایِ عشقمون باشه!

    دلم میخواد عشقی در کنارم باشه که در آغوش گرفتنش برام لمسِ خدا باشه، بوسیدنش حسِ خدا باشه، دیدنش دیدنِ خدا باشه، بودنش تجلیِ خدا باشه، نبودنش آرامشِ حضورِ خدا باشه…

    و من و او رشد کنیم در کنارِ هم به عشقِ معبود، نه به عشقِ چسبنده و دست و پا گیرِ جسمِ زمینی!

    این اتصالِ زمینی و الهی قدرت گرفتنِ هردومون باشه برای در پیِ اصل رفتن نه در پیِ فرع و خوش آمد آدمهایی که در حصارِ دنیا گم شدن!

    دلم میخواد این عشق منو پیدا تر کنه نه گم و گور در شرک و حصارهای دنیوی!

    *

    فکر میکردم ازدواج یعنی ایجاد محدودیت

    ازدواج یعنی اگه فردا طرف مقابلم رو از دست بدم داغون میشم پس هرگز ازدواج نمیکنم

    باورهایی بشدت مخرب راجع به ازدواج داشتم ، که ازدواج چیز بدی نیست ما بد باوری نسبت بهش ساختیم!!

    زندگی کردن بخاطر حرف مردم زندگی نیست!

    اگر بخوایم به حرف مردم اهمیت بدیم یعنی داریم شرک انجام میدیم یعنی داریم برای اونا زندگی میکنیم و این نهاااایت بدبختی و بیچارگیه و درنهایت میتونه عزت نفس رو از بین ببره!

    *

    عااااشق این درصلح بودن مریم جان با خودشم که وقتی یه مسئله ی کوچیک توی رابطتون ایجاد میشه طرف مقابلش رو مقصر نمیدونه و از خودش میپرسه که من چه باور و فرکانسی رو فرستادم که چنین قسمتی از وجود استاد رو تجربه کردم مریم عزیزم عااااشقتم که انقدرررر خوب قوانین رو درک کردی

    خدایا هزاران بار شکرت و سپاس گذارم استاد عزیز و مریم جان دستان عاشق خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    شهربانوامیری گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    بانام خدا

    وقتی توخودخدایی

    چه کمبودی درخودمیبینی

    که بردی دست گدایی بین این واون

    وقتی تو خودسکینه خدایی دراین تابوت که همان جسم توست

    توهمان مروارید نابی که دراین صدف

    توهمان سوره اخلاصی که توراتوصیف میکند

    روح تو تیکه ای ازوجودخداست

    توصیف روح تو?

    توهمان قل هوالله احدی بی نیازی

    توهمان الله صمدی

    توهمان لم یلدولم یولدی

    توهمان ولم یکن له کفوا احدی

    توامانت خدایی دراین کالبد دراین تابوت به اسم جسم

    توخود کامل وبی عیب ونقص بدنیا امدی

    به راستی اینهمه وصله را ازکجا اوردی و بخودچسپاندی

    مگربه خدایی خود شک داری چرا مُهربی لیاقتی ،بی ارزشی وناتوانی رابرخودکوبیدی

    واینک توبه دنیا اومدی

    تو در حال تجربه احساس آزادی و رهایی

    هستی.

    تو از این پس اوج آزادی که بشر در عمرش

    تجربه کرده،  تجربه خواهی کرد.

    تو حالا از تمام

    انسان ها، از تمام اشیاء و از تمام دنیا آزاد و رها و

    بی نیاز ی

    در عین حال همه آن ها تحت فرمان اراده تو هستند.

    وحالا حضور مقتدر ترین و نیرومندترین در درونت توست

    توکاملی وبی نقص با ایمان حرکت کن

    در زندگی ات به دنبال ارامش باش

    تو مانند آب شفاف و زلالی

    همواره خودت را آرام و سبکبال و با طراوت در آغوش امن خداقرابده.

    اکنون در آرامش خدایی به سرببر

    تو با همه چیز و به همه کس و هر اتفاقی و هر شرایطی، در آرامش و آشتی و آسودگی زندگی کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3142 روز

      سلام مروای عزیزم

      نمیدونم این مطلب آگاهی خودت بوده یا از جایی نوشتی چون خیلی خیلی خیلی عمیقه این حرف مخصوصا اونجا که گفتی

      تو همان سوره اخلاصی که تو را توصیف میکند

      اما هر چیزی که هست ازت ممنونم که این پیام رو اینجا گذاشتی

      جواب کنترل ذهنم و پاداش این کار بود

      چون چند روز بود که به شدت نجواها داشتند فشار میاوردند و ایندفعه کنترلشون خیلی سخت شده بود اما خدا کمکم کرد و توستم تصمیم درست رو بگیرم و این کامنت هم که نشونه ی امروزم بود، در واقع پاداش انتخاب درستم بود در مسیر هدفم و عشقم

      حرف خدا بود که تو راه عشقت رو برو تو این مسیر همه چیز درست میشه و بهت داده میشه و خیلی خیالم راحت شد و الان دیگه با خیال راحت و به لطف خدا حرکت میکنم با یاری خدا

      نمیدونی چقــــــــــــدر آرومم کرد و چقدر من رو برد به اعماق وجودم و سبب شد که دوباره اصل خودم رو و قانون رو و اون ارزشمندیم رو به یاد بیارم و بفهمم که اون نجواهای بی لیاقتی همش مال ذهن بوده و فقط یه حباب بود که الان ببا این کامنت شما ترکید :))

      خدا رو شکر که هدایتم کرد و مثل همیشه دستم رو گرفت

      عاشقتم و باز مه ازت ممنونم بابت این کامنت

      در پناه ربّ باشی عزیز دلم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    شکیبا کیانی فر گفته:
    مدت عضویت: 2423 روز

    به نام کردگار هفت افلاک

    که پیدا کرد آدمی از کفی خاک

    خداوندی که ذاتش بی زوالست

    خرد در وصف ذاتش گنگ و لال است

    .

    سلام بهترین استاد دنیا، سلام بهترین خانوم شایسته. سلام به همه اساتید و دوستای گلم تو سایت که کلی فعالیت دارن و اتفاقای خوبشون و باورهای عالیشون رو مینویسن و باعث خوشحالی و شادی در من و همه اعضان. خیلی خوشحالم که سفرنامه رو شروع کردم و یکم دیگه مونده تمومش کنم. چون انقد کامنتای ارزشمند و خوب تو سایت هست که آدم از خوندنشون سیر نمیشه??

    وقتی میام تو سایت همیشه دفتر تمریناتِ عباس منشیم (اسم دفترم) همراهمه و دوتا از بهترین و خوشگل ترین خودکارام. که هر باور خوبی رو میبینم و یا هرچیز خوبی رو که بچه ها مینویسن رو یادداشت میکنم برای خودم و بعدا بارها و بارها میخونمشون چون عقیده دارم قلمی که تو این سایت زده میشه و شعر و ایده و باورهایی که تو این سایت پیاده میشه ایده و نظرات و باورهای ساده نیستن بلکه مطمئنم ۷۰ درصدشون رو خدای درونشون میگه و مینویسم. و چند شب پیش داشتم به خواهرم میگفتم که چقد باحاله! ببین چقد ما بچه های سایت باهم شباهت داریم! طریقه حرف زدنمون، باورهامون، فرکانسامون و هزارتا چیز دیگه. چقد خوبه که کلی دوست هم فرکانسی دارم. سایتمون بمب انرژیه. بیشتر وقت از روزمو اینجا صرف میکنم، صرف خوندن کامنتای با ارزش، گوش دادن به فایلهای استاد جونیم، خوندن مقاله های خانوم شایسته عزیز دلم، و جواب دادن به سوالا تو بخش عقل کل.

    استاد باورتون نمیشه، بعضی وقتا انقد که از درون بهم گفته میشه و مینویسم تند تند، چه تو بخش عقل کل چه تو بخش نظرات ، بعد چند روز یا چند هفته که میام کامنتا رو بخونم (اول کامنت رو میخونم و بعد برمیگردم لایکش میکنم) چند سری کامنتای خودمو خوندم و نفهمیدم خودمم! بعد گفتم عجب کامنتی گذاشته، چه حس خوبی داشته و چه باورهای خوبی، وقتی برمیگردم امتیاز بدم اسم خودمو میبنیم و اشک تو چشمام جمع میشه و تازه میفهمم چرا تاکید میکنید که از خودمون رد پا بزاریم و حتما نظر بنویسیم. خیلی کمک میکنه سفرناممون کامل تر بشه.

    خلاصه بگم که همه‌تونو خیلی زیاد دوست دارم و از همینجا کلی براتون انرژی مثبت و بوس و بغل میفرستم با کلی عشق و شادی و آرامشششش. برای همتون آرزوی بهترین هارو دارم بچه ها???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    آراد بازوند گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    با عرض سلام خدمت هم خانواده ای های عزیز

    درود بر استاد جان خوشحال و سپاس گزار خداوند هستم که عضو این خانواده شدم.

    این دومین متن بنده هست

    دیروز که اولین متن رو گذاشتم تعهد دادم به خودم که این دوره رو کامل کنم و هر روز با ساختن باورهای بهتر و دریافتن پاشنه های آشیل گامی هر چند کوچک ولی مستمر برای بهتر شدن بردارم. امروز به لطف خدای رحمان بسیار پر انرژی تر بیدار شدم و تصمیم گرفتم که عشق و محبت به همسر و فرزندانم را آشکار تر نشان دهم. در گذشته علی رغم اینکه خانواده ام را دوست داشتم ولی فرصت های زیادی که برای عشق بازی با همسر و فرزندانم داشتم را از دست داده ام زمان زیادی برای بازی کردن با دختر و پسرم نمی گذاشتم و بیشتر فکرم را متوجه کار و کسب درآمد برای تامین معاش می کردم تا شاید روزی و روزگاری که اوضاع مالی من بهتر شود بتوانم با خانواده ام خوش بگذرانم ولی حالا متوجه شده ام که هم اکنون و فقط برای این لحظه فرزندانم 5 ساله و دوساله هستند و دیگر هیچ وقت نه من جوان میشوم و نه آنها دوباره کودک بنابراین تصمیم گرفتم حتی ثانیه ای را برای گذراندن با آنها از دست ندهم . حتما هم خانواده ای های عزیز میدانید برای کسی که شکل دیگری زندگی کرده است در همان روز اول رسیدن صد در صدی کاری دشوار و شایدم غیر ممکن است ولی در حد توان و تا جایی که یادم بود انجام دادم و همین یعنی انجام کار درست کوچک ولی مداوم و مستمر.

    لحطات شیرین با دختر دو ساله ام که هنوز قدرت تکلم کاملی ندارد و خنده ها و بازی گوشی های پسری 5 ساله که کوچک ترین محبت و توجهی را با تمام وجودش لمس میکند برایم بسیار جذاب و لذت بخش بود و از این رو سپاس گزار پروردگارم شدم که همین کار ساده چه شوق و شور عجیبی در من به وجود آورد. در ادامه روز با تمرکز بیشتر از هر روز برای انجام کار رفتم و در تمام طول روز به خاطر کارم از خداوند سپاس گزار بودم. کاری و خدمتی که اجناس مورد نیاز مردم را به کاسب های خرد می رسانم و هر روز در زندگی تعداد بی شماری از مردم شهر ها و روستا های اطراف محل زندگیم تاثیر مثبتی دارم. خداوند را شاکرم که بگوییم به لطف او امید برای کسب درآمد بیشتر در وجودم زنده شده و یقینا خداوند منان و رزاق افراد و مشتری های خوب و سالم بیشتری در زندگیم وارد می کند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    حامد زاهدی منش گفته:
    مدت عضویت: 2459 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوارم و سرکار خانم شایسته و هم فرکانس های خوبم.بنده یکسال بیشتر هست که با سایت شما آشنا هستم و مرتبا از مطالب و فایلهای استاد استفاده کردم نتایج بی نظیری گرفتم و متاسفانه سخت ترین کار برایم نوشتن هست ولی امشب به خودم گفتم باید یکسری از نتایج رو به اشتراک بگذاری.

    استاد من فقط روزی هزاران بار خداروشکر میکنم که با شما آشنا شدم شما قوانین رو بسیار ساده و قابل درک عنوان میکنید ولی هر کس باتوجه به مدارش میتونه درک کنه،من حالا میفهمم:

    مهمترین کار در لحظه بودن هست و این بزرگترین و اصلی ترین روش برای درک بهتر قوانین و رسیدن به نتایج عالی هست.

    شکرگزاری شبانه و صبح پس از بیدار شدن.

    جنبه مثبت هر چیزی را دیدن و خدمت و عشق بی قید و شرط به انسانها و طبیعت و جانوران،زیرا همه جزئی از کل هستیم.

    اگر اتفاق بظاهر منفی افتاد درون خود برو بعد از شکرگزاری ازقدرت برتردرونت هدایت بطلب شرایط ارام میشه وجواب میگیری.

    اگر ازتوانت خارج بود مقاومت نکن تسلیم شو وبه خدا بسپار و خودت رها باش.

    بدان توهم قدیسی و خدا به توهم وحی میکند فقط باید خودت رابسیار دوست داشته باشی وباعشق و اعتماد به صدای درونت گوش بسپاری.

    بتمامی نشانه ها حتی اگر بظاهر ساده یا خطرناک آمد عمل کنی.

    ذهن منفی خود راکه هربار از طرق متفاوت سراغت میاید همچون دختریا پسربچه ای بازیگوش ومضحک بدان وبه تلاشهایش بخند.

    در مورد روابط نظر خانم شاکتی گواین را میاورم:

    زمانی که ازبودن باکسی زیاد آموختید انرژی جاری میان شما سرانجام ممکن است کاهش یابد ودیگر نیازی نباشد روی یکدیگر اثر بگزارید ،بااینحال رابطه میان شما استوار میماند وانرژی خودش را در سطحی دیگر بازسازی میکند ،مااینرا نمیفهمیم تغییر درروابط بیدرد وحتی زیباست زمانیکه به خودمان دراینروند اعتماد کنیم وقتی درروابطی که سالها احساس خوبی درآن داشتیم چالشی بوجود آید این یعنی ما در نقطه ای هستیم که میخواهیم جهش به سطح جدیدی از آگاهی و آزادی کنیم آماده ایم که بعضی از وابستگی ها را بایکدیگر رها کنیم و اعتماد بیشتری به خودمان داشته وانرژی رادررابطه مجددا به جریان بیندازیم.

    با آرزوی موفقیت روزافزون برای هر کس که در مسیر تکامل خود با اراده گام برمی دارد و سپاس از تلاش استاد ارجمند و تیم بی نظیر ایشان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    بهروز گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام

    شکر خداوند بزرگ که دوباره تونستم یکی دیگه از اگاهی های فوق العاده جهان را از زبان با ایمانترین فرد زندگی ام بشنوم و درک کنم.

    بله استاد،میلیون ها نفر در زمین های خاکی بازی کردند و میکنند ولی تنها تعداد کمی به سطح بالای فوتبال رسیدند.

    من هم یکی از اون میلیونها نفر بودم،همیشه خودم و اطرافیانم باور داشتیم که استعداد خوبی دارم ولی یه عالمه باور محدود کننده دیگه باعث شد که استعدادم را سرکوب کنم.

    رویا داشتم و تجسم کودکانه ام فوق العاده بود ولی در حد همان محله ماند تا من هدایت بشم به همان مسیری که باورهایم ساخته بودند.

    برای پولدار شدن که نه ولی برای لقمه ای بخور و نمیر باید زجر کشید،کار بدنی کرد،عرق ریخت و…..تا حلال در بیاری و خدا را شکر کنی که البته خستگی پای سفره شام امان نمیداد که خودت را به رختخواب برسونی چه برسه شکر خدا کنی .

    اما یه چیز همیشه حالم را خوب میکنه،که اگر زمین خاکی یا اسفالت داغ تابستانی بازی میکردم،اون لحظه لذت میبردم ،فارغ از اینده ای که نیامده بود.

    همه همبازی هام بعد بازی و کلی حرص و جوش یه کتک هم از بابا میخوردند،ولی من یاد ندارم.

    دوست هایی هم داشتم که خودشون را ممنوع البازی کرده بودند و ساعت ها فقط درس میخوندند،نمیدونم چرا؟!!!!

    اما نهایت نتیجه ای که میگرفتند،همون نمراتی بود که من میگرفتم و شاگرد دوم یا سوم کلاس میشدم.

    احساس خوب= اتفاق خوب

    کلاس سوم راهنمایی بودیم،چندتا از همکلاسی هام با مربی ورزشمون چند هفته تمرین میکردند برای تیم بسکتبال،من رفتم کنار زمین،

    تا حالا دستم به توپ بسکتبال هم نخورده بود.

    چند دقیقه نگاه کردم،مربی صدا زد بیا یه سه گام برو..

    یادم نمیاد چجور سه گام رفتم که دو هفته بعد عضو تیم منتخب شهرستان شدم……

    فقط یادم میاد لذت میبردم از حرکات ورزشی.

    ذهن عادت داره بولد کردن زجر و بدبختی ها ولی قلب لذت ها را بیاد میاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    باران گفته:
    مدت عضویت: 3142 روز

    سلام

    جلسه ۵۴

    توحید عملی ۶

    توحید و دیدگاه توحیدی برای من کافی است

    همه جهان از انرژی که اسمش خداست

    خدایی که، یک سیستم و انرژی کل کیهانه که در همه چیز هست و همه چیز از خودش بوجود اومده

    این سیستم به نام خداوند مالک و تنها قدرت جهان هست

    تنها قدرت جهان رب هست و هیچ کسی قدرتی نداره

    این قدرت مطلق یگانه ،قدرت خلق کردن زندگی رو به من داده

    چطور؟

    به واسطه افکار و فرکانس هام ، این قدرت مطلق ، در اختیار من و فرکانس هام هست و سیستم طوری ساخته شده که به صورت طبیعی من رو به درخواستهام می رسونه

    برای رسیدن به هر خواسته ای فقط خدا براورده کننده است و بس (من ارسال کننده فرکانسم و خداوند گیرنده فرکانس )و هیچ حائلی بین ما نیست

    با توجه به فرکانس ارسالی من، انرژی اش رو در اطرافم دریافت می کنم

    بپذیر بتول که تو ارسال کننده فرکانسی و خدا اجابت کننده میلیاردها بار تکرار کن

    این سیستم (خداوند) هر گناهی رو می بخشه به جز اینکه قدرت رو از این قدرت مطلق و بی نهایت بگیرم و به یک عامل بیرونی از خودم بدم برای رسیدن به درخواستهام

    حال اگر به خواسته ای نمی رسی یعنی توی ذهنت و باورهات نسبت به اون خواسته ترمزهایی داری اونها رو برطرف کن ،نه اینکه برای رسیدن به خواسته ات به چیزی به غیر از فرکانسهای ارسالی ات متوسل بشی سمت خودت رو درست انجام بده خدا سمت خودش رو انجام داده

    حتی افکار من هم انرژی ان

    خدایا سپاس گذارم سپاس گذارم سپاس گذارم ای تنها قدرت مطلق تو را می پرستم و از تو هدایت می طلبم که اینگونه هدایتم می کنی

    الان می فهمم که استاد میگه :من اعتقاد دارم خدا همه کارها رو برای من انجام میده یعنی چه

    الان می فهمم اینکه نگاه سیستمی به خداوند آرامش داره یعنی چه

    الله اکبر ، الحمدالله رب العالمین

    این نگاه توحیدی رو اگر درک کنی

    چقدر شرک مسخره است ، توقع از دیگران داشتن !! قدرت دادن به کسی یا چیزی که تو رو به خواسته ات برسونه یا مانع از اجابت خواسته ات بشه که تو دلت ایجاد ترس و نگرانی کنه که نکنه اذیتم کنه نکنه ولم کنه تنهام بذاره نکنه جلو پیشرفتم رو بگیره

    استاد جان و مریم عزیز تحسینتون می کنم که به چه دیدگاه توحیدی عالی رسیدین و با ما به اشتراک میذارین خدایا هزاران بار برای این دستان هدایتگرت سپاسگذارم

    خدایم هدایتم کن که هر روز قدمم رو استوارتر بردارم و قلب و ذهنم رو بیشتر آماده دریافت و پذیرش آگاهی ها کن و هدایتم کن در زندگی ام اجراشون کنم و هر لحظه تکرار کنم که من ارسال کننده فرکانس و تو اجابت کننده ای و بس

    چقدر با این دیدگاه به احساساتم تسلط بیشتری دارم چقدر آرامشم بیشتره و خیالم راحتتر و نگاهم بیشتر به درونه

    و یک حسی بهم میگه همه چیز درست میشه نترس و نگران نباش من هستم و برات کافی ام

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    مریم مریم گفته:
    مدت عضویت: 2563 روز

    سلام براستاددوست داشتنی وخانواده ی مهربانم …خیلی خوشحالم که من هم دراین سفرهمراه شماهستم استادازون روزای که هنوزشمارو نمیشناختم چقدرتغییرکردم چقدرپرازخداشدم چه آرامشی دارم به لطف خداوند…یه روزی من درتنهایی فقط گریه میکردم وبه گذشته ام حسرت میهوردم وازآینده میترسیدم تااینکه خدامنو باشماآشناکردودست قدرتمندش رابه کمک من فرستادوالان ازتنهاییم لذت میبرم احساس ارزشمندی میکنم پرانرژی وپرتوان وشوروحال شده ام وارتباط خوبی باخونواده ام دارم استادعزیزم شماهداروبه من شناسوندیدخدایی که اصلافکرنمیکردم تااین حدمهربان دوست داشتنی باشدخدایی که دیگه باوجودش داشتم ناامیدمیشدم خدایی که الان حسش میکنم بانسیم خنک نوازشم میکنه بااحساس خوب به من آرامش میده وبانشانه هاوالهاماتش یقین وباورمنوبالامیبرد…الان میدونم که خداجونم بیشترازمن میخوادکه من به خواسته هام برسم خدارومیلیونهامرتبه سپاسگزارم برای عظمتش و وجوداستادواین خونواده عزیزخودم…عاشقتونم وسپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: