قانون تغییر ناخواسته ها
در بخش نظرات این فایل درباره تجربیات خود در این دو شرایط بنویس:
1.آنجایی که بر علیه ناخواسته ها و نازیبایی های زندگی ات جنگیدی و اعتراض کردی تا آنها را از زندگی ات بیرون کنی. اما در نهایت- حتی آنجا که ظاهرا شما پیروز جنگ بودی، مسئله حل نشد بلکه آن ناخواسته در شکل و قالب دیگری در تجربه زندگی ات گسترش پیدا کرد.
2. آنجایی که تصمیم گرفتی به جای جنگ با ناخواسته یا اعتراض به آن، آگاهانه ذهن خود را کنترل کنی و کانون توجه خود را بر آنچه معطوف کنی که می خواهی تجربه کنی. سپس به خاطر این جنس از توجه، جهان بدون هیچ تقلایی نه تنها آن ناخواسته ها از زندگی شما حذف کرد، بلکه شما را با خواسته ها و زیبایی های بیشتر احاطه کرد.
منابع بیشتر:
با هرچه بجنگی، آن را ماندگار تر می کنی
live با استاد عباسمنش | قسمت 7
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD389MB50 دقیقه
- فایل صوتی قانون تغییر ناخواسته ها49MB50 دقیقه
سلام به همه دوستان عزیزم
میخوام از تجربه خودم درباره این موضوع بگم
من از اول ازدواجم همیشه تمرکزم رو نکات منفی همسرم بود و مدام بهش غر میزدم که این اخلاقت اینجوریه اون اخلاقت اونجوریه.حتی غذا خوردن و راه رفتنش هم به من حس بدی میداد.و میگفتم اینقدر بهش میگم تا درست بشه بلاخره.اما روز بروز نکات منفیش به چشمم بزرگتر و بیشتر میشد.
وقتی نکات منفیشو بهش میگفتم اون میگفت مشکل از خودته…
خلاصه روز بروز نکات منفی همسرم برام بیشتر میشد و روز بروز هم حسم بدتر …
تا اینکه خسته شدم و بریدم .
گفتم خدایا مگه نمیگی تغییر زندگی هر کس دست خودشه پس کمکم کن.
و شروع کردم اول از همه به درگاه خدا استغفار کردم .بعدش تو اینستا مدام کلیپهای عاشقانه میدیدم. تو اینترنت زوجهای خوشبخت رو سرچ کردم و یه عکس انتخاب کردم وچاپ کردم و زدم به دیوار اتاقم. آهنگهای عاشقانه گوش میدادم.
یبار هم یه زوجی رو تو ماشین دیدم که عاشقانه دست رو دست هم گذاشته بودن و لبخند میزند.بچشون هم عقب ماشین ایستاده بود . عشق و رضایت فراوان تو لبخند خانمه کاملا مشاهده میشد .تا مدتها اون صحنه رو به یاد میاوردم و هنوز هم بیاد میارم وخدا رو شکر میکنم بابت عشقی که بین اون دو نفر بود.با این کارها کم کم منم هدایت شدم به اون عشقی که همیشه آرزوم بود بین من و همسرم باشه و نبود. البته تقریبا روزی نبود که این کارها رو نکنم و بمحض اینکه یه فرصت پیدا میکردم آهنگ گوش میدادم کلیپ میدیدم. کم کم به لطف خدا نکات منفی همسرم کمرنگ شد به چشمم.و نکات مثبتش بیشتر و پررنگتر.دیگه کم کم از همصحبتی باهاش حس خوب میگرفتم.روز بروز بیشتر دوستش داشتم .و متقابلاً عشق اونم به من بیشتر میشد .من اگه یک میدادم اون 10میداد(10برابر عشقی که میدادم دریافت میکردم.و این برام لذت بخش بود).وبعد از گذشت حدودا سه سال ازین موضوع دیگه خبری از اون حس بد نسبت به رفتار همسرم نیست .اتفاقا تمام نکات مثبتش برام بزرگ تر شده و روز بروز عشقی که دریافت میکنم بیشتر و عمیق تر…
و دیگه بقول استاد اصلا ربطی به سه سال گذشته خودم ندارم تو بحث روابط.
و خدا رو شکر میکنم که هدایتم کرد به زندگی گرم و صمیمی که همیشه آرزوم بود. البته دوست دارم هنوز هم بهتر بشه .و چقدر فرزندانم تو این محیط دارن خوب و سالم رشد میکنند به لطف خدا.
میدونم که خیلی ها این مشکل منو دارن و امیدوارم این دیدگاه من کمکی باشه به این عزیزان.
و سپاس خدایی رو که هدایتم کرد
و همچنین سپاس از استاد عزیز و بانو شایسته که دستان قدرتمند خدا هستند تو زندگی من