«تمرکز لیزری» بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

دیدگاه زیبا و تأثیرگزار علی عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

استاد شما خیلی اینو باور کردید که همه ی اتفاقات زندگی ما داره توسط افکار و باورهای خودمون رقم میخوره.
من این اصل رو هر روز بیشتر دارم از کلامتون و از فرکانستون می فهمم. قشنگ مشخصه که شما از عمق وجود این قانون رو باور کردید و به خاطر همین دارید ازش استفاده می کنید و داستان خلق آگاهانه زندگی رو فهمیدین.
من هم دوست دارم به این سطح از درک و باور نسبت به قانون برسم تا بتونم بهش عمل کنم.
هر روز زمزمه های شما درباره این اصل توی گوشمه. به خصوص صحبت هاتون تو جلسه دوم قدم اول که دارید تمرین ستاره قطبی رو آموزش میدید.
توی این جلسه یه جمله گفتید که: شما با عمل به تمرین ستاره قطبی به جایی می‌رسید که می فهمید شما قدرت خلق آگاهانه زندگیتون رو دارید. صبح پا می شید و زندگیتونو اونجوری که دوست دارید مثل یه نقاشی میکشید و بعد تجریه اش می کنید.
خدای من خیلی خوشحالم به خاطر درک این قانون. به نظرم بزرگترین سپاسگزاری هر روز من باید همین باشه که خداوند هدایتم کرد و منو با قانون خودش، آشنا کرد.
خوشحالم که یک روزی از صمیم قلبم از خدا خواستم اینو که خدایا خودتو به من بشناسون و الان من دقیقا وسط خواستم هستم،خدارو شکر.
الان تقریبا دو سالی هست که با استاد عزیزم آشنا شدم.به نظرم تو شروع کار ما باید بیشتر سعی کنیم خالق بودن زندگیمونو درک و باور کنیم. باور کنیم که همه ی اتفاقات زندگی ما داره توسط افکار و باورهای خودمون رقم میخوره.
و درک کنیم که رسیدن به این نقطه تکامل می خواد. اینکه هرچیزی روی که بخوام توش مهارت پیدا کنیم و نتیجه بگیریم،یک روندی داره و من باید این روند رو طی کنم. نباید با عجله احساس خودمو بد کنم که همین باعث میشه از مسیر دور بشم.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    244MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی «تمرکز لیزری» بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل
    18MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «علی میرفخررجایی» در این صفحه: 2
  1. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    به نام الله که بسیار بخشنده و بارحمت است،

    به کمک الله مهربان مینویسم،

    سلام مجدد به استاد عزیز و دل پاک و مهربانم و خانم شایسته ی مهربان و همه ی دوستان،

    هدایت خدای مهربان من همیشه شامل حالم هست و امروز پس از مدت ها که من سراغ فایل های رایگان نیومده بودم و دنبال یک فایل به خصوص از استاد بودم تو فایل های دانلودی هدایت شدم به این فایل ،

    یادمه این فایل رو دیده بودم و خیلی تاثیر عمیقی رو گذاشته بود،

    بعد وقتی کامنت منتخب این صفحه رو خوندم خیلی برام آشنا اومد یه حسی بهم گفت این دیدگاه توعه،

    رفتم رو دیدگاه های من در این صفحه دیدم آره استاد عزیزم بخشی از درک من رو از این فایل به عنوان متن انتخابی این قسمت گذاشته بودن،

    یادمه اون روزی که دقیقا فروردین سال گذشته بود،من این فایل رو دیدم حس خالق بودن رو تو وجود استاد درک کردم و فهمیدم که استاد عمیقأ به این باوره که خودش خالق زندگیشه،

    و چقدر خوشحالم که تو این لحظه درکم نسبت به این موضوع خیلی بیشتر شده،

    می‌خوام دوباره بنوسیم‌ برای این فایل با درک الآنم و نتایجی که توی همین یکسال اخیر گرفتم که تمام مسائلی که داشتم توی سال گذشته حل شدن و خیلی بیشتر از چیزهایی که میخواستم رسیدم،

    به امید الله:

    به هر چی که بیشتر تو زندگیت توجه کنی از اصل و اساس اون چیز بیشترو بیشتر وارد زندگیت میکنی

    باااااااور کنیم که خودمون به صورت صد در صد خالق زندگیمون هستیم

    استاد اون موقع ها خیلی تلاش می‌کرده زحمت می‌کشیده آدم خلاقی هم بوده و تلاشش رو می‌کرده برای بهبود کسب و کار برای بهبود روند زندگی اما چرا هیچ وقت نتونسه بود عید ها وضعیت مالی خوبی داشته باشه و دست پر بره خونه عموشون؟! چرا؟!

    چون توی یک مداری بوده که این نتیجه رو رقم میزده و مدار هر فرد بستگی به باور های داره و اصلا اون موقع استاد از این موضوع خبر نداشته نه تنها استاد بلکه هممون اینطوری بودیم،

    همه ی ایده ها با توجه به مداری که توش بودن در جهت تلاش فیزیکی بیشتر یا خلاقانه تر بوده اما وقتی باورهای در مورد پول اشتباه باشه!صبح تا شبم بدو،وقتی پس ذهنت اینه که مردم پول ندارن،پول منو از خدا دور می‌کنه ،اگر پولدار بشم آدم مغروری میشم،پول ساختن خیلی کار سخت و پیچیده و طاقت فرساییه،اپنایی که پولدارن حتما با کار نادرست به این پولا رسیدن،پول در جهان محدوده و و و باورهایی که دوره روانشناسی ثروت 1 استاد گفتن،خب دقیقا مثل آب در هاونگ کوبیدنه برای هممون،

    حالا چرا اینارو اصلا نوشتم،چون ما موجودات فرکانسی هستیم،هر کدوم از ما داریم با افکارمون شرایط یک لحظه بعد یک روز بعد یک سال بعد خودمونو رقم میزنیم،

    الان خیلی با باور قوی تری میتونم اینو بنویسم که خودمونیم که داریم با افکار خودمون با فرکانس خودمون با احساس خودمون اتفاقات رو خلق میکنیم،

    خب استاد اومدن جلووووو تا بالاخره به این نتیجه رسیدن که نتایج مالیشونو باورها دارن رقم میزنن و تا وقتی باورها تغییر نکنن مهم نیست که چقدر داری زحمت میکشی چقدر داری کار می‌کنی

    آره وقتی خودمم وقتی به تغییر شرایط مالی خودم در 5 سال پیش فکر کردم دیدم اون پیشرفت مالی و خلق چندتا چیز خیلی خوب تو زندگیم به خاطر افکارم بود به خاطر تغییر کوچکی بود ما در باورهای مالیم یا خوندن کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید استارتش خورد و بعد آروم آروم شرایط تغییر کرد مدارم تغییر کرد شنیده هام تغییر کرد و اینقدر ادامه دادم با خوندن کتاب و گوش دادن پادکست ها که آروم آروم جنس درخواست های من تغییر کرد و خیلی کنجکاو شدم که خداوند رو بهتر بشناسم و خداوند منو هدایت کرد به استاد عزیزم تا خودشو به من بشناسونه،

    و من فکر میکردم اون موفقیت ها اون ماشین اون ارتباطاتی که وارد زندگیم شده به خاطر تلاش خودم بوده ،زهی خیال باطل به خاطر الله بوده به خاطر افکارم بوده به خاطر تجسم بوده به خاطر توحید بوده به خاطر تغییر در نگاه و باورهام بوده،

    این اتفاق هم برای استاد افتاده وقتی نگاه استاد به پول عوض شد وقتی نگاه استاد به خداوند عوض شد و قوانین رو درک کردن و شروع کردن به کار کردن روی خودشون شرایطی اتفاق افتاد که همه ی اون سالها جبران شد و همه چیز تغییر کرد،

    چطوری؟ با کار کردن روی باورهای ثروت آفرین،با توجه کردن به نعمت ها و فراوانی ها ،با توجه کردن به الگوهای موفق،با تجسم زندگی مورد دلخواه آینده،با قدرت دادن فقط و فقط به این خداوند توی ذهنت برای رسیدن به خواسته ها که نتیجش احساس خوبه،احساس رهایی،احساس ایمانه احساس توکله،

    حالا الان استاد کجاست بعد از ادامه دادن کار کردن روی باور ها؟! آمریکا،که دلش هم برا همون عموویی که سالها نمیتونست یه کیلو گوشت بخره ببره خونشون تنگ شده،عمو تو ایران تو روستا،استاد تو فلوریدای آمریکا،چطوری؟! با کار کردن روی افکار و باور ها و کنترل ذهن،

    استاد خیلی دوست داره در مورد این موضوع که چطور اون همه سال با تلاش زیاد و استفاده از ایده ها و راهکار ها و هر کاری که ما فکرشو میتونیم بکنیم و نمی‌تونیم بکنیم رو استاد با خلاقیت انجام می‌داده و استاد فکر می‌کرده (نه فقط استاد بلکه هممون) با تلاش بیشتر با خلاقیت بیشتر می‌تونه تحولی در وضعیت مالیش ایجاد کنه و سال بعد با دست پر بره خونه عموشون،

    اما همه ی این کارها جواب نداد تا استاد اومدن به صورت بنیادین باورهارو نگاه کردن،

    یعنی استاد به یک خودشناسی رسیده که در مورد پول در مورد آدم های ثروتمند یه سری باورهای ایراد دار دارن

    در مورد پول در مورد معنویت نگاه استاد و خیلی از ماها جوری بوده که نمیتونه معنویت رو پول و ثروت یک جا جمع کنه،معنویت رو با فقر و تنگدستی یک جا میدونه،

    باید بپذیریم که همه ی ما بدون شک این تو ذهنمون هست چون توی یک جامعه بزرگ شدیم فیلم و سریال های یک اوریون رو دیدیم و حرفهای مردم همین جامعه رو شنیدیم 99/9 درصدآدمها همین ذهنیت رو به خاطر گذشتگانشون دارن،

    و یه عالمه باور غلط که تو دوره روانشناسی استاد توضیح دادن،

    اینا باعث شدن که استاد با کار بسیار بسیار کمتر به همه ی این چیزایی که الانتو زندگیمون دارن برسن،

    باعث شده که کنه علی هم آروم آروم با تلاش فیزیکی کمتر نتایج بزرگترین از قبل بگیرم ،کاره که همون کاره فعالیت که همون فعالیته ،چطوریه که الان ورودی مالی بیشتر شده راحت تر شده لذت بخش تر شده؟

    ،

    بچه ها تموم این چیزایی که من دارم می‌نویسم استاد داره میگه از دروازه ی باور کردن این موضوع که تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکارمون داره رقم میخوره میگذره ها،

    من دارم با این درک گوش میکنم و می‌نویسم ،

    ،

    و بعد استاد با درک بیشتر همین قانونو با برخورد به پاشنه آشیل های ذهنی اومدن به صورت تخصصی هر سال روی یک حوضه کار کردن ،

    مثلا دوره ی عزت نفس برای تغییر شخصیت در رفتار و خداشناسی و به صلح رسیدن با خود بوده که استاد رو اون باورها رو اون ذهنیتها رو اون تمرینهاکار کرده و شده این چیزی که ما الان داریم میبینم که هر کجا که می‌ره افراد عاشقش میشن بهش کمک میکنن استاد می‌تونه به راحتی اون وجه مثبت آدم ها و برانگیخته کنه ،

    و خود من هم به خاطر مقاومت های کمترین در اینموضوع الان همچین نتیجه ای مثل استاد تو دسته که البته انتهایی نداره و هرروز دارم تو بحث روابط بهتر و بهتر میشم ،

    و این نتیجه توی این حوضه خیلی باور منو تقویت کرده که پس میشود از همین قانون تو بحث ثروت و موارد دیگه استفاده کردو از نتیجش لذت برد،

    برای استاد هم همین اتفاق افتاده ،استاد اومده از این قانون اول تو بحث روابط استفاده کرده،

    چطوری؟ با تغییر دیدگاهش نسبت به خودش به آدم ها،با تمرکز کردن روی نکات مثبت آدم ها و تایید و تحسین کردنشون،

    در یک کلام تغییر باور ها و تغییر کانون توجهشون در این حوضه ،

    ای نتایج رو گرفتن،

    و بعد وقتی به شرایط سخت مالی و بدهکاری خوردن دیگه واقعا میخواستن که از لحاظ مالی پیشرفت کنن،و خب استاد اون موقع قانون رومیدونسته که باورهای بنیادین هستن که دارن اتفاقات پایدار رو رقم میزنن کانون توجه ما هست که داره اتفاقا رو رقم میزنه،

    و با استفاده از همین قانون،هدایت شده به باورهای مالی به ترمز های ذهنی برای کسب ثروت

    و وقتی کانون توجهات تغییر می‌کنه افکارت تغییر می‌کنه باورهای تغییر می‌کنه لاااااجرم ثروت وارد زندگیت میشه و نمیتونه جور دیگه ای باشه ،

    هداااایت میشی به اعمال با آدم ها به شرایطی که اون چیزایی که داری بیشتر بهش توجه میکنی وارد زندگیت بشه،و این طبیعت و قانون جهان هستیم و نمیتونه جور دیگه ای باشه،

    ،

    استاد به هر آنچه که تو دفتر اهدافش نوشته بودهتو دریم بردش گذاشته بوده به خاطر توجه کردن بهشون و تجسم کردنش و دیدن خودتو اون شرایط رویای ،به بیشتر از آنچه که می‌خواسته رسیده،

    و توی روانشناسی ثروت 3 استاد اومده در مورد کسبوکار در مورد بیزینس گفته که چطور با تغییر چه باور های از اون جای که با اون همه کارمند داشته کاراشو پیش میبورده رسیده به جایی که فقط با دوتا کارمند که تازه اونها تو ایرانن تو خونه خودشون و فرسنگ ها از استاد دورن دارن این کسبو کار به این عظمت رو پیش میبرن،

    یعنی بعد از اینکه شما میپذیری که خودت خالق زندگیت هستی خودتی که داری با افکارت با ورودی هات با باورهات داری اتفاقات رو برای خودت رقم میزنی میتونی با استفاده از هر دوره ای تو موضوع مورد دلخواهت بیای و نتایج رو به نفع خودت تغییر بدی،

    برای من به شخصه بااستفاده از دوره ی 12 قدم و تمرین ستاره قطبی آروم آروم به این باور رسیدم که خودمم که دارم اتفاقا رو رقم میزنم که البته هر روز دارم روش کار میکنم و اگر رهاش کنم خیلی زود فراموش میشه خیلی که میگم خیلییییی خیلی زود فراموش میشه و ما خیلی زود درگیر حواشی میشیم درگیر فرع میشیم درگیر چطورها میشیم،درگیر فعالیت های سختو طاقت فرسای فیزیکی میشیم،

    من امروز تو یک موقعیتی بودم خیلی احساسم داشت بدمیشد فهمیدم که باورهام اینجا ایراد داره ولی الان نمیتونم که یه هو درستش کنم،حداقل کاری که از دستم بر میومد زدم از اونجا بیرون و سعی کردم ذهنمو از روی اون موضوع بردارم تا به احساس بهتری برسم و رفتم پیش دوستان تا اون موضوع یادم رفت،

    اما فهمیدم که توی اون موضوع توی اون مکان که احساسم بد شده باورها و ذهنیت اشتباهی دارم،

    و باید بیام باورهای مناسبش رو ایجاد کنم که وقتی دوباره رفتم توی اون فضا و مکان احساسم بد نشه و به صبر و استقامت من کمک کنه تا نتیجه هم بیاد چون مربوط به کارمه،

    در مورد سلامتی هم که استاد گفتن من یک مسئله و یک آسیب خیلی جدی تو جسمم داشتم که همین سال گذشته بعد از پرداخت بدهیم و ذهنم درگیرش بود با تغییر باور هام رفتم سراغ حل این مسئله که سالها با خودم یدک میکشیدمش که به لطف خدا خیلی بهتر شدم ولی هنوز کار داره،و من قانع نیستم به اینکه خب یه ذره خوب شده،نه،خدای من در خداییه که وقتی اراده کنه و بگه موجود شو موجود میشه،اگر کاری درست انجام نمیشه به خاطر ذهن کنه و نه اون،و انشاالله سال آینده بنویسم در مورد اینکه کااااملا حل شده انشاالله ،ولی تو بقیه جنبه ها ای سلامتی خدارو شکر بهترم که البته دوست دارم از دوره ی قانون سلامتی هم استفاده کنمتاانرژی جسمانی بالا و سلامتی بیشتری رو تجربه کنم که تو هدف هام هست،

    تو بحث روابط عاطفی هنوز عزیز دلی تو زندگیم نیست که بخوام نتیجشو بگم اما باور دارم که تو مدار متفاوتی از قبل هستم و باور دارم رابطه ای که قراره وارد زندگیم بشه با توجه به درخواست هام و کانون توجهم خیلییییی متفاوت تر از قبل خواهد بود و دوست دارم خیلی نزدیک باشه به رابطه ی عاشقانه مثل استاد انشاالله ،

    ،

    آقا همه ی ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند ما فقط راه هاروبلد نیستیم

    ما خیلی هامون مثل فردی هستیم که تو بیابون گم شده و سر گردون و

    حیرونه و نه راهنمایی داره نه قطب نمایی داره نه هادیه راهی داره و همینطور داره دور خودش میچرخه

    وگرنه اگر راهو بلد باشیم خیلی زود اون سختی ها و اون اتفاقات تو مسیر تبدیل میشن به خاطرات قشنگمون

    ،

    تمووووووووم تلاش استاد تو همه ی فایل ها اینه که به بقیه بگه آقا ما به عنوان خالقلت زندگی خودمون داریم در هر لحظه با افکارمون زندگی خودمون رو خلق میکنیم ،که خیلییی هامون هنوز اینو باور نکردیم و. فقط به عنوان یه حرف قشنگ و حال خوب کن بهش گوش میدیم،

    قبلنم تو کامنت قبلی گفتم الآنم میگم من از جنس صحبت و کلام و فرکانس استاد تو این فایل فهمیدم که استاد خیلییییییییی این یه موردو که خیلی هامون هنوز باور نکردیم استاد باور کرده ،همین یه جمله رو اگر درک کنیم خیلی از مسائل حل میشه خیلی جدی تر رو خودمون کار میکنیم خیلی جدی تر حواسمون به کانون توجهمون هست به ورودی های ذهنمون،به حرف هایی که میشنویم به آدمهایی که باهاشون در ارتباط هستیم ،خیلی جدی تر رو خودمون کار میکنیم،اگر می‌خوام زندگی خوبی رو تجربه کنیم،اجبار نیست،

    آقا من دارم با افکارم با باورهای با ذهنیتم اتفاقات بیرونی خودمو رقم میزنم هیچ عامل دیگه ای هیچ عامل دیگه ای مطلقا دخیل نیست تو خلق و تجربه اتفاقات زندگیمون(توحید)

    و اگر من یاد بگیرم چطور فکر کنم،نحوه ی فکر کردن مو نحوه ی نگاه کردن به دنیای اطرافمو،اجر بتونم تغییر بدم،نتایج من بدوووووون شک تغییر میکنن

    فقط کافیه من بتونم باورهای مناسبی ایجاد کنم و ادامه بدم و متعهد باشم

    ( این جهان کوه است و فعل ما ندا)

    این جهان داره واکنش نشون میده،این جهان مثل یک آینست که هرچی که تو باشی بهت نشون میده

    و چیزی غیر از تو نشون نمیده،دنیای اطراف تو رابطت با همسرت با دوستات تو مسائل مالی سلامتی معنوی هرچی که هست اون بازتاب درون توعه،

    هممون اینو تجربه کردیم که از هموووون روز و لحظه ای که میایم شکل فکر کردنمون رو در مورد موارد مختلف تغییر میدیم از همون لحظه نتایج شروع میکنن به تغییر کردن نشونه هاشو میبینیم

    آخخخخخ تمرین ستاره قطبی فوق العادست باعث شد من آروم آروم بااااور کنم که خودم خالق زندگیم هستم خودمم که دارم اتفاقا رو رقم میزنم خداااای من تو چه جهانی زندگی میکنم این چه آزادی آیه این چه قوانینیه این آخر عدل الهیه،

    اما کنترل ذهن کاریه که وااااقعا تمرین میخواد و سخته که تو شروع کار بتونی تو موارد مختلف. ذهنت کنترل کنی،سخته که وقتی بدهکاری بتونی ذهنتو کنترل کنی و به وقتی فکر کنی که بدهید پرداخت شده،سخته که بتونی وقتی پول خرج می‌کنی احساس خوبی داشته باشی،سخته که وقتی پول حسابت داره کم میشه چوری ذهنیتتو کنترل کنی و جهتش بدی به سمت فراوانی که احساست بهتر بشه آره اینا سخته به شخصه برای من ،سخته که بتونی ذهنتو کنترل کنی که همه ی آدم ها خوبن همه جا آمنه همه چی خوبه آره سخته اما با تمرین شدنیه با اومدن نشونه ها و نتیجه گرفتن های کوچولو کوچولو آروم آروم کار راحت تر میشه و افسار این دهنو میگیری به دست،

    افراد خیلی راحت به اتفاقات اطرافشون واکنش نشون میدن و همینی واکنش نشون دادنه باعث میشه که بیشترو بیشتر تو زندگشون اتفاق بیفته در صورتی که این اتفاقات به خاطر افکار خودته که داره رخ میده و کسی که از قانون آگاهی داره نباید واکنش نشون بده و باید استپ کنه و یه نگاه به درون خودش بندازه و ببینه چه باوری چه افکاری داره که داره این اتفاق رو این نتیجه رو رقم میزنه؟ و بیاداونو درستش کنه تا آروم آروم نتیجه تغییر کنه،

    چیزی که به صورت کااااااملا واضح برای خودم تو روابط رقم خورده که خیلییییی نگاه بهتری به آدمها دارم و این باعث شده که هر کجا که میرم افراد عاشقم میشن دوستم دارن با هرکسی در حد یک سلام و علیک هم که رابطه شکل میگیره اون حس دوستی و عشق بینمون جریان پیدا میکنه،

    جنس مشتری ها تغییر کرده،افراد بهتر دست به نقد تر ثروتمند تر،

    چرا؟ چون نگاه هم تغییر کرده جنس درخواست های من تغییر کرده کانون توجهم تغییر کرده و به هیچ عنوان الا بختکی نیست به هیچ عنوان شانسی نیست و رابطه ی مستقیمی داره با کار کردن روی افکار و باورهام،رابطه ی مستقیمی داره با کنترل ورودی هام با کانون توجهم،

    استاد خیلی نمونه ی خوبیه تو زمینه متحول شدن نه فقط تو زمینه ی مالی بلکه تو همه ی زمینه ها

    ،

    الان تو این لحظه پاشنه آشیلم بحث مالیه،

    و یک سری نقاط ضعف شخصیتی ،هر هر چی دارم میرم جلوتر بیشتر دارم خودمو میشناسم و سعی میکنم کوچولو کوچولو بهترشون کنم،

    اما واقعا دوست دارم رو باورهای مالیم کار کنم ،دیگه هستم از ترس از بی پولی کمبود ترس از نداشتن درآمد،ترس از نتونستن پرداخت هزینه ها،

    تر از از دست دادن پول،

    به لطف الله خیلییییییییی بهتر شدم توی این سه ساله ،اما میفهمم که هنوز ترس دارم هنوز مقاومت دارم ،و این یعنی اینکه خیلییییی باید روش کار کنم،

    تو بحث سلامت جسمی پاشنه آشیل دارم ،

    تو بحث روابط پاشنه آشیلم فعلا شده بابام،(بنده خدا :)

    اما امسال تخصصی می‌خوام رو ثروت کار کنم،

    چون وقتی حل بشه خیلییی از موارد دیگه خود به خود حل میشن،واقعا که باید ثروتمندی رو یه امر جدایی ناپذیر از خداوند بدونم چون همهههه چی واقعا بر میگرده به همین ثروت و عزت نفس،

    که خیلیییی حل کننده ی مسائله

    و خدارو شکر که در حال کار کردن روی دوره ی ثروت 1 هستم مدت 9 ماه،نتایج ملموس بوده ولی هنوز بزرگ نشده و باید ادامه بدم نباید تا امید بشم نباید کم بیارم،

    بیایم تعهد بدیم به خودمون یه سری باورها و بنویسیم و هر روز روشن کار کنیم و تایید کنیم نشانه های خداوند رو و سپاسگذار باشیم و ببینیم که خالق زندگیمون هستیم و ببینیم که تغییر افکار تو زندگیمون داره نتیجه ایجاد می‌کنه اینو درکش کنیم،و اجازه بدیم این اتفاقات باعث ایجاد باور بشه باعث ایجاد ایمان بشه تو وجودمون،

    استاد اینو باور کرده که تمااااام اتفاقات زندگیشو داره خودش را می‌زنه چون کار کرده رو خودش تمرین کرده باور کرده،برای همینه که تو زندگیش از کسی نمیترسه به کسی باج نمیده،نجران نیست کسی چمشش بزنه،چرا؟ چون دیگه قانون برای استاد دیگه از ثابت گذشته است،استاد با افکارش با باورهای چیزایی رو تو زندگیش رقم زده که بقیه نمیتونن توی رویاهاشون بهش فکر کنن،مثل خلق همین سایت با این کیفیت و بهره وری،ایجادش کردن خلقش کردن توی زندگیشون،

    ،

    نسبت به سری قبل خیلی اماده تر بودم برای شنیدن این حرف ها،و با بند بند وجودم درک کردم و نوشتم

    نیاز داشتم که بنویسم،به یاد آوردم دوباره و انگار دوباره چرخ هام افتادن رو ریل و این کار باید کار همیشگیم باشه،

    ،

    استاددد تمومممم این فایل یه طرف،اون قسمت آخر که میگید عاشق اون لحظه ای ام که سر به سجده می‌گذارید و اشک می‌ریزد و میگید خدااای من چرا من تا به حال تورو باور نکرده بودم ،

    واااای خدای من قدرت درک این جمله و تجربشو بهم بده هر روز بیشترو بیشتر

    خدارو صد هزار مرتبه شکر که خدای مهربان منو هدایت کرد به سمت خودش خدارو شکر،

    انشاالله بتونم عمل کنم،

    استاد جان خیلییییی ممنونم ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان،

    سلام به استاد عزیزم

    #تمرکز لیزی بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل#

    خداوند واقعا در وجود ماست و در هر لحظه هدایتگر ما هست،

    و اما اصلی ترین پاشنه آشیل من چیه؟ تا به الان به شناختی که از خودم رسیدم و نشانه هایی که دیدم فکر میکنم پاشنه آشیل من عزت نفسه،اعتماد به خداونده،باور های توحیدیه،با اینکه من فکر میکردم خیلییییی تو اینا خوبم اما زهی خیال باطل ،من میپذیرم که پاشنه آشیلم عزت نفسه و باید هر روز بیشتر روش کار کنم،

    استاد آخر این فایل اونجا که گفتی عاشق اون لحظه ای هستم که بیاین سر به سجده بگذارید و بگید خدااااای من چرا من تا الان تورو باور نکرده بودم،اشک ناخود آگاه از چشمانم سرازیر شد،

    استاد شما خیلیییییی اینو باور کردید که همه ی اتفاقات زندگی ما داره توسط افکارمون رقم میخوره،من اینو هر روز بیشتر دارم از کلامتون از فرکانستون بیشتر میفهمم،قشنگ میفهمم که شما از عمق وجود این قانون رو باور کردید و دارید ازش استفاده میکنید و یه جورایی غلق بازی رو فهمیدین،

    من هم دوست دارم به این سطح از درک و باور نسبت به قانون برسم،

    هر روز زم زمه های شما توی گوشمه به خصوص صحبت هاتون تو جلسه دوم قدم اول که دارید تمرین ستاره قطبی رو آموزش میدید،و میگید شما با این تمرین به جایی می‌رسید که میفهمید زندگی شما خلقه خلق،صبح پا میشید و زندگیتونو اونجوری که دوست دارید نقاشی میکشید و تجریش میکنید،

    خدای من خیلی خوشحالم،به نظرم بزرگترین سپاسگذاری هر روز من باید همین باشه که خداوند هدایتم کرد و منو با قانون خودش،یا قدرت خودش،اصلن با خودش آشنا کرد،خوشحالم که یک روزی از صمیم قلبم ازش خواستم اینو که خدایا خودتو به من بشناسون و الان من دقیقا وسط خواستم هستم،خدارو شکر،

    الان تقریبا دو سالی هست که با استاد عزیزم آشنا شدم،به نظرم تو شروع کار ما باید بیشتر سعی کنیم خالق بودن زندگیمونو درک و باور کنیم،اینکه همه ی اتفاقات زندگی ما داره توسط افکار خودمون باورهای خودمون دیدگاه خودمون نسبت به همه چی رقم میخوره،و بعد درک قانون تکامل،اینکه هرچیزی روی بخواین توش مهارت پیدا کنیم،نتیجه بگیریم،موفق بشیم،یک روندی داره و نباید با عجله احساس خودمونو بد کنیم که همین باعث میشه از مسیر دور بشیم،

    و بعد با این باور که همه ی اتفاقات داره توسط افکارمون رقم میخوره،با ایمان و باور بیشتر بیایم هر قسمت از زندگیمونو هر قسمت از باورهامونو بهبود بدیم ،

    استاد گفتین شبو روزتونو دوخته بودین بهم تا برای عید پول خوبی داشته باشید تا بتونید برای یک بار هم که شده یک سری وسیله بگیرید ببرید خونه عموتون،

    واقعا همینه،من خودم این تجربه کردم،اگر باور هامون درست نباشه اگر احساسمون در هر لحظه نسبت به کاری که داریم انجام میدیم خوب نباشه،مهم نیست چقدر داریم میدوییم،مهم نیست چقدر داریم کار میکنیم،دقیقا مثل ماشینی که دستی رو کشیدیم پارم گذاشتیم رو ترمز،بعد داریم با تموم توانتم گاز میدیم.

    و چقدر زمان هایی که کارهامو با لذت و عشق انجام دادم،در مسیر آرامش بودم،و ذهنیتمم هم در مورد پول در مورد رزقی که خداوند می‌تونه بهمون بده و زم زمه های امید بخش داشتم اینکه همه چی درست میشه به زودی کلی فروش میکنیم به زودی اتفاقات عالی برامون میفته ،دقیقن همینطور میشد،

    و یادمه وقتی که من برای اولین بار در مورد باورهای اشتباه در مورد پول و ثروت توی یک کتاب خوندم اولن خیلی فکر کردم خیلی حالم دگرگون شد و بعدشم اتفاقات مالی خیلی خوبی برام رخ داد،

    و الان هم که به لطف خداوند تو راه راست هستم انشاالله،

    من قبلن این موضوع که توی یک سال همه ی دویدن ها و نشدن ها و بی پولی های گذشته جبران شده اتفاق افتاده ،واقعا بعضی موقع می‌شستم و خدارو بی نهایت سپاسگذار بودم که از کجا به کجا رسیدیم،

    اما خب وقتی ناسپاس میشی وقتی احساس خوبی نداری وقتی شرک میورزی وقتی احساس عدم لیاقت نسبت به نعمت هایی که خداوند بهت داده داری دوباره بر میگردیم سر خونه اول،

    البته خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که باز هم با اینکه نا آگاهانه این اتفاقات رو برای خودم رقم زدم اما اوضاع هیچ وقت برام برنگشته سر خونه اول،

    واقعا مهم نیست تو گذشته برام چه اتفاقاتی افتاده ،اگر من بتونم نگاهمو به اتفاقات و شرایط همین دوسال پیشم تغییر بدم مطمئن هستم همه چیز نه تنها به نفع من میشه،حتی جبران هم میشه و بهتر هم میشه و باید این کارو انجام بدم و این تمرین و انجام بدم تا نتیجشو ببینم،

    اول بگم که چقدر این خونه دو طبقه پشت سرتون که کلش مال خودتونه و آزادانه توش زندگی کردید و این محله ی زیبا و این آسمون قشنگ و این نسیمی که داره میوزه و این آفتاب زیبا و گرمابخش بهار،این کشور فوق العاده آمریکا(دیشب تو خوابم من دقیقا دیدم که تو آمریکا هستم و البته جاییش بودم که خیلی ایرانی و فارسی زبان بود که من هی میگفتم چقدر اینجا ایرانی هست و کلی مغازه دیدم که خیلیاشن هم ایرانی بودن و انگار یک فضای آشنایی بود برای من و خیلی خواب لذت بخشی بود)ایالت فوق العاده فلوریدا که شما داخلش هستید،این آزادی مالی زمانی و مکانی که همه اینها و شما با افکارتون ایجاد کردید ،چقدر این نعمت ها عالین و شما از کجا به کجا رسید فقط به خاطر اینکه قدرت خداوند رو قدرتی که خداوند به ما داده رو باور کردید،

    این باورهایی که شما گفتید دقیقا من هم داشتم،نگاهم به ثروتمند ها خیلی جالب نبود،همیشه معنویت رو جدای از ثروتمندی میدونستم،باور داشتم که خدا رزقو روزی بهم میده و خداست که داره برکت سر سفرمون میاره،اما ثروتمندی رو بد میدونستم ،اینکه اگه ثروتمند بشم خدارو فراموش میکنم،اینکه اگه ثروتمند بشم آدم مغروری میشم،به بقیه زور میگم ،خودخواه میشم،و بی نهایت فیلم هم دیده بودیم که تو اون فیلم ها آدمای ثروتمند یا قاچاقچین یا دزدن،یا مال مردم خورن،یا در کل آدمهای بدی هستن،یا پول چرک کف دسته،(پولی که از طرف الله،ارزشمنده،کلی مشکل حل میکنه،کلی به گسترش جهان کمک میکنه،پول پاکه،مقدسه،باید ببوسیش بزاری رو پیشونیت)

    و همیشه به خدا میگفتم خدایا به اندازه ظرفیتم بهم بده ،یا قبل از اینکه بهم ثروت بدی ظرفیتشو بهم بده،یا مثلن اگر پولی رو می بخشیدم با این دید گاه می بخشیدم که لایق پول بیشتری بشم،

    (در صورتی که من خودمو با باورهام لایق دریافت ثروت و نعمت های خداوند میکنم،اگر هم بخشش باشه برای قوی تر کردن باور فراوانی میبخشم،برای احساس خوبش میبخشم،حالا اصلن کی میتونم ببخشم وقتی که داشته باشم بیشتر از نیازم،وقتی که مولد باشم و بیشتر از نیازم پول بسازم میتونم ببخشم و به بر و نیکی برسم،)

    خلاصه از این باور ها که به لطف خدا چند سالی هست که داره این باورها تغییر می‌کنه و به اندازه ای که تغییر کرده نتیجه دیدم خدارو شکر،

    استاد من اقرار میکنم که هنوز 1 درصد حرفایی که شما تو محصولات و فایلهای دانلودی میزنید باور نکردم،چرا اینو میگم ،چون از عمل کردم پیداس،

    مثلن دوره فوق العاده عزت نفس ،اولن فکر میکنم خب ایناکه استاد داره میگه رو که من خودم بلدم، و تمریناتی رو هم که میدید رو اصلن انجام ندادم فقط گوش کردم و حالا تو لحظاتی احساس منو بهتر کرده،اما وقتی شما الان گفتی که من هر آنچه که به من کمک کرد که به این نقطه برسم تو دوره عزت نفس گفتم،من دوباره به تلنگر جدی بهم خورد که علی بااااید حرفارو باور کنی و با ایمان تمرینات رو انجام بدی،یا مثلن تمرین ستاره قطبی و کنترل آگاهانه کانون توجه،که به اندازه ای که باور کنیم نتیجه میدهد تمرینات رو انجام میدیم،

    یا مثلن تمرینی که گفتین در مورد اون هدفی که دارید بیاید باورهای مناسبشو ایجاد کنید و تکرار کنید تکرااااااار کنید و برید ببینید الگوهاشو تو زندگی خودتون تو زندگی دیگران،من به جرعت میگم که یک بارهم این تمرین رو بعد از دو سال که من دوره دوازده قدم رو خریدم انجام ندادم،همش جسته گریخته کار کردم و تمرکز نکردم روی یک موضوع و نتیجشو بگیرم و ازش انرژی بگیرم برای رسیدن به اهداف دیگم،همش می‌خوام با یک دست ده تا هندونه رو بردارم,

    یا مثلن موضوع تجسم،یکم که تجسم میکنم و میبینم نمیتونم و داره احساسم بد میشه ولش میکنم و تمرین نمیکنم،یا دریم بورد،من دریم بوردو بعد یک سال که تو دوره شرکت کردم درست کردم(خب اگه باااااور میکردم که کل اتفاقات آینده من توسط فرکانس های این لحظه رقم میخوره خب این کارو زودتر میکردم) حتی الان هم که درستش کردم چند شب دیدمش و دیگه ادامه ندادم،همیشه تمرکزم روی موارد غیر اصلیه و چیزایی که نشتی انرژیی برام داره،

    پس به اندازه ایکه حرف های استادو باور کنم عمل میکنم و به اندازه ای که عمل کنم نتیجه میگیرم،

    استاد اونجا که گفتید در مورد بحث سلامتی،خدارو شکر من توسط استاد هنرهای رزمیم باورهای خوبی در مورد سلامتی در من ساخته شد،اما از لحاظ جسمی مثلن درد زانو و کمر و حالا بهبود آسیبهایی که تو ورزش دیدم باورهای خیلی خوبی ندارم و من دارم با یک سری دردها همیشه زندگی میکنم و خیلی هاشونم دارن بیشتر میشن و انگار یه جورایی پذیرفتم که اینا درست بشو نیستن و دیگه همینه که هست،تو دنیایی که هر بیماری لاعلاجی درمان داره،سرطان ها درمان شدن،کمر دردها خوب شدن زانو دردها پا دردها خوب شدن،اما من هنوز اینو باور ندارم و به نظرم این هم. یکی از مهمترین پاشنه های آشیل های منه و تو دوره شیوه حل مسائل یکی از موضوعاتی که بهش فکر کردم و گفتم علی باید وایسی و این دردهارو این مسائل رو ریشه ای حلشون کنی و باید باور کنی که راه حل دارن و راه حلشون هم خیلی ساده و بیخ گوششونه،

    و دارم آروم آروم ذهنمو دارم به سمتی هدایت میکنم که خداوند نشانه هارو بهم بده برای درمان دردهایی که سالیانه دارم به دنبال خودم میکشم،

    و خدای من اگر اینها درست بشن من بممممب انرژی میشم،کوه هارو جالبه جا میکنم،بخش بسیاااار مهمی از نشتی انرژی فکریم و احساس بدم از بین می‌ره ،اهدافی که عاشقانه دوست دارم بهشون برسم و با وجود این دردها بعضی موقع ها حتی نمیتونم در موردشون فکر کنم ،با انرژی بالا میتونم دوباره به سمتشون حرکت کنم،خدایا هدایتم کن،

    خداروشکر روابط عاطفی خیلی خوبی هم تا به حال تجربه کردم با اینکه خیلییییی باورهای محدودکننده و مخرب تو این زمینه دارم ولی بازهم خداروشکر روابط خوبی رو تجربه کردم اما دوست دارم بریزم بیرون هر باور سمی که در مورد روابط عاطفی دارم،من ازدواج رو دوست دارم رابطه عاطفی هم واقعا یکی از نشتی های انرژی فکریم هست که همیشه به خودم میگم اگر رابطه عاطفی خوب و پایداری داشته باشم بخش خیلی زیادی از انرژی فکری من می‌ره روی مسائل اصلی تر زندگیم و روی اهداف اصلی تر زندگیم،اما خب قطعا باورهای محدود کننده خودم باعث شده که این مسئله رو داشته باشم،و من باید یکی یکی به صورت ریشه ای این مسائل رو حل کنم،با توجه به اولویت هایی که این مسائل دارن،

    و باز هم شما اواسط فایل به این اصل اشاره کردید که تموم اتفاقات رو داریم خودمون رقم می‌زنیم و این اصل رو افراد بسیار بسیار کمی تو دنیا فهمیدنش و دارن ازش استفاده میکنن،چقدر این اصل به ما انگیزه و امید میده،چقدر شما با صداقت و با پاکی دل دارید این رو میگید که چقدر باورش دارید من اینو متوجه میشم از فرکانستون و تحسینتون میکنم و من هم دوست دارم به این سطح از باور در مورد این اصل برسم،

    و اگر ما بتونیم همین باورو ایجاد کنیم،اگر بتونیم نحوه فکر کردنمون نحوه دیدگاهمون به مسائل به جهان اطرافمون رو تغییر بدیم نتایج بدون شک بدوووون شک تغییر خواهد کرد،

    استاد این فایل فوق العاده بود،از صبح تا حالا که خداوند منو به طرز عجیبی وارد این صفحه کرد اینجام و هی دارم پلی بک میکنم و دوباره حرفاتونو گوش میدم،و واقعا دوست دارم بیام بقلتون کنم به خاطر صداقتتون به خاطر عشقی که تو وجودتون هست به خداوند به انسانها به شاگرداتون،

    خدارو شاکرم که اینجا هستم و خداوند فرصت گوش دادن به این فایلو بهم دادن و فرصت نوشتن و درک بهتر خودم و قوانین رو بهم داد خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: