«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه
اکثر ما در کودکی به خاطر سرزنشها، تحقیرهایی و برچسبهایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، عزتنفس خود را از دست دادهایم. به همین دلیل نیز نقطه شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپایی جهادی اکبر برای ساختن عزتنفسمان شروع می شود و اولین آجر از این پی، باورهای قدرتمندکننده ساختن برای حل ریشه ایِ باورهای سمی و کشنده به نام “احساس گناه” و “احساس بی ارزشی” است.
زیرا اگر اعتماد به نفس، کلید اصلی موفقیتهای بشری باشد، قطعاً “احساس گناه” سدِ راه تمام موفقیتهای او خواهد بود.
امکان ندارد هم در عذاب وجدان و احساس گناه بمانی و هم عزت نفس داشته باشی. هم نشینی این دو غیرممکن است، همانگونه که همنشینی ثروت با فقر، آرامش با نگرانی، سلامتی با بیماری و.. غیرممکن است.
بدون ساختن عزت نفس، موفق شدن غیر ممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشی، دسترسی به عزتنفس غیر ممکن است.
این یک قانون است که، موفقیت و ثروت سراغ یک ذهن آرام و مطمئن میرود. یعنی ذهنی که عاری از احساس گناه، عذاب وجدان و بیارزشی است.
“احساس گناه” و “عذاب وجدان”، بزرگترین ترمز در برابر داشتن عزت نفس است. بنابراین پروسه ساختن عزت نفس از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به “احساس لیاقت و خودارزشی” آغاز میشود و ساختن این باور، مهمترین مأموریت دوره عزت نفس است.
عزت نفس مثل سنگر بانی تا دندان مسلح در برابر نجواهای فلج کننده ذهن است. از آنجا که هیچکدام از ما باورهای ۱۰۰٪ خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرض خطا و اشتباه و شرایط نادلخواه هستیم.
اگر “سنگربانی بهنام عزت نفس” در وجودت نباشد تا در مواقع سخت و نادلخواه که به خاطر اشتباهی بوجود آمده، افسار ذهنت را به دست بگیرد، ذهن آنچنان نجوایی به پا می کند و آنقدر آن خطاها را در نظرت بزرگ جلوه میدهند و آنچنان دلایلی منطقی برای لایق نبودنت ارائه میدهد و آنچنان باورهای مخرب و ترمزهایی قوی میسازد، که باور میکنی از عهدهی انجام هیچ کاری برنمیآیی!
اینجاست که آنهمه شور و شوقی که برای رویاهایت داشتی، از بین می رود. زیرا میان خودت و آن رویای زیبا، خواه یک رابطه توام با عشق باشد، خواه یک کسب و کار سودآور، خانهای با امکانات عالی، زندگی در یک کشور عالی و … فرسنگها فاصله میبینی که هیچ چیز قادر به پر کردن آن فاصله نیست.
به همین دلیل است که: تمام موفقیتهای زندگی ما، روی پایهای به نام عزتنفس بنا میشود.
“احساس لیاقت و ارزشمندی”، که نقطه مقابل «احساس گناه و خود کوچک بینی» است، مهمترین وجه از عزت نفس است. یعنی ساختن موفقیتها از عزتنفس شروع میشود و ساختن عزت نفس، از “تلاش برای ساختن باور احساس لیاقت”.
استاد عباسمنش همیشه تأکید ویژهای بر ساختن عزت نفس دارد. ایشان مهم ترین دلیل موفتیتهای خود در هر برهه از زندگیشان را، حاصل تلاشی میداند که، صرف ساختن جنبهای دیگر از عزت نفس خود داشته است.
موضوع این است که، هیچ انتهایی برای عزت نفس وجود ندارد. یعنی همیشه جنبهای از عزت نفس ساخته نشده، در ما وجود دارد که لازم است روی آن کار شود. به اندازهای که آن بخش کاملتر میشود، دستاوردهایمان نیز بزرگتر میشود.
با انجام تمرینات این دوره، “باور احساس لیاقت” در وجودت شکل میگیرد و نتایجی را وارد زندگیات مینماید که، ناکامیهای تمام سالهای گذشتهات را جبران میکند. آنوقت تفاوت زندگی بدون عزت نفس و باعزت نفس را به وضوح احساس میکنی.
عزت نفس انتخابهای آیندهات را در هر جنبه از زندگیات تغییر می دهد. از رشته ای که می خواهی در آن تحصیل نمایی، همسری که انتخاب می کنی، روابط ات، شغل ات و حتی نوع رفتار دیگران با شما ومیزان محبوبیتات و حتی میزان موفقیت مالیات را دستخوش تغییرات اساسی میکند زیرا تعریف تو از احساس لیاقت، دستخوش تغییرات اساسی میگردد.
خیلی فرق میکند بعد از ساختن عزت نفس، اهدافت را مشخص کنی یا قبل از آن!
عزت نفس، ابعاد ظرف وجودت را میسازد. حتی اندازه ظرفی که زیر باران نعمت الهی در دست نگهداشتهای، به اندازه عزت نفس توست. به همین دلیل نیز به اندازه عزت نفسات نعمتها را دریافت میکنی.
تفاوت تجربهات از زندگی، با عزت نفس و بدونِ عزت نفس، از زمین تا آسمان است.
ارزشش را دارد که برای ساختن عزت نفس خود وقت بگذاری و این جهاد اکبر را برپا و ادامه دهی. زیرا جهان همیشه در برابر چنین حدی از عزت نفس، فقط کرنش می کند و چارهای جز آوردنِ بهترینها به زندگیات ندارد.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD456MB38 دقیقه
- فایل صوتی «چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه35MB38 دقیقه
به نام خدای مهربان
روز اول روزشمار تحویل زندگی من هست.
من از طریق این فایل به این درک رسیدم که من میتونم با هماهنگ کردم خودم با انرژی منبع با خداوند خودم رو در مداری قرار بدم که اصولا اشتباه نکنم. یعنی با این دیدگاه که اگر تضادی در زندگی من هست.. اگر مشکلی در زندگی من هست صبر کنم و بگم مشکلی نیست و من از خدا هستم و مگه خداوند ضربه پذیره و خودم را در احساس خوب قرار بدم این کار باعث میشه که رحمت و برکت و هدایت خداوند در زندگی من جاری بشه. چرا؟ چون من خودم رو هماهنگ کردم با انرژی منبع و به احساس خوب رسوندم. به محض اینکه احسامون بد میشه به خودمون بگیم که اقا این احساس نتایج بدی رو ایجاد میکنه بلا سرم میاد و شروع کنیم به پرسیدن این سوال که با چه نگاهی با چه دیدگاهی میتونم خودم رو به احساس خوبی برسونم و به این شکل با انرژی منبع هماهنگ تر بشیم و جریانی از اتفاقات مناسب رو وارد زندگی خودم کنم. با چه نگاهی احساسم رو بهتر کنم؟ با تفکر به این موضوع که آقا من توانایی این رو ندارم زندگی کسی رو تخریب کنم.. من نمیتونم به کسی کمک کنم.. من میتونم زندگی خودم رو عالی کنم.. با این تفکر که خداوند عاشق منه.. خداوند بندههاش رو دوست داره.. خداوند دست گیر هست مچ گیر نیست.. خداوند دوست داره خوشبختی من رو ببینه.. خداوند هدایتم میکنه.. اشتباهات من باعث پیشرفت من میشه.. نه اشتباهاتی که از قصد باشه .. با اینکه من تصمیم میگیرم که خطاهام رو تکرار نکنم و راهی برای حلش پیدا کنم.. و عاشق خودم باشم با اون خطاهایی که انجام دادم.. با تفکر به این موضوع که اشتباهات و خطاهای من و جهان باعث پیشرفت من و جهان میشه و باعث میشه که اتفاقات عالی تری بوجود بیاد مثل داستان تایتانیک و سقوط هواپیماها و برخورد قطارها و … که در نهایت باعث شد که وسایل مسافر بری امروزی هزاران برابر امن تر و بهتر و فوق العاده تر بشه و در عوضش جان میلیونها انسان بیشتر نجات پیدا کرد با وسایل امروزی در عین حال که کلی هم امکانات بیشتری رو داریم تجربه میکنیم و در آینده هر وسیلهای بخواهد ایجاد بشود به خاطر سیستم آزمونی که فراهم شده تقریبا احتمال ساخت یک وسیله عمومی اشتباه به نزدیک صفر میرسه چون دیگه با سیستمهایی که درست کردیم میتونیم یک وسیله رو از همه لحاظ ایمن کنیم و دیگه کامپیوتر خطا نمیکنه مثل آدم چون قوانین و تجارت سخت گذشته توش لحاظ شده و در عوض جان میلیونها انسان تامین میشه. با این دیدگاه که اقا انسانهایی در جهان هستن که با خوب کردن حال و احساسمون و در هماهنگی قرار گرفتن با انرژی منبع همواره در مدار درست هستن و اصولا اشتباه نمیکنن.. چقدر این دیدگاه به من آرامش میده که کافیه من خودم رو با خدای خودم هماهنگ کنم اون وقت در مداری قرار میگیرم که اصولا اشتباه نمیکنم و هدایت شده هستم.. همان کایر که مادر موسی کرد.. همان کاری که ابراهیم کرد.. همان کاری که استاد کرد.. و همان کاری که سری پیش که من روزشمار رو کار می کردم انجام دادم و تجربه اش کردم.. بودن در مدار هدایت خداوند فقط با ایجاد احساس خوب که از طریق دیدگاه خوب ایجاد میشه.. از طریق اینکه آقا من از خدام .. مگه خدا ضربه پذیره؟ این مشکلات هست؟ این مسائل هست؟ خیلی سخته؟ خیلی به ظاهر پیچیست؟ خیلی با ظاهر نشدنیه؟ کنترل ذهن سخته؟ مشکلی نیست… مسئله ای نیست.. من از خدام.. مگه خدا ضربه پذیره؟ حالا هر مشکلی هم میخواد باشه… و حالم رو خوب نگه میدارم.. چون میدونم هر مسئله ای و هر اتفاقی بوجود بیاد و خیر و خوبی هست و راهی پیدا میشه.. چون می دونم من به خدا وصلم پس نگرانی ای ندارم دیگه.. توکلم به خداست.. و سپاسگزاری میکنم به خواسته هام توجه میکنم سعی میکنم در حال خوب خودم رو نگه دارم و میبینیم که درهای رحمت خداوند باز میشه چون در این مدار چیزی جز خوبی و صلح و صفا نیست. از استاد عزیز سپاسگزاری میکنم بابت این فایل های خوبی که آماده سازی کرده و هر بار باعث بهبود زندگیمون میشه. از مریم جان سپاسگزاری میکنم با عشق این روزشمار تحول زدنگی من رو برامون درست کرده. عاشقتونم. در پناه خدای یکتا شاد و سلامت باشید.
به نام خالق جهان هستی
نکته اولی که این فایل برای من داشت این بود که به دنبال فکر های خوب باشیم، سوال های خوب بپرسیم، دنبال افکار پوچ و بیهوده نباشیم مثل اینکه جن ها کجا هستن یا چطور میتونیم با ارواح ارتباط برقرار کنیم و .. دنبال سوالاتی باشیم و افکاری باشیم که بهمون کمک میکنه که زندگی بهتری داشته باشیم. به این فکر کنیم که چطور میتونیم زندگی بهتری داشته باشیم؟ چطور میتونیم روابط بهتری داشته باشیم؟ چطور میتونیم ثروتمند تر بشیم؟ چطور میتونیم از تمامی نعمت های خدا بهرمند بشیم؟ چطور میتونیم تو کارمون موفق تر عمل کنیم؟ چطور میتونیم نتایج و بهبود زندگیمون پایدار تر باشه؟ چطور میتونیم سلامتی بیشتری رو تجربه کنیم؟ چطور ذهن و روان سالم تری داشته باشیم؟ چطور عزت نفس بیشتر داشته باشیم؟ چطور احساس بهتری داشته باشیم؟ چطور ارتباطمون با خداوند عمیق تر و غنی تر باشه؟ چطور احساس معنویت بیشتری رو تجربه کنیم؟ چطور میتونیم به مدارهای بالا تر بریم و از نعمت ها و برکت های بیشتری بهرمند بشیم؟ چطور میتونیم بهتر احساسمون رو خوب نگه داریم و چطور میتونیم بهتر نجواهای ذهنمون رو تغییر بدیم و احساس و عملکرد بهتری برسیم؟ چطور میتونیم خوشحال تر باشیم؟ شاد تر باشیم؟ چطور میتونیم بیشتر مولد شادی باشیم؟ چطور بیشتر میتونیم مولد احساس بهتر باشیم و خودمون بتونیم احساسات خوب رو ایجاد کنیم؟ چطور میتونیم بهتر زاویه نگاهمون به موضوعات رو تغییر بدیم و احساس و عملکرد بیشتری داشته باشیم؟ چطور میتونیم جسم پر انرژی تری داشته باشیم؟ این سوالات و این افکار و دنبال این سوالات بودن هست که میتونه زندگی بهتری رو برای ما رقم بزنه. سوالاتی که منجر بشه به دنبال زندگی بهتر باشیم. و الا افکار بیخودی هم هست که فکر کردن بهشون هیچ نتیجه ی مثبتی در زندگی ایجاد نمیکنه. فقط وقت تلف کردنه.
نکته دیگری که این فایل برای من داشت این بود که در جواب به این سوال که چطور میتونیم کمک کنیم که فردی که احساس گناه خیلی شدیدی داره به احساس بهتری برسه و بهش کمک کنیم پاسخ من این هست که فردی که احساس گناه خیلی شدیدی داره باید بدونه که طبق قوانین خداوند احساس بد = اتفاقات بد. بنابراین مهم نیست که چه کاری انجام شده اگر در احساس بد بمونه اتفاقات بدتری براش میفته و نتیجه در نهایت بدتر خواهد بود. کاری که بایستی انجام بده این هست که بدونه احساس گناه داشتن مساوی حرکت کردن در مسیر خداوند نیست و نتیجه ی خوبی نداره به همین دلیل مهم نیست چه کاری انجام شده یا چه عملی بوده یا چه فکری تو سر ما هست اگر نتیجه ی اون افکار احساس گناه هست بایستی این احساس رو تغییر بدیم با تغییر زاویه نگاهمون به اون موضوع. دومین قدم این هست که حالا ما چطور نگاه کنیم به این موضوع؟ اصلا چطور میتونیم زاویه نگاهمون رو تغییر بدیم در مورد موضوعی که نسبت بهش احساس گناه داریم؟ کاری که من انجام میدم این هست که میگم اگر من نسبت انجام به یک موضوعی احساس گناه داشته باشم – هرچند اون کار یک خطا و اشتباه مشخص باشه – این احساس گناهی که من دارم باعث میشه همون کار خطا و اشتباه بیشتر بشه. یعنی اون احساس گناهه اصلا کمکی نمیکنه به اینکه شرایط بهتر بشه به همین دلیل به جای اینکه خودم رو سرزنش کنم و تحقیر کنم میگم من عاشق خودم هستم با وجود اینکه این اشتباهم انجام دادم یا حتی میدم. و همین که احساس گناه رو با تکرار همین افکار از خودم دور میکنم و میگم من عاشق خودم هستم من خودم رو دوست دارم من با اینکه این کار اشتباه رو انجام دادم خودم رو دوست دارم میدونم که این فکر یعنی در مسیر خداوند حرکت کردن و این نوع فرکانس باعث میشه احساس گناه از من گرفته بشه و در نهایت نتیجه اش این میشه که اون اتفاق خود به خود ازش فاصله میگیرم چرا که این قانونه خداونده که احساس خوب = اتفاقات خوب. دوست داشتن خود بی قید شرط = فرکانس خواسته ارسال کردن و البته تکامل هم میخواد. هرچقدر بیشتر تمرینش کنی بهتر میشی و این بهتر شدن باعث میشه اون اتفاق کمرنگ تر بشه. و این قانون خداست.
نکته دیگه ای که از این فایل دریافت کردم این هست که احساس گناه ارتباط مستقیمی داره با عذاب وجدان. یعنی فردی که احساس گناه داره چون عذاب جدان داره احساس گناه داره. و این عذاب وجدان برمیگرده به فرهنگی که فرد درش بزرگ شده. کی مشخص کرده که عذاب وجدان چی هست؟ مثلا اگر یک مسلمون مشروب بخوره عذاب وجدان شدید میگیره یک نفردر آمریکا شمالی این کار رو بکنه عذاب وجدان نمیگیره. ابراهیم زد خدایان دیگران رو شکوند بت ها رو شکوند و احساس گناه نداشت و یک مسلمون هم با این کار احساس افتخار داره ولی یک فرد ژاپنی اگر این کار رو بکنه سرشار از احساس گناه میشه و حتی ممکنه خودکشی بکنه. اینها نشون میده که عذاب وجدان فرهنگ به فرهنگ فرق میکنه به همین دلیل کی مشخص میکنه چه کاری گناه هست و چه کاری گناه نیست؟ این برمیگرده به فرهنگی که درش بزرگ شدیم به همین دلیل همین باعث میشه که بتونیم احساسمون رو کنترل کنیم
نکته دیگه این هست که خداوند بسیار بخشنده و مهربانه و خداوند در قرآن غفور رو با رحیم زیاد تکرار کرده که نشون میده خداوند بسیار آمرزنده هست و تمام گناهان جز شرک به خودش رو میبخشه و ازشون در میگذره. والله غفور الرحیم.
نکته دیگه این هست که قران رو هم بدون فکر نپذیریم و آیه به آیه فکر کنیم مقایسه کنیم و بعد بپذیریم
نکته دیگه این هست که ما نمیتونیم زندگی کسی رو تخریب کنیم. هیچ کس هم نمیتونه زندگی ما رو تخریب کنه وقتی ما باورهای مناسب داریم. هیچ کسی نمیتونه به کسی ظلم کنه مگر اینکه اون فرد ظلم رو بپذیره و باورهای نامناسبی داشته باشه و در مدار نادرستی باشه. و همه ی ما این امکان رو داریم با کار کردن روی باورهامون خودمون رو در مدار مناسب قرار بدیم. اینکه ما فکر میکنیم فردی میتونه زندگی ما رو تخریب کنه یا فردی میتونه زندگی فرد دیگری رو تخریب کنه کاملا اشتباه هست. اگر فردی بخواهد زندگی ما رو به هم بزنه و تخریب کنه به خودش ستم کرده نه به ما. مثل داستان حضرت یوسف که کل برادرانش خواستن اون رو تخریب کنن ولی زندگی یوسف بهتر و بهتر شد چرا که باورها و ایمان حضرت یوسف باعث شد که زندگی خوبی رو برای خودش رقم بزنه و بشه عزیز مصر و این اتفاق در مورد همه صادقه. وقتی ما روی باورهامون کار می کنیم و در مدار درست قرار میگیریم و ایمان های درست داریم که میتونیم مثل حضرت یوسف و باقی افراد در مدار صحیح هستند در مدار صحیح باشیم و بمانیم و هر روز روی خودمون کار کنیم اتفاقی که می افته اینه که هر کسی آگاهانه هم بخواد به ما ضرری برسونه در خدمت ما کار کرده رایگان. و باعث رشد و پیشرفت بیشتر ما شده. مثل حضرت یوسف یا مثل همون داستان هایی که استاد عباس منش در فایل چه کسی مالک توست گفت که افراد فکر میکنن دستان پشت پرده ای وجود دارن که زندگیشون رو رقم میزنن یا توحید عملی ۶ گفت در مورد اون استاد موفقیت که استاد رو خواست تخریب کنه و استاد گفت این باعث میشه کلی افرادی که من رو نمیشناسن و اون رو میشناسن من رو بشناسن و باثع پیشرفت من شد و نتیجه هم همینطور شده. چون قانون این هست که هر کسی بخواد به ما آسیبی بزنه نمیتونه. خداوند مالک و تنها قدرت جهان هستی هست و اون افراد در خدمت ما کار کردن و به پیشرفت بیشتر ما کمک کردن.
نکته دیگه این هست که من نمیتونم زندگی هیچ کسی رو تخریب کنم. من اگر بخواهم آگاهانه به کسی آسیب برسونم نمیتونم. از همون لحظه ای که با این نیت که میخوام زندگی کسی رو تخریب کنم باشم در لحظه به لحظه دارم خودم رو نابود میکنم اما در لحظه ای که با این نیت که عشق بورزم به دیگران و دوستشون داشته باشم حتی در دلم و با نیت کمکشون کنم هستم در لحظه به لحظه دارم به پیشرفت خودم کمک میکنم.
نکته دیگه این هست که در مورد افرادی که عزیزانشون میمیرن اینها گریه میکنن سبک میشن آروم میشن ولی بعدش که یک آشنای دیگه میاد دوباره میزنن زیر گریه و احساس میکنن اگر جلوی فلانی گریه نکنم خوب نیست. و اینها حاصل فرهنگ ها هست. یا این نکته که در مورد مردگان بعضی ها میسوزونن بعضی ها آتش میزنن بعضی ها میزنن میرقصن شادی میکنن و این خودش نشون میده که ما تحت تاثیر فرهنگ هستیم که درش بزرگ شدیم و در مورد احساس گناه هخم همینه. چیزهایی هستن که برای ما احساس گناه داره ولی برای بعضی ها شادی آوره. و چیزهایی برای ما هستن که شادی آوره برای بعضی ها گناهه. مثل کله پاچه. و حالا این نگاه چه کمکی به ما میکنه؟ که هر موضوعی رو از دیدگاه بالا ببینیم. و بتونیم احساس گناه نداشته باشیم و به این وسیله در مدار و مسیر خداوند حرکت کنیم و احساس خوبی داشته باشیم.
نکته دیگه این هست که هر موقع احساس گناه در من ایجاد شد به خودم بگم که این احساس کار رو خراب میکنه موفق نمیشم و بعد به خودم بگم چطور نگاه کنم که به احساس خوبی برسم؟ و بعد بگم که اولا من نمیتونم کسی رو تخریب کنم، دوم خداوند بخشنده هست، سوم من با هماعهنگی با خداوند به جایی میرسم که رفتارهام درست باشه مثل افرادی که همیشه همه رفتارهاشون درسته مثل خود استاد، چهارم برخورد به تضاد ها باعث میشه من پیشرفت کنم مثل همون داستان تایتانیک یا فضاپیماها که اون تضاد باعث شد کشتی های امروزی و فضاپیماهای امروزی پدید بیاد،
الله اکبر. این کامنت شما حدیث خانم گل، اخر کامنته. چقدر زیبا نوشتی، چقدر فوق العاده نوشتی نتثیر سوال های خوب پرسیدن در نتایح عالی رو. گفتی من ابگوشت رو چطور کنم لهتر بشهپخودم دویت داشته باشم پایخ داده شد. گفتی چطور کیکم خوب در بیاد؟ پاسخ داده شد. کفتی چطور گل و گیاهام بیشتر و بهتر بشن و رشد کنن؟ پاسخ داده شد. شما جز 5% از مردمی هستی که نشانه ها و هدایت رو اگاهانه درک میکنن و بابت این موضوع بهت نبریک میگم. تخسینت مبکنم چقدر شما موفقی. هر روز به سمت هشق سلامتی سعادت ثروت در دنیا و اخرت هدایت شوی.
سلام اقدس جان. خ. شحالم با فرد متعهدی چون شما هم فرکانس شدم. براتون آرزوی بهترین ها رو دارم. سپاسگزازم بابت کامنت زیبایی که نوشتی. هر روز به سمت عشق، سلامتی، خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت هدایت شوی.
سلام علی جان. شور و شوقی در وجودم ایجاد شد با خواندن کانت ارزشمندت. باریکلا عزیزم که انقدر خوب پیشرفت کردی. انقدر خوب محصولات و جدی گرفتی. اقندر خوب این اگاهی هاییکه خداوند هدایتت کرد بهشون رو جدی گرفتی و الان داری طعم شیرین زندگی رو میچشی. چه نعمتی هست این هدایت شدن. چه نعمتی هست که گفتی وقتی من تغییر کردم وقتی امدم این آگاهی ها رو تو زندگیم پیاده سازی کردم پدر و مادری که از خانه با یک بچه یکساله بیرونم کرده بودن هم عوض شدن و این نشون میده که ما در جهانی قانومند زندگی می کنیم که تنها فرمانروای اون الله یکتا هست و زندگی ما نتیجه خود ماست و وقتی من خودمون رو تغییر میدیم جهانم زندگی ما رو تغییر میده. چقدر فوق العادست این جهان. تحسینت میکنم دوست عزیزم بابت این اراده و خحرکت و رسیدن به خواسته هات و امیدوارم همینطوری سیر صعودیت ادامه دار باشه.
جقدر این دیگاه زیباست.. که اون چیزیکه ما فکر میکنیم عیب و نقص ما هست درواقع داره جهان رو زیبا می کنه. در واقع وقتی ما تو مدار درستی قرار میگیرم اون چیزی که به زعم ما خطا و نقص و اشتباه هست تبدیل میشه به بزرگترین نقطه قوتمون.. و اتفاقا افرادی هستن که دنبال چنین فردی میگردن و دوست دارن با چنین فردی باشن چون گوهره!
سلام به حمید عزیز دوست خوبم. چقدر نکات مثبت ارزنده ای در شما و کامنت شما هست که افراد رو در وجودمون دست خداوند بدونیم و بهشون وابسته نباشیم. اینکه ما با خداوند به صورت مستقیم در ارتباط هستیم و هیچ نیازی نیست کسی رو واسطه قرار بدیم و به همین دلیل از هیچ تحدیدی نمیترسیم از هیچ فردی نمیترسیم از هیچ کمبودی نمیترسیم چون میدونیم به خدا وصلیم و ازش درخواست میکنیم و اون به ما میخشه و این نهایته عزت نفسه. چقدر دیدگاه شما آرامش بخش و توحیدی هست. دمتون گرم. خدا به زندگیتون قوت و هدایت بده.
سلام بهمن عزیز. من از دیدگاه شما این درس رو گرفتم که همیشه روی عزت نفس خودمون کار کنیم. تجربه شما نشون میده که اگر اعتماد به نفس و عزت نفس نداشته باشیم کنترل ذهن سخت میشه. و وقتی کنترل ذهن سخت بشه نتایج هم بد میشه مثل نتیجه کنکور شما. نکته مثبت کامنت شما همین درس پر از آگاهی هست که به ما دادید که رنج نداشتن اعتماد به نفس رو همیشه در ذهنمون نگهداریم و همیشه روش کار کنیم تا همیشه خودمون رو در وضعیت اعتماد به نفسی خوبی حفظ و ارتقا بدیم. و این باعث نمیشه که همیشه موفق باشیم و خوشبخت. واقعا اعتماد به نفس مهمترین کلید موفقیت بشریت هست. بخصوص احساس ارزشمندی که خیلی مهمه. اینکه عاشق خودت باشه. عاشقتونم بهمن جان. امیدوارم که زندگیتون سراسر خوشبختی و سعادت باشه.