سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 170

دیدگاه زیبا و تأثیرگذار مینا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سلام به عزیزای دلم به استادعزیزم ومریم بانوی عزیزم وهمه ی دوستانم سلامی گرم وصمیمی در این روزهای پاییزی وخنک و رنگارنگ

چقدر شکر گفتم خدارو بابت اینکه شماعزیزای دلم در نهایت عشق وارامش در مکانی دوراز خونتون دور از داشته هاتون، دور از هرآنچه که برای خیلی ها زنجیری هست برای اینکه وابسته باشن ودل نگران باشن برای خونه و کار و بار و…..وخیلی متعلقات دیگه، فارغ زغم دوران دارید تولحظه زندگی میکنید شاکرانه وعاشقانه واز لحظه به لحظه ی زندگیتون وجایی که هستید لذت میبرید…

چون شما به اون آگاهی رسیدید که در لحظه زندگی کنید واز اونچه که در اختیارتون هست استفاده صحیح داشته باشید ولذت ببرید بدون وابستگی بدون نگرانی وبدون ترس…

من شمال کشور زندگی میکنم، شهرزیبای رشت، اطرافمون تا دلتون بخواد جنگل ورودخونه وچشمه و باغ و بستان و دریا و شالیزار وطبیعت هست، که شکر الله مهربان همشونم در دسترس و به لطف خدا من از این نعمت هاش به راحتی استفاده میکنم وتجربه کمپینگ جنگلی، کوه نوردی، پیاده روی، غذا درست کردن توجنگل و چرخیدن توشالیزارها و شنا کردن تودریا و رودخونه ها وچشمه هاش رو ،تجربه ماهیگیری و لمس حیوانات اهلی و وحشی و خلاصه تجربه های نابی که میشه از طبیعت داشت رو داشته ودارم …اماااااا

اما با اینکه اینهمه روی خودم کار کردم و دارم آگاهانه زندگی میکنم هنوز نتونستم وگاهی نمی تونم تو لحظه زندگی کنم، انگاری این دلواپس بودن و یا عجول بودن ویا رد شدن از زیبایی ها واین بیقراری شده جزئی از وجودم…

بارها شده رفتم به طبیعت کلی هم خوش گذروندم وکیف کردم وتمرکزم روی نعمت های در دسترسم بوده وکلی شکرگزاری کردم اما یه دفعه یادم افتاده که پسرم فرداش امتحان داره، یا مثلا فرداش باید صبح زود بیدارشم برم فلان کار اداری رو انجام بدم، یا مثلا حواسم رفته به اینکه وقتی برگردیم خونه چقد ظرف ورخت ولباس واسه شستن ومرتب کردن دارم و از این قبیل فکرهای پوچ….

درسته الان خیلی بهترشدم واگاهانه به خودم میگم از لحظه لذت ببر، تمرکزت اینجا باشه نگران نباش، ولی واقعا ترک عادتهای ناپسندی که یک عمر مارو از داشتن احساس خوب در لحظه دور کرده گاهی خیلی سخته تمرین زیادی میخواد…

استادجان من این در لحظه زندگی کردنتون رو دوست دارم واز خدا میخوام در این مورد هم مثل شما ومریم جان باشم…

باورکنیدصحبت بی نیازی مالی نیست، اینکه بگیم مثلا استاد ومریم جان شرایط مالی عالی دارن بی غم و بی غصه کارو بار میرن تفریح وگردش میدونن گردش وتفریح مانع درآمدزایی ویا خالی شدن جیبشون وحسابشون نمیشه،نه اصلا این حرفها نیست …

موضوع رهایی هست، موضوع تمرکز بر زیبایهاست، موضوع در لحظه زندگی کردن هست، موضوع نچسبیدن و وابسته نبودن به چیزی های دوروبر هست که ما اسمشو میداریم مال واموال وخونه وماشین و کاروبارو مرغ وخروس وحیوون خونگیو و‌..‌….وخیلی از این چیزهایی که دست پامون رو بسته، حتی اگه دست وپای جسممون هم باز باشه وبتونیم بریم جایی واز اون وابستگی ها دور وجدا بشیم برای مدتی ولی دست وپای ذهن وفکرمون رو بسته نگه میداره واجازه نمیده از لحظه لذت ببریم….

من این رهایی شما ومریم جان رو میخوام بدون کنترل کردن خودم ،دیگران و یا کنترل اوضاع وشرایط…

فارغ از هر نوع چسبندگی ودلواپسی..

باورتون میشه انقدی تواین مدت که شماعزیزای دلم مسافرت هستید فکر ودلم توپرادایس پیش خونه و مرغ وخروسها وجوجه ها وبع بعی هاتون هست که می تونم به جرات بگم شما اصلا به این موضوع فکر نمی کنید وچون سپردیدشون به خدا و گفتید حتی وقتی برگردید هراتفاقی افتاده باشه براتون آمادگیشو دارید دیگه بدون نگرانی و با فراغ بال دارید از مسافرتتون لذت می برید…

خدارو هزاران بار شکر این رهایی وآرامشتون رو…

واقعا وقتی توفایلهاتون میگید بدون وابستگی وبارهایی زندگی میکنید حتی اگه الان هم بخواین از این دنیابرید به سرعت قبول میکنید وبرای رفتن به اون دنیا آماده هستید می فهمم که چی میگید استادجانم…

وقتی آدم تولحظه زندگی کنه توکل کنه هدایت بخواد وباخدا لحظه هاشو شریک باشه معلومه که خداهم یه جهان پراز ثروت وسلامتی و روابط عاشقانه وشادی و نعمت وبی نیازی براش به ارمغان میاره، جوریکه انقد توهمون تایمی که آدم اگاهانه زندگی میکنه وکلی تجربه ناب داره وجهان وزیبایها ونعمت هاش رو با تمام وجودش حس ولمس کرده، ومیدونه در جهانی دیگر هم براش بهترینها به لطف الله فراهم هست به پاس قدردانی واستفاده درست از نعمت ها و به شرط سپاسگزاری…

بایدم برای رفتن از این دنیا هر لحظه اماده باشه…

واقعا تحسینتون میکنم،الهی هزاران بارشکر بابت آگاه زندگی کردنتون، والهی هزاران بارشکر که به ما الگویی میدید تا با روش شما وسبک شما زندگی رو یادبگیریم و زندگی کنیم و لذت ببریم

استاد جانم مریم جانم نوش جانتون گوارای وجودتون تمام آنچه که از نعمت ها دارید ،خیردنیا وآخرت نسیبتون باشه هرلحظه تا همیشه که به ما می آموزیددر لحظه زندگی کنیم و لحظه ها وساعات و روزها وشبهای زندگیمون چطور باعشق ولذت وهدایت الله استفاده صحیح داشته باشیم تا به این ترتیب وقتی برمیگردیم به ماههای قبل وسالهای قبلمون ببینیم که خوب زندگی کردیم واز زندگی لذت بردیم طوریکه هم خودمون بهترین استفاده رو از نعمت ها کردیم وکاری کردیم جهان جای بهتری برای زندگی باشه

منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.

سایر قسمت های سریال سفر به دور آمریکا

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    412MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

250 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه پژوهنده» در این صفحه: 3
  1. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    پیاده روی میکنیم از تاریکی تــا روشنــایی

    استاد جان این جمله تون کلی آگاهی و ایده به ذهنم آورد و یک قوت قلب شگفت انگیز در من ایجاد کرد. ممنونم برای تمام کلام ها و اشتراک هاتون…

    دیدن دوباره ودوباره آخر این فایل وقتی پیاده روی کردیم و شنیدن چندبارهآرامش در پرتو آگاهی و در فستینگ بودن منــو و در مسیر قانون سلامتی حرکت کردن یک ترکیب همزمان و به موقع و جالبی شده امروز برای مــن خــدایــا شــکـرت برای قانون هم فرکانسی و زبانت که با نشانه ها با من هربار حرف میزنه و من باید شنواتر شم برای شنیدن و بینا تر برای دیدن این همـه…

    تو مسیر این جاده جنگلی خیلی چیزها توجه ما رو جلب میکنه مثل ردپای حیوانات، نقش و نگارهای روی تنه درخت ها،…

    مریم جان چقدر قشنگ از شناختت از محیط اطراف گفتی و اینکه درک کردی چطور همون اشعه های خورشیدی که تازه داره طلوع میکنه جریان هوا رو گرم میکنه و با اون نسیم با گرمای ملایمش بیشتر این جریان رو درک کردی.

    طبیعت خیلی به انسان آرامــش میده، در طبیعت خیلی انسان خودشو میشناســه و در طبیعت خیلی بیشتر ادم بــا خــودش در صلــح میشه.

    انسان جســورتر میشه با طبیعت بودن.مریم جان جالب گفتی اینکه هرچی ناشناخته های بیشتری رو میشناسی ترس هات خیلی کمتر میشه و اون علاقه که بازهم بیشتر بری چیزهای بیشتر رو بشناسی و کشف کنی بیشتر میشه…

    چقدر فراوانی چند میلیون کیلومتر جاده در نشنال فارست ها هست…

    چقدر زیبا جاده کشی کردن و چقدر به جاده ها میرسن و بازبینی میشه…

    چقدر احترام و احساس خوب میدن به ادم با این درست کارکردن هاشون.چقدر درست مناسب ترین کارها رو انجام میدن فارغ از کمیت و تعداد افرادی که قراره استفاده کنن. چون فقط به کیفیت می اندیشند نه به کمیت واقعا دمشـون گــرم

    چقدر امکانات چقدر فضا و محیط مثل BLM land ها که بصورت آزاد و عمومی در اختیار عموم قرار میگیره. با توجه به اطلاعات استاد جان دو سوم کل زمین های غرب این کشور از زمین های بی ال ام لند هستند…خدایا شکرت برای این همه امکانات این همه فراوانی، این همه محل کمپ کردن و لذت بردن و با طبیعت بودن…

    اینقدر منابع طبیعی زیاد هست که جا برای همه بیش از اندازه نیاز هست تا لذت ببرند از طبیعت…خدایا شکرت برای این همه فراوانی و نعمت….

    خدارو صدهزار مرتبه شکــر

    بخشنده شــو تا طبیعت در تــو جـاری شـود…(انتهای متن آرامش در پرتو آگاهی 5/ نشانه امروز من)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    بنــام الله یکتای بی همـتا

    سلام به استاد عزیز و مریم بانو شایسته ام

    سلام به همسفرها و هم فرکانس های گل و نازنینم

    میرم برای یک قسمت دیگه از سریال سفر به دور آمریکا. ببینید قسمت 170 ام هستیم. سفری که از قسمت 1 و در فصل اول از برج تمپا از نقشه ی وسیع و گسترده آمریکا شروع شد برای دیدن، برای لذت بردن، برای کشف کردن و تجربه کردن، برای شکرگزاری و تحسین کردن، برای باورکردن و باور ساختن شــروع شد و این قسمت بعد از فصل ها و اتفاقاتی که تا اینجا تجربه کردیم در فصل پاییز در یک جای دنج و بکر و تمیز و عالی کمپ کردیم خدایا شکرت…

    مریم جان و آشپزی در این فضای عالی یک اشپزخونه صحرایی به پا کرده. یک میز حرفه ایی و خفن وسط این جنگل بکر با اون تجهیزات قابلمه و کتری و ظروف با کیفیت…و البته با مواد غذایی با کیفیت.(خدایی گوشت میبینم دهنم آب میفته. تو ذهنم میگم به به چه غذای هماهنگ با بدنی، چه انرژی و کولاکی تو بدن مون در راهه با خوردن این غذای مقوی و خوشمزه و هماهنگ و شایسته با جسم مون،….) بله با این مدل نجواهایی که اولش البته آگاهانه بود و الان گاهی ناآگاهانه تو دلم میگم یکجورایی باور میکنم که چی رو بدن مون میشناسه و چه غذایی مناسب بدنم هست…

    فقط جمله اول مریم جان: بچه ها خوش امدید به زندگی اجدادی مون

    خدایا چه اشپزخونه ایی، چه غذایی بود این غذا در این فضای دل انگیز با اون بوی عطر روح نوازی که تو فضا پیچیده داره پخته میشه. چه انرژی بده به بدن جسم های لایق و شایسته این همسفرهای گل. به به بشدت گرسنه هستین پــس عجب بچسبــبه این غذا، عجب بعد ورزش کردن و اون همه فعالیت تون گوارای تک تک سلول هاتون بشه، عجب هورمون های آماده و فعالی برای جذب و هضم راه انداختین…خب این ورودی با آماده سازی قبلی که داشتین و احساس درست و واقعی گرسنگی تون قطعا خروجی مناسب و عالی برای جسم و روح و روان تون خواهد داشت…اکنون که مینویسم منم طبق دوره و حسی که به من گفته شد برای کنترل ذهنم دیروز روزه گرفتم و روزه ام رو فقط با آب و چای باز کردم و همچنان از شنبه آخر شب تا به امیدالله یکتا که قراره بهترین و هماهنگ ترین و مفیدترین غذا رو به بدنم بدم تا نوش جان کنه بعد این همه اماده سازی. وو طبق قــانون با آماده سازی و پاکسازی که در حال انجام هست فردا با یک ورودی مناسب قطعا جسم و بدنم خروجی مناسبی رو در قالب انرژی بالا، تمرکز عالی، ترمیم اندام ها و شفاف تر شدن پوستم و …کلی خروجی عالی دیگه به من میده…پس با توکل به الله یکتا ادامه میدم تا رکورد خودمو بزنم و بشه بالا 50 تا 60 ساعت کنترل ذهن و فستینگ…….

    خدایا شکرت برای این همه زیبایی طبیعت، زلالی اب، بوی خوش، امکاناتی که مسخر ما کردی…

    چقدر قشنگ گفتی مریم جان اینکه قدرشناسی خودتو به اجدادمون کردی. اینکه اونا درخواست هاشون رو به جهان فرستادن با تضادهایی که بهش برخورد کردن و هی هربار زندگی رو بهتر و بهتر کردن تا به این جای نسل انسانی که رسیدیم اینقدر راحت تر و ساده تر و عالی تر زندگی رو تجربه کنیم. این همه قدرشناسی و نگرش عالیتو تحسین میکنم مریم جان.

    استاد جان شما رو هم بارها و بارها برای این رابطه زیبا و پر از درس و اگاهی رو تحسین میکنم که خلقش کردی و ساختیش و باعث شدی با این رابطه با عزیزدلت ما هم دیدگاه هامون تغییر کنه.

    استاد جان ممنون از اینکه با اینکه اینقدر گرسنه بودی دست به موبایل شدی و برامون این تجربه و حس رو فیلم گرفتی.(جالبه منم الان که دارم تمرکز میکنم تا این قسمت رو همراهی کنم گرسنه هستم و البته میدونم که بدنم خودشو کارشو خوب بلده)

    عجب چای بشود با این کتری زیبا و خوشرنگ آبی فیروزه ایی زیبا اونم با اب زلال و پراز املاح معدنی چشمه…خدایا شکرت(جالبه منم دیروز داشتم اولین کتری که خریدیم وقتی اومدیم تهران رو رسوب زدایی میکردم تا دوباره به یاد اون روزا با اون یک چای مشتی دم کنم.خدایا شکرت از اون روز تا حالا چقدر به دارایی ها و وسایل مون اضافه شده خدایا شکرت برای همه دارایی هایم)

    خدایا شکرت برای این ماشین با تکنولوژی که در مجموع 7هزار و 200وات برق تولید میکنه.

    خدایا شکرت برای این سیستم هیبریدی که ماشین داره که داره برق تولید میکنه و خودش بصورت اتوماتیک حدودا ساعتی یک دقیقه موتور رو روشن میکنه تا باتری های ماشین رو شارژ کنه اونم اتوماتیک…

    خدایا شکرت برای این امکانات این تکنولوژی، این ایده ها که ما رو آسان میکنه برای آسانی ها و تجربه های ناب تر و دل انگیزتر…

    خدایا شکرت برای وجود همچین مردی که اینقدر ما رو با اشتراک های زیبا پراطلاعاتش همراه میکنه…

    خدایا شکرت که ذهن ما رو آماده میکنی و باور پذیرتر …که میشود دو سه هفته بزنی تو جنگل و کلی هم امکانات داشته باشی براحتی.

    خدایا شکرت که میشود فریزی رو با خودمون حمل کنیم و به اندازه یکماه گوشت با خودمون داشته باشیم بدون نگران بوودن از خرابی یا نحوه پخت وپزش…

    خدایا شکرت برای این همه امکانات این ماشین زیبا و هیولا با ترکیب شدنش با تراک کمپر…

    استاد جان ازتون میخوام یکبار شب چراغ های اطراف ماشین رو روشن کنید ببینیم چطوری میشه. هرچند در این فضای بدون آلودگی نوری میدونم که ترجیح میدین چراغ های اسمان براتون خودنمایی کنه و غرق اون آرامش و سکوت و زیبایی آسمان بالای سرتون بشین. اما اگر شد خوشحال میشم تو تاریکی هم این قابلیت ماشین رو ببینیم که قبلا گفته بوید اطرافش کلی لامپ و ال ای دی داره…

    خلاصه که تصور آسمان شب اونجا هم منــو به وجد میاره. چقدر تحسین تون میکنم که میتونید این شب ها خیره بشین به اسمون و در یک سکوت و مراقبه ایی شرف با زبان طبیعت، با زبان خود لایتاهی، باز بان خداوند همرا بشین…واقعا تحسین تون میکنم برای این همه آزادی زمانی و مکانی و مالی و حسی و انتخاب و …

    خدایا شکرت برای اون ظرفشویی زلال و روان رودخانه ایی

    خدایا شکرت برای داشتن آب جوش در این هوا و شستن ظرف ها براحتی

    خدایا شکرت که میشود اینقدر تمیز بود و اینقدر به طبیعت هم احترام گذاشت و اثری در طبیعت به جا نگذاشت جز عشق، انرژی و آرامش و شادی و البته اثری بزرگ از جنس ذکر خدا و حمد و ستایش خدا… شما عزیزانم واقعا دمتون گرم هست با این اثـری که میگذارید و درس و قانونی که به یاد ما میارید…

    وقتی مریم جان رو کنار رود در حال شستن ظرف ها دیدم گفتم دمش گرم ببین چقدر پا روی ترس ها و باورهای غلط و وسواس گونه اش گذاشته و اینقدر زیبا با ایده های ساده داره کارش رو انجام میده و نگران هیچی نیست و ترسی از کثیف بودن ظرف ها نداره…واقعا بعد این سفر چقدر تغییراتی در درونت ایجاد میشه با این تجربه های جدید و باحال…

    (استاد جــان عذر میخوام من این پیام رو شاید دوبار یا بیشتر از دوبار ارسال کرده باشم. (به علت اختلال در ارسال برای اینترنت.) نمیتونم صفحات دیگه رو ببینم…از اونجایی که خیلی شده کامنت نوشتم بعد متوجه شدم پریده حذف نمیکنم. نهایت این به تمام کامنت هایی که پریده در…اینبار چندباره میشه و اگر بشه خیلی خوب میشه و نشانه ایی برای تغییر مدارم به بهتر شدن و راحت ارسال شدن کاممت هام هست نه راحت حذف شدن و پاک شدن…خدایا شکرت))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    بنــام الله یکتای بی همـتا

    سلام به استاد عزیز و مریم بانو شایسته ام

    سلام به همسفرها و هم فرکانس های گل و نازنینم

    میرم برای یک قسمت دیگه از سریال سفر به دور آمریکا. ببینید قسمت 170 ام هستیم. سفری که از قسمت 1 و در فصل اول از برج تمپا از نقشه ی وسیع و گسترده آمریکا شروع شد برای دیدن، برای لذت بردن، برای کشف کردن و تجربه کردن، برای شکرگزاری و تحسین کردن، برای باورکردن و باور ساختن شــروع شد و این قسمت بعد از فصل ها و اتفاقاتی که تا اینجا تجربه کردیم در فصل پاییز در یک جای دنج و بکر و تمیز و عالی کمپ کردیم خدایا شکرت…

    مریم جان و آشپزی در این فضای عالی یک اشپزخونه صحرایی به پا کرده. یک میز حرفه ایی و خفن وسط این جنگل بکر با اون تجهیزات قابلمه و کتری و ظروف با کیفیت…و البته با مواد غذایی با کیفیت.(خدایی گوشت میبینم دهنم آب میفته. تو ذهنم میگم به به چه غذای هماهنگ با بدنی، چه انرژی و کولاکی تو بدن مون در راهه با خوردن این غذای مقوی و خوشمزه و هماهنگ و شایسته با جسم مون،….) بله با این مدل نجواهایی که اولش البته آگاهانه بود و الان گاهی ناآگاهانه تو دلم میگم یکجورایی باور میکنم که چی رو بدن مون میشناسه و چه غذایی مناسب بدنم هست…

    فقط جمله اول مریم جان: بچه ها خوش امدید به زندگی اجدادی مون

    خدایا چه اشپزخونه ایی، چه غذایی بود این غذا در این فضای دل انگیز با اون بوی عطر روح نوازی که تو فضا پیچیده داره پخته میشه. چه انرژی بده به بدن جسم های لایق و شایسته این همسفرهای گل. به به بشدت گرسنه هستین پــس عجب بچسبــبه این غذا، عجب بعد ورزش کردن و اون همه فعالیت تون گوارای تک تک سلول هاتون بشه، عجب هورمون های آماده و فعالی برای جذب و هضم راه انداختین…خب این ورودی با آماده سازی قبلی که داشتین و احساس درست و واقعی گرسنگی تون قطعا خروجی مناسب و عالی برای جسم و روح و روان تون خواهد داشت…اکنون که مینویسم منم طبق دوره و حسی که به من گفته شد برای کنترل ذهنم دیروز روزه گرفتم و روزه ام رو فقط با آب و چای باز کردم و همچنان از شنبه آخر شب تا به امیدالله یکتا که قراره بهترین و هماهنگ ترین و مفیدترین غذا رو به بدنم بدم تا نوش جان کنه بعد این همه اماده سازی. وو طبق قــانون با آماده سازی و پاکسازی که در حال انجام هست فردا با یک ورودی مناسب قطعا جسم و بدنم خروجی مناسبی رو در قالب انرژی بالا، تمرکز عالی، ترمیم اندام ها و شفاف تر شدن پوستم و …کلی خروجی عالی دیگه به من میده…پس با توکل به الله یکتا ادامه میدم تا رکورد خودمو بزنم و بشه بالا 50 تا 60 ساعت کنترل ذهن و فستینگ…….

    خدایا شکرت برای این همه زیبایی طبیعت، زلالی اب، بوی خوش، امکاناتی که مسخر ما کردی…

    چقدر قشنگ گفتی مریم جان اینکه قدرشناسی خودتو به اجدادمون کردی. اینکه اونا درخواست هاشون رو به جهان فرستادن با تضادهایی که بهش برخورد کردن و هی هربار زندگی رو بهتر و بهتر کردن تا به این جای نسل انسانی که رسیدیم اینقدر راحت تر و ساده تر و عالی تر زندگی رو تجربه کنیم. این همه قدرشناسی و نگرش عالیتو تحسین میکنم مریم جان.

    استاد جان شما رو هم بارها و بارها برای این رابطه زیبا و پر از درس و اگاهی رو تحسین میکنم که خلقش کردی و ساختیش و باعث شدی با این رابطه با عزیزدلت ما هم دیدگاه هامون تغییر کنه.

    استاد جان ممنون از اینکه با اینکه اینقدر گرسنه بودی دست به موبایل شدی و برامون این تجربه و حس رو فیلم گرفتی.(جالبه منم الان که دارم تمرکز میکنم تا این قسمت رو همراهی کنم گرسنه هستم و البته میدونم که بدنم خودشو کارشو خوب بلده)

    عجب چای بشود با این کتری زیبا و خوشرنگ آبی فیروزه ایی زیبا اونم با اب زلال و پراز املاح معدنی چشمه…خدایا شکرت(جالبه منم دیروز داشتم اولین کتری که خریدیم وقتی اومدیم تهران رو رسوب زدایی میکردم تا دوباره به یاد اون روزا با اون یک چای مشتی دم کنم.خدایا شکرت از اون روز تا حالا چقدر به دارایی ها و وسایل مون اضافه شده خدایا شکرت برای همه دارایی هایم)

    خدایا شکرت برای این ماشین با تکنولوژی که در مجموع 7هزار و 200وات برق تولید میکنه.

    خدایا شکرت برای این سیستم هیبریدی که ماشین داره که داره برق تولید میکنه و خودش بصورت اتوماتیک حدودا ساعتی یک دقیقه موتور رو روشن میکنه تا باتری های ماشین رو شارژ کنه اونم اتوماتیک…

    خدایا شکرت برای این امکانات این تکنولوژی، این ایده ها که ما رو آسان میکنه برای آسانی ها و تجربه های ناب تر و دل انگیزتر…

    خدایا شکرت برای وجود همچین مردی که اینقدر ما رو با اشتراک های زیبا پراطلاعاتش همراه میکنه…

    خدایا شکرت که ذهن ما رو آماده میکنی و باور پذیرتر …که میشود دو سه هفته بزنی تو جنگل و کلی هم امکانات داشته باشی براحتی.

    خدایا شکرت که میشود فریزی رو با خودمون حمل کنیم و به اندازه یکماه گوشت با خودمون داشته باشیم بدون نگران بوودن از خرابی یا نحوه پخت وپزش…

    خدایا شکرت برای این همه امکانات این ماشین زیبا و هیولا با ترکیب شدنش با تراک کمپر…

    استاد جان ازتون میخوام یکبار شب چراغ های اطراف ماشین رو روشن کنید ببینیم چطوری میشه. هرچند در این فضای بدون آلودگی نوری میدونم که ترجیح میدین چراغ های اسمان براتون خودنمایی کنه و غرق اون آرامش و سکوت و زیبایی آسمان بالای سرتون بشین. اما اگر شد خوشحال میشم تو تاریکی هم این قابلیت ماشین رو ببینیم که قبلا گفته بوید اطرافش کلی لامپ و ال ای دی داره…

    خلاصه که تصور آسمان شب اونجا هم منــو به وجد میاره. چقدر تحسین تون میکنم که میتونید این شب ها خیره بشین به اسمون و در یک سکوت و مراقبه ایی شرف با زبان طبیعت، با زبان خود لایتاهی، باز بان خداوند همرا بشین…واقعا تحسین تون میکنم برای این همه آزادی زمانی و مکانی و مالی و حسی و انتخاب و …

    خدایا شکرت برای اون ظرفشویی زلال و روان رودخانه ایی

    خدایا شکرت برای داشتن آب جوش در این هوا و شستن ظرف ها براحتی

    خدایا شکرت که میشود اینقدر تمیز بود و اینقدر به طبیعت هم احترام گذاشت و اثری در طبیعت به جا نگذاشت جز عشق، انرژی و آرامش و شادی و البته اثری بزرگ از جنس ذکر خدا و حمد و ستایش خدا… شما عزیزانم واقعا دمتون گرم هست با این اثـری که میگذارید و درس و قانونی که به یاد ما میارید…

    وقتی مریم جان رو کنار رود در حال شستن ظرف ها دیدم گفتم دمش گرم ببین چقدر پا روی ترس ها و باورهای غلط و وسواس گونه اش گذاشته و اینقدر زیبا با ایده های ساده داره کارش رو انجام میده و نگران هیچی نیست و ترسی از کثیف بودن ظرف ها نداره…واقعا بعد این سفر چقدر تغییراتی در درونت ایجاد میشه با این تجربه های جدید و باحال…

    آدم وقتی تمیزی رو رعایت میکنه، خداوند هم اون هدایت میکنه به جاهای تمیزتــر این قانون است و من واقعا باور دارم که قانون خدا هرگز تغییری نداره و هیچ ماده و تبصره ایی نداره… اگر دوست داری این تجربه رو داشته باشی که به جاها و مکانهای تمیزتر و بهتر سفر کنی یا زندگی کنی پس شروع کن و به جهان نشون بده چی رو میخوای از تمیز ومرتب بودن خودت گرفته تا خونه و وسایل و هرچیزی که در محیط اطرافت باهاش در تعامل هستی… از ماست که برماست. و این جمله به ذهنم اومد: این جهان کوه است و فعل ما ندا…

    خدایا ازت میخوام یک فضای بکر و زیبا و روحانی رو تجربه کنم…عالی بود سپاس سپاس سپاس

    خدایا اون تاریک شدن هوا رو دیدم اصلا حال کردم انگار خواسته منو شنیدید. اونم با یک شمع عاشقانه و نوشیدن چای در لیوان های با کیفیت آبشار نیاگارایی مون و در کنارش با نوش جان کردن بلوبری. خدایا منو هدایت کن به این میوه های عالی و خوشمزه تا تجربه کنم. خدایا شکرت برای دیدن این چیزهای باحال دل انگیز. اگر شما همچین میوه هایی دسترسی دارید بخورید پس برای من هم میــشود اونم در بهترین زمان و بهترین مکان…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: