کلیپ انگیزشی شماره ۲ | "درمان سگ سیاه افسردگی"
این کلیپ فوق العاده زیبا برای تغییر زندگی و رهایی از تنش های روزانه و افسردگی طراحی شده است
در این انیمیشن، «سگ سیاه» نماد «افسردگی» است. این ویدئو نشان میدهد که سگ چگونه زندگی راوی را تحت تاثیر قرار میدهد. در این انیمیشن که توسط سازمان بهداشت جهانی معرفی شده، افسردگی به یک سگ سیاهرنگ تشبیه شده که در وجود همه آدمها هست. نکته مهم اینست که بتوانیم این سگ را تحت کنترل خود درآوریم و نگذاریم تا بر زندگی ما مسلط شود.
گروه تحقیقاتی عباس منش آن را به فارسی دوبله کرده و با کیفیت بالا در اختیار هموطنانمان قرار داده است تا به امید خدا همه ما زندگی شاد تر، سالم تر و موفق تری داشته باشیم.
این فایل تصویری را هر روز بارها و بارها ببینید تا همواره بالاترین سطح انرژی را در خود احساس کنید. در صورتی که این کلیپ را تاثیرگذار احساس کردید به دوستانتان هم هدیه دهید و یا در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک بگذارید تا به این طریق احساس خوب را به کل جهان منتشر کنیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری کلیپ انگیزشی شماره ۲ | "درمان سگ سیاه افسردگی"49MB6 دقیقه
متن کامل فایل ارزشمند “کلیپ انگیزشی شماره 2” تقدیم به دوستان عزیز هم فرکانسی:
من یه سگ سیاه داشتم به اسم افسردگی.
هروقت این سگ ظاهر میشد من احساس بی ارزشی می کردم و زندگی به نظرم خیلی خسته کننده می رسید.
اون ممکن بود در هر زمان و مکانی بی دلیل ظاهر بشه.
سگ سیاه از لحاظ ظاهری منو پیرتر از سن و سالم کرده بود.
وقتی همه ی دنیا در حال لذت و شادی بودن من فقط می تونستم زندگی رو از دریچه ی تاریک سگ سیاه ببینم.
کارهایی که قبلا خیلی برام شادی آور بودند ناگهان همگی با حضور اون لذتشون رو از دست دادند.
سگ سیاه می خواست که اشتهام رو کور کنه.
اون باعث شده بود تمرکزم رو همیشه از دست بدم و حافظه ام به شدت بد عمل میکرد.
هرکاری می خواستم انجام بدم و هر تغییری که ایجاد کنم اون به شدت مقاومت میکرد.
اون همیشه در میون جمع اعتماد به نفس منو نابود میکرد. بزرگترین ترس من این بود که مردم پشت سر من حرف بزنن و منو قضاوت کنن.
همیشه مراقب بودم که کسی اونو نبینه. چون باعث آبروریزی من میشد و مخفی کردن اون انرژی زیادی رو از من میگرفت. اینکه مجبور باشی همیشه دروغ بگی و مخفی کاری کنی واقعا حس بدیه.
سگ سیاه باعث میشد که همه ی افکار و حرفام منفی باشه.
اون منو بداخلاق میکرد و باعث میشد افراد از بودن با من احساس بدی پیدا کنن.
اون احساس عشق رو به کلی در من نابود کرده بود.
اون بیشتر از همه دلش میخواست که هرروز با بدخلقی و افکار منفی بیدار بشم و همیشه به یاد من مینداخت که قراره چه روز سخت و کسل کننده ای داشته باشم.
بودن یک سگ سیاه درزندگی به معنای کمی ناراحت بودن، دلگرفته بودن یا بی حوصلگی گذرا نیست. بلکه بسیار بدتر و مجموعه ای از تمام احساسات ویرانگره.
هرچه سنم بالاتر میرفت، بزرگتر و بزرگتر میشد و به تدریج دیگه همیشه با من بود. من سعی کردم با هر ابزاری اون رو از خودم دور کنم، اما اون به راحتی بر من غلبه میکرد و شکست خوردن از اون باعث میشد دفعه های بعد تلاش کمتری برای پیروز شدن بکنم و همین باعث شد که من سراغ مواد مخدر و الکل برم که واقعا اوضاع رو بدتر کرد.
عاقبت من به طور کامل در تنهایی خودم غرق شدم.
سگ سیاه زندگیمو ازم گرفت.
وقتی تو همه ی خوشی های زندگی رو از دست میدی کم کم این سوال برات پیش میاد که اصلا زنده بودن چه فایده ای داره؟
خوشبختانه اینجا زمانی بود که من از افراد متخصص کمک گرفتم. این اولین قدم بهبودی و یک نقطه ی عطف بزرگ برای تغییر در زندگیم بود.
من یاد گرفتم مهم نیست کی باشی. سگ سیاه باعث دردسر میلیون ها نفر شده و احتمال دچار شدن به این مشکل برای همه یکسانه و من فهمیدم که هیچ قرص و داروی جادویی وجود نداره که به من کمک کنه.
من نیاز داشتم که باورهامو تغییر بدم و از دریچه ی دیگه ای به زندگی نگاه کنم.
همچنین من یاد گرفتم که اگر صادقانه احساساتم رو با اطرافیان در میون بذارم خیلی بهتر میتونم تغییر کنم.
از همه مهم تر من یاد گرفتم که به جای ترسیدن از سگ سیاه، به اون آموزش هایی بدم.
هرچقدر که ذهن شما خسته تر و شلوغ تر باشه توانایی شما کمتر میشه. پس من یاد گرفتم که چگونه ذهنم رو آروم کنم و فهمیدن این حقیقت که ورزش منظم از هر دارویی برای افسردگی موثرتره به من خیلی کمک کرد.
پس قدم بزنید، بدوید و بذارید که سگ سیاه از شما عقب بیفته.
دفترچه ای تهیه کنید و سعی کنید که چیزهایی که به خاطرش سپاسگزار هستید رو تو اون یادداشت کنید و به خاطر اونها از خداوند تشکر کنید. این کار واقعا کمک بزرگی میکنه.
مهم ترین موضوعی که باید بدونید اینه که مهم نیست چقدر اوضاع روحیتون خرابه. اگر خودتون رو در مسیر درست قرار بدید و باورهاتون رو تغییر بدید روزهای سیاه سگی خواهند گذشت.
نمی تونم بگم از وجود سگ سیاه خوشحالم اما اون برام معلم بزرگی بود. اون منو مجبور کرد که زندگیمو دوباره ارزیابی کنم و اون رو از نو خلق کنم.
من یاد گرفتم به جای فرار از مشکلات بهتره اونا رو حل کنم.
سگ سیاه ممکنه همواره بخشی از زندگی من بمونه اما دیگه هرگز اون هیولای سابق نیست. ما باهم کنار اومدیم.
با ایمان، آگاهی، صبر، انتظارات مثبت داشتن و شوخ طبعی میتونیم بدترین سگ های سیاه رو درمان کنیم.
اگر دچار مشکل هستید هرگز از کمک خواستن نترسید. کمک خواستن به هیچ وجه مایه ی خجالت نیست. تنها چیزی که مایه ی خجالته، از دست دادن یک زندگیه.