بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمتِ استاد عزیز و دوستان توحیدی نازنینم…
سوال این است که
توجیه علمی سفر در زمان و به تعبیری معراجِ پیامبر از مسجدالحرام به مسجد الاقصی ، با استناد به آیه ۱ سوره اسرا که میفرماید…
(سُبۡحَـٰنَ ٱلَّذِیۤ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَیۡلࣰا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِی بَـٰرَکۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِیَهُۥ مِنۡ ءَایَـٰتِنَاۤۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡبَصِیرُ)
[سوره اﻹسراء ۱]
چیست؟
و ارتباط آن با ایمان و توحید چه می باشد؟
یا بهتر است بگویم مفهوم زمان در چهارچوب ایمان به خدا چگونه است؟
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز و بانوشایسته و همه دوستان نازنین و توحیدی ام در این جمع زیبا و بهشتی….
(سُبۡحَـٰنَ ٱلَّذِیۤ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَیۡلࣰا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِی بَـٰرَکۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِیَهُۥ مِنۡ ءَایَـٰتِنَاۤۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡبَصِیرُ)
پاک و منزّه است آن خدایی که بنده اش (محمّد) را ، شبانه از مسجدالحرام تا مسجد الاقصى که پیرامون آن را بابرکت گردانیدیم سِیر و حرکت داد تا برخى از نشانههاى خود را به او بنمایانیم، بیگمان اوست که شنواى بیناست…
[سوره اﻹسراء ١]
داستان زیبای سفر در زمان و به تعبیری معراج پیامبر از مسجدالحرام که واقع در مدینه است به مقصدِ مسجد الاقصی که در فلسطین واقع است ، سفری به نیت دیدن برخی از نشانه های خدا جهتِ ایمان و یقین بیشتر به رب العالمین….
و اما سوال؟؟؟
در آن زمان که با اسب و شتر سفر میکردند و روزها در سفر بودند ، چگونه حضرت محمد در یک فاصله کوتاه فاصله ۱،۲۴۰ کیلومتری بین مسجدالحرام و مسجد الاقصی را در عرض چشم بر هم زدنی طی کرد؟؟؟ با چه علمی این اتفاق افتاد؟؟؟
یقینا جواب در علمی است که نزد خداست و ما فقط بهره کمی از آن برده ایم و خدا این علم را به اندازه ظرفِ بندگانی که در مشیت او قرار گیرند عطا میکند….
باشد که ما هم جزو این بندگان شایسته خدا شویم و لایق دریافت چنین علمی شویم ، علمی که حکم (سُلۡطَـٰنࣲ) را در آیه زیر دارد و با دستیابی به آن حتی میتوانیم به کهکشانهای دیگر سفر کنیم همانطور که با پیشرفت علم و ساخت هواپیما در مدت زمان یک ساعته از تهران به تبریز سفر میکنیم ، به تعبیر قرآن
(یَـٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُوا۟ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُوا۟ۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَـٰنࣲ)
اى گروه جنّ و انس، اگر از کرانههاى آسمانها و زمین مىتوانید به (بیـرون)نفوذ کنید، پس نفوذ کنید (ولى) هرگز نمىتوانید مگر با داشتن علم و قدرتی…
[سوره الرحمن ٣٣]
و به تعبیر حضرت علی علیه السلام که با استناد به این آیه ای که در بالا ذکر شد در مورد سلطان بودن علم ، میفرمایند:
العِلمُ سُلطانٌ مَن وَجدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم یَجِدهُ صیلَ عَلَیه
دانش، سلطنت و قدرت است، هر که آن را بیابد با آن یورش برد و پیروز شود، و هر که آن را نیابد بر او یورش برند و مغلوب گردد.
و به تعبیر مولانا که در وصف علم میفرماید
خاتمِ ملکِ سلیمانست عِلم
جمله عالم صورت و جانست عِلم
مولانا انگشتر سلیمان را علم میداند ، همان انگشتر معروف سلیمان که همه ما داستانش را میدانیم….
شاید الان کمی بهتر این حکمت دستور خدا را به حضرت محمد درک کنیم که به او فرمود…
…وَقُل رَّبِّ زِدۡنِی عِلۡمࣰا
و ای محمد بگو که : پروردگارا ، علم مرا زیاد کن
[سوره طه ۱۱۴]
حال سوال این است که حضرت محمد به چه علم پیشرفته ای از جانب رب العالمین دست یافته بود که توانست در یک چشم بر هم زدنی ، فاصله طولانی را طی کند و اصطلاحا در زمان سفر کند؟؟؟
برای اینکه به این گوشه ای از علم حضرت محمد و امکان پذیر بودن سفر در زمان ، پی ببریم باید از نشانه هایی که در عصرِ حاضرِ ما وجود دارد و ما با چشمانمان آنها را میبنیم و با قلبمان تصدیق میکنیم ؛ کمک بگیریم ، نشانه هایی در عرصه فیزیکی و پزشکیِ عصر حاضر ما…
اول در عرصه فیزیک تامل کنیم….
قبل از اینکه نشانه های فیزیکی را ذکر کنم لازم است با واژه زیر آشنا شویم
پورتال یا درگاه یا تونل و به تعبیر قرآن در آیه ۳ سوره معارج
(مِّنَ ٱللَّهِ ذِی ٱلۡمَعَارِجِ)
[سوره المعارج ۳]
معارج جمع کلمه معرج است و معرج را در زبان عربی نردبان معنا میکنند که وسیله بالارفتن است که درست است و به تعبیر دیگر ، این واژه معنای تونل هم میدهد که حلقه ارتباطی بین مبدا و مقصد است که ما در اینجا معنای تونل آن را در نظر میگیریم تا بهتر درک کنیم ، هرچند که نردبان هم میتوانیم در نظر بگیریم ولی چون در اینجا ذهن با تونل راحت تر کنار می آید ، ما آن را ملاک قرار میدهیم
حال در این مثال هایی که ما در طول روز با آن سر و کار داریم تامل کنید…
اولین مثال در مورد پورتال یا درگاه و تونل بانکی
به لطف پیشرفت علم و کشف دانشمندان ، پورتال یا درگاه بانکی ساخته شده که به برکت آن میتوانیم در عرض ۳۰ ثانیه قبض آب و برق و گاز خود را بپردازیم و این در حالی است که ما در دوران قبل از این اختراع ، می بایست از جای خود بلند شویم و لباس بپوشیم و به بانک برویم و در آنجا با پرداخت پول نقدی ، این قبوض را پرداخت کنیم و همه ما میدانیم که انجام این کار در بهترین حالت حداقل یک ساعت زمان میبرد…
در واقع کار این پرتال این است که اطلاعات کارت بانکی شما را از شما دریافت میکنید و آنها را به ذرات کوانتومی و بنیادی مثل کوارک و… تبدیل میکند و در کسری از ثانیه به مقصد بانک میرساند و طی مراحلی تسویه حساب میکند و چنانچه اطلاعات واردشده از شما اشتباه باشد ، مجددا از طریق همین پورتال ؛ خیلی سریع به شما منتقل میکند که اطلاعات نادرست است و دوباره تلاش کنید…
حال مقایسه کنید و خوب در این نشانه توجه کنید که “یک ساعت کجا و ۳۰ ثانیه کجا؟؟؟”
حال اگر خوب دقت کنید متوجه میشوید که ما به برکت این دکمه پرداخت بروی صفحه گوشی و کلیک کردن بروی آن وارد پورتال بانکی میشویم و در زمان سفر میکنیم و کار ۱ ساعته را در عرض ۳۰ ثانیه انجام میدهیم….
اینها نشانه های خداست برای ما تا بهتر درک کنیم و به تعبیر خودش در کتاب قرآن
…کَذَ ٰلِکَ نُفَصِّلُ ٱلۡـَٔایَـٰتِ لِقَوۡمࣲ یَعۡقِلُونَ
و ما اینگونه نشانه ها را برای مردمی که تعقل میکنند و اندیشه خود را بکار میگیرند ، آشکارا بیان میکنیم…
[سوره الروم ۲۸]
مثال بالا واضح بود ولی جهت درک بهتر از مثال زیر هم استفاده میکنم تا زیباتر درک کنید
مثال گرم کردن آب خانه جهت حمام….
در زمان گذشته جهت گرم کردن آب برای حمام کردن ، می بایست کلی سختی بکشند و چوب پیدا کنند و آتش بزنند و کلی زمان میبرد تا آب گرم شود تا بتوانند حمامی بروند ولی در عصر ما به برکت پیشرفت تکنولوژی از طریق لوله های گاز که شبیه تونل میباشد ، از اعماق زمین گاز استخراج میشود و به خانه های ما منتقل میشود و به برکت این نعمت گاز و تونل های انتقال دهنده آن از زیر زمین به آبگرمکن خانه ، آب در مدت زمان کمی گرم میشود و ما خیلی راحت از حمام استفاده میکنیم.
حال خوب در زمان حمام کردن در گذشته و الان توجه کنید ، اگر فرآیند حمام کردن در گذشته نصف روز زمان میبرد ولی در عصر ما به برکت این پورتال یا لوله های انتقال دهنده گاز ، در عرض ده دقیقه دقیقه انجام میشود و “نصف روز کجا و ده دقیقه کجا؟؟؟” و این یعنی ما در زمان سفر کرده ایم و اصطلاحا فراوانی در زمان را کمی بیشتر از گذشتگان تجربه کرده ایم….(این یعنی زمان یک امر نسبی و قراردادی توسط بشر است تا متوجه روزها و سال ها و…باشد و گر نه زمان برای خدا مفهومی ندارد)
حال در دو مثال بالا دقت کنید و مقایسه کنید که در مثال اول ما پورتال بانکی را با چشم سرِ خود نمیبینیم ولی استفاده میکنیم و در مثال دوم ما لوله های گاز را با چشم سرِ خود میبنیم و استفاده میکنیم
پس نتیجه این است که در این عالم دیدنی هایی است که ما قادر به دیدن آنها با دو چشمان خود نیستیم ولی این ندیدن ما نباید منجر به این شود که انکار کنیم….(در این پاراگراف چقدر حرف ها نهفته است…)
در این دو مثال زیاد تامل کنید که دانشمندان توانسته اند با علم اندک خود به چنین پورتال ها و تونل هایی در عرصه تکنولوژی دست پیدا کنند ، حال هر چه پیشرفت علمی قوی تر شود ، اختراعات جدیدتری ایجاد میشود در حدی که….
حال با تامل در دوجمله بالا که ذکرکردم که یک ساعت کجا و ۳۰ ثانیه کجا؟؟؟” و “نصف روز کجا و ده دقیقه کجا؟؟؟” ؛ در این دو آیه زیر تامل کنید با نکته ای که در مورد معنی معارج در بالا ذکر کردم…
(مِّنَ ٱللَّهِ ذِی ٱلۡمَعَارِجِ تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَـٰۤائکَهُ وَٱلرُّوحُ إِلَیۡهِ فِی یَوۡمࣲ کَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِینَ أَلۡفَ سَنَهࣲ)
از جانب خدایی که صاحب معارج است و (به واسطه این معارج یا همان پورتال ها و درگاه ها و تونل ها) فرشتگان و روح به سوی او عروج میکنند ، در روزی که که مقدارش برابر پنجاه هزار سال (از نوع روزهایی که شما دارید) است…
[سوره المعارج ۳ – ۴]
و در کنار این آیه بالا در این آیه زیر نیز تامل کنید
وَإِنَّ یَوۡمًا عِندَ رَبِّکَ کَأَلۡفِ سَنَهࣲ مِّمَّا تَعُدُّونَ
و همانا یک روز در نزد خدا برابری میکنید با هزار روز از جنس روزهایی که شما میشناسید
[سوره الحج ۴۷]
تامل کنید که چقدر خدا قشنگ میگوید که زمان برای من مهم نیست و این زمان یک امر قراردادی و نسبی در بین شماست تا به برکت آن عدد روزها و ماه ها و سالها را بدانید ، مثلا در اداراتِ خود ساعت و زمان کاری ثبت کنید و براساس آن حقوقی بگیرد و…. ، پس مراقب باشید که “فریب زمان را نخورید”
تامل کنید در روی عدد پنجاه هزارسال دنیای ما و مقایسه و تناسب آن با یک روز زندگی کردن در این معارج خدایی…
اگر کسی بتواند به اذن خدا به این علم مسلط شود و وارد این پرتال ها و تونل های رب العالمین شود ، میتواند در زمان سفر کند
و شرط وارد شدن و محرم اسرار این علم شدن ، ایمان به خدا است ، ایمانی ۱۰۰ درصدی ، ایمانی از جنس ایمان ابراهیم که بچه اش را در دل بیابان رها میکند ، ایمانی از جنس نوح نبی که به حرف پروردگارش ایمان می آورد و شروع به ساختن کشتی بروی خشکی میکند و مسخره کردن های قومش را به جان میخرد ، ایمانی از جنس اصحاب کهف که خدا در وصفشان میفرماید
(إِنَّهُمۡ فِتۡیَهٌ ءَامَنُوا۟ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَـٰهُمۡ هُدࣰى)
همانا آنها گروهی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و خدا بر هدایت آنها افزود
[سوره الکهف ۱۳]
حال بستگی به نوع ایمانمان وارد این معارج خدا میشویم و زمان را در اختیار خود قرار میدهیم ، به عنوان نمونه کاری را که در نگاه مردم عادی نیاز به ۳ ماه زمان دارد برای به سرانجام رسیدنش ، برای یک شخص با ایمان در عرض سه روز انجام میشود و حال شاید شخصی که خیلی ایمانش قوی باشد ، این کار را را بجای سه روز در عرض یک تلفن سه دقیقه ای به سرانجام برساند و یا شاید….
آره خودشه ، داستان آن مامور دربار سلیمان که از چنان ایمان قوی ای برخوردار بود که تخت ملکه سبا را در یک پلک زدنی در قصر سلیمان حاضر کرد
(قَالَ ٱلَّذِی عِندَهُۥ عِلۡمࣱ مِّنَ ٱلۡکِتَـٰبِ أَنَا۠ ءَاتِیکَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن یَرۡتَدَّ إِلَیۡکَ طَرۡفُکَۚ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسۡتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَـٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّی لِیَبۡلُوَنِیۤ ءَأَشۡکُرُ أَمۡ أَکۡفُرُ
[سوره النمل ۴۰]
دقت کنید که این مامور دربار سلیمان فقط (عِلۡمࣱ مِّنَ ٱلۡکِتَـٰبِ) داشت یعنی یک گوشه یِ مختصری از علم را داشت و با همین مختصر علمی که داشت توانست چنین کاری بکند
حال فکر کنم که داستان سفر در زمان پیامبر را زیباتر درک کنیم که او به چنان ایمانی نسبت به رب العالمین رسیده بود و مسلط به تمامِ علمِ کتاب شده بود که توانست خودش را وارد یک پورتالِ سفر در زمان کند و در یک چشم به هم زدن از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برود….
پس همه چیز به ایمان من بستگی دارد
مثلا در داستان استاد عباس منش دقت کنید که در عرض یک بازه زمانی چند ساله از زندگی سخت و کارگری در بندرعباس به زندگی راحت و بهشتی در فلوریدای آمریکا رسید
حال در این داستان تخیلی زیر تفکر کنید تا قدرت ایمان و مسلط شدن به علم خدایی و وارد شدن در یک پورتال و تونل خدایی و سرعت گرفتن در زمان را بهتر متوجه شوید
اگر الان از شخصی که در بندرعباس کارگر است سوالی بپرسیم که به نظرت چقدر طول میکشه از کارگری در اینجا به زندگی در آمریکا برسی چی میگه؟
اولین چیزی که به ما میگه اینه که “بابا من کجا و آمریکا کجا؟” ولی اگر ما با اصرار از او بخواهیم که واقعا حساب کن که چند سال طول میکشه ، او با محاسباتِ میزانِ حقوق و پس انداز خودش جوابی به ما میدهد که مثلا هزار سال طول میکشه تا به آمریکا برسه…
حال سوال مهم این است که چرا استاد عباس منش در یک بازه زمانی کوتاه تقریبا هشت نه ساله از زیر صفر به چنین جایگاهی رسیده است؟ آخه محاسبات عقلی میگوید هزار سال باید طول بکشه ولی….(جهت دریافت جواب این سوال باید فایل استاد را به عنوان “ایمانی که عمل نیاورد حرف مُفت است” را ببینیم ، ایمانی که ما را وارد یک پورتالِ سفر در زمان میکند ؛ حال هر چه ایمان بیشتر….)
شاید الان دلیل زنده ماندنِ یادِ نوح نبی و حضرت موسی و ابراهیم و محمد و… را در عصر خودمان متوجه شدیم که با اینکه جسم فیزیکی آنها در بین ما نیست ولی یادشان در بین ما است ، جوابش با این آگاهی های بالا واضح است که آنها از زمان خود سفر کرده اند به زمان ما و الان اینگونه ما یادشان را زنده نگه میداریم و از داستان های آنهاعبرت….
و نقطه تفاوت ما و پیامبران در همین مساله شدت ایمان است و لاغیر….
با اینکه مساله معراج پیامبر تا حدزیادی آشکار شده است ولی از جنبه پزشکی هم مورد بحث قرار گیرد ، زیباتر میشود زیرا که ما در جنبه پزشکی با مساله (روح) سر و کار داریم و روح یک مطلب بسیار مهمی است و حلقه ارتباطی ما با نیروی برتر یعنی همان خداست و با فهم این داستان روح میتوانیم مفهوم روح را در آیه “تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَـٰۤائکَهُ وَٱلرُّوحُ إِلَیۡهِ فِی یَوۡمࣲ کَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِینَ أَلۡفَ سَنَهࣲ” زیباتر درک کنیم….
و اما مساله روح
بنابر گفته خود خدا در قرآن…
(وَیَسۡـَٔلُونَکَ عَنِ ٱلرُّوحِۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّی وَمَاۤ أُوتِیتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِیلࣰا)
[سوره اﻹسراء ۸۵]
ما فقط علمِ کمی از مساله روح داریم و علم کامل آن نزد خداست و نزد کسانی که خدا طبق مشیتِ خود ، آنها را شایسته این علم بداند….
حال دانشمندان در عرصه پزشکی توانسته اند به برکت این علم کمی که در دسترس ماست و با الهام گرفتن از خوابیدن ما ، یک ماده ی بیهوشی تولید کنند که روح را از بدن جدا کند و بدن بیمار را آماده تیغ جراحی کند….
توضیح بیشتر آنکه قرآن خوابیدن ما را به مرگ تشبیه کرده ، منتها مرگِ موقت…
وَهُوَ ٱلَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِٱلَّیۡل….
و اوست خدایى که چون شب (به خواب مى روید) جان(روح) شما را برمى گیرد….
[سوره اﻷنعام ۶۰]
به این گونه که وقتی ما خوابیم روح از بدن ما جدا میشود و به نزد مرجع اصلی خود یعنی خدا میرود ، حال اگر فرصت من تمام شده باشد ؛ دیگر این روح به بدن برنمیگردد و من اصلا از خواب بیدار نمیشوم ولی اگر هنوز فرصت زندگی داشته باشم در سیستم رب العالمین ، دوباره این روح به بدن برمیگردد و من از خواب بیدار میشوم ، این آیه قرآن است که میفرماید…
(ٱللَّهُ یَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِینَ مَوۡتِهَا وَٱلَّتِی لَمۡ تَمُتۡ فِی مَنَامِهَاۖ فَیُمۡسِکُ ٱلَّتِی قَضَىٰ عَلَیۡهَا ٱلۡمَوۡتَ وَیُرۡسِلُ ٱلۡأُخۡرَىٰۤ إِلَىٰۤ أَجَلࣲ مُّسَمًّىۚ إِنَّ فِی ذَ ٰلِکَ لَـَٔایَـٰتࣲ لِّقَوۡمࣲ یَتَفَکَّرُونَ)
خداست آن که وقت مرگ ، ارواح خلق را مى گیرد و آن کس را که هنوز مرگش فرا نرسیده را نیز در حال خواب روحش را قبض مى کند ، سپس آن را که حکم به مرگش کرده جانش را نگاه مى دارد و آن را که نکرده (به بدنش) مى فرستد تا وقت معیّن (مرگ قطعی اش) ، همانا در این کار نشانه هایی است براى متفکران…
[سوره الزمر ۴۲]
حال به اذن خداوند ، دانشمندان با الهام از این خواب ، توانسته اند یک خواب مصنوعی یا بیهوشی عمومی برای بیمار ایجاد کنند و روح را از بدن او خارج کنند تا آماده جراحی شود ، منتها شدت خروج روح از بدن کمی بیشتر از حالت خواب است تا جراح بتواند براحتی بروی بیمار تیغ بکشد و او را جراحی کند
به طور کلی حالت روح و بدن به سه دسته تقسیم میشود
دسته اول : حالت خواب که وابستگی روح با بدن زیاد است ، به گونه ای که اگر یک سوزن به شخصی که خواب است بزنیم ، سریع از خواب بیدار میشود و واکنش نشان میدهد
دسته دوم : حالت بیهوشی عمومی که وابستگی روح با بدن کمتر میشود و این موهبت امکان این را ایجاد میکند تا دکتر براحتی با تیغ جراحی خود بروی بدن بیمار کار کند و هیچ واکنشی از او دریافت نکند و بعد از اتمامِ عمل جراحی ، بعد از یک مدت زمانی ، روح به بدن برمیگردد و بیمار چشمانش را باز میکند
دسته سوم: حالت مرگ حتمی که در آنجا به طور کامل وابستگی روح از بدن قطع میشود تا روز قیامت یا تا زمانی که به اذن خدا از طریق دستانش او را در همین دنیا مجددا زنده کند مثل عیسی مسیح که به اذن خدا روح را به بدن مرده برمیگرداند و او را زنده میکند…
(إِذۡ قَالَ ٱللَّهُ یَـٰعِیسَى ٱبۡنَ مَرۡیَمَ ٱذۡکُرۡ نِعۡمَتِی عَلَیۡکَ…. وَإِذۡ تُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِی
[سوره المائده ١١٠]
یا در داستان حضرت موسی و آن گوساله در سوره بقره تامل کنید که با زدن دم گوساله به آن شخص کشته شده ، او مجددا به اذن خدا زنده شد…
قبل از وارد شدن در مساله سفر در زمان و معراج پیامبر، ذکر این نکته ضروری است که روح من ، مختص من است و حاوی تمامی اطلاعات ریز و درشتِ بدن من است و حفاظت اطلاعات روح اینقدر دقیق است که حتی حالت اثر انگشتان من را در خود ذخیره دارد…
و به موهبت این ویژگی روح من ، وقتی که من خواب میروم و روح از من جدا میشود ، بعد از بیدار شدنم به بدن من برمیگردد و به بدن کسی دیگر نمیرود زیرا روح که حاوی اطلاعات دقیق بدن من است ، نمیتواند وارد بدن کسی دیگر شود که اطلاعاتش با روح من متفاوت است….
حال این روح بعد از مرگ واقعی من به طور کل از بدن من جدا میشود و در بایگانی سیستم خدا ضبط و نگهداری میشود و در روز قیامت بخاطر اینکه حاوی تمامی اطلاعات من است ، به جمع آوری تمامی ذرات بدنِ تجزیه شده من در خاک میپردازد و خیلی دقیق همه آنها را جمع میکند ، در حدی که اثر انگشت اختصاصی مرا هم شناسایی میکند و برای همین است که خدا میفرماید
(بَلَىٰ قَـٰدِرِینَ عَلَىٰۤ أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُۥ)
ما تواناییم بر اینکه حتّى سرانگشتان او (اثر انگشتها) را دوباره (به همان صورتِ اوّل) بازسازى کنیم.
[سوره القیامه ۴]
پس در اینجا متوجه یک کاربرد روح و اهمیت این هدیه خدا به خودمان شدیم که قدردانش باشیم و هیچ وقت مساله تناسخ را قبول نکنیم….
حال چرا مساله روح مطرح شد…
زیرا که روح حکم کد ملی و اختصاصیِ هر فردی را دارد که در سیستم رب العالمین است و همانگونه که ما در دنیا کد ملی داریم و با آن بلیط تهیه میکنیم و یا گذرنامه ای تهیه میکنیم جهت سفر به کشوره های خارجه ، در داستان سفر در زمان و معراج از طریق روح باید عمل کرد….
حال با کل این آگاهی های بالا در نوشته های زیر تامل کنید…
اگر دانشمندان در عرصه فیزیک و پزشکی جمع شوند و بتوانند که در ابتدا روح را از بدن جداکنند و بعد به روح آن شخص اطلاعات و مختصات جغرافیایی مد نظر را بدهند و بعد پورتالی بسازند که این پورتال بدن یا جسد بدون روح آن شخص را بگیرد و به ذرات بنیادی تجزیه کند ، میتوانند آن شخص را در همان مختصات جغرافیایی مد نظر حاضر کنند…
کل داستان همین است که کاملا علمی است و دانشمندان فیزیک به این عمل تله پورتیشن میگویند و اینکه بتوانند در علم پیشرفت کنند و چنین کاری را از عرصه تئوری به عرصه عمل برسانند یا نه؟ ، خدا داند و بس….
ولی در این کره خاکی مردانی بوده اند که خدا با نورش دل آنها را به چنین علمی آگاه کرده و توانسته بودند چنین کاری انجام دهند مثل پیامبر اکرم که با همین آگاهی توانست به اذن خدا از مسجدالحرام در یک چشم به هم زدنی به مسجد الاقصی برود یا اصطلاحا طی الارض کند….
مثل داستان اصحاب کهف در سوره مبارکه کهف که خدا به برکت این علم آنها را در یک پورتال و درگاهی قرار داد که آنها سیصد و اندی سال در زمان سفر کردند و از شر حاکم ظالم آن زمان در امان بودند و….
در همین داستان اصحاب کهف تامل کنید که آن را با عنوان خواب اصحاب کهف برای ما بازگو میکنند ، خواب عمیق آنها که قرآن تعبیر به آیه زیر میکند
(فَضَرَبۡنَا عَلَىٰۤ ءَاذَانِهِمۡ فِی ٱلۡکَهۡفِ سِنِینَ عَدَدࣰا)
[سوره الکهف ۱۱]
این خواب عمیق ، حکم خروج روح از بدن را داشت و آن پورتال یا درگاه ایجاد شده حکم همان تونل را داشت که دانشمندان فیزیک نام آن را کرمچاله هم میگویند که ذرات بدن آنها را تجزیه کرد و در سیصد و اندی سال بعد ظاهر کرد ، برای همین قرآن میگوید که
(وَتَحۡسَبُهُمۡ أَیۡقَاظࣰا وَهُمۡ رُقُودࣱۚ وَنُقَلِّبُهُمۡ ذَاتَ ٱلۡیَمِینِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِۖ وَکَلۡبُهُم بَـٰسِطࣱ ذِرَاعَیۡهِ بِٱلۡوَصِیدِۚ لَوِ ٱطَّلَعۡتَ عَلَیۡهِمۡ لَوَلَّیۡتَ مِنۡهُمۡ فِرَارࣰا وَلَمُلِئۡتَ مِنۡهُمۡ رُعۡبࣰا)
[سوره الکهف ۱۸]
این آیه تجزیه شدن بدن آنها را ذرات بنیادی ، توضیح میدهد و چون این امر برای پیامبر ما که این آیه بر او نازل شده بود ناشناخته بود ، در انتهای آیه میگوید که اگر در آن حالت آنها را میدیدی که بدنشان تجزیه شده و به ذرات بنیادی بازگشته ؛ بخاطر ناآگاهیت از این علم ، وجودت را وحشت و ترس فرا میگرفت و پا به فرار میگذاشتی….
حال همین پیامبر ما در این علم پیشرفت میکند و خدا او را آگاه میکند و به برکت این علم میتواند خودش هم چنین چیزی را تجربه کند و….
و اما بحث انتهایی در مورد کرمچاله یا همان پورتال و درگاه و تونل
دانشمندان فیزیک و نجوم در عصر حاضر وجود کرمچاله را در عرصه تئوری اثبات کرده اند و در حد بسیار جزئی مثل مثالی که از پورتال بانکی زدم ، ساخته و اختراع کرده اند و اینکه بتوانند در حد کلان بسازند که با آن بتوان به سفرها سرعت بخشید و حتی به کهکشانهای دیگر سفر کرد را خدا داند….
البته الان ایلان ماسک با پروژه حفر تونل بنام (هایپر لوپ) سعی بر این دارد که کمی سرعت ببخشد به سفرهای ما ، منتها سفرهایی بروی زمین…
و حال این کرمچاله چیست؟؟؟
کرمچاله یک تونل استوانه ای لوله ای نامرئی است که دو طرف آن باز است و به واسطه آن میتوان فاصله بین مبدا و مقصد را در یک چشم به هم زدن طی کرد و به تعبیر قرآن که با واژه معارج ذکر شد ، یک روز این کرمچاله برابر با ۵۰ هزار سال دنیایی ماست و این یعنی کاری که در عرض ۵۰ هزارسال دنیایی ما زمان میبرد به برکت این کرمچاله میتواند در یک روز انجام شود
و نیروی گرانش در این تونل کرمچاله به قدری است که نور را دچار انحراف میکند ، یعنی اگر یک نور به سمت کرمچاله برود ، به خاطر گرانشی که دارد نور را منحرف میکند (این چیزی است که دانشمندان عصر حاضر کشف کرده اند و ذکر کرده اند)
حال این پاراگراف بالا چقدر باید آشنا باشد در داستان اصحاب کهف که قرآن میگوید…
وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَ ٰوَرُ عَن کَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡیَمِینِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِی فَجۡوَهࣲ مِّنۡهُۚ ذَ ٰلِکَ مِنۡ ءَایَـٰتِ ٱلله
و خورشید را مى بینى که وقتى طلوع مى کند، از سمت راست غارشان متمایل مى شود، و وقتى غروب مى کند، سمت چپشان را ترک مى کند، و آنان در محل وسیعى از آن غارند ؛ این از نشانه هاىِ قدرتِ خداست….
[سوره الکهف ۱۷]
و چه زیبا در انتها میفرماید که “ذ ٰلِکَ مِنۡ ءَایَـٰتِ ٱلله” ، نشانه ای که در عصر حاضر به برکت پیشرفت علم تا حدودی کشف شده ، نشانه ای که حقانیت و معجزه بودن قرآن را میرساند…
این یک مطلب علمی بود و کمی سنگین بود ولی اگر کسی دوست داشت ، بارها آن را بخواند و خودش تحقیق کند ، زیرا به جاهای زیباتری خواهد رسید
خدایا شکرت
یا حق
سلام آقای احمدی عزیز
فوق العاده زیبا و پر ازآگاهی که نه یکبار بلکه هزاران هزار باید خواند تا تک تک کلمات آن در جای جای این ذهن بنشینه و حک بشه!
بسیار دلنشین و زیبا!خیلی لذت بردم و دوست دارم چندین بار بخونم و درکی که از این نوشته ی علمی و آگاهی های ناب رو بیان کردین رو برداشت کنم ولی بقول خودتان کمی سنگین است !!!!ولی قابل فهم…
مثال های زیبایی از درگاه و پورتال ها زدید که انسان و عقل رو در این موضوع براحتی توجیه میکنه!با اینکه اطلاعات بسیار کمی از فیزیک و کوانتوم دارم ولی علاقمند خوندن چنین کامنت های باارزش و ناب هستم که بی شک از زبان خدایتان جاری شده!
هیچ وقت نتونستم کامنت های طولانی رو کامل بخونم ولی از این کامنت زیبایی شما نگذشتم و کلمه به کلمه ی آن رو تا آخر خوندم و لذت بردم و به خودم قول دادم چندین بار بخونم.
موفق و پیروز و ثروتمند و سلامت وهمیشه درمسیر درست باشید که در این ساعت از شب،هدیه ی زیبایی رو دریافت کردم.
سلام و درود بر رضای عزیز
رضای الهی و توحیدی
رضای دوست داشتنی
که عاشق تمام کامنتات هستم وقتی اسمتو پروفایلتو میبینم میگم آخ جونمی جون قراره امروز در مدار آگاهی ناب الهی قرار بگیرم و واقعااااا کامنتات همه الهی هستن تا حالا در مدار۴،۵تا از کامنتات قرار گرفتم یکی از یکی بهتر و زیباتر الانم از فایل کنترل ذهن اومدم اینجا که چقدرررر زیبا درباره تقوا هم توضیح دادین و اینجا هم چقدر لذت بردم از روان کردم علم سفر در زمان با آیات بسیار زیبایی که برای ثابت کردن حرفات آوردی و علمی هم مسله رو برای ما با مثال عالی شکافتی واقعا محشری محشررررر من اولین کامنتی که از شما خوندم داستان مثال اکسیژن هوا و پول بود که با برادرخانم گلت گپ و گفتگو داشتی خیلی خیلی لذت بردم ازون کامنت که بعد اون دیگه اسم شما رو در هر کامنتایی میدیدم با اشتیاق تا آخرشو گوش نمیدادم بلکه با تمام وجودم میخوردمش که اصلا مهم نیست چقد طولانی فقط از اول تا آخر غرق در آرامشم وقتی کامنتاتو میخونم دمتگررررررم رضا جون هر موفقیتی رسیدی نوش جانت چون لایقشی با این آگاهی های نابی که خدا بوسیله تو داره بما میرسونه وهمچنان بی صبرانه منتطر آگاهی های ناب الهی از طرف شما هستم واقعا کیف کردم ازین آگاهی ناب رضا جان درباره کامنتات باید فقط همه تن گوش شد با تمام سلولهای تن شنید و حض کرد و نهایت لذت و برد داداشم ایوالله ایوالله به تو دمتگررررررم.
سلام آقا رضای عزیز
خیلی لذت بردم از کامنتتون
و من هم یوی دو سال پیش که بشدت رو این قضیه اصحاب کهف زوم کرده بودم با مطالعات زیادی که کردم کاملا براپمنطقی شد که چطور حضور چند انسان با ایمان میتونه حفره ای در فضا ایحاد کنه که در واقع همون کرمچاله ها هستند و شدت اتفاقات در اون دقیقا مثل سیاهچاله عمل میکنه ولی ضعیفتر ازون
قضیه گذشت زمان قضیه تغییر شکل ظاهری قضیه انحراف نور و …. همه و همه در اثر ایجاد همون کرمچاله بوده که بواسطه سنگینی ایمان و ایجاد یک حفره در فضا رخ داده.
و یکمساله که خیلی وقته بهش پی بردم اینه که گویی بحث ثروت بخش اعظم این علم و آگاهی هستش که خداوند به شکل محسوسی ۶ر وقت از سلیمان و پدرش داوود حرفی میزنه اشاره مستقیمی میکنه به این موضوع که با داوود و سلیمان علم و حکمت عطا کردیم.
و از قضا علم و حکمت انگار بصورت طبیعی به ثروت و قدرت های عجیب و ماورایی گره خورده چیزی شبیه به قدرت سلیمان .
سلام دوست عزیز
معناى آیه این است که:” باید تنزیه کند تنزیه کردن مخصوصى آن خدایى را که با عظمت و کبریائیش بنده خود محمد (ص) را شبانه سیر داد، نهایت قدرت و سلطنت خود را به وى نشان داده در دل یک شب او را از مسجد الحرام به سوى مسجد اقصى برده که همان بیت المقدسى است که پیرامونش را مبارک گردانیده بود ، و این بدان جهت است که عظمت و کبریایى و آیات کبراى خود را به وى بنمایاند، چون او شنواى به گفتار و بصیر و داناى به حال او بود، و مىدانست که او لایق چنین عنایت و مکرمتى هست “.
این برای من این حکم را دارد که خداوند می خواسته است که قدرت و عظمت خودش را به حضرت محمد نشان بدهد
به او بفهماند که تکیه و ایمان و توکل به او بر هر کاری مقدم تر است
او قدرت برتر این جهان زیبا و بزرگ است
توکل و صبر داشتن به حکت خدای مهربان و تسلیم او بودن و در این راه توانایی کنترل ذهن خود را داشتن نشانه ایمان و توجه به خدای مهربان است