پس کِی به خواسته ام می رسم؟! - صفحه 57


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری پس کِی به خواسته ام می رسم؟!
    799MB
    16 دقیقه
  • فایل صوتی پس کِی به خواسته ام می رسم؟!
    13MB
    16 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3062 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محسن آرزومند گفته:
    مدت عضویت: 2911 روز

    سلام ودرود بر تمامی دوستان و خانواده بزرگ و صمیمی عباس منش

    به نظر من تمرکز بهتر و بیشتر طی موفقیتهایی که من در 6 ماه آشنایی با این خانواده و دکتر عباس منش پیدا کردم زمانی اتفاق میفته که دائما با خودت تکرار کنی که بهترینی هرجا که هستی هر لحظه از خدا بخای که بهترینها رو بهت بده.خواندن پروردگار برای دستیابی به تمرکز و حس خوب بیشتر.زمانی که فرکانس مثبت دائما در زبان ما باشه و از خالق خودمون این فرکانس مثبت رو چند صد برابر بیشتر دریافت کنیم قطعا حس خوب به اطرافیان و همه اتفاقات خودمون بهتر خواهد شد و وقتی این در جامعه اطراف ما بهتر بشه زمان زیادی حس خوب رو داریم و میتونیم کنترلش کنیم.تکرار یه رمز بسیار کلیدی برای دستیابی به اهدافمونه.تکرار خواستن.تکرار ارسال امواج مثبت.تکرار بهترین بودن.تکرار و ارسال ورودی بینهایت عالی به ذهن برای تغییر باورهایمان. من واقعا با عمل به این رفتار تونستم در ماه 4ام فعالیت خودم درآمد رو به 4 برابر برسونم.

    همیشه شاد و پیروز و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  2. -
    صدیقه فتحی گفته:
    مدت عضویت: 3140 روز

    سلام به دوستان واستاد عزیز که هر کدوم از فایل های ایشان رو که گوش می کنم دنیای جدیدی به رویم باز می شود.

    خود من برای کنترل ورودی های خودم تلویزیون رو تقریبا حذف کرده ام و معاشرت با کسانی که در فازهای منفی هستند و مدام در حال گله و شکایت از روزگار رو کم کرده ام و در حد لزوم و کوتاه رابطه دارم.

    اخبار رو اصلا اهمیت نمی دم به طوری که بعضی وقت ها خبری رو تصادفی می شنوم چون خودم اصلا دنبالش نمی رم چون اعتقاد پیدا کرده ام که من فقط با تغییر خودم می تونم روی جهان تاثیر مثبت بذارم نه با دانستن مشکلات دنیا

    من یک دبیر هستم همیشه روال کاری من این بود که اول سال تحصیلی در مورد دانش آموزان کلاسی که قرار بود برای آنها تدریس کنم اطلاعاتی از معلم های سال قبل آنها می گرفتم و در حقیقت به دانش آموزانم از نقطه نظر دیگران نگاه می کردم .

    بنابراین با پیش داوری های منفی در مورد برخی از این دختر های معصوم وارد کلاس می شدم که نتیجه آن روابط خیلی بد و در نتیجه تنش بود

    چند سالی هست که این کا رو نمی کنم و مدام با خودم تکرار می کنم که امسال من بهترین دانش آموزان با بهترین روابط رو خواهم داشت و با امید به خدا وارد کلاس می شم و نکته دیگه اینکه کاری ندارم کدوم کلاس رو بهم خواهند داد چون می دونم هر کلاسی که صلاح باشه من برم قسمت من خواهد شد بنابراین در این مورد اصلا بحث نمی کنم و نگران هم نیستم .

    باورتان نخواهد شد دوستان کلا رابطه من با دانش آموزانم چنان تغییر کرده که هر بار تو ذهنم بر می گردم و به سال های قبل نگاه می کنم تعجب می کنم که من چطور می تونستم با این دختر های معصوم چنان رابطه خشک و خالی از عشق و محبت داشته باشم .

    هر همکاری هم بهم می رسه می پرسه شما سر کلاس چکار می کنید که اینقدر بچه ها دوستتان دارند و حرف های شما رو گوش می کنند و درستون رو خوب می خونن من هم می گم من دانش آموزانم رو عاشقانه دوست دارم و تک تک اونها رو مثل دخترم می دونم فقط همین

    همین هفته یکی از دانش آموزان به خاطر نمره بدش با من رفتار خوبی نکرد . اصلا عصبانی نشدم و رفتار بدش رو به روم نیاوردم و فقط گفتم که دختر گلم صبا از دست خودش عصبانی هست چون بیشتر امتحانات رو اون طور که می خواسته موفق نشده برای همین این رفتار رو انجام داد مطمئن هستم که وقتی بره تو خونه بهتر فکر کنه حتما تصمیماتی خواهد گرفت تا نوبت بعد به این صورت دچار ناراحتی نشود . عصر همون روز برام پیام داد و از من عذر خواهی کرد و در مورد تغییر روش در خوندن و انتخاب رشته تو دانشگاه ازم پرسید .

    در حالی قبلا چنین رفتری از یک دانش آموز با عث می شد کلاس به یک جهنم تبدیل بشه و کل روز من هم خراب می شد چون عصبانیت من ادامه داشت .

    مطلب خیلی جالب در مورد خانواده ام مادرم هست . با وجود اینکه تقریبا ما همه خانوادگی فایل های استاد رو گوش کرده ایم ولی مادر من از همه ما بیشتر از این آموزه ها استفاده کرده چون عمیقا اون ها رو باور کرده و به دیگران هم انتقال می ده

    امسال نتایجی گرفته که همه تعجب می کنیم دقیقا هر چیزی رو که می خواد بهش می رسه خیلی آسون و راحت

    با عرض معذرت از اینکه پیام من طولانی شد

    هیجانی که در سایه استاد عباس منش نصیب من شده چنان قوی و با ارزش هست که نمی تونم توصیفش کنم

    لحظه لحظه زندگیم سرشار از عشق ، هیجان و تازگی هست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    بهنام عباسیان گفته:
    مدت عضویت: 2874 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به تمامی شما دوستان عزیزم و استاد عزیزم

    بنده بهترین کاری که برای داشتن حس خوبم و از همه مهمتر ماندن در آن حس خوبم میکنم اینه که توی شرایط مختلف فقط یک سوال توی ذهنم میپرسم میگم بهنام مگه تو نمیدونی که مهترین چیز توی زندگیت داشتن حس خوبه و هم زمان این آیه هم با خودم تکرار میکنم

    کسانی که گفتند که پروردگار ما الله یکتاست و سپس پایداری ورزیدند نه ترسی بر آن هاست و نه غمگین می شوند به قسمت آخر آیه دقت کنید “نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند ” چرا ؟ چون ما گفتیم که خدای ما یکتاست و خدایی جز الله یکتا نیست و نه ترس و نه غم مساوی است با احسسسسسسساسسس خوبببببب خدایا شکرتتتتت

    و به خودم همیشه میگم بهنام اگر الان به نسبت خودت توی احساس خوبی هستی باید احساستو بهتر وبهتر کنی چه طور خب معلومه با توجه ام و کنترل ورودی هام و میگم که بهنام اینم بدون که اگر الان احساست بده یا باید خوبش کنی و یا مجبوری خوبش کنی چون خداوند گفته “بگو به فضل و رحمت خداوند باید خوشحال باشند که این از هر آنچه تا کنون گرد آوری کردند بهتر است ” آخیییش خدا جونم شکرت که دلمون رو با حرفات توی قرآن قرصصصصص کردی خدایا شکرت پس خداوند بهمون گفته ، گفته اینو که تو نباید نه ترس داشته باشی و نه غم و باید خوشحاللللللل و شاددددد باشییییی به فضل من خدایا شکرت

    تمامی احساسات بد رو از شیطان لعنت الله میدونم و میدونم که اگر همون لحظه ی اول ورودش به ذهنم به خدا پناه بیارم و سریع توجهمو کنترلش کنم میره میره میره

    تمام تلاشم هر روز اینه که روز به روز – ماه به ماه – سال به سال- احساسسسسم بهتر از قبل باشه و این فقطططط با تکرار و تکرار و تمرینننن امکان پذیره

    خدا جونم چقدر این احساس خوب حال میده چقدر کیف میده که من بنده ی تو هم و تو خدای منی شکرتتتتت خالق من شکرت شکرت شکرت

    بهترین بهترین و عالییییییییی ترین چیزی که منو از احساس بد دورم میکنه نماز و قرآن خوندن هست وقتی نماز میخونم با عشقق و حس شکر گزاری خدامو پرستش میکم و وقتی قرآن میخونم اصلا میرم توی یه دنیای دیگه آنقدر حسممممم خوب میشه که فقط میتونم بگم خدایا شکرتتتتت که همه چیو توی قرآن بهمون گفتی حتما امتحانش کنید و میبینید که عاشقش میشید.

    خدایا شکرت

    بهترین هارو از صمیم قلبم برای تک تک تون آرزو مندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    محمدعلی زارع گفته:
    مدت عضویت: 3102 روز

    استاد عزیز، آقای عباس‌منش و همه عزیزان

    سلام

    من نزدیک به یک سال است که در سایت عضو هستم. به نظر من نمازهایی که خداوند در دینمون واجب کرده و زمان‌هایی هم که برای اونها تعبیه کرده و ذکرها و جملات تاکیدی که در اونها آورده، اذان و تسبیحات حضرت زهرا، به نظرم چنانچه با توجه بیان شود بهترین راه برای کنترل ذهن و رسیدن به آرامش می‌باشد.

    اخیرا کتاب قانون توانگردی از کاترین پاندر را برای بار دوم دارم میخونم. خیلی برام جالبه که چه زیبا حرف‌های بی‌نهایت ارزشمندش در قران اومده.

    از استاد عزیزم بسیار ممنونم که برای اولین بار منو به این مسیر هدایت کرد.

    حتما به زودی نتایج بسیار باورنکردنیم رو برای همه به اشتراک می‌گذارم تا مشخص شود که چه زیبا می‌توان از قوانین خدایی برای زیباکردن زندگی خودمون و دیگران استفاده کنید.

    شاد و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    NAMO گفته:
    مدت عضویت: 3133 روز

    سلام مجدد به همه همراهان گرامى، من یع چیزى رو فراموش کردم که بنویسم توى نظرى که نوشته بودم و اون اقدام به حذف تمام گروه ها و کانالهاى تلگرام بجز کانال عباسمنش و چندتا کانال مربوط به کارم که ضرورى هستند کردم و این کار بسیار بسیار بهم کمک کرد توى عدم توجه و تمرکز روى نکات به درد نخور وبیخودى من حتى از گروه خانوادگى و گروه دوستان قدیمى فوتبال که خودم هر دو گروه رو ایجاد کرده بودم لفت داده و خارج شدم و وقتى دیدم دوباره منو به گروه ها دعوت میکنند شماره موبایل تلگراممو عوض کردم تا بتونم از این دعوتها در امان باشم و دوستانى که دائم توى تلگرام موارد بیخودى و بى ارزش رو ارسال میکنند را حذف کنم و از خنوادم هم خواستم که منو به گروه دعوت نکنند و فکر میکنم این کانالها و گروه هاى تلگرام و اینستاگرام مهمترین عوامل و کانونهاى انحراف ذهن از نکات مثبت هستند و فقط باعث اطلاف وقت با ارزشمون میشن و عاملى میشن براى اینکه نتونیم به خواسته هامون تمرکز کنیم . ببخشید این مورد مهم رو فراموش کرده بودم و با خوندن نظر دوستان یادم اومد که این مطلب خیلى مهم رو بنویسم ، براى همه همراهان در سایت وزین و بارزش عباسمنش ارزوى بهروزى و شادکامى دارم و توفیق روزافزون براتون ارزومندم . یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    نیلوفر نوری گفته:
    مدت عضویت: 3310 روز

    سلامی به گرمی دستان خداوند، الان و در این لحظه که این متن را مینویسم از آشنایی من با خانواده بزرگ و مهربان عباس منش مدت زمان زیادی میگذرد و تجربیات ، اتفاقات و معجزات زیادی در این مدت برای من رخ داده. در تمام این مدت من هر روز فایلهای استاد گوش میکردم، در ماشین، قطار، هنگام خرید، هنگام پیاده روی و وقتی از چیزی عصبانی یا ناراحت میشم ، همیشه یکی از فایلهارو میذارم و تکرار حرفهای استادم که در این جهان فراوانی هست من را از ترس از دست دادن چیزی نجات میداد، اینکه خداوند زمین و آسمانهارو به تسخیر ما انسانها درآورده به من قدرت دوباره و امید میده برای نترس شدن، و ادامه دادن. مدت زیادی میشه که فیلم نمیبینم، آهنگ غمگین گوش نمیدم، با دوستان و افرادی که منفی بودند مثلا حرفهای ناامیدکننده میزدند یا منو میرنجوندند رابطمو بسیار محدود کردم، البته بعد از تغییر فرکانسم آنها هم خود به خود از زندگیم بیرون رفتند. از تجربه خودم براتون میگم: در محل کارم کسی شروع به کار کرد که باعث رنجش من و افراد دیگه میشد ، به طرز بسیار غیرمحترمانه ای دستور میداد و رفتار بدی داشت، چند ساعت اول از شروع همکاری با ایشون خیلی ناراحت و عصبانی بودم ، در مسیر برگشت به خونه که حدود یک ساعت بود کم کم آروم شدم، گفتم ناراحت و نگران نباش اولا طبق قانون فراوانی کار برای تو زیاد هست نهایتا میتونی تغییر شغل بدی، دوما این یک چالش هست که باید خودت و باورهاتو محک بزنی، سوما اینکه این فرد خیلی تجربه در شغلهای قبلی داره و به جای مقاومت کردن و دور شدن از ایشون بهش نزدیک شو و از تجربیاتش استفاده کن. با این افکار حتی کم کم نه تنها احساس انزجار نمیکردم بلکه وجوه منفیش در نظرم مثبت شد ، روز بعد بدون کوچکترین ناراحتی سر کار رفتم و تمام کارهایی که میگفت با شوق اینکه چیزای جدید یاد میگیرم و با آرامش بخاطر اینکه این خدای من هست که به من عزت میده به کارم ادامه دادم، چند روز بعد به صورت معجزه آسا رئیسم من را به شعبه دیگری منتقل کرد که خیلی بهتر از محل کار قبلیم بود و اون فرد هم بعد از یک ماه اخراج شد و جالب اینکه متوجه شدم اون فرد بعد از انتقال من همیشه پشت سر من از من تعریف میکرده و الان رئیسم من را به عنوان بهترین کارمندش میشناسه و از من تقدیر و تشکر میکنه.

    و البته ناگفته نماند که پیدا کردن شغلم هم با استفاده از عبارات تأکیدی و باور قانون فراوانی بود.

    من سعی کردم کنترل ورودیهام و غلبه کردنم بر نگرانی و ترسم رو در قالب یک مثال و یکی از صدها تجربم و معجزاتی که در این مدت برام اتفاق افتاده براتون توضیح بدم.

    همیشه خدایی و با خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
  7. -
    اسماعیل شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2943 روز

    من دو نکته رو فراموش کردم بگم

    اول اینکه تمام کلمات که بار انرژی منفی داره را از تو واژگان لقاتتون حذف کنین . خیلی عالی هست مثلا به جای ” خسته نباشید” بگید “خدا قوت” با این کار اقتدار کلام رو در جهت مثبت استفاده میکنیم انجام بدین عالی هست.

    دوم تا یه مورد نا خواسته پیش میاد برام این عبارت تاکیدی خیلی بهم انرژی میده”من در احاطه نور خدا هستم که هیچ چیز منفی نمیتواتند در آن رسوخ کن . من در نور خدا گام بر میدارم و اهریمنان ترس به نیستی ازلی خود باز میگردند . هیچ چیز نمیتواند با خیر و صلاحم بستیزد”

    این عبارت را با لح و قدرت میخورنم انگار خدای مهربون من رو در یه گوی بزرگ از نور سفید قرار داده خیلی باحال و انرژی بخش هست گفتم بگم دوستان استفاده کنن و انرژی بگیرن

    خدا قوت هم بگم به عزیزان و تیم قدرتمند عباس منش که همیشه پیشت صحنه فعالیت میکنن و هیچ اسم و نامی نداریم ازشون و توجه نمیکنیم که این عزیزان خیلی وقت میگذارن به یاری خدا شما دوستان هم به مسیر های عالی و عالی تر هدایت بشین و ایمان خیلی قوی هم به خدا و هم قوانین کائنات براتون از خدای مهربان خواستارم.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  8. -
    اسماعیل شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2943 روز

    سلام درود بر استاد عزیز و شما دوستان گل

    خدای مهربونم را سپاسگزام که حالتون عالی تر از همیشه هست

    من قبلا که از قوانین و ورودی ها اطلاعاتی نداشتم خیلی تلویزیون میدیدم و با اطرافیانم خیلی صحبت میکردم و چون کلا آدم خوش مشرب و بگو بخندیم هم هستم خیلی تو جمع ها گفت و گو میکردم ولی بعد که متوجه شدم وروودی ها باید مناسب باشه تلویزیون را کامل قطع کردم با خیلی از دوستان ذشته قطع ارتباط کردم وتا آنجایی که بتونم از افراد ی که ورودی های نامناسب برام میسازن دوری میکنم . مثلا باشگاه که میرم به ای اینکه با بقیه بگم و بخندم ترجیح میدم فایل های استاد رو گوش بدم یا عبارت تاکیدی که خوذم صوتی کردم و ساختم رو گوش بدم اتفاقا یه بار یکی از بچه های باشگا گفت چی گوش میدی گفتم کتاب صوتی (داشتم عبارات تاکیدی که خودم صوتی کرده بودم گوش میکردم) هدفن رو از گوشم گرفت گفت بده ببینم چی گوش میدی چند ثانیه گوش کرد و گفت با این ورزش میکنی گفتم آره گفت دیوونه ای تو گتم آره خندیدم و به ادامه فایل و ورزشم چسبیدم.

    توی خیابون که راه میرم من معمولا زیاد پیاده روی میرم همیشه هدفن تو گوشم هست و یا فیل های استاد رو گوش میدم یا عبارات تاکیدی زو اینجوری صدا های اطرافیانم رو هم گوش نمیدم .. اما موضوع اینجاست که یه سری از اطرافیان ما هستن که نیمی تونیم حذفشون بکنیم مثل خانواده و فایل الان که توی جمع فامیلی یا خانواده میشینم معمولا کمتر حرف میزنم چون تمام حرف هام درباره قوانین هست و چون بقیه حرف هام را درک نمیکنن من هم چیزی نمیگم . وقتی هم که وارد بحث های بیهوده میشن تو دلم میگم واااای چه قدر باور های مخرب دارن و چه قدر اینها عوامل بیرونی را قدرت میدن بهشون و توی دلم به خودم آفرین میگم کهباور های درست دارم میسازم بعنی یه جورایی تحلیل میکنم باور هاشون را و تو خودم دنبالش میگردم که اگر یه همچین باوری تو من هم هست شناسایی کنم .و قبلا بعضی وقت ها باهاشون یکم بحث میکردم که آره تو خالق زندگیت هستی و تو باید شرایطط را بسازی و بقیه هیچ قدرتی ندارن اما اونه قبول نمیکردن و قدرتمند تر ادامه میدادن تاا یه روز استاد توی یکی از فایلهاش گفت که خدا تو قرآن فرموده که اگر کسی حتی به من هم بد و بیراه گفت شما سکوت کنین تا اون بحث را ادامه ندن این مورد خیلیی بهم کمک کرد هم این و هم بی توجهی کردن به حرف هایی که نمی خوام . و وقتی که کار به این جا میرسید یاد این فرم.ده خدای مهربون میوفتادم و کامل سکوت میکردم و یه تکنیکی برای خودم ساختم وقتی حرف های بقیه بر خلاف باورهای درستم هست که توی اون جمع زده میشه من فقط سوت میکنم و عبارات تاکیدی درست رو توی دلم با خودم میگم اینجوری حالم خوب میمونه . من یه کار دیگه هم که میکنم فایل های عبارات تاکیدی رو شب ها وقتی که میخوابم توسط گوشی باصدای خیلی کم نزدیک به گوش سمت چپم قرار میدم و میخوابم تا میاد خوابم ببره همین طور باهاش تکرا میکنم و خیلی وقتها شده که صبح که بیدار شدم دقیق حس میکنم که تا صبح میونه خواب و بیداری همش داشتم عبارات تاکیدی ها رو تکرار میکردم خیلی ذوق میکنم و به خودم آفرین میگم. و یه کار خیلی جالب دیگ که خیلی بهم انرژی میده استاد توی فایل هدف گزاری توی فایل دو گفتن که هدف بگزارین و در موردش با خودتون حرف بزنین من این کار را میکینم انقدر بهم حس فوق العاده ای میده که انگار تو اون موقعیت قرار دارم و با ذوق از خدا سپاسگزاری میکنم .درمورد هدف هام با خود حرف میزنم و راه میرم تو خونه خیابون اتوبوس ماشین یاشگاه هر جا یه دفعه به خودم میام میبینم 3 ساعت که بیرون بودم تو هدف هام قرق شدم و فقط دارم در موردشون حرف میزنم و سپاسگزاریم میکنم . خوب میدونم با این کارم دارم اصله فرکانسی رو کم میکنم و امیدوارم که خیلی زود بهشون برسم.

    اول از خدای مهربونم سپاسگزارم که من را به مسیری هدایت کرد که به حقیقت برسم

    دوم از استاد عزیز سپاسگزارم که داسته هاشون و آگاهیهاشون رو با ما به اشتراک میگزارن

    سوم از شما خانواده سمسم سپساگزارم که هستین و انرژیتون انقدر مثبت و عالی هست که میام تو سایت دلم نمیخواد برم بیرو

    از خدای مهربون بهترین ها رو برای همگیون خواستارم

    به امید موفقیت و ایمان هرچه قوی تر به خدای یکتا و قوانین هستی

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    حوا شاکر گفته:
    مدت عضویت: 2880 روز

    ببخشیدبخاطراینکه چندتاکامنت قبلی قبل ازفرستادن پاک شدن فکرکردم چون طولانیه. برای همین کامنت قبلی روکوتاه کردم غافل ازاینکه مطلب اصلی فراموش شده.

    من وقتی شرایطی ناخواسته برام پیش میاد اول ازتکنیک شمارش اعدادتا ده به صورت معکوس استفاده میکنم وچندنفس عمیق میکشم ویا کمی قدم میزنم وبه لحظات شاد گذشته ومسافرتهای عالی که باخانواده ام داشتم روتوی ذهنم مرور میکنم تا احساس خوبی پیداکنم .بعدکه ارام شدم اون مشکل رواونقدر کوچیک میکنم توی ذهنم وبهش میگم من خدای دارم که عاشق منه وهمیشه پشتیبان منه ومنو به راه های درست هدایت میکنه.بعدباخودم فکرمیکنم که اگر این مشکل برای یکی دیگه پیش میومد من بهش چه راهکاری رو میدادم واین طوری ایده ها به ذهنم میرسه ومشکل رومدیریت میکنم .امیدوارم راهکارمن موثرباشه براتون دوستان قدرتمندم.همیشه شادوسعادتمندوثروتمندباشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  10. -
    ساناز رفیع گفته:
    مدت عضویت: 4071 روز

    دوستان عزیز در نهایت میخواهم تجربه بزرگ خود را از تغییر باورها ، کنترل ورودیهای ذهن و تغییر مسیر زندگیم برایتان بگویم.

    پس از چندین سال که با استاد و این مطالب آشنا شدم و کار کردن روی باورها و افکارم کار همیشگی من شده بود و هست تغییرات بزرگی در زندگیم اتفاق افتاد که ان هم بر اثر چیزهایی بود خود خلق کرده بودم و همه چیز زندگیم تغییر کرد و به مسیر و جایی هدایت شدم که میخواستم .

    ودیگر اینکه بارها اتفاق افتاده در شرایطی قرار گرفتم که دیگری در ان شرایط در سختی به سر میبرد و اذیت میشد اما من در همان شرایط از همه چیز لذت میبردم و تنها به زیباییها توجه میکردم و با خود میگفتم حیف نیست این زیباییها را با این افکار بیخود از دست بدهم حتی گاهی اوقات باعث تعجب بعضییها میشد و حتی فکر می کردند حتما من دیوانه شده ام .

    دوستان عزیز بیشتر اوقات احساس بسیار خوب و لذتبخشی خصوصا به طبیعت دارم و خدا را سپاسگزارم چون عاشق طبیعت بودم و نقاشی و بیشتر نقاشیهایم از طبیعت است به جایی از دنیا هدایت شدم که اطرافم پر از طبیعت بکر پروردگار است و هر لحظه لذت میبرم و خداوند را شکر می گویم .

    باورتان نمیشود حتی اگر گل یا درختی را هر روز هم ببینم انگار اولین بار است و واقعا لذت میبرم .

    درختی در نزدیک خانه مان بود که هر روز از جلوی آن عبور میکردیم و در بهار بسیار زیبا و پر از شکوفه شده بود یک روز که با ماشین رد میشدیم با هیجانی به همسرم گفتم : “ وای این درخت چقدر زیباست”

    واو با تعجب و البته کمی عصبانیت جواب داد: “

    میدونی این چندمین باره که رد میشیم و هر دفعه تو اینو میگی “

    اون موقع فکر کردم که راست میگه اما برایم تکراری نشده.

    واینها همه اذت زندگی هستند .

    از استاد عزیز سپاسگزارم و خدارا شکر می گویم و از جهان هستی میخواهم یاریمان کند به مسیری که بیشتر و بیشتر قوانین انرا درک کنیم و از زندگیمان لذت ببریم.

    آمین

    از دوستانی که مطلبم را میخوانند بسیار سپاسگزارم . شاد، ثروتمند، سلامت و موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای: