این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://elmeservat.com/fa/wp-content/uploads/2018/01/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-01-23 10:37:532024-02-28 11:44:40پس کِی به خواسته ام می رسم؟!
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مدت زیادیست که با فایلهای موفقیت درگیرهستم وروی خودم تست کردم به این نتیجه رسیدم هرزمان وهر چقدر روی خودمان کارکنیم به همان اندازه نتیجه میگیریم به نظر من قدرتمند ترین روش توکل به خداوایمان داشتن به توانایهای خودمان شناسایی راههای تغییر باورهاوجایگزین کردن باورهای قدرتمندوگوش کردن فایلهای استاد صحبت کردن با خودمان در جهت اهداف سوال کردن از خودمان ایجاد انگیزه دوری ازمنفی بافی وگوش کردن به ان حذف تلویزیون وکانالهای غیر مفیدو مشخص کردن راه ورودی به ذهن از طریق یکی ازحس های ششگانه تاثیر گذار ساختن ارتباط برقرارکردن ومصاحبه باثروتمندان اقدام کردن وپا روی ترسها گذاشتن وبروز کردن اطلاعات وارامش داشتن وخیلی از راههای دیگر میباشد.
من اولین کاری که کردم که فوقالعاده تاثیر گذار بود ماهواره و تلویزیون را حذف کردم وبا تمام وجودم متعهد شدم که باید زندگیم رو زیبا کنم وبه تمام خواسته هام برسم و اگاهانه رو باورهام کار کردم که فوقالعاده تاثیر گذار بود
دومین کاری که بینهایت تاثیر گذار بود که تونستم ورودیهام رو کنترل کنم از قدرت کلامم استفاده کردم مداوم در مورد خواسته هام صحبت کردم باخدای مهربانم باخودم و دیگران در مورد خواسته هام صحبت میکردم ناخوداگاه احساسم فوق العاده عالی میشد ونتایج خیلی عالی در زندگیم رخ میداد که غیر منتظره بودبرام وخدا را سپاسگزارم که منو بااستاد عباس منش اشنا کرد و زندگی من با انجام تمرین های استاد ÷متحول شد
تجربه خود رو در رابطه با کنترل ورودی های ذهن به شرح ذیل تقدیم میکنم امیدوارم مورد استفاده دوستان بر اساس شرایط زندگی عزیزان قرار بگیره.
پس از گوش کردن فایل های استاد و انجام تمرینات بررسی کردم ومتوجه شدم بینهایت راه و روش برای کنترل ورودی های ذهن وجود داره و میشه برای خودمون خلاقیت نشون داد و روش ایجاد کرد.بسته به موقعیت کاری و زندگیمون.
بعضی از دوستان عزیز اشاره فرمودند دوری از دوستان منفی نگر و نا امید کننده.القای اینکه شر وجود ندارد و همه چیز در نهایت و ذاتا خوب است.بودن و ماندن در احساس خوب.تهیه لیستی از نعمت هایی که خداوند به ما داده است و سپاسگزاری از خداوند.گوش کردن به فایل های صوتی استاد و وویس های خودمون هنگام خواب.و …..
با توجه به اینکه در طول روز افکار بسیار زیادی از منفی و مثبت به ذهن ما ورود میکنند .هدف ما کنترل و گذاشتن فیلتر روی مغزمون هست تا از ورود افکار منفی به مغزمون جلوگیری کنه. هر کدوم از تمرینها و تکنیک های مورد اشاره فوق میتونه بنا به شرایط زندگی هر کدوم از دوستان درصد بالا یا درصد کمی نتیجه مطلوب برای کنترل ورودی های ذهن داشته باشه.
تجربه شخصی بنده که واقعا شگفت انگیز بود و باورش برام بسیار حیرت انگیز بود تکنیک و تمرین کلمه و بیان بود .مثلا به قول استاد بیان این جمله بی نهایت نعمت برای من وجود دارد.بازم تاکید میکنم بیان جمله تاکیدی مورد نظرخودتون حتی اگه شده با تکون خوردن لبها
.به صورتی عجیب دیدم بعد گذشت مثلا یک ساعت ذهن نمیزاره و یا اینکه قادر نیست همزمان وقتی جمله رو تکرار میکنم به فکر منفی توجه کنه.به زبان ساده تر مثلا هنگام پیاده روی یا کار دیگه، وقتی داریم جمله رو تکرار میکنیم انگار مغز و ذهن انسان برا خودش حریم مشخص میکنه و تاوقتی داری تکرار میکنی اجازه ورود افکار منفی رو نمیده. و یک مورد دیگه که باعث شده ذهنم قوی بشه در برابر افکار منفی و باعث تربیت ذهن جهت مقاوم شدن در مورد افکار منفی شدهر 3 ساعت یک بار سابقه ذهن خودم رو چک میکنم که چقدر افکارم مثبت بوده و آیا افکار منفی هم وجود داشته یا نه .با هر بار تحلیل سابقه ذهن و فکرام و توجه به اون ،تکرار ورود اون افکار کمتر شده و حتی وقتی نا خودآگاه فکر منفی به سراغ مغز میاد
خودش به ذهن خودآگاه آلارم میده، داری به مورد منفی فکر میکنی ،و میتونی جلوشو خودت بگیری یا به اصطلاح افسار ذهنت دست خودت میاد.بازم میگم این روش برای من باشرایط زندگیم بسیار بسیار باعث شده مغزم و افکارم رو کنترل کنم و هنوز جای کار روی این تمرین وجود داره.دوستان عزیز هم میتونن این روشو بکار ببندند اگه دیدند براشون بیشتر جواب میده روش کار کنند و پرورشش بدن.در نهایت تشکر میکنم ازخدای مهربان، استاد عزیز و دوستان گرامی که اینجا رو گروهی زیبا ساختند.
ما باید خودمون لایق بهترینها بدونیم و باور داشته باشیم که هر چیزی که میخایم به راحتی میتونم با استفاده از قانون جذب بدست بیاریم و در نظرمون عادی جلوه کنه اونوقت به راحتی آب خوردن برامون مهیا میشه ?
به نظرم رسیدن به خواسته ها با نتایج و احساس خوب همراه است .
من خودم چند روز پیش برای رسیدن به یکی از اهدافم نتیجه کوچکی دیدم و وقتی به آن رسیدم به خودم گفتم که حتما به ان هدف می رسم چرا که ذهنم آن را باور پذیر می دانست که حالا که از این کار به درامد هر چند کم رسیدم می توانم درآمد های بیشتر هم کسب کنم .
به نظرم نتایج کوچک در اوایل یا اواسط کار خیلی مشوق خوبی است چرا که به مانشان می دهد در مسیر درست هستیم . وقتی یک نتیجه هر چند کوچک ببینیم باور رسیدن به خواستههای بزرگتر ممکن تر می شود.
به نظر من خواست ما هم جهت با خواست خداوند است . چرا که وقتی می خواهیم در جهت قوانین هستیم و با باور صحیح و احساس خوب ذهنمان را به سمت هدف می کشانیم . خداوند هم جدا از قوانینش نیست . پس خواست ما همان معادل با خواست خداوند می شود.
وقتی من با قوانین جهان هستی آشنا شدم تو حالتی بین شک و یقین بودم با انرژی های منفی که لحظه ای رهام نمیکردن اما تو همون حالت که برام مثل یه شوک بزرگ یا خلسه بود سعی کردم امتحانش کنم منم جزو کسایی بودم که ورودی های مغزم,باور هام راجب خودم باورهای چندان جالبی نبود در واقع خودمو قبول نداشتم اما یک کاری روی من خیلی تاثیر میذاشت مثلا این باور رو داشتم که نمیتونم تو مسایلم راه حل خوبی پیدا کنم یعنی ذهنم نمیکشه ذهنم محدوده حتما باید یکی بهم بگه که چکار کنم میرفتم جلوی ایینه به مردمک چشمم خیره میشدم و با صدای محکم و مطمین به خودم میگفتم تو توی مسایل بهترین راه حل به ذهنت میرسه ملیکا!اینو با چنان اطمینانی میگفتم که حس میکردم مثل یه مسیج رفت تو ایباکس مغزم سیو شد تاثیرش روی من فوق العاده بود اینم بگم که تو اون حالت این ملیکایی که الان میدیدم رو توده از داده های گذشته میدیدم و اون کسی که بهم میگفت بهترین راه حل به ذهنت میرسه خود واقعیم بود انگار به خودم یادآوری میکردم که چه کسی هستم این رو روی همه داده ها انجام میدادم حتی خصلت های فوق العاده ای که اون موقع باور نداشتم داشته باشم اما چون ملاکم این بود که من مخلوق خداوندم و کامل خلق شدم و از روح او در من دمیده شده اون خصلت هارو با اطمینان به خودم نسبت میدادم تا کم کم دیدم اون خصلت هارو دارم واقعا و دیگر عشق از هرچیزی که خوشم میومد یا بدم میومد بهش میگفتم دوست دارم بعدا صادقانه بگم حتی اگه بعد یه مدتی دوسشم نداشتم دیگه بدمم نمیومد اذیتم نمیکرد?
باید نسبت به باورهاى منفى و غلط به دو روش عمل کنیم که ورودى باورهامون درست و مثبت و آنچه باشد که ما را در هر چه بهتر رسیدن به خواستهایمان یارو کند و آن دو مورد یک اینکه خودمون رو از ورودى هاى بد و منفى دور کنیم و دو اینکه ورودى هاى منفى و بد رو از خودمون دور کنیم من باور دارم به این روش به باور خوب و عالى میرسیم
سلام خدمت استادبزرگوارعباس منش وسلام به تمام دوستان عزیزی که جز خانواده استادعباس منش هستند من تازه عضو این خانواده بزرگ شدم امیدوارم که با تعغیر باورهام وراهنماهیهای استادبزرگواروامیدبه خدای ارحم الراحمین به تمام نداشته هایم که بهشون حتی فکرنیکردم برسم ممنون ازهمگی وارزوی یبهترینها برای همه
به نام انکه خالق تمام زیبایی هاست
با عرض ادب واحترام خدمت همه دوستان واستاد عزیز
مدت زیادیست که با فایلهای موفقیت درگیرهستم وروی خودم تست کردم به این نتیجه رسیدم هرزمان وهر چقدر روی خودمان کارکنیم به همان اندازه نتیجه میگیریم به نظر من قدرتمند ترین روش توکل به خداوایمان داشتن به توانایهای خودمان شناسایی راههای تغییر باورهاوجایگزین کردن باورهای قدرتمندوگوش کردن فایلهای استاد صحبت کردن با خودمان در جهت اهداف سوال کردن از خودمان ایجاد انگیزه دوری ازمنفی بافی وگوش کردن به ان حذف تلویزیون وکانالهای غیر مفیدو مشخص کردن راه ورودی به ذهن از طریق یکی ازحس های ششگانه تاثیر گذار ساختن ارتباط برقرارکردن ومصاحبه باثروتمندان اقدام کردن وپا روی ترسها گذاشتن وبروز کردن اطلاعات وارامش داشتن وخیلی از راههای دیگر میباشد.
با سلام خدمت همه ی دوستان و استاد عزیزم
من اولین کاری که کردم که فوقالعاده تاثیر گذار بود ماهواره و تلویزیون را حذف کردم وبا تمام وجودم متعهد شدم که باید زندگیم رو زیبا کنم وبه تمام خواسته هام برسم و اگاهانه رو باورهام کار کردم که فوقالعاده تاثیر گذار بود
دومین کاری که بینهایت تاثیر گذار بود که تونستم ورودیهام رو کنترل کنم از قدرت کلامم استفاده کردم مداوم در مورد خواسته هام صحبت کردم باخدای مهربانم باخودم و دیگران در مورد خواسته هام صحبت میکردم ناخوداگاه احساسم فوق العاده عالی میشد ونتایج خیلی عالی در زندگیم رخ میداد که غیر منتظره بودبرام وخدا را سپاسگزارم که منو بااستاد عباس منش اشنا کرد و زندگی من با انجام تمرین های استاد ÷متحول شد
به نام خدا.سلام دوستان عزیز
تجربه خود رو در رابطه با کنترل ورودی های ذهن به شرح ذیل تقدیم میکنم امیدوارم مورد استفاده دوستان بر اساس شرایط زندگی عزیزان قرار بگیره.
پس از گوش کردن فایل های استاد و انجام تمرینات بررسی کردم ومتوجه شدم بینهایت راه و روش برای کنترل ورودی های ذهن وجود داره و میشه برای خودمون خلاقیت نشون داد و روش ایجاد کرد.بسته به موقعیت کاری و زندگیمون.
بعضی از دوستان عزیز اشاره فرمودند دوری از دوستان منفی نگر و نا امید کننده.القای اینکه شر وجود ندارد و همه چیز در نهایت و ذاتا خوب است.بودن و ماندن در احساس خوب.تهیه لیستی از نعمت هایی که خداوند به ما داده است و سپاسگزاری از خداوند.گوش کردن به فایل های صوتی استاد و وویس های خودمون هنگام خواب.و …..
با توجه به اینکه در طول روز افکار بسیار زیادی از منفی و مثبت به ذهن ما ورود میکنند .هدف ما کنترل و گذاشتن فیلتر روی مغزمون هست تا از ورود افکار منفی به مغزمون جلوگیری کنه. هر کدوم از تمرینها و تکنیک های مورد اشاره فوق میتونه بنا به شرایط زندگی هر کدوم از دوستان درصد بالا یا درصد کمی نتیجه مطلوب برای کنترل ورودی های ذهن داشته باشه.
تجربه شخصی بنده که واقعا شگفت انگیز بود و باورش برام بسیار حیرت انگیز بود تکنیک و تمرین کلمه و بیان بود .مثلا به قول استاد بیان این جمله بی نهایت نعمت برای من وجود دارد.بازم تاکید میکنم بیان جمله تاکیدی مورد نظرخودتون حتی اگه شده با تکون خوردن لبها
.به صورتی عجیب دیدم بعد گذشت مثلا یک ساعت ذهن نمیزاره و یا اینکه قادر نیست همزمان وقتی جمله رو تکرار میکنم به فکر منفی توجه کنه.به زبان ساده تر مثلا هنگام پیاده روی یا کار دیگه، وقتی داریم جمله رو تکرار میکنیم انگار مغز و ذهن انسان برا خودش حریم مشخص میکنه و تاوقتی داری تکرار میکنی اجازه ورود افکار منفی رو نمیده. و یک مورد دیگه که باعث شده ذهنم قوی بشه در برابر افکار منفی و باعث تربیت ذهن جهت مقاوم شدن در مورد افکار منفی شدهر 3 ساعت یک بار سابقه ذهن خودم رو چک میکنم که چقدر افکارم مثبت بوده و آیا افکار منفی هم وجود داشته یا نه .با هر بار تحلیل سابقه ذهن و فکرام و توجه به اون ،تکرار ورود اون افکار کمتر شده و حتی وقتی نا خودآگاه فکر منفی به سراغ مغز میاد
خودش به ذهن خودآگاه آلارم میده، داری به مورد منفی فکر میکنی ،و میتونی جلوشو خودت بگیری یا به اصطلاح افسار ذهنت دست خودت میاد.بازم میگم این روش برای من باشرایط زندگیم بسیار بسیار باعث شده مغزم و افکارم رو کنترل کنم و هنوز جای کار روی این تمرین وجود داره.دوستان عزیز هم میتونن این روشو بکار ببندند اگه دیدند براشون بیشتر جواب میده روش کار کنند و پرورشش بدن.در نهایت تشکر میکنم ازخدای مهربان، استاد عزیز و دوستان گرامی که اینجا رو گروهی زیبا ساختند.
حس خووووب مساوی با اتفاقات خوووووب
ما باید خودمون لایق بهترینها بدونیم و باور داشته باشیم که هر چیزی که میخایم به راحتی میتونم با استفاده از قانون جذب بدست بیاریم و در نظرمون عادی جلوه کنه اونوقت به راحتی آب خوردن برامون مهیا میشه ?
به نظرم رسیدن به خواسته ها با نتایج و احساس خوب همراه است .
من خودم چند روز پیش برای رسیدن به یکی از اهدافم نتیجه کوچکی دیدم و وقتی به آن رسیدم به خودم گفتم که حتما به ان هدف می رسم چرا که ذهنم آن را باور پذیر می دانست که حالا که از این کار به درامد هر چند کم رسیدم می توانم درآمد های بیشتر هم کسب کنم .
به نظرم نتایج کوچک در اوایل یا اواسط کار خیلی مشوق خوبی است چرا که به مانشان می دهد در مسیر درست هستیم . وقتی یک نتیجه هر چند کوچک ببینیم باور رسیدن به خواستههای بزرگتر ممکن تر می شود.
به نظر من خواست ما هم جهت با خواست خداوند است . چرا که وقتی می خواهیم در جهت قوانین هستیم و با باور صحیح و احساس خوب ذهنمان را به سمت هدف می کشانیم . خداوند هم جدا از قوانینش نیست . پس خواست ما همان معادل با خواست خداوند می شود.
با سلام
وقتی من با قوانین جهان هستی آشنا شدم تو حالتی بین شک و یقین بودم با انرژی های منفی که لحظه ای رهام نمیکردن اما تو همون حالت که برام مثل یه شوک بزرگ یا خلسه بود سعی کردم امتحانش کنم منم جزو کسایی بودم که ورودی های مغزم,باور هام راجب خودم باورهای چندان جالبی نبود در واقع خودمو قبول نداشتم اما یک کاری روی من خیلی تاثیر میذاشت مثلا این باور رو داشتم که نمیتونم تو مسایلم راه حل خوبی پیدا کنم یعنی ذهنم نمیکشه ذهنم محدوده حتما باید یکی بهم بگه که چکار کنم میرفتم جلوی ایینه به مردمک چشمم خیره میشدم و با صدای محکم و مطمین به خودم میگفتم تو توی مسایل بهترین راه حل به ذهنت میرسه ملیکا!اینو با چنان اطمینانی میگفتم که حس میکردم مثل یه مسیج رفت تو ایباکس مغزم سیو شد تاثیرش روی من فوق العاده بود اینم بگم که تو اون حالت این ملیکایی که الان میدیدم رو توده از داده های گذشته میدیدم و اون کسی که بهم میگفت بهترین راه حل به ذهنت میرسه خود واقعیم بود انگار به خودم یادآوری میکردم که چه کسی هستم این رو روی همه داده ها انجام میدادم حتی خصلت های فوق العاده ای که اون موقع باور نداشتم داشته باشم اما چون ملاکم این بود که من مخلوق خداوندم و کامل خلق شدم و از روح او در من دمیده شده اون خصلت هارو با اطمینان به خودم نسبت میدادم تا کم کم دیدم اون خصلت هارو دارم واقعا و دیگر عشق از هرچیزی که خوشم میومد یا بدم میومد بهش میگفتم دوست دارم بعدا صادقانه بگم حتی اگه بعد یه مدتی دوسشم نداشتم دیگه بدمم نمیومد اذیتم نمیکرد?
شاکر شکر خدا هستم
باید نسبت به باورهاى منفى و غلط به دو روش عمل کنیم که ورودى باورهامون درست و مثبت و آنچه باشد که ما را در هر چه بهتر رسیدن به خواستهایمان یارو کند و آن دو مورد یک اینکه خودمون رو از ورودى هاى بد و منفى دور کنیم و دو اینکه ورودى هاى منفى و بد رو از خودمون دور کنیم من باور دارم به این روش به باور خوب و عالى میرسیم
سلام خدمت استادبزرگوارعباس منش وسلام به تمام دوستان عزیزی که جز خانواده استادعباس منش هستند من تازه عضو این خانواده بزرگ شدم امیدوارم که با تعغیر باورهام وراهنماهیهای استادبزرگواروامیدبه خدای ارحم الراحمین به تمام نداشته هایم که بهشون حتی فکرنیکردم برسم ممنون ازهمگی وارزوی یبهترینها برای همه
سلام خدمت دوستان عزیز و استاد ارجمندم
با گوش دادن به این فایل، باعث شد تا من دوباره، قوانین رو توی ذهنم مرور کنم و اتفاقا، به حال و هوای بهتری برسم، طبق قانون احساس خوب=اتفاقات خوب