اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از روزی که عضو سایت شدم یه نکته ذهنمو مشغول کرد که اگه دوستان به اون نکته ساده توجه کنن حتما میتونه معیاری دم دستی از میزان اعتماد به نفسشون باشه. خیلی از دوستان تصویری از خودشون در تنظیمات پروفایلشون نگذاشتند که به نظرم همین موضوع نشانه اعتماد به نفس پایین و ترس از قضاوت بازدیدکنندگان هستش. ممنون از همگی
من هر روز که دارم مجددا فایل ها را گوش می کنم . باز هم متناسب با روحیه و درخواست آن روزم از آنها نتیجه می گیرم . به خاطر همین است که فکر می کنم این راهنمایی از جانب خداست .که دقیقا می داند هر روزی چه موضوعی باید به من یادآوری شود.
سلام خدمت استاد عزیز من فایلهایی رایگان شمارا گوش دادم بعد علاقهمند شدم که با یکی از محصولات شروع کنم که همان روانشناسی ثروت 1 را انتخاب کردم از اونجایکه من سوئدزندگی میکنم نتوانستم خرید اینترنتی داشته باشم لطف کنید و راهنماییم کنید برآیی خرید .
استاد خیلی خیلی ممنونم که شما با تمام مطالبی که در این فایل ها میگید ما را اگاه میکنید حرف های شما باعث ارامش روح و روان من میشه
و در واقع درک کردم که ما هر اتفاقی که برایمان به وجود میاریم به واسطه اون چیز های است که ما ارسال میکنید و خوب و یا بد را دریافت میکنید در صورتی چیز های خوب دریافت میکنیم که فرکانس و باور مثبت درستی داشته باشیم و در صورتی چیز های بدی را دریافت میکنیم که باور ها و افکار بدی را به جهان میفرستیم
آیه های که از قران برای ما بیان میکنید خیلی خیلی به دیدگاه ما نسبت به رب و ربوبیت عوض میکنه باعث میشه که خدارا به شکل دیگری باور کنیم به شکلی که به ما ارامش ویده به ما قدرت این را میده که به هرچیزی که بخواهیم برسیم
و از شرک حرف زدید : خیلی برایم جالبه که در این سال ها افرادی را دیدم که از امام رضا طلب آمرزش طلب شفا میکنند از درفی احترام آن ها به جای خود ولی ما خدا را داریم قدرتی که از امامان هم مقامشش بالا تر است چرا که قدرت مطلق در دستان خداوند است و من باید فقط و فقط خدارا ببینم و او درخواست کنم
در مورد غیبت : من در قدیم خیلی خیلی میدیدم پشت سر من و پدرم غیبت میکردم و یه جسی به من میگفت که ساکت باش این بهتره و یا بهتره بگم همان ضرب المثل قدیمی است که میگه جواب ابلهان خاموشیست الان که بهش فکر میکنم میگم خدایا سپاس که در ان زمان به من الهام کردی و الان وضع پدرم خیلی خیلی بهتره و دیدم پدرم په پیشرفتی کرد درر این مورد
جوابی که من به سوال اول استاد میدهم این است که بله تمام اون کار های که به سوال قسمت اول بود را انجام میدهم و خودم را فردی با ارزش و با اعتماد به نفس میدانم و نحوه عمل کردن به آن موضوع را هنوز و هنوز دارم بر رویش تمرین میکنم چرا که گاهی اوقات میبینم دوست دارم کسی را قانع کنم نسبت به کاری من میخواهم انجام دهم و… سوالی که شما پرسیدید این بود که چکار کنیم که بیشتر شبیه ان فردی شویم که در جواب سوال اول در قسمت اول همین فایل شویم : و یا بهتره بگم که چه کار های را میتوان انجام داد :
کار های چون : لبخند زدن – با قدرت حرف زدن – درست راه رفتنن – با ورزش کردن – با به پایان رساندن کار های که نصفه و نیمه مانده و …
در مود احساس گناه که پاشنه اشیل من بود و هست خیلی تلاش ها کردمم که درستش کنم اما گاهی اوقات خیلی منو ازار میده البته نسبت به قدیم بهتر شده احساس گناه من نسبت به خیلی چیز ها بود یکی ز دلایلش این بود که ممن عاشق خودم نبودمم و خودمو دسوت نداشتم – دلیل دیگرش این بود که هر کاری میکردم برای جلب توجه دیگران بود و دلیل های زیادی که نمیتوانم بگم
سوال این جللسه که خیلی سوال جالبی بود را مرور کردم و در جواب باید گفت :
اگر شخصی احساس گناه داره به کار های که انجام داده در هر ضمینه ای کار ههای که میتواند انجام دهد به ششکر زیر است :
اول از همه بپذیره که انسان اشتباه میکنه و بما با اشتباهاتمان میفهمیم که راه درست چیه ف و خودشو سرزنش نکه چرا که با سرزنش کردن چیزی درست نمیشود که هیچ بلکه کمبود اعتماد به نفس میگیره
آن شخص باید عاشق خودش باشد برای این کار چند وقتی با خودش تنها باشه بره مسافرت بزنه به دل طبیعت و کار های را انجام دهد که به ان احساس خوبی میدهد از قبیل دویدن در طبیعت گوش دادن به اهنگ دلخواه – رقصیدن – تنها بودن با خودای خودش و عشق بازی کردن با خدای خودش و….
در مواقعی که ما احساس گناه داریم احساس منفی هم داریم و میتوان این سوالات را از خود پرسید:
چطور میتوانم احساسمو بهتر کنم ؟
-چطور میتوانم به این موضوع ثابت از یک دیدگاه دیگه نگاه کنم ؟
-چطور میتوانم به این موضوع از یک زاویه دیگه نگاه کنم که حالم بهتر بشه ؟
-در این موقعیت میخواهم چه احساسی داشته باشم ؟
-چطور می تواانم احساس خوبی داشته باشم ؟
-چگونه میتوانم احساس خوبی را در خودم ایجااد کنم ؟
-ادامه دادن این احساس منفی چه بلای سر من میاره ؟
-چگونه میتوانم احساسمو یک درجه بهتر کنم ؟
-این اتفاق بد چه پیامی برای من داره ؟
-آیا این موضوع 5 سال دیگه هیچ اهمیتی داره ؟ ( سوال بسیار قدرتمند )
فکر و یا دیدگاه برمیگرده به همان باور های که سال های سال ها با ان زندگی میکرده ما باید اول از همه نمیتوانید کسی را تغییر ددهم مگر خودش بخواهد البته در اون زمان دیگه جهان به او کمک خواهد کرد و نیازی به کمک ما ندارد
میتوانید اول از همه باور های غلط ان را پیدا کنیم و جایگزین کنیم ولی طبق گفته های شما این خیلی وقت گیره و ما باید یک باور جدیدی را بسازیم و ان ها را اینقدر تکرار کند تا در ضمیر نااخداگاهش جای گیرد
عواملی چون مذهب خانواده و … تاثییر خیلی زیادی بر ذهن افراد میگزاره از جمله من که هنوز که هنوز است دارم در اعماق ضمییر ناخوداگاهم حسش میکنم و با تمرین امیدوارم این مشکل حل شود
استاد عزیز من باید این متن ها را سال های قبل مینوشتم وبی به خاطر یکسری مسائل نتوانستم که این کار را انجام دهم بلکه این بیست روز تعطیلی باعث شد که من دست از هر کاری بکشم و شروع کنم به گوش دادن دباره تمام فایل های شما و ممحصولاتی که تهیه کردم تا تمرکزم و نکته های جدید تری را یاد بگیرم و نکته های قدیمی برای من بازگو شوند
فایل اول اعتماد به نفس چیست ؟
من در گذشته طبق گفته های شما جا های بسیار زیادی تحقیر شدم جا های که به شدت اعتماد به نفسم رو کم کرده بود ، جا های که شاید من یک اشتباهی از دید پدرم نه از دید خودم مرتکب شدم و پدرم منو تنبیح کرد جلوی انبوهی از جمعیت و من در اون لحظه خیلی احساس بدی داشتم البته اینن موضوع مال چندین سال پیشه ف از این که روز اول مدرسه و ساعت اول معلم ریاضی با اخلاقی بد بیاد سر کلاس و اسمتو صدا بزنه و نتونی کی مسئله را حل کنی و فقط به خاطر این که اهل افغانستان بودم منو با چک و سیلی روانه دفتر کرد و… خیلی مثال های دیگری که بعد از تفکر یادم امد اما من میدانم خود اون افرادی که این کار ها را انجام دادند خلاء درونی داشتند و دلشون از جای دیگه پر بوده و من ان هارا میبخشم من ان ها را می بخشم من آن ها را می بخشم.
طبق گفته های شما من انسان درون گرای شدم و هر کاری که میکردم چه خوب و چه بد فقط دلیلش همین بود کم حرف بودم در مجلس ها نمیتوانستم حرفم را بیان کنم و اگرم حرف میزدم منو به تمسخر میگرفتن به خاطر سن کمم و…. و اینا واسم عقده شده بود و به روش های مختلفی خالی میکردمشون ولی نه به صورت سیگار و مشروبات الکلی …
البته یک نکته ای که باید گفته بشه اینکه در قدیم پدر مادرمان و یا نزدیکانممان ما را تحقیر میکردن الان اونا نیستن بلکه خود ما هستیم که این کار را انجام میدهد خودمون خوب بلدیم یه جورایی از بچگی برنامه ریزی شدیم برای اینکارو… ( البته من الان نسبت به خیلی خیلی قبل تر بهتر شدم )
یادمه سال دوم دبستان بودمم یه خانوم معلم داشتیم ( 12 سال پیش ) بعد این معلم از اونجای که من افغانی بودم کلا از ممن بدش میامد به هر چیزی که فکر کنین در من گیر میداد از این که چرا دستامو حنا کردم از این که چرا ادکلن تلخ زدم سر لاس و همیشه منو میبورد پا تخته و به بچه ها میگفت بخندید به این بد بخد و در حالتی که من پا مرغی واستاده بودم همه به من میخندیدن منم خیلی خجالت میکشیدم و اون شلنگش همیشه جای ضربش توی سرم بود البته فکر کنم چند باری اون خانومو دیدم بهش خندیدم و گفتم خانم اجازه پا مرغی واستم اون موقع هیجده سالم بود و خیلی خندید و رفت ( امیدوارم هر جای هست موفق باشی :D (
از اونجای که استاد در مورد تیپ و لباس گفتنند ون تا چند وقت پیش اینجوری بودم هی میگفتم مردم چی میکگن من اینجور لباسی را بپوشم در حالتی که اون لباخیلی به من احساس خوببی میداد ولی به خاطر حرف مردم نمیکردم ولی الان هر کاری که دارم انجام میدم اون کاری هست که به من احساس خوبی میده و به حرف مردم هیچ کاری ندارم و لباس پوشیدن هام و تیپ زدن هام برای خودمه نع برای مردم
در گذشته خیلی هم دسوت داشتم خودم را ثابت کنم به هرکسی که میگفت تو نمیتوانی این کار را انجام دهی و خودش باعث میشود خیلی مشکلات برای من پیش ایدو…
به یک نکته ای که الان رسیدم این است که همیشه یک جمله ای را به من زیاد میگفتند وقت های که من ککار اشتباهی را انجام میدادم به من میگفتند :
دیوانه برو بچه فلانی رو نگاه کن ( این جمله از صد تا شلاق برای من درد آور تر بود ) و به من احساس پوچی میداد و تا هفته ها نمیتوانستم از شر این افکار خلاص شوم ولی همیشه یک سوال برایم بود : آیا کسی هست که به ساده ترین شکل به من اعتماد به نفس و عزت نفس را به من یاد دهد ؟ آیا روشی دیگر برای زندگی کردن ممن وجود داره ؟ ایا این جهان توسط کی اداره میشه و چجوری ؟ تمام این سوالات توسط شخص خود استاد به من پاسخ داده شود درر محصولاتی که من تهیه کردم و خدا را سپاس میگویم که من را در این مسیر قرار داد
جواب سوال : ( جوابی که ممن میدهم طبق تجربیات خودم از گوشدادن به محصولات است )
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که خیلی راحت نه میشنوه و خیلی راحت نه میگه.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که همیشه لبخند بر لبانش جاری است
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که با قدرت حرفشو میزنه در جای و نگران نظر دیگران نبیست
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که شرک نمی ورزه و خدای خودش را میپرسته
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که برای جلب ترحم دیگران کاری را انجام نمیدهد که احساس گناو و یا قربانی شدن را به طرف بدهد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که میتواند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که برای این که خودش را صابت کند دیگری را تخریب نمیکند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که به حرف های دیگران هیچ اهمیتی نمیدهد
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از خود انتقاد نمیکنند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که احساس تنهای نمیکند و عاشق تنهای های خودش هست
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که میتواند تعریف را بپذیرد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست کهاحساس گناه و شرمندگی ندارد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که نسبت به قدرت و توانایی های خودش شک و تردید ندارد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از موقعیت های جدید نمیترسد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از شکست نمیترسد ( اصلا شکست وجود نداره همش تجربه است)
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از موفقیت نمیترسند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران نمیکنند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که میتوانند عقایدشان را بیان کنند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که کار هاشو پشت گوش نمینداره
من با خلاء های درونی اون اشخاص کاملا با نظرت موافقم و خوشحالم که انقدر ضمیر زیبایی داری که بخشش رو نثار اون اشخاص میکنی.جاداره به نمایندگی از جامعه ایرانی ازت عذرخواهی کنم و قبول دارم در زمان گذشته تبعیض بین کودکان ایران و افغان واقعا وجود داشت.ان شالله به آرزوهات برسی و موفق باشی
سلام آقای عباس منش واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم همیشه از این که دیگران به خاطر یک اشتباه کوچک چقدر سر کوفت به من میزدنن واقعا اعصابم خورد میشد تا زمانی که فایل های اعتماد به نفس چیست رو دانلود کردم و شما توی این فایل گفتید این افراد چون اینگونه با هاشون رفتار شده با دیگران اینگونه رفتار میکنند واقعا منو متحول کرد هر گاه موفق نمیشدم خیلی خودمواذیت میکردم اما شما توی این فایل گفتی که هر کاری که انجام بدی به نفع دنیاست حتی اگه موفق نشی باز دنیا رو جلو انداختی بیشتر و بیشتر به فایل های شما گوش میدم و ایمان دارم که زندگی منو متحول میکند با سپاس………
بنده بعد از گوش دادن به فایل صوتی شما مخصوصا قسمت سوم متوجه مسائلی شدم که بهتر دیدم با تحقیق رو موضوعات شما در قرآن و دیگر منابع به آن ها پاسخ دقیق تری بدهم.
شما در ابتدا فرمودید در مورد کسی که در مراسم ختم عزیز خود گریه می کند و با دیدن فرد دیگر نیز دوباره گریه می کند به این دلیل که (البته بعد از مدتی فکر کردن) باید خود را ناراحت نشان بدهد باید گفت به نظر من آن طوری که شما گفتید نیست؛ چون در اغلب موارد مثلا فرد با دیدن عزیز دیگری ممکن است یاد خاطرهای بیافتد و یا اینکه رابطه آن فرد با فرد از دسته رفته و هزاران دلیل دیگر و نباید به صورت مطلق گفت که فقط این دلیل (دلیل شما)، دلیل این موضوع است (پس بهتر است به یک موضوع از دیدهای مختلف بنگریم).
در قسمت بعدی شما فرمودید وجدان چیزی است که در فرهنگ هر جامعه ای وجود دارد. سوالی از شما:
آیا تمام مواردی که منجر به حالت وجدان درد در ما می شود به همین مواردی که شما گفتید ختم می شود؟؟ راه رفتن روی قبرها و مسائل کوچکی مثل آن. برای ما انسان های بالغ مسائلی باعث عذاب وجدان می شود که در تمام انسان های دنیا باعث ایجاد عذاب وجدان می شود. مثلا برخورد بد با همسر، همکار، همکلاسی، پدر و مادر، رعایت نکردن حقوق دیگران و هزاران موضوع دیگر.
در قسمت بعد شما به بحث حق الناس اشاره کردید.
حق الناس
بارها در قرآن آمده است (اینکه این مطلب به صورت همین کلمه در قرآن نیامده است دلیلی بر اشاره نکردن به آن نیست) به عنوان مثال چون اسم امیرالمومنین علی ع در قرآن نیامده است پس ما نیز نباید این فرد عزیز و کتاب او که از کلام بشر بالاتر و از کلام خالق پایین تر است را قبول نداشته باشیم. اصلا نباید علی را قبول داشته باشیم. پس این دلیل درستی نیست که ما این مسئله بسیار بیسیار و باز هم تاکید می کنم بسیار مهم را نادیده بگیریم که خدا گفته است من از حق خود می گذرم ولی از حق الناس نمی گذرم. مثالی می زنم. خدا فرموده است در جامعه روزه خواری نکنید چرا که من از حق خود می گذرم ولی از اینکه کسی شما را در حال خوردن ببینید و …. بقیه اش را همه ما ها می دانیم. پس به اشتباه نگوید این موضوع به این مهمی در قرآن به آن اشاره نشده است. درقرآن در جاهای مختلف از جمله آیه 282 سوره بقره این موضوع را می بینید (البته مطالب زیاد است که برای زیاد نشدن موضوع امکان نوشتن وجود نداشت).
مطلب بعدی و آخر بنده ظلم است و بحث ظلم به دیگران.
اولا ظلم و یا گناه از دید شما در مورد انبیا الهی، به صورت گناه نبوده است بلکه به صورت ترک اولی بوده است.
در مورد ظلم به دیگران نیز باید بگویم ما انسان ها همه مختاریم و اختیار زندگی خود را دارا می باشیم. شما العان می توانید خود را بکشید و حتی می توانید اسلحه برداری و چند نفر را بکشید. اگر اینطوری نباشید با این موضوع که ما انسان ها مختار هستیم این مسئله کمی گنگ می شود و می فهیم که ما مختار نیسیتم و فقط اختیار زندگی خود را داریم . ما در اجتماع زندگی می کنیم. این درست است که انسان هر کاری انجام میدهد و یا دقیق تر حتی گفته اند اگر در حین راه رفتن، شما ممکن است بیافتید، گفته اند این به علت گناهی است که از شما سر زده. اما به من بگوید شما می توانید مرتب پشت سر همه در صف نان باستید و می توانید با همه دعوا کنید. پس شما می توانید به دیگران ظلم کنید و یا می توانید کسی را رایگان در خودروی خود سوار کنید و یا اینکه با او دعوا کنید و از او پول بگیرید.
در پایان.
ممکن اسات صحبت شما تنها از جهتی بوده باشد که به مسئله اعتماد به نفس برسیم و بدانیم خدای عزیز و پروردگار ما خیلی ما را دوست دارد و به همین راحتی ما جهنم نمیاندازد. درست هم است. اما تفاوت انسان های بزرگ و اولیای خدا را با می دانید چیست. چون آن ها وعید خدا را می بینند و ما وعد خدا را می بینیم. آن ها صفات جلال خدا را می بینند و ما صفات جمال خدا را.
اعتماد به نفس واقعی در توسل به خداست، از روش صحیح با رعایت حقوق دیگران.
سلام به دوستان عزیز و همراهانم در راه موفقیت
از روزی که عضو سایت شدم یه نکته ذهنمو مشغول کرد که اگه دوستان به اون نکته ساده توجه کنن حتما میتونه معیاری دم دستی از میزان اعتماد به نفسشون باشه. خیلی از دوستان تصویری از خودشون در تنظیمات پروفایلشون نگذاشتند که به نظرم همین موضوع نشانه اعتماد به نفس پایین و ترس از قضاوت بازدیدکنندگان هستش. ممنون از همگی
من هر روز که دارم مجددا فایل ها را گوش می کنم . باز هم متناسب با روحیه و درخواست آن روزم از آنها نتیجه می گیرم . به خاطر همین است که فکر می کنم این راهنمایی از جانب خداست .که دقیقا می داند هر روزی چه موضوعی باید به من یادآوری شود.
سلام خدمت استاد عزیز من فایلهایی رایگان شمارا گوش دادم بعد علاقهمند شدم که با یکی از محصولات شروع کنم که همان روانشناسی ثروت 1 را انتخاب کردم از اونجایکه من سوئدزندگی میکنم نتوانستم خرید اینترنتی داشته باشم لطف کنید و راهنماییم کنید برآیی خرید .
دوست عزیز می توانید از لینک بالای سایت ( خرید محصولات برای خارج از ایران) اقدام نمایید
موفق باشید
?? ?? سلام خدمت استاد عزیزم ?? ??
استاد خیلی خیلی ممنونم که شما با تمام مطالبی که در این فایل ها میگید ما را اگاه میکنید حرف های شما باعث ارامش روح و روان من میشه
و در واقع درک کردم که ما هر اتفاقی که برایمان به وجود میاریم به واسطه اون چیز های است که ما ارسال میکنید و خوب و یا بد را دریافت میکنید در صورتی چیز های خوب دریافت میکنیم که فرکانس و باور مثبت درستی داشته باشیم و در صورتی چیز های بدی را دریافت میکنیم که باور ها و افکار بدی را به جهان میفرستیم
آیه های که از قران برای ما بیان میکنید خیلی خیلی به دیدگاه ما نسبت به رب و ربوبیت عوض میکنه باعث میشه که خدارا به شکل دیگری باور کنیم به شکلی که به ما ارامش ویده به ما قدرت این را میده که به هرچیزی که بخواهیم برسیم
و از شرک حرف زدید : خیلی برایم جالبه که در این سال ها افرادی را دیدم که از امام رضا طلب آمرزش طلب شفا میکنند از درفی احترام آن ها به جای خود ولی ما خدا را داریم قدرتی که از امامان هم مقامشش بالا تر است چرا که قدرت مطلق در دستان خداوند است و من باید فقط و فقط خدارا ببینم و او درخواست کنم
در مورد غیبت : من در قدیم خیلی خیلی میدیدم پشت سر من و پدرم غیبت میکردم و یه جسی به من میگفت که ساکت باش این بهتره و یا بهتره بگم همان ضرب المثل قدیمی است که میگه جواب ابلهان خاموشیست الان که بهش فکر میکنم میگم خدایا سپاس که در ان زمان به من الهام کردی و الان وضع پدرم خیلی خیلی بهتره و دیدم پدرم په پیشرفتی کرد درر این مورد
?? امیدوارم موفق باشید ??
?? ?? سلام خدمت استاد عزیزم ?? ??
اعتماد به نفس قسمت دوم
جوابی که من به سوال اول استاد میدهم این است که بله تمام اون کار های که به سوال قسمت اول بود را انجام میدهم و خودم را فردی با ارزش و با اعتماد به نفس میدانم و نحوه عمل کردن به آن موضوع را هنوز و هنوز دارم بر رویش تمرین میکنم چرا که گاهی اوقات میبینم دوست دارم کسی را قانع کنم نسبت به کاری من میخواهم انجام دهم و… سوالی که شما پرسیدید این بود که چکار کنیم که بیشتر شبیه ان فردی شویم که در جواب سوال اول در قسمت اول همین فایل شویم : و یا بهتره بگم که چه کار های را میتوان انجام داد :
کار های چون : لبخند زدن – با قدرت حرف زدن – درست راه رفتنن – با ورزش کردن – با به پایان رساندن کار های که نصفه و نیمه مانده و …
در مود احساس گناه که پاشنه اشیل من بود و هست خیلی تلاش ها کردمم که درستش کنم اما گاهی اوقات خیلی منو ازار میده البته نسبت به قدیم بهتر شده احساس گناه من نسبت به خیلی چیز ها بود یکی ز دلایلش این بود که ممن عاشق خودم نبودمم و خودمو دسوت نداشتم – دلیل دیگرش این بود که هر کاری میکردم برای جلب توجه دیگران بود و دلیل های زیادی که نمیتوانم بگم
سوال این جللسه که خیلی سوال جالبی بود را مرور کردم و در جواب باید گفت :
اگر شخصی احساس گناه داره به کار های که انجام داده در هر ضمینه ای کار ههای که میتواند انجام دهد به ششکر زیر است :
اول از همه بپذیره که انسان اشتباه میکنه و بما با اشتباهاتمان میفهمیم که راه درست چیه ف و خودشو سرزنش نکه چرا که با سرزنش کردن چیزی درست نمیشود که هیچ بلکه کمبود اعتماد به نفس میگیره
آن شخص باید عاشق خودش باشد برای این کار چند وقتی با خودش تنها باشه بره مسافرت بزنه به دل طبیعت و کار های را انجام دهد که به ان احساس خوبی میدهد از قبیل دویدن در طبیعت گوش دادن به اهنگ دلخواه – رقصیدن – تنها بودن با خودای خودش و عشق بازی کردن با خدای خودش و….
در مواقعی که ما احساس گناه داریم احساس منفی هم داریم و میتوان این سوالات را از خود پرسید:
چطور میتوانم احساسمو بهتر کنم ؟
-چطور میتوانم به این موضوع ثابت از یک دیدگاه دیگه نگاه کنم ؟
-چطور میتوانم به این موضوع از یک زاویه دیگه نگاه کنم که حالم بهتر بشه ؟
-در این موقعیت میخواهم چه احساسی داشته باشم ؟
-چطور می تواانم احساس خوبی داشته باشم ؟
-چگونه میتوانم احساس خوبی را در خودم ایجااد کنم ؟
-ادامه دادن این احساس منفی چه بلای سر من میاره ؟
-چگونه میتوانم احساسمو یک درجه بهتر کنم ؟
-این اتفاق بد چه پیامی برای من داره ؟
-آیا این موضوع 5 سال دیگه هیچ اهمیتی داره ؟ ( سوال بسیار قدرتمند )
فکر و یا دیدگاه برمیگرده به همان باور های که سال های سال ها با ان زندگی میکرده ما باید اول از همه نمیتوانید کسی را تغییر ددهم مگر خودش بخواهد البته در اون زمان دیگه جهان به او کمک خواهد کرد و نیازی به کمک ما ندارد
میتوانید اول از همه باور های غلط ان را پیدا کنیم و جایگزین کنیم ولی طبق گفته های شما این خیلی وقت گیره و ما باید یک باور جدیدی را بسازیم و ان ها را اینقدر تکرار کند تا در ضمیر نااخداگاهش جای گیرد
عواملی چون مذهب خانواده و … تاثییر خیلی زیادی بر ذهن افراد میگزاره از جمله من که هنوز که هنوز است دارم در اعماق ضمییر ناخوداگاهم حسش میکنم و با تمرین امیدوارم این مشکل حل شود
?? امیدوارم موفق باشید ??
?? ?? سلام خدمت استاد عزیزم ?? ??
استاد عزیز من باید این متن ها را سال های قبل مینوشتم وبی به خاطر یکسری مسائل نتوانستم که این کار را انجام دهم بلکه این بیست روز تعطیلی باعث شد که من دست از هر کاری بکشم و شروع کنم به گوش دادن دباره تمام فایل های شما و ممحصولاتی که تهیه کردم تا تمرکزم و نکته های جدید تری را یاد بگیرم و نکته های قدیمی برای من بازگو شوند
فایل اول اعتماد به نفس چیست ؟
من در گذشته طبق گفته های شما جا های بسیار زیادی تحقیر شدم جا های که به شدت اعتماد به نفسم رو کم کرده بود ، جا های که شاید من یک اشتباهی از دید پدرم نه از دید خودم مرتکب شدم و پدرم منو تنبیح کرد جلوی انبوهی از جمعیت و من در اون لحظه خیلی احساس بدی داشتم البته اینن موضوع مال چندین سال پیشه ف از این که روز اول مدرسه و ساعت اول معلم ریاضی با اخلاقی بد بیاد سر کلاس و اسمتو صدا بزنه و نتونی کی مسئله را حل کنی و فقط به خاطر این که اهل افغانستان بودم منو با چک و سیلی روانه دفتر کرد و… خیلی مثال های دیگری که بعد از تفکر یادم امد اما من میدانم خود اون افرادی که این کار ها را انجام دادند خلاء درونی داشتند و دلشون از جای دیگه پر بوده و من ان هارا میبخشم من ان ها را می بخشم من آن ها را می بخشم.
طبق گفته های شما من انسان درون گرای شدم و هر کاری که میکردم چه خوب و چه بد فقط دلیلش همین بود کم حرف بودم در مجلس ها نمیتوانستم حرفم را بیان کنم و اگرم حرف میزدم منو به تمسخر میگرفتن به خاطر سن کمم و…. و اینا واسم عقده شده بود و به روش های مختلفی خالی میکردمشون ولی نه به صورت سیگار و مشروبات الکلی …
البته یک نکته ای که باید گفته بشه اینکه در قدیم پدر مادرمان و یا نزدیکانممان ما را تحقیر میکردن الان اونا نیستن بلکه خود ما هستیم که این کار را انجام میدهد خودمون خوب بلدیم یه جورایی از بچگی برنامه ریزی شدیم برای اینکارو… ( البته من الان نسبت به خیلی خیلی قبل تر بهتر شدم )
یادمه سال دوم دبستان بودمم یه خانوم معلم داشتیم ( 12 سال پیش ) بعد این معلم از اونجای که من افغانی بودم کلا از ممن بدش میامد به هر چیزی که فکر کنین در من گیر میداد از این که چرا دستامو حنا کردم از این که چرا ادکلن تلخ زدم سر لاس و همیشه منو میبورد پا تخته و به بچه ها میگفت بخندید به این بد بخد و در حالتی که من پا مرغی واستاده بودم همه به من میخندیدن منم خیلی خجالت میکشیدم و اون شلنگش همیشه جای ضربش توی سرم بود البته فکر کنم چند باری اون خانومو دیدم بهش خندیدم و گفتم خانم اجازه پا مرغی واستم اون موقع هیجده سالم بود و خیلی خندید و رفت ( امیدوارم هر جای هست موفق باشی :D (
از اونجای که استاد در مورد تیپ و لباس گفتنند ون تا چند وقت پیش اینجوری بودم هی میگفتم مردم چی میکگن من اینجور لباسی را بپوشم در حالتی که اون لباخیلی به من احساس خوببی میداد ولی به خاطر حرف مردم نمیکردم ولی الان هر کاری که دارم انجام میدم اون کاری هست که به من احساس خوبی میده و به حرف مردم هیچ کاری ندارم و لباس پوشیدن هام و تیپ زدن هام برای خودمه نع برای مردم
در گذشته خیلی هم دسوت داشتم خودم را ثابت کنم به هرکسی که میگفت تو نمیتوانی این کار را انجام دهی و خودش باعث میشود خیلی مشکلات برای من پیش ایدو…
به یک نکته ای که الان رسیدم این است که همیشه یک جمله ای را به من زیاد میگفتند وقت های که من ککار اشتباهی را انجام میدادم به من میگفتند :
دیوانه برو بچه فلانی رو نگاه کن ( این جمله از صد تا شلاق برای من درد آور تر بود ) و به من احساس پوچی میداد و تا هفته ها نمیتوانستم از شر این افکار خلاص شوم ولی همیشه یک سوال برایم بود : آیا کسی هست که به ساده ترین شکل به من اعتماد به نفس و عزت نفس را به من یاد دهد ؟ آیا روشی دیگر برای زندگی کردن ممن وجود داره ؟ ایا این جهان توسط کی اداره میشه و چجوری ؟ تمام این سوالات توسط شخص خود استاد به من پاسخ داده شود درر محصولاتی که من تهیه کردم و خدا را سپاس میگویم که من را در این مسیر قرار داد
جواب سوال : ( جوابی که ممن میدهم طبق تجربیات خودم از گوشدادن به محصولات است )
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که خیلی راحت نه میشنوه و خیلی راحت نه میگه.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که همیشه لبخند بر لبانش جاری است
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که با قدرت حرفشو میزنه در جای و نگران نظر دیگران نبیست
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که شرک نمی ورزه و خدای خودش را میپرسته
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که برای جلب ترحم دیگران کاری را انجام نمیدهد که احساس گناو و یا قربانی شدن را به طرف بدهد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که میتواند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که برای این که خودش را صابت کند دیگری را تخریب نمیکند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که به حرف های دیگران هیچ اهمیتی نمیدهد
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از خود انتقاد نمیکنند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که احساس تنهای نمیکند و عاشق تنهای های خودش هست
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که میتواند تعریف را بپذیرد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست کهاحساس گناه و شرمندگی ندارد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که نسبت به قدرت و توانایی های خودش شک و تردید ندارد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از موقعیت های جدید نمیترسد.
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از شکست نمیترسد ( اصلا شکست وجود نداره همش تجربه است)
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که از موفقیت نمیترسند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران نمیکنند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که میتوانند عقایدشان را بیان کنند
به نظر من یک فرد با اعتماد به نفس کسی هست که کار هاشو پشت گوش نمینداره
و……
?? امیدوارم موفق باشید ??
مهدی عزیز سلام
من با خلاء های درونی اون اشخاص کاملا با نظرت موافقم و خوشحالم که انقدر ضمیر زیبایی داری که بخشش رو نثار اون اشخاص میکنی.جاداره به نمایندگی از جامعه ایرانی ازت عذرخواهی کنم و قبول دارم در زمان گذشته تبعیض بین کودکان ایران و افغان واقعا وجود داشت.ان شالله به آرزوهات برسی و موفق باشی
سلام
اینجا بندرعباسه استاد؟
سلام آقای عباس منش واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم همیشه از این که دیگران به خاطر یک اشتباه کوچک چقدر سر کوفت به من میزدنن واقعا اعصابم خورد میشد تا زمانی که فایل های اعتماد به نفس چیست رو دانلود کردم و شما توی این فایل گفتید این افراد چون اینگونه با هاشون رفتار شده با دیگران اینگونه رفتار میکنند واقعا منو متحول کرد هر گاه موفق نمیشدم خیلی خودمواذیت میکردم اما شما توی این فایل گفتی که هر کاری که انجام بدی به نفع دنیاست حتی اگه موفق نشی باز دنیا رو جلو انداختی بیشتر و بیشتر به فایل های شما گوش میدم و ایمان دارم که زندگی منو متحول میکند با سپاس………
سلام باعرض ادب.
من درمورد اعتمادبنفس یک
1.ظاهرخوب بی عیب
2.خوش تیپ بودن
3.صدای رسا داشتن
4.کارهایش بدون عیب و نقص
5.وضع مالی خوب
با سلام.
بنده بعد از گوش دادن به فایل صوتی شما مخصوصا قسمت سوم متوجه مسائلی شدم که بهتر دیدم با تحقیق رو موضوعات شما در قرآن و دیگر منابع به آن ها پاسخ دقیق تری بدهم.
شما در ابتدا فرمودید در مورد کسی که در مراسم ختم عزیز خود گریه می کند و با دیدن فرد دیگر نیز دوباره گریه می کند به این دلیل که (البته بعد از مدتی فکر کردن) باید خود را ناراحت نشان بدهد باید گفت به نظر من آن طوری که شما گفتید نیست؛ چون در اغلب موارد مثلا فرد با دیدن عزیز دیگری ممکن است یاد خاطرهای بیافتد و یا اینکه رابطه آن فرد با فرد از دسته رفته و هزاران دلیل دیگر و نباید به صورت مطلق گفت که فقط این دلیل (دلیل شما)، دلیل این موضوع است (پس بهتر است به یک موضوع از دیدهای مختلف بنگریم).
در قسمت بعدی شما فرمودید وجدان چیزی است که در فرهنگ هر جامعه ای وجود دارد. سوالی از شما:
آیا تمام مواردی که منجر به حالت وجدان درد در ما می شود به همین مواردی که شما گفتید ختم می شود؟؟ راه رفتن روی قبرها و مسائل کوچکی مثل آن. برای ما انسان های بالغ مسائلی باعث عذاب وجدان می شود که در تمام انسان های دنیا باعث ایجاد عذاب وجدان می شود. مثلا برخورد بد با همسر، همکار، همکلاسی، پدر و مادر، رعایت نکردن حقوق دیگران و هزاران موضوع دیگر.
در قسمت بعد شما به بحث حق الناس اشاره کردید.
حق الناس
بارها در قرآن آمده است (اینکه این مطلب به صورت همین کلمه در قرآن نیامده است دلیلی بر اشاره نکردن به آن نیست) به عنوان مثال چون اسم امیرالمومنین علی ع در قرآن نیامده است پس ما نیز نباید این فرد عزیز و کتاب او که از کلام بشر بالاتر و از کلام خالق پایین تر است را قبول نداشته باشیم. اصلا نباید علی را قبول داشته باشیم. پس این دلیل درستی نیست که ما این مسئله بسیار بیسیار و باز هم تاکید می کنم بسیار مهم را نادیده بگیریم که خدا گفته است من از حق خود می گذرم ولی از حق الناس نمی گذرم. مثالی می زنم. خدا فرموده است در جامعه روزه خواری نکنید چرا که من از حق خود می گذرم ولی از اینکه کسی شما را در حال خوردن ببینید و …. بقیه اش را همه ما ها می دانیم. پس به اشتباه نگوید این موضوع به این مهمی در قرآن به آن اشاره نشده است. درقرآن در جاهای مختلف از جمله آیه 282 سوره بقره این موضوع را می بینید (البته مطالب زیاد است که برای زیاد نشدن موضوع امکان نوشتن وجود نداشت).
مطلب بعدی و آخر بنده ظلم است و بحث ظلم به دیگران.
اولا ظلم و یا گناه از دید شما در مورد انبیا الهی، به صورت گناه نبوده است بلکه به صورت ترک اولی بوده است.
در مورد ظلم به دیگران نیز باید بگویم ما انسان ها همه مختاریم و اختیار زندگی خود را دارا می باشیم. شما العان می توانید خود را بکشید و حتی می توانید اسلحه برداری و چند نفر را بکشید. اگر اینطوری نباشید با این موضوع که ما انسان ها مختار هستیم این مسئله کمی گنگ می شود و می فهیم که ما مختار نیسیتم و فقط اختیار زندگی خود را داریم . ما در اجتماع زندگی می کنیم. این درست است که انسان هر کاری انجام میدهد و یا دقیق تر حتی گفته اند اگر در حین راه رفتن، شما ممکن است بیافتید، گفته اند این به علت گناهی است که از شما سر زده. اما به من بگوید شما می توانید مرتب پشت سر همه در صف نان باستید و می توانید با همه دعوا کنید. پس شما می توانید به دیگران ظلم کنید و یا می توانید کسی را رایگان در خودروی خود سوار کنید و یا اینکه با او دعوا کنید و از او پول بگیرید.
در پایان.
ممکن اسات صحبت شما تنها از جهتی بوده باشد که به مسئله اعتماد به نفس برسیم و بدانیم خدای عزیز و پروردگار ما خیلی ما را دوست دارد و به همین راحتی ما جهنم نمیاندازد. درست هم است. اما تفاوت انسان های بزرگ و اولیای خدا را با می دانید چیست. چون آن ها وعید خدا را می بینند و ما وعد خدا را می بینیم. آن ها صفات جلال خدا را می بینند و ما صفات جمال خدا را.
اعتماد به نفس واقعی در توسل به خداست، از روش صحیح با رعایت حقوق دیگران.