سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 188

از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.

منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.

سایر قسمت های سریال سفر به دور آمریکا

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

380 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا رحمتی» در این صفحه: 1
  1. -
    زهرا رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 761 روز

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جانم بانوی عشق و سلام به همه ی دوستان همفرکانسی ام

    این قسمت سفرنامه رو میشه تو دسته بندی قسمتهای توحیدی سایت گذاشت انقدر که انرژی و فرکانسش ملکوتیه و بی اختیار منو با خدا وصل کرد یه حس ناب هماهنگی.

    استاد چقدر لذت بردم وقتی ماشین در حال حرکت بود و درون بچه ام دور ماشین میچرخید اون لحظه تو ذهنم گفتم بابا دم استاد گرم انقدر تمرکز بالایی داره که هم حواسش به رانندگی هست هم درون بچه رو کنترل میکنه بعد یادم افتاد که اولا ماشینمون انقدر پیشرفته است که نیازی نیس استاد رانندگی کنه و خودش این قابلیت شاهکارانه رو داره و هم اینکه درون بچه ام خودش یه پا شاهکاره و اونم هوشمنده و خودش استاد و ماشین و دنبال میکنه وااااااااای خداااااا ببین تو این تیکه از فیلم چقدر تو رو میشه دید مگه غیر اینه که هر جا راحتی و لذت و زیبایی باشه توم هستی پس خدا جونم اینجا تو چ خوش درخشیدی اصلا میخاستم بیام تو گوشی و بغلت کنم بهت بگم انصافا خدای زیبایها هستی انصافا خدای راحتی ها هستی انصافا خدای لذت هستی خدایا من امروز تو رو ملاقاتت کردم و فرکانستو احساس کردم قشنگ میشد تو رو دید

    اصلا هر جا که من زیبایی میبینم تو رو میبینم راستی خدا چقدر که تو جاهای زیبایی رو برای ملاقاتت انتخاب کردی … میدونی اینکه تو همه جا هستی رو قبولش دارم ولی اینم قبول دارم که هر جا که زیبایی باشه میشه تو رو دید و الحق که خدای خوش سلیقه ای هستی ببین چ جاهای ادمها تو رو پیدا میکنن تو رو لمس میکنن جاهای نابی مثل این سرزمین سفید پوش یا مثل جنگل سرسبز یا تو دل کوهستان…هرجا که من بیشتر بتو وصل شدم دلیلشو تو مکانها دیدم میدونی برا اینه زندگی کردن تو طببعت و انتخاب کردم چون اونجا بیشتر تو رو میبینمت اونموقع صدات واضح تره اونجا خوب بلدی منو عاشق ترم کنی، رها ترم کنی نسبت به ادمها، اونجا دلبری کردنت منو از خود بیخود میکنه به امید ملاقاتت در یک سرزمین کوهستانی زیبا…

    استاد وقتی از بچه های دوره ی 21روزه گفتین که چ سفرهای رویایی رو تجربه کردین خیلی منو به فکر بردین میخام اینجام باهاتون به اشتراک بزارم به خودم گفتم استاد و اون بچه ها همه تو یه مسیر بودن ولی ببین الان استاد چقدر پیشرفت کرده فقط از لحاظ مسافرت کردن در نظر بگیریم تقریبا میشه گفت کل جهان و تجربه کرده ببین چ زندگی ساخته و هزاران دستاورد دیگه که هممون میدونیم که اینجا دیگه مطرح نمیکنم کامنتم طولانی میشه بعد منکه نمیدونم اون بچه ها الان تو چ مسیری هستن و چ دستاوردهای دارن ولی به گمانم یسریاشون شاید هنوز به دنبال کشف یه سری اطلاعات باشن شایدم یسریا بیخیال شده باشن شایدم یسریها رفتن تو حس گناه که ببین مام اگه از اون روز تا به الان اگه روی خودمون کار کرده بودیم الان حداقل وضعمون این نبود و اوضاع یکم بهتر بود شایدم یسریا موفق شدن من نمیخام اونا رو قضاوت کنم فقط صحبتم تو این مورد شما هستین که انقدر استمرار داشتین تمرین کردین که موفقیتهات بیشماره از همه ازنظر و بخاطر اینه حرف و عملتون یکیه

    میدونی استاد من وقتی این فکرا رو میکردم ذهنم میگفت طبیعیه خو استاد ایشونه و بقیه شاگرد!!!طبیعتا استاد باید خیلی از شاگردها بلدتر باشع و بهتر.‌!!ببین چ باور مخربی تو ذهنم بوده و من خبر نداشتم و اینو طبیعی میدونستم که شما چون استادی بایدم بیشتر از من و بقیه ثروتمند تر شادتر سلامت تر و عالی تر زندگی کنی واااای خدایا تو همین یه باور میشه فهمید که چقدر تو ذهنم خودمو از بقیه کمتر میدونم البته استاد اینم بگم خداروشکر دوره ی فوق العاده ی عزت نفس و دارم و میدونم با انجام دادن تمرینات تو این زمینه شفا پیدا میکنم من هروقت یه باور و از وجودم از بین میبرم میگم تو این مورد من شفا پیدا کردم و شفا یافتن و تو درونمون میدونم و من بزودی از لحاظ خودکم بینی ام شفا پیدا میکنم و از همین الانم بخاطر این موردم ازت ممنونم..

    استاد یه چیزی دیگه ای که دوست دارم بگم اینه وقتی گفتی یبار دیگه اینجا یا تو ایران با بچه ها دور هم جمع میشیم اونموقع پر از حس ترس و افسوس شدم که من لایق اون جمع نیستم چون دستاوردی ندارم که منم باشم(فکر کنم شما یبار گفتی بچه هایی که نتیجه گرفتن و دورهم جمع میکنم) بااینحال با ایمان بهتون میگم من زهرا رحمتی باافتخار تو اون جمع هرروزی که باشه هستم و ذوقشو توی وجودم میکارم و انقدر بهش انرژی میدم که باعث بشه حرکت کنم تا وقتیکه این ذوق ریشه هاش تو وجودم شکل بگیره و اونقدر قوی و محکم تو این مسیر قدم بردارم که ریشه های این تغییرات مثل گلهای وحشی همه ی وجودمو در بربگیره و عطرش همه ی درونمو مست کنه بااینحال الانم کلی تغییر کردم هااا این نیس بگم بدون هیچ دستاوردی ام اما میخام دستاوردام عباسمنشی تر باشه من اگه روزی 4یا5ساعتمو کامل برای دوره ام بزارم اونم جزو دستاوردام بحساب میارم نمیخام اون حس کمالگراییم منو از مسیر دور و ناامید کنه من میبینمتون وقتیکه اولین حرفم این باشه من با خودم و جهان هستی در صلح هستم من عاشق شدم عاشق خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: