این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://elmeservat.com/fa/wp-content/uploads/2014/10/angizeshi-tabestan7.jpg400510گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2014-10-09 06:36:072020-08-29 20:51:27کلیپ انگیزشی شماره ۳ | استاد عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز روز هشتم روزشمار من هست و چقدر جالب! دقیقا برای فایل روز قبل بود که نوشتم من ناامیدم و به این خاطره که جهاد اکبرمو شروع نمیکنم. و دقیقا فایل امروز داره میگه که اینو یک نشونه ی بزرگ برای شروع و تعهد جانانه، در نظر بگیر!:)
مچمو گرفت و گفت حالا چی میگی؟
من یه ترمز بزرگ تو خودم پیدا کردم. وقتی که گفتین باید خودتو هروز تو رویات تصور کنی تا حدی که باور کنی بهش میرسی، من دیدم واقعا حتی سر راه تصور کردنمم یک ترمز بزرگ هست و من حتی زیاد نمیخوام یا میترسم که خودمو توش تصور کنم، چون با خودم میگم اگه خدا نخواد چی! اگه کلا به صلاحم نباشه چی!
باورتون میشه؟
من واقعا زیاد با حس خوب نمتونم خودمو تو ارزوهام تصور کنم چون میگم نکنه اصن خدا برام نخوادش!
نیمدونم چرا ذهنم انقدر دوست داره اینجوری خواسته هامو برداشت کنه و نذاره من کامل رو تحققش فوکس کنم.
نجوا نجوا نجوا.
برای اینم باز خانم شایسته یه چیزی گفت :) گفت این یه نشونه س که نجواهای ذهنتو خاموش کنی و جهادتو بدون بهانه شروع کنی!
من هی میخوام از زیرش در برم هی یهو یه نشونه میاد که بلند شو ببینم!
هی میخوام الکی بگم شاید اصن قسمت نیست که باز یهو مریمشو میفرسته جلو بهش میگه اینارو بگو! :)
حقیقتش من خیلی موقع باورِ نشونه ها و گرفتنشون، خنگم. باید خیلییی واضح بهم نشونه بده تا مطمئن بشم.
مثلا همینا هم، میگم نکنه دارم همه رو از پیش خودم تفسیر میکنم و هیچکدوم نشونه نیست و فلان و اینا.. حتی اینجا که خانوم شایسته و استاد هر دو دارند داد میزنند که این فایل نشونه ست! باز یه چیزی توم میگه نههههه این برا تو نیست ولش کن.
متاسفانه پر از شک و دودلی و ابهامم.
احتمالا اینم باز حقه ی ذهنم و نجواهای نفسمه تا نذاره من توکل کنم و هدایت بشم..
اره فکر کنم همینه..!
من زیادی فکر میکنم و مشکل همینه.
خودمو رها نمیکنم و در آغوش خدا نمیندازم.
چه جالب.. نمیدونستم انقدر ترس دارم و دو دلم! فکر میکردم خیلی رها و متوکّلم!
فکر میکنم از بزرگ ترین موانع ذهینم رو پیدا کردم!
چقدر این جمله روم تاثیر گذاشت: خودت هم میدونی اگر تا الان با ایمان حرکت میکردی، خیلی از چیزها رو بدست میآوردی!
شاید واقعا علت نتایج کم من همین بوده! ایمان
من خیلی فکر میکردم با ایمانم، اما فکر کنم نه. اونقدر که باید با ایمان نبودم!
اونجا که گفتید: چندتا دلیل برای رسیدن به اهدافت پیدا کن و براشون حرکت کن. فکر کردم و دیدم این خواسته ی من اصلا دلایل غیر خدایی یا بدی نداره که مثلا خدا نخواد من بهش برسم یا به صلاحم نباشه! اتفاقا رسیدن بهش همش خیره! کلی من رو رشد میده و عزت نفس و اقتدارم رو بالاتر میبره! پس این واقعا یک ترمز و نجواعه نه حقیقت! فقط یک نجواعه که منو دور کنه!
خدایا چقدر من برای رسیدن به خواسته هام ترمز دارم. ترمزای واقعا بیخود! بی دلیل! بی منطق!
الکی الکی جلوی تحقق زندگی مورد علاقه م رو گرفتم.. کاشکی خدا بیشتر کمکم کنه. فائق اومدن بهشون واقعا برام سخته..
همین الان نشستم و تک تک خوبی های رسیدن به خواسته مو نوشتم. واقعا یکی از یکی بهتر و مفیدتره..
خدایا فقط خودمم که جلو تحققشو گرفتم. فقط خودم! دیدم اکثر زنجیرهایی که به پاهام بسته شده رو همه رو خودم بسته م و کلیدشونم دست خودمه! دیدم همه چی فقط تو ذهن منه و از بیرون کسی کاری به کارم نداره!!
فقط منم! فقط من!!!
من اگه ترمز هامو بردارم، زنجیرهامو پاره کنم بعد میتونم شروع کنم به دویدن! دویدن و با سرعت رفتن به سمت خواسته هام!!
تنها کسی که باید براش توضیح بدم، خودمم! تنها کسی که باید تلاش کنم رویاهامو باور کنه، خودمم! تنها کسی که جلومو گرفته، خودمم! تنها کسی که باید قانعش کنم، خودمم!
فقط من!
فقط من!
“اگر از وضعیتت راضی نیستی، یادت باشه این موضوع ربطی به خانواده و دولت و شهر و رئیس و کارمندت نداره، این فقط به خاطر خودته.”
واقعا یه مدته خدا خیلییی سریع هدایتم میکنه. خیلی سریع جواب سوال ها و دغدغه هام رو میده. خیلی خیلی خوشحالم ازین بابت! احساس میکنم خیلی بهش نزدیک تر شدم و رابطه م خیلی باهاش صمیمی تر شده.
الان بهم الهام شد که مهترین کاری که برای تحقق این خواسته م باید بکنم، ایجاد احساس لیاقته!
یه چیزی بهم میگه اگر این مانع رو برداری خیلی راحت تر به خواسته ت میرسی و برات محقق میشه!
فکر میکنم مشکل بزرگو پیدا کردم.
باور احساس عدم لیاقته که منو ناامید میکنه، احساس عدم لیاقته که الکی میگه شاید اصن به صلاحت نباشه الکی خیال پردازی نکن، عدم لیاقته که خدایی نکرده اگه جلوشو نگیرم جلوی تحقق خواسته م رو کامل میگیره.
تا بعدشم الکی بخوام بگم اره شاید اصن به صلاحم نبود!
در صورتی که اگه خدا میتونس فریاد بزنه احتمالا میگف: بووووود! به خدا بوووود. فقط خودت فکر میکردی لایقش نیستی.. و قانون هم اطاعت کرد.. باورتو بهت برگردوند..
واقعا منطقی که بهش نگاه میکنم هیچ دلیلی نداره خواسته ی من، خیر نباشه.
میلیون ها آدمم بهش رسیدن و دارن باهاش زندگی میکنند و همه چی ام عالیه! حالا یهو برا من حرام باشه؟!
خدایا بی نهایت شکرت میکنم که این خواسته رو تو دل من گذاشتی. چقدر تو مسیر رسیدن بهش دارم رشد میکنم. چقدر دارم خودم رو ارتقا میدم. خدایا بی نهایت شکرت.
خدایا.. به خودت پناه میبرم از شر تمام نجواهای باز دارنده.
به خودت پناه میبرم از شر باورهای نادرست و محدود کننده.
به خودت پناه میبرم و فقط از خودت یاری میجویم.
منو حفظ کن.
خوشبختی رو برام باور پذیر کن. بهم نشون بده که من لایق خوشبختی و سعادت و وفور نعمتم. کمکم کن باورش کنم و خودم رو قربانی و معمولی ندونم.
خدایا ممنونم که بهم نشون دادی که ایرادم کجاست. ممنونم که ترمزامو بهم نشون دادی. خدایا از در و دیوار نشونه میدی و با زبان همه کس و همه چیز بهم کمک میکنی که به خواسته م برسم، فقط کمکم کن منم از پس خودم بربیام و ناامیدت نکنم. کمکم کن قسمت خودمو بتونم کامل و عالی انجام بدم.. کمکم کن که اگر نکنی خیلی برای من سخته.
من این فایلو هشت ژانویه گوش دادم و کامنت اماده کردم اما الان منتشرش میکنم.
تو این سه روز این کارا رو هم انجام دادم
امروز برای این فایل سنگ تمام گذاشتم. چندین بار این فایلو گوش دادم. دانلودش کردم و میخام هر روز صبح که از خواب بیدار میشم گوش بدم بهش تا به قول استاد جملاتش جزئی از باور و رفتارم شود.
من هدفهای زیادی تو ذهن و تو دفترم دارم که منتظرن بهشون عمل کنم هدفهای کوچیک و بزرگ.
و میخام یه لیست و دسته بندی ازشون درست کنم بعد موانع رسیدن بهشون رو از درونم بیرون بکشم و از سر راهم بردارم. بعد دلایل مهمی برای رسیدن به این اهداف پیدا کنم، چون بقول استاد با این دلایل انرژی بیشتری به رسیدنشون دارم. و قدم بعدی اینکه در هر لحظه با کنترل توجهم، با یافتن کوچکترین نکات مثبت و کمترین تواناییهایم، احساس خوبی در خودم ایجاد کنم و از آن نردبانی برای ترقی بسازم. و قدم پایانی تجسم مداوم خودم در آیندهای که به اهدافم رسیدم
1-ارتباط برقرار کردن با آدمها به زبان فرانسه
2- بلند و رسا و با اعتماد بنفس حرف بزنم. من صدای خیلی خاصی دارم. اما خیلی نادیده گرفتمش. و معمولا با صدای خفه و گرفته و خیلی آروم حرف میزنم و مردم همیشه میگن چی؟ و من مجبور میشم تکرار کنم. که این تکرار کردنو دوست ندارم. یا اصلا نمیشنوند چی گفتم و منم بهم برمیخوره که فلانی محلم نذاشت یا چقد مغروره فلانی و یا خودمو سرزنش میکنم که چرا بلندتر حرف نزدم. اگه روی صدام کار کنم و صدامو قویتر کنم، هم انرژی کمتری موقع حرف زدن صرف میکنم هم با اعتمادبه نفس دیده میشم و هم بار اول همه میشنون چی گفتم. همم خجالتی دیده نمیشم.
3- من به خودم برچسب درونگرایی زدم. میخوام خودمو از درونگرایی نجات بدم و با آدما تعامل کنم و دوستای خوبی برا خودم پیدا کنم. اگه برونگراتر بشم راحتتر سوال میپرسم راحتتر از اشتباهاتم میگذرم. با کوچکترین چیزی، خجالت زده و شرمنده نمیشم. راحتتر بیرون میرم و همیشه ترجیحم تو خونه موندن نیست.
امروز یه قدم برا این هدفم برداشتم، رفتم شیر خریدم. من از دوران نوجوانی فوبیای رفتن به سوپرمارکت و خرید کردن داشتم. که سالهای اخیر این باگم برطرف شده بود و یکم راحتتر میتونستم برم سوپری. اما همچنان ترجیحم این بود که تاحد ممکن نرم بیرون یا وارد مغازه و هر حریم دیگهای نشم. خلاصه از وقتی مهاجرت کردم دوباره رفتم تو لاک خودم، از آدما میترسم و خجالت میکشم.
دیشب همسرم بهم گفته بود، اگه تونستی برو بیرون شیر بخر. منم هزارتا دلیل داشتم که نرم و نخرم. که وقتی این فایلو چندین بار گوش کردم، به خودم گفتم مگه نمیخای اجتماعی تر باشی پاشو برو شیر رو بخر تمرین کن. نجوا گفت بارون میاد ولش کن، گفت وایسا شوهرت میاد باهم میرین اصلا تو برو تو مغازه اون وایسه بیرون. بهش گفتم سنگم بباره باید برم. پاشدم موهامو شونه کردم. لباس پوشیدم رفتم. امروز یکشنبه است و شهر خلوت میشه معمولا. یه پیرزنی تو ایستگاه اتوبوس منتظر نشسته بود. بهش سلام دادم. اینجا رسمه آدمایی هم که همدیگه رو نمیشناسن اگه تلاقی نگاه داشته باشن سلام میدن بهمدیگه. من معمولا تا حد امکان سعی میکنم مراقب نگاهم باشم که با کسی تلاقی نکنه که مجبور بشم سلام بدم. اما امروز سلام دادم. بعد داشتم تو پیاده رو میفرفتم که دیدم یه ماشینی داره از پارکینگ درمیاد تا بره تو خیابون. من معمولا تو اینجور مواقع میدوم تا یهو رانندهه منتظر من نشه که رد شم و وقتشو نگیرم (ریشه در کمبود عزت نفس دارد). هیچی امروز با خودم گفتم آروم رد میشم، حق تقدم با منه. نجوای ذهنم میگفت به راننده نگا نکن فقط رد شو برو. اما من به راننده نگا کردم و بهش به نشانه تشکر دست بلند کردم (اینم رسمه اینجا).
وارد سوپری شدم. باید بلند سلام میدادم. اما الان یادم افتاد که میتونستم اینم تمرین کنم، (عیب نداره سری قبل وقتی وارد شدم بلند سلام میکنم). رفتم شیر رو از یخچال بردارم. شاگرد سوپری داشت یخچالو مرتب میکرد. بهم سلام داد، ذهنم سریع سرزنشم کرد که دیدی تعامل بلد نیستی؟ چرا تو اول سلام ندادی. اما سعی کردم گوش ندم بهش و خودمو با نوشتههای روی شیر مشغول کردم که نوبتم رسید. به اون اقای پشت دخل، سلام دادم، اما صدام خفه بود طبق معمول ولی شکرخدا شنید و جواب داد. شیرو دادم بعد به فرانسه گفتم فلان چیزم میخام. بازم صدام خفه و گرفته بود. گفت پاردون؟ دوباره تکرار کردم.آورد داد گفت فلان قدر. منم پول خورد داشتم با ارامش شمردم و دادم بهش، معمولا من تو اینجور مواقع عجله میکنم که وقت طرفو نگیرم و الکی دستوپام میلرزه. اونم شمرد و باقی پولمو داد. منم دوباره با آرامش اونچیزی که خریده بودم رو گذاشتم توی کیفم همونجا. ولی بازم عجله کردم و نصف و نیمه گذاشتم. بعد به آقاهه گفتم merci, bonne journée، اونم خیلی مهربون گفت بُن ژوغنی مادام. از مغازه اومدم بیرون. اومدم تو خونه میخاستم این اتفاقا رو بنویسم اینجا، نجوا میگف، این همه کارای بزرگ کردی میخای شیر خریدنتو تعریف کنی، ولش کن برو یه کار بزرگی که قبلا انجام دادی رو بنویس. اما بهش گوش نکردم. با خودم گفتم اون کمال طلبه. همینم کار بزرگه. یادم اومد که پارسال که تازه اومده بودم تو این مملکت، بار اول که تنهایی رفتم بیرون، حس میکردم تموم عالم منو نگاه میکنن، فکر میکردم همه میدونن من خارجیام و اومدم مملکت اونارو اشغال کردم. الانم این تیکه آخری نقطه ضعفه اما درستش میکنم.
4- از شوهرم نترسم و مدام نخواهم طبق خواستهی اون عمل کنم تا رضایتشو جلب کنم.
چرا من میخوام رضایت اونو کسب کنم؟ چون میترسم ازم قهر کنه و من حالم بد بشه. اما تو که هرلحظه با این استرسی که به خودت میدی حالت بد میشه. تو فقط خودتو در نظر بگیر. اگه تو دوست داری دراز بکشی روی تخت و دولینگو بخونی یا توی سایت کامنت بذاری، باید اینکارو بکنی. اون حرفهای احترام به همسر و .. حرف مفته. تو اول باید به خودت احترام بذاری. اونم کمکم یاد میگیره به خواسته تو احترام بذاره.
5- میخام والیبال بازی کنم. من قد بلندی دارم. دوست دارم هیکلم ورزشی باشه . با اینکه وزنم کمه اما احساس سنگینی میکنم. سبک بال نیستم زود خسته میشم. تصمیم گرفتم از جایی که هستم شروع کنم و هر روز 1 ربع ورزش کششی انجام میدم و یکمم پیاده روی میکنم.
بقیشم باید کامل کنم اما فعلا همینو اینجا ثبت میکنم
باید اونقدر خودمون رو زمانی که به خواسته هامون و اهدافمون رسیدیم ببینیم تو ذهنمون که باور کنیم که میشه
خواسته هایی واضح و مشخص و دقیق
باید سعی کنیم نقطه ی پایان رو ببینیم و انقدر تکرار کنیم که حس کنیم داریمشون…
برای رسیدن به خواسته ها باید بزرگ فکر کرد اما کوچیک شروع کرد، یعنی قدم های کوچیک اما متوالی و مستمر برداشت در مسیرش…
تنها کسی که میتونه بما کمک کنه خودمون هستیم، و تنها دشمنی هم که وجود داره خودمونیم…
منتظر کسی یا چیزی نباشیم… فقط باید تمرکز کنیم روی خودمون، چون همه چی از خودمون شروع میشه
اگه خودمون تغییر کنیم شرایط مهیا میشه، اگه شروع کنیم شرایط مهیا میشه… وقتی قدمی برنداریم هیچ شرایطی جور نمیشه…
هر روز قدم های کوچیک برداریم و ادامه بدیم و اونوقت در بازه بلند مدت خیلی تغییر کردیم و خیلی اراده مون قوی شده…
هرکسی در هر شرایطی هست، با همون شرایط میتونه شروع کنه و به هرجا میخواد برسه… یعنی هرکسی هرچیزی که نیاز هست برای موفقیت رو داره با خودش… این قانون جهانه…بخاطر همین کافی هستیم… با همین ظاهر، با همین خانواده، با همین چیزی که الان هستیم میشه به هرچیزی رسید و نیاز به تغییر عوامل بیرونی نیست…
اگر در شرایطی هستیم که دلخواهمون نیست، تنها دلیلش خودمون هستیم، نه دولت و کشور و سیاست مقصره، نه خانواده و پدر و مادر… تنها دلیلش خودمون هستیم..
گاهی اوقات شرایط سخت میشه، این برای همه هست و برای همه پیش میاد، تضاد و رنج و سختی باعث حرکت انسان میشه، اگه اینا نبودن هیچ حرکتی نمیکردیم… باید از سختی های و رنج ها انرژی بگیریم و توش غرق نشیم و ادامه بدیم به مسیر…
اولین قدم برای تغییر، پذیرفتن تمام مسئولیت زندگیم هست… این اولین و مهمترین قدم برای تغییره… پذیرفتن 100% شرایط زندگیم…هرچیزی در زندگی من هست بخاطر فرکانس های خودمه… تموم شد و رفت
هیچوقت به دنبال کمال و بی نقص بودن نباشیم… فقط هر روز سعی کنیم بهتر از دیروز باشیم… این راه موفقیته… کسی که میخواد بی نقص باشه و کامل باشه خیلی زود شکست میخوره و ناامید میشه… چون همچین چیزی ممکن نیست… اما اگه هر روز بهتر کنیم خودمون رو، اونوقت در زمان طولانی خیلی زیاد پیشرفت میکنیم….
ما یکبار زندگی میکنیم، پس هیچ زمانی رو به بطالت نگذرونیم… و نهایت استفاده رو ببریم از این زندگی.. تا موقع مرگ حسرت نخوریم…
قبل از اینکه درست با قانون آشنا بشیم،دیگران را مسئول زندگی خودمون میدونیم حالا این دیگران میتونه پدر،مادر،همسر،دولت،حکومت،شهر،خدا،معلم و … باشه
تغییر زندگی ابتدا از تغییر فکر و پاک کردن اون از خاطرات گذشته
بخشیدن دیگران
به صلح رسیدن با خود
مثبت اندیش بودن
اعتبار ساختن زندگی را به خود دادن
الان دارم مطالعه میکنم و میبینم تو سایت از کامنت بچه ها،می بینم که اکثر اونها گذشته نه چندان خوبی داشتن و همه اونها به یک تضادی تو زندگیشون برخورد کردن و اون تضاد هم به شدت کوبنده بود و همون شده نعمت براشون برای تغییر زندگی و راه پیشرفتشون
همون آیه ی معروف
اِنَّ مَعَ العُسرِیُسری
همانا با هر سختی،آسانی ایست
یعنی آسونی تو دل مشکلات هست
شعر معروف حضرت مولانا
حق تعالی گر سماوات آفرید
از برای دفع حاجات آفرید
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا کشتیست آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آب از بالا و پست
من خودم همش از خدا شکایت میکردم به خاطر زندگی تلخ و دشوارم
نمی دونستم این زندگی دشوار و سخت را من خودم ساخته و پرداخته کرده بودم برای خودم
همون زندگی نعمتی شد برام که بیام تو این مسیر و خدا را بشناسم
قبلا همش با خدا دعوا داشتیم که چرا منا تو این کشور،این خانواده،این شهر آفریده
اون روزها گذشت،شاید الان باید خیلی ریز بشم تا گذشته را یادم بیاد و به دست فراموشی دادم
الان دارم طعم یک زندگی آرام و لذت بخش را حس میکنم.
سلام به همه. باز هم یک کلیپ فوقالعاده دیگه. توضیحات زیبای این فایل که توسط استاد عباس منش و خانم شایسته داده شده رو اینجا برای خودم مرور میکنم:
– صرف داشتن هدف دنیای پیرامون ما رو زیباتر میکنه. اما زیبایی این مسیر وقتی بیشتر میشه که به دنبال دلایل قاطع و محکمی برای تحقق آن اهداف میگردیم.
– این دلایل شور و اشتیاقی رو با خودشون به همراه میارن که بخشی از توانایی های ما که تا الان ازشون بی خبر بودیم رو آشکار میکنن.
– هر چقدر دلایل بیشتری برای رسیدن به اهدافمون داشته باشیم، انرژی بیشتری برای رسیدن به اونها پیدا میکنیم.
– الان بهترین زمانه تا دلایل خودمون رو برای تحقق اهدافمون پیدا کنیم و از این طریق سرنوشتمون رو رقم بزنیم.
– به اهدافی که باید محقق کنی و قلب رو پر از عشق ساخته فکر کن. به شرایطی که میخوای داشته باشی و وجودت رو سرشار از هیجان ساخته فکر کن. به آدمی که میخوای باشی فکر کن و برای تبدیل شدن به اون آدم هر روز با تعهد قدم بردارد. بدون این تعهد هیچ تغییری رخ نمیده و این تعهد باید غیر قابل مذاکره باشه. یعنی هیچ بهونه ای نتونه او را به تعویق بندازه یا از اهمیتش کم کنه.
– باید از خودمون بپرسیم چقدر از اهدافمون محقق شده؟ آیا این همون زندگی ای هست که میخواستیم؟
– باید یاد بگیریم تو زندگی اهداف و خواسته های واضح و مشخص داشته باشیم.
– باید یاد بگیریم خودمون رو تو آینده یعنی وقتی به خواسته ها و اهدافمون رسیدیم ببینیم و اونقدر این کار رو تکرار کنیم تا باور کنیم که به خواسته هامون میرسیم.
– اصلا مهم نیست اهدافمون چقدر بزرگ هستن. ما برای رسیدن به اونها نیازی به انجام کارهای عجیب و غریب و بزرگ نداریم. کافیه قدمهای کوچیک اما متوالی برداریم. باید بزرگ فکر کنیم اما کوچیک شروع کنیم.
– تنها کسی که میتونه جلوی تو رو بگیره یا بهت کمک کنه خود تو هستی.
– تو همه اون چیزی رو که نیاز داری همین الان داری.
– هیچ وقت منتظر نباش تا همه شرایط مهیا بشه و بعد حرکت کنی چون هیچ وقت این اتفاق نمیفته.
– اگر حرکت کنی همه چیز فراهم میشه و خوب و عالی میشه.
– یادت باشه هیچ کس کامل نیست. تو همین الان هم بهترینی.
– افراد زیادی ایمانشون به خودشون و خدا رو از دست دادن به همین دلیل حرکت نمیکنن.
– محقق نشدن اهداف ما هیچ ارتباطی به خانواده و دوست و دولت و شهر و کشور و رئیس و کارمند نداره.
– اولین قدم برای تغییر پذیرفتن تمام مسئولیت زندگیه.
– اگر حرکت نکنی، ابزاری میشی برای رسیدن دیگران به خواسته هاشون.
– مسائل و تضادها باعث میشن خواسته هامون واضح تر بشن.
– هر روز به دنبال یه چالش جدید باش.
– باید سعی کنیم خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنیم.
– باید هر لحظه با کنترل توجهمون با یافتن حتی کوچکترین نکات مثبت خودمون احساس خوب رو تو خودمون ایجاد کنیم و از اون نردبونی برای ترقی بسازیم.
– نفر آخر بودن، فقیر بودن و بدبخت بودن خیلی راحته. اما تو برای این کار به دنیا نیومدی.
– زندگی ارزش تلاش کردن رو داره. تو فقط یه بار به دنیا میای پس جوری زندگی کن که خدا بهت افتخار کنه و هیچ حسرتی تو زندگی نداشته باشی.
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در فضای این آگاهی ها و صراط مستقیم
به خودم افتخار میکنم که هر چند دست و پا شکسته هر چند جاده خاکی و برگشت دوباره
هر چند با تعهد بیشتر یا با تعهد کمتر
هر چند با حوصله یا بی حوصله
هر چند با حال خوب و حال بد
توی مسیرم و هیچوقت شک نکردم که این مسیر تنها مسیر برای خوشبختی و سعادت در دنیا و اخرته
خداوندا بر وجودم جاری شو تا بنویسم چیزهایی که باید یادآوری بشه
سپاس گزارم ای سریع العجاب
باید از خودمون سوال کنیم که آیا زندگیمون همونیه که میخوایم باشه ؟؟؟
نه همونی نیست که میخوام باشه
گاهی وقتا با تعهد توی مسیرم ،گاهی وقتا تعهدم کمتر میشه ،گاهی وقتا فراموش میکنم قانون رو بعضی جاها ،اما همینجوری که هستم عاشق خودمم و خودمو میپذیرم
تصمیماتی میگیرم که به بعضیاشون عمل میکنم و به بعضیاشون عمل نمیکنم ،اما من خودم رو میپذیرم هر طوری که هستم
در بعضی موارد خوبم ،در بعضی موارد عالیم ،در بعضی موارد افتضاحم ،اما خودم رو میپذیرم
من عاشقه خودمم و بعد هر اشتباه نه تنها خودم رو سرزنش نمیکنم بلکه فریون صدقه خودم میرم و به خودم افتخار میکنم که اشتباه کردم ،چون کسی اشتباه میکنه که از دایره امنش زده باشه بیرون
کسی اشتباه میکنه که جسارت و شجاعت رویارویی با ترسهاش رو داشته باشه
کسی اشتباه میکنه که زده تو دهن شیطان ذهن و حرکت کرده
کسی اشتباه میکنه که یک زندگی سعادتمند میخواد و اینجوری داره درسهاشو میگیره
کسی اشتباه میکنه که جیگرشو داره
و اینا اشتباه نیست ،اینها بخشی از تکامل منه
خیر زندگیم همونی که میخوام نیست
اما میدونی چیه ؟؟؟
با تمام وجودم به خودم افتخار میکنم
چون به گذشتم که برمیگردم میبینم با تمام اون عذاب وجدان ها همیشه تصمیمم رو گرفتم و هزاران اشتباه داشتم
به خودم افتخار میکنم با اینکه با قانون آشنا نبودم و عذاب وجدان داشتم به خاطر اینکه به حرف پدرو مادرم اهمیت نمیدادم برای ایندم و کارم ،اما باز با وجود احساس گناه حرکت کردم و اشتباه کردم ،
من به خودم افتخار میکنم بابت تمام اشتباهاتی که کردم ،
به خودم افتخار میکنم که هر بار از دایره امنم زدم بیرون
به خودم افتخار میکنم که وقتی به گلد کوییست دعوت شدم ،اون حرفای خوب رو راجب خدا پذیرفتم و راجب موفقیت پذیرفتم و حتی بدون آگاهی از قانون بلند پروازی کردم و پاس وایسادم و کلی پول که با جون به لب کردن همه جور کردم و از دست رفت و من با قوانین آشنا شدم و خودم رو هیچوقت سرزنش نکردم
آره من عاشق خودمم ،چون اشتباه کردم
مگه برای کارای خوبی که میکنی باید از خودت تشکر کنی فقط؟؟؟
نه من به خاطر تمام کارهای اشتباه ،به خاطر تمام حرف گوش نکردن ها ،به خاطر تمام اون تصمیم های خودسرانه به خودم افتخار میکنم و از خودم تشکر میکنم که انقد اشتباه کردم ولی حسرتی ندارم که ای کاش فلان مسیرو میرفتم ،نه همه ی مسیرهارو رفتم تا تهش و شورشو در آوردم ،
به خودم افتخار میکنم که به حرف هیچ کسی گوش ندادم و بعد هر اشتباه خدا شاهده یک بار نگفتم که ای کاش به حرف پدرو مادر و فلان و فلان گوش میدادم ،
به خودم افتخار میکنم و عاشقه خودمم چون نخواستم اون ندای درونی رو خفه کنم و معمولی و بی عرضه باشم و فقط روزهامو سپری کنم
به خودم افتخار میکنم و عاشق خودم هستم که به خودم جرات رویا پردازی دادم و نترسیدم
به خودممممممممم افتخار میکنم که اشتباه کردم
من به خاطر فقط کارای خوب نه ،به خاطر تمام اشتباهات احمقانه و واضح و مشخص وعادی و غیرعادی و همه و همه به خودم افتخار میکنم ،
و اما به خودم افتخار میکنم که بعد اشنایی با قوانین سعی کردم روی اصول درست بمونم
به خودم افتخار میکنم که تمام تلاشم رو میکنم که خودم باشم و در مسیر باشم و بهتر وب هتر بشم ،تلاش میکنم
به خودم افتخار میکنم که هیچوقت ،هیچوقت ،هیچوقت ،هیچوقت هیچوقت ،حتی یک بار خودم رو سرزنش نکردم به خاطر کارایی که انجام دادم ،چون کارایی رو انجام دادم که زندگیم رو بهتر کنم ،حتی از راه نادرست ،حتی از راه اشتباه ،حتی ……..
به خودم افتخار میکنم که فعال بودم و مثل مرده ها فاز افسرده نگرفتم و اشتباه حرکت کردم و الآنم راضیم از تمام اون اشتباهات
به خودم بیشتر افتخار میکنم بابت این درک و بلوغ فکری بالا که تمام رفیقایی که عقب بودن و اشتباهات منو نکردن وقانع بودن و همه الان ماشین زیر پاشونه و وضعشون بهتره ،و همیشه با تمام قلبم براشون خوشحالم و آرزوی خوشبختی و ثروت بیشتر دارم براشون
به خودم افتخار میکنم که مقایسه خط قرمز منه و هیچوقت خودم رو مقایسه نکردم
به خودم افتخار میکنم که قانع نبودم و مسیری متفاوت رفتم از تمام دورو بریام و اشتباهاتی رو انجام دادم و شبوروزا و تجربیاتی گذروندم که تا چند ساله آینده برای این جماعت قفله مراحلش ،
به خودم افتخار میکنم بابت تمام حماقت هایی که کردم و الان که یادشون میفتم وحشت میگیره منو ،ولی انجام دادم و باکی ندارم از بیانشون
به خودم افتخار میکنم که هر گذشته ای داشتم بیان میکنم و میپذیرم خودم رو با اشتباهاتم و اونها رو بخشی طلایی از زندگیم میدونم
یکی از رفیقام پارسال گف که رضا توام یخ دوسال پیش ماری و بنگو اینا میزدیا و تو کاره دلار بودی و همه میترسیدن باهات ارتباط بگیرن و اصن معلوم نبود چیکار داری میکنی و مثلا با ترس اینارو گفت بهم و میخواست بگه الان بهتر شدی و فک میکرد من میخوام انکار کنم ،خیلی با عشق چنتام که نمیدونست و گذاشتم اضافه کردم و گفتم این و این و این و اینم بود ،نه برای جلب توجه ،نه برای اینکه بگم من خفنم ،نه برای اینکه بگم من خطرناک بودم و توبه گرگ مرگه ،حواست باشه ،نه
به هیچ عنوان
اضافه کردم و بهش گفتم که به خودم ثابت کنم که قضاوت مردم راجب تو ،حرف و حدیث مردم راجب تو ،و همه و همه هیچ اهمیتی نداره ،
گفتم که به خودم ثابت کنم که با اشتباه و بی اشتباه عاشق خودمم
گفتم که به خودم ثابت کنم که خدا برای من کافیه حتی اگه عالم ذهنیتشون در مورد من منفی بشه و برن ،
گفتم و گفتم وگفتم
نوشتم و نوشتم و نوشتم بی وقفه و بدون فکر و فقط تایپ کردم تا بزنم تو دهن ذهنم و نجواهایی که میخواد بکنه که دیر شد ،سن رف بالا ،کلی اشتباه داشتی ، و….. هزاران مزخرف دیگه
همهی اینارو نوشتم و خداوند کمک کرد
حالا ذهن عزیز ،راحب چی میخوای نجوا کنی
کدوم اشتباه رو میخوای بزنی تو سره من ،وقتی که من با تمام اشتباهاتم خودم رو پذیرفتم و سپاسگزار اشتباهاتی هستم ؟؟؟؟
چجوری میخوای نجوا کنی وقتی که من با تمام نواقصی خودم رو پذیرفتم ؟؟؟؟
چجوری میخوای نجوا کنی وقتی که من هر موقع تصمیم اشتباه میگیرم ،هر موقع به تصمیمم حتی عمل نمیکنم ،باز خودم و دوس دارم و یاد گرفتم که خودم رو سرزنش نکنم ؟؟؟
آفرین به قول قرآن تو به کاره خودت و کسب و کار خودت که نجوا کرده مشغول باش و ما هم مشغولیم
موفق باشی
عاشقتونم که دارید با عشق روی خودتون کار میکنید
عاشقتونم که با تمام نواقصتون خودتون رو میپذیرید و با هر اشتباه هر چند احمقانه ،به جای سرزنش ،قربچن صدقه خودتون میرید و راه رو به روی شیطان ذهن می بندید
عاشقتونم که خودتون رو پذیرفتید و رو به بهبود دارید حرکت میکنید
مرسی که دارید روی خودتون کار میکنید
خدایا شکرت بابت همه چیز و بایت تعهدی که بهش عمل کردم و کمک کردی تا بنویسم
میخواستم هر روز یه فایل از سفرنامه گوش بدم ولی دیروز حسم منو نمیکشید که بخوام این فایلو گوش بدم عوضش فایلای دیگه گوش دادم.
الان ک این فایلو شنیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. دم ظهر یکم به خدا غر غر کردم که چرا خواسته منو نمیدی این همه وقت میزارم کار میکنم تلاش میکنم باور میسازم فایل گوش میدم پس قراره کی این کارا نتیجه بده؟؟؟
بعد که با عزیزدلم صحبت کردیم فهمیدم من اصن رها نیستم درگیر خواستمم و همین نمیزاره تلاشای من نتیجه بده بهم. ما به راحتی تونستیم صاحب خونه شدیم چون فقط این خونه رو یه زمانی تو هدفامون نوشته بودیم بعدش دیگه نه بهش فکر کردیم نه گیر دادیم نه غر زدیم که چرا نمیشه نه حالمون بد بود از نداشتنش… ولی من الان حالم بده از نداشتن خواسته ام واسه همینم خودم یه سد بزرگ درست کردم و اجازه نمیدم اون تلاش ها بتونه نتیجه ای برای من بیاره
خلاصه که هم انگیزه گرفتم برای ادامه دادن مسیرم چون ایمان دارم همین راه منو به هدفام میرسونه هم میخوام دست از سر خواسته ام بردارم انقد درگیرش نباشم و بگذارم خدا خودش انجامش بده بجای اینکه بخوام خودم همه کارارو انجام بدم و خواسته ام رو جور کنم.
خدایا میسپرم به خودت درستش کن هرچی تو زندگیم دارم خودت بخشیدی بهم. از این به بعدشم پای خودته ما که کاره ای نیستیم نوکرتم ?
سلام و درود به شما همراهان عزیز و دوست داشتنی…سپاسگزارم استاد عزیزم…
خداروشکر هدایت شدم به گوش دادن یه سری از فایلهای دانلودی…
اصلا الان که دیدم یادم نمیاد که قبلا اینو دیده باشم یا نه….
واقعا به قول شما استاد عزیزم انسان فراموشکاره….
البته قبلا توی مدار درک این آگاهی ها هم نبودم…خداروشکر میکنم که از اول دارم گوش میدم و تمام تعهدمو جمع کردم که به چیزهایی که درک میکنم عمل کنم…از خدا میخام توی این مسیر بهم کمک کنه و همواره پاهامو قدرتمند تر کنه برای قدم برداشتن در این مسیر لذت و زیبایی و پر از آگاهی…خدایا شکرت
این فایل ۶ دقیقه ایی کلی آگاهی داشت….قانون جهان هستی رو با تمام اصول و قواعدش توی همین چند دقیقه برامون بیان کردی استاد….باید بهش عمیق شد و با دقت و تمرکز گوش داد و فکر کرد….فکر کرد تا به درک رسید….بیایین با هم اصولی که استاد توی این فایل بیان کردن رو بنویسیم….
الهی به امید توووو
نکته اول 🥰🥰
توی همون دو سه جمله اول فایل گفتن باید خودمونو توی آینده ببینیم…وقتی که به خواستمون رسیدیم….اینجا استاد داره تجسم رو میگه….باید موفقیت هامونو …رسیدن به خواسته هامونو تجسم کنیم…تجسمی که با احساس خوب همراه باشه…این نکته مهم تجسمه…یادمون باشه😉😊
نکته دوم🥰🥰🥰
رعایت اصل تکامل
باید بزرگ فکر کنم اما کوچیک شروع کنم….برای رسیدن به اهدافم فقط کافیه قدم های کوچیک و متوالی بردارم….قدم های کوچیک منو به هر خواسته ایی میرسونه…اینها همه جملاتی هستند که نشون میدن با رعایت اصل تکامل میشه به موفقیت رسید…
اینم یادمون باشه قانون تکامل از یه جایی به بعد همراه میشه با قانون تصاعد😉😊😊
نکته سوم🥰🥰🥰
تمرکز بر اصل و دوری از حاشیه
همه چیزایی که من برای رسیدن به اهدافم میخوام همین الان پیشمه….من همه اون چیزی رو که نیاز دارم همین الان دارم …اینها دارن میگن که به خودم تمرکز کنم….و از شرایط بیرون…آدمهای بیرون و کلا از بیرون از خودم اعراض کنم….به قول قرآن فاعرض عنهم…از آنها دوری کن 😉😉😊😊😊
نکته چهارم 🥰🥰🥰
اصل توحید و توکل
اگر تا الان با ایمان حرکت میکردم خیلی چیزها رو بدست می آوردم..چیزهای فوق العاده رو بدست می آوردم اما همش دنبال بهانه و توجیه بودم…اینجا داره اهمیت ایمان و توکل رو نشون میده…ایمانی که منجر به عمل بشه و نه ایمانی که در حد حرف بمونه….به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…😉😉😊😊
نکته پنجم
اهرم رنج و لذت 🥰🥰🥰
اینجا که میگه من وقتی به اهدافم میرسم استعدادهای زیادی درونم شکوفا میشه..قدرتمند تر میشم…قدرتهایی رو در درونم پیدا میکنم که قبلا فکر نمی کردم اونها رو دارم…من با رسیدن به اهدافم شخصیتم تغییر میکنه….عزت نفسم بالاتر میره….اینها همه اهرم هایی هستن که منو به سمت حرکت کردن در مسیر خواسته هام میکشن….😉😉😊😊😊
نکته ششم🥰🥰🥰
اصل هدف گذاری
اینجا که میگه باید یاد بگیریم که حتما توی زندگیمون هدف داشته باشیم…هدف و خواسته هایی واضح و روشن…یا اینجا که میگه برای هدفهاتون دلایلی رو بنویسید…و هر چقدر دلایل بیشتری بنویسید انرژی بیشتری خواهید گذاشت برای رسیدن به اون اهداف…اینها همه نشون دهنده اهمیت هدف داشتن در زندگی….حرکت کردن در مسیر خواسته و هدفه😉😊😊😊
نکته هفتم
اصل کنترل ذهن🥰🥰🥰
بیان این جملات که زخمی بشم اما ناامید نشم…خسته بشم اما گریه نکنم..عصبانی بشم اما توی خشم باقی نمونم..نشون دهنده کنترل ذهنه…باید در تمام مواقع سعی کنیم ذهنمونو کنترل کنیم…از مسائل و مشکلات نمیشه فرار کرد و نمیخواییم که فرار کنیم چون اینها جزئی از زندگی هستن…اما باید اینقدر قوی باشیم که ذهنمون رو کنترل کنیم و در احساس بد نمونیم….به قول استاد بریم سراغ کاری که باعث میشه ذهنمون رو دور کنیم از اون مسئله…مثل…دوش بگیریم…برقصیم..پیاده روی کنیم….و….😉😉😊😊😊
اصل هشتم
خودشناسی و خودباوری🥰🥰🥰
به قول استاد اولین قدم اینه که خودم بپذیرم مسئولیت اتفاقات و شرایط زندگیمو …در واقع این اصل پذیرشه…هیچ کس غیر از خودم مسئول زندگی من نیست….تنها خودم هستم که با باورهام میتونم زندگیمو بسازم….😉😉😊😊😊
اصل نهم
اصل وضوح از طریق تضاد🥰🥰🥰
مسائل و سختی ها جزئی از زندگی هستن…اینها اومدن که منو به خواسته هام برسونن….مسائل اومدن تا من خواسته هامون واضحتر بشناسم…
من از برخورد با مسائل خواسته هامو باید بیرون بکشم….توی این فایل اون جایی که استاد گفتن دلیل برای هدفتون بنویسید…وقتی نوشتم که هدفم آزادی مالی…مکانی و زمانیه..اومدم واسش دلیل نوشتم…دلایل این هدفم رو از دل تضادهایی که بهشون برخورد کرده بودم بیرون کشیدم….ما از برخورد با تضادها خواسته هامونو شفاف تر میتونیم پیدا کنیم…..😉😉😊😊😊
اصل دهم
عزت نفس🥰🥰🥰
اینجا که همین الان هم من خیلی خوبم….
همین الان هم من فوق العادم…..
من همین الانم بهترینم…..
اینها نشون دهنده عزت نفس و خودباوریه….خودمو همیشه دوس داشته باشم….برای خودم ارزش و احترام قائل باشم…..و اینم یادمون باشه که این به معنی بی احترامی به دیگران نیست….باید برای دیگران هم احترام و ارزش قائل بشیم در کنار احترام به خودمون😉😉😊😊
داستان نوشتن کامنتم زیر این فایل چیه ؟ حدود یه ماهه که دارم روی دوره بینظیر قانون سلامتی کار میکنم و یکی از ضعف هایی که باز هم تو دوره منو متوجه خودش کرد و البته خیلی وقت بود متوجهش بودم ولی نمی نشستم بهش فکر کنم و شعفم رو درش پیدا کنم تمرین اهرم رنج و لذت بود ، دو سه روز پیش نشستم کل فایل هایی که درمورد اهرم رنج و لذت داشتم از جمله دوره ثروت ، فایل های هدیه و .. رو گوش دادم و متوجه شدم یکی از اساسی ترین ضعف های من با اینکه نسبت به خیلی ها بهترم اما خیلی جای کار داره عمل نکردن هستش ، عمل میکنم ولی دست و پا شکسته ، عملگرایی که بگم از ایمان نشات میگیره و مستمر هست ، نیست . بخاطر همین تصمیم گرفتم بیام و از دسته بندی ایمانی که عمل می آورد شروع کنم و هر روز یه فایل گوش بدم و بررسی کنم شخصیت خودم رو و این ایمانی که موجب عمل میشه رو تو وجودم بسازم ، با توجه به همون فایل ها یه اهرم رنج و لذت نوشتم که هر روز باید روش کار کنم .
اما این فایل که شاید خیلی بهش گوش داده بودم اما اینبار طور دیگه ای شنیدم ، برای خودم نوشتمش و بهش فکر کردم ، به اون سوالاتی که پرسیده شد فکر کردم و یه دفتر برداشتم و اسمش رو گذاشتم دفتر ایمانی که استمرار در عمل می آورد و نوشتم ، از همین فایل شروع کردم . وقتی پرسیدم از خودم که آیا زندگی فعلیم اون چیزی هست که قبلا بهش فکر میکردم به یه جواب رسیدم که اشکم رو در آورد :
شاید زندگی فعلی من اون چیزی نیست که الان میخوام ولی با یقین میگم زندگی الان من چیزیه که تا همین دو سال پیش حتی نمیتونستم بهش فکر کنم ، من خیلی از شرایط فعلی که دارم راضی ام شاید بخاطر تکامل و رسیدن به خواسته ها متوجهش نباشم ولی وقتی بیاد میارم شرایط دو سه سال پیشم رو و مقایسه میکنم با امروز اشکم درمیاد ، همیشه سوالی که از خودم میپرسم اینه : وارد چه شغلی میتونستم بشم که انقدر موجب پیشرفت و بزرگ شدن من بشه ؟ چه شغلی بود که میتونست با این سرعت منو به خواسته ها برسونه ؟ من الان چیزی رو دارم یا بهتره بگم چیزی رو با دوره های شما بیاد آوردم که منو به هر چیزی که بخوام میرسونه و اون توانایی من در رسیدن به خواسته هاست . من از شما و تمام دوره هاو فایل های هدیه تون این رو دارم یاد میگیرم و خدا شاهده تو این دو سال به خواسته هایی رسیدم که حتی همین الانش هم شاید پذیرشش برام سخت باشه ، همین هفته ی گذشته بود که نشستم حساب کردم دیدم تو این دو سال از نظر مبلغی به خواسته هایی رسیدم که همین الانش هم پذیرشش برام سخته و خدا رو شکر میکنم و این موضوع این باور رو بهم میده که میتونی و حرکت کن ، از کجا شروع کردی یادته ؟ دو سال پیش اردیبهشت ماه تو چه شرایطی شروع کردی آموزش های استاد رو ؟ وضعیت الانت رو با اون موقع مقایسه کن ببین چقدر تغییر کردی ؟
درمورد اهدافم هم خدا رو شکر یکی از ویژگی های خوب من اینه که همیشه هدف دارم و این اهداف رو تا آخر عمرم مشخص کردم ، حالا شاید تا آخر عمر همشون واضح واضح نباشه اما تا دو سه سال آینده بطور واضح میدونم که تو هر هدفی چی میخوام ، میدونم که برای رسیدن به سلامتی چه اهدافی دارم ، برای رسیدن به ثروت چه اهدافی دارم ، برای رسیدن به روابط خوب و عزت نفس بالا چه اهدافی دارم و از این بابت شاکرم .
استاد عزیزم ، اگه یه چیز از شما یاد گرفته باشم و دارم روش کار میکنم و هر روز بهتر از دیروز میشم و دلیل اینکه تصمیم گرفتم این سری فایل ها رو با قدرت بیشتری روش کار کنم همین عملگرایی هستش ، میدونم که نسبت به خیلی ها خیلی عملگرا تر هستم ولی جا داره که خیلی خیلی روش کار کنم و من این کار رو شروع کردم و با قدرت جلو میرم ، این مسیری هستش که خداوند منو بهش هدایت کرد و من تسلیم هستم در برابر هدایت های خداوند
این با توجه به تکاملی که گذروندم بنظرم خیلی پرباره و یه خلاصه ایه از تمام اصولی که توی تمام دوره هاتون میگین ، از داشتن هدف ، تضاد ها ، تکامل،یادگیری مهارت ها و … و اگه توجه بشه بهش خیلی میتونه کمک کننده باشه .
دوست دارم برای هر فایلی که روش کار میکنم گزارش ارائه بدم و این کار رو حتما هر روز با هر فایلی که روش کار میکنم انجام میدم ، عاشقانه دوستتون دارم 😘❤️
سلام و درود خدا بر دلی که راه آگاه شدن را در پیش گیرد .
زندگی را زندگی نکردم آنگونه که الان از تمام جوانبش راضی باشم
اما چند جهش بزرگ که با اعتماد به رب برای خودم خلق کردم در پرونده اعمالم میدرخشد و دلم راخوش میکند و همان راه رسیدن را پیش گرفته ام که از این به بعد به گونه ای خالق زندگیم باشم که در آینده از مسیر طی شده راضی و خشنود باشم و شاکر تر از همیشه .
به نام خداوند بخشنده ی هدایتگر
سلام
امروز روز هشتم روزشمار من هست و چقدر جالب! دقیقا برای فایل روز قبل بود که نوشتم من ناامیدم و به این خاطره که جهاد اکبرمو شروع نمیکنم. و دقیقا فایل امروز داره میگه که اینو یک نشونه ی بزرگ برای شروع و تعهد جانانه، در نظر بگیر!:)
مچمو گرفت و گفت حالا چی میگی؟
من یه ترمز بزرگ تو خودم پیدا کردم. وقتی که گفتین باید خودتو هروز تو رویات تصور کنی تا حدی که باور کنی بهش میرسی، من دیدم واقعا حتی سر راه تصور کردنمم یک ترمز بزرگ هست و من حتی زیاد نمیخوام یا میترسم که خودمو توش تصور کنم، چون با خودم میگم اگه خدا نخواد چی! اگه کلا به صلاحم نباشه چی!
باورتون میشه؟
من واقعا زیاد با حس خوب نمتونم خودمو تو ارزوهام تصور کنم چون میگم نکنه اصن خدا برام نخوادش!
نیمدونم چرا ذهنم انقدر دوست داره اینجوری خواسته هامو برداشت کنه و نذاره من کامل رو تحققش فوکس کنم.
نجوا نجوا نجوا.
برای اینم باز خانم شایسته یه چیزی گفت :) گفت این یه نشونه س که نجواهای ذهنتو خاموش کنی و جهادتو بدون بهانه شروع کنی!
من هی میخوام از زیرش در برم هی یهو یه نشونه میاد که بلند شو ببینم!
هی میخوام الکی بگم شاید اصن قسمت نیست که باز یهو مریمشو میفرسته جلو بهش میگه اینارو بگو! :)
حقیقتش من خیلی موقع باورِ نشونه ها و گرفتنشون، خنگم. باید خیلییی واضح بهم نشونه بده تا مطمئن بشم.
مثلا همینا هم، میگم نکنه دارم همه رو از پیش خودم تفسیر میکنم و هیچکدوم نشونه نیست و فلان و اینا.. حتی اینجا که خانوم شایسته و استاد هر دو دارند داد میزنند که این فایل نشونه ست! باز یه چیزی توم میگه نههههه این برا تو نیست ولش کن.
متاسفانه پر از شک و دودلی و ابهامم.
احتمالا اینم باز حقه ی ذهنم و نجواهای نفسمه تا نذاره من توکل کنم و هدایت بشم..
اره فکر کنم همینه..!
من زیادی فکر میکنم و مشکل همینه.
خودمو رها نمیکنم و در آغوش خدا نمیندازم.
چه جالب.. نمیدونستم انقدر ترس دارم و دو دلم! فکر میکردم خیلی رها و متوکّلم!
فکر میکنم از بزرگ ترین موانع ذهینم رو پیدا کردم!
چقدر این جمله روم تاثیر گذاشت: خودت هم میدونی اگر تا الان با ایمان حرکت میکردی، خیلی از چیزها رو بدست میآوردی!
شاید واقعا علت نتایج کم من همین بوده! ایمان
من خیلی فکر میکردم با ایمانم، اما فکر کنم نه. اونقدر که باید با ایمان نبودم!
اونجا که گفتید: چندتا دلیل برای رسیدن به اهدافت پیدا کن و براشون حرکت کن. فکر کردم و دیدم این خواسته ی من اصلا دلایل غیر خدایی یا بدی نداره که مثلا خدا نخواد من بهش برسم یا به صلاحم نباشه! اتفاقا رسیدن بهش همش خیره! کلی من رو رشد میده و عزت نفس و اقتدارم رو بالاتر میبره! پس این واقعا یک ترمز و نجواعه نه حقیقت! فقط یک نجواعه که منو دور کنه!
خدایا چقدر من برای رسیدن به خواسته هام ترمز دارم. ترمزای واقعا بیخود! بی دلیل! بی منطق!
الکی الکی جلوی تحقق زندگی مورد علاقه م رو گرفتم.. کاشکی خدا بیشتر کمکم کنه. فائق اومدن بهشون واقعا برام سخته..
همین الان نشستم و تک تک خوبی های رسیدن به خواسته مو نوشتم. واقعا یکی از یکی بهتر و مفیدتره..
خدایا فقط خودمم که جلو تحققشو گرفتم. فقط خودم! دیدم اکثر زنجیرهایی که به پاهام بسته شده رو همه رو خودم بسته م و کلیدشونم دست خودمه! دیدم همه چی فقط تو ذهن منه و از بیرون کسی کاری به کارم نداره!!
فقط منم! فقط من!!!
من اگه ترمز هامو بردارم، زنجیرهامو پاره کنم بعد میتونم شروع کنم به دویدن! دویدن و با سرعت رفتن به سمت خواسته هام!!
تنها کسی که باید براش توضیح بدم، خودمم! تنها کسی که باید تلاش کنم رویاهامو باور کنه، خودمم! تنها کسی که جلومو گرفته، خودمم! تنها کسی که باید قانعش کنم، خودمم!
فقط من!
فقط من!
“اگر از وضعیتت راضی نیستی، یادت باشه این موضوع ربطی به خانواده و دولت و شهر و رئیس و کارمندت نداره، این فقط به خاطر خودته.”
واقعا یه مدته خدا خیلییی سریع هدایتم میکنه. خیلی سریع جواب سوال ها و دغدغه هام رو میده. خیلی خیلی خوشحالم ازین بابت! احساس میکنم خیلی بهش نزدیک تر شدم و رابطه م خیلی باهاش صمیمی تر شده.
الان بهم الهام شد که مهترین کاری که برای تحقق این خواسته م باید بکنم، ایجاد احساس لیاقته!
یه چیزی بهم میگه اگر این مانع رو برداری خیلی راحت تر به خواسته ت میرسی و برات محقق میشه!
فکر میکنم مشکل بزرگو پیدا کردم.
باور احساس عدم لیاقته که منو ناامید میکنه، احساس عدم لیاقته که الکی میگه شاید اصن به صلاحت نباشه الکی خیال پردازی نکن، عدم لیاقته که خدایی نکرده اگه جلوشو نگیرم جلوی تحقق خواسته م رو کامل میگیره.
تا بعدشم الکی بخوام بگم اره شاید اصن به صلاحم نبود!
در صورتی که اگه خدا میتونس فریاد بزنه احتمالا میگف: بووووود! به خدا بوووود. فقط خودت فکر میکردی لایقش نیستی.. و قانون هم اطاعت کرد.. باورتو بهت برگردوند..
واقعا منطقی که بهش نگاه میکنم هیچ دلیلی نداره خواسته ی من، خیر نباشه.
میلیون ها آدمم بهش رسیدن و دارن باهاش زندگی میکنند و همه چی ام عالیه! حالا یهو برا من حرام باشه؟!
خدایا بی نهایت شکرت میکنم که این خواسته رو تو دل من گذاشتی. چقدر تو مسیر رسیدن بهش دارم رشد میکنم. چقدر دارم خودم رو ارتقا میدم. خدایا بی نهایت شکرت.
خدایا.. به خودت پناه میبرم از شر تمام نجواهای باز دارنده.
به خودت پناه میبرم از شر باورهای نادرست و محدود کننده.
به خودت پناه میبرم و فقط از خودت یاری میجویم.
منو حفظ کن.
خوشبختی رو برام باور پذیر کن. بهم نشون بده که من لایق خوشبختی و سعادت و وفور نعمتم. کمکم کن باورش کنم و خودم رو قربانی و معمولی ندونم.
خدایا ممنونم که بهم نشون دادی که ایرادم کجاست. ممنونم که ترمزامو بهم نشون دادی. خدایا از در و دیوار نشونه میدی و با زبان همه کس و همه چیز بهم کمک میکنی که به خواسته م برسم، فقط کمکم کن منم از پس خودم بربیام و ناامیدت نکنم. کمکم کن قسمت خودمو بتونم کامل و عالی انجام بدم.. کمکم کن که اگر نکنی خیلی برای من سخته.
خداروشکر برای این فایل و برای این هدایت جانانه..
روز هشتم
یازدهم ژانویه
من این فایلو هشت ژانویه گوش دادم و کامنت اماده کردم اما الان منتشرش میکنم.
تو این سه روز این کارا رو هم انجام دادم
امروز برای این فایل سنگ تمام گذاشتم. چندین بار این فایلو گوش دادم. دانلودش کردم و میخام هر روز صبح که از خواب بیدار میشم گوش بدم بهش تا به قول استاد جملاتش جزئی از باور و رفتارم شود.
من هدفهای زیادی تو ذهن و تو دفترم دارم که منتظرن بهشون عمل کنم هدفهای کوچیک و بزرگ.
و میخام یه لیست و دسته بندی ازشون درست کنم بعد موانع رسیدن بهشون رو از درونم بیرون بکشم و از سر راهم بردارم. بعد دلایل مهمی برای رسیدن به این اهداف پیدا کنم، چون بقول استاد با این دلایل انرژی بیشتری به رسیدنشون دارم. و قدم بعدی اینکه در هر لحظه با کنترل توجهم، با یافتن کوچکترین نکات مثبت و کمترین تواناییهایم، احساس خوبی در خودم ایجاد کنم و از آن نردبانی برای ترقی بسازم. و قدم پایانی تجسم مداوم خودم در آیندهای که به اهدافم رسیدم
1-ارتباط برقرار کردن با آدمها به زبان فرانسه
2- بلند و رسا و با اعتماد بنفس حرف بزنم. من صدای خیلی خاصی دارم. اما خیلی نادیده گرفتمش. و معمولا با صدای خفه و گرفته و خیلی آروم حرف میزنم و مردم همیشه میگن چی؟ و من مجبور میشم تکرار کنم. که این تکرار کردنو دوست ندارم. یا اصلا نمیشنوند چی گفتم و منم بهم برمیخوره که فلانی محلم نذاشت یا چقد مغروره فلانی و یا خودمو سرزنش میکنم که چرا بلندتر حرف نزدم. اگه روی صدام کار کنم و صدامو قویتر کنم، هم انرژی کمتری موقع حرف زدن صرف میکنم هم با اعتمادبه نفس دیده میشم و هم بار اول همه میشنون چی گفتم. همم خجالتی دیده نمیشم.
3- من به خودم برچسب درونگرایی زدم. میخوام خودمو از درونگرایی نجات بدم و با آدما تعامل کنم و دوستای خوبی برا خودم پیدا کنم. اگه برونگراتر بشم راحتتر سوال میپرسم راحتتر از اشتباهاتم میگذرم. با کوچکترین چیزی، خجالت زده و شرمنده نمیشم. راحتتر بیرون میرم و همیشه ترجیحم تو خونه موندن نیست.
امروز یه قدم برا این هدفم برداشتم، رفتم شیر خریدم. من از دوران نوجوانی فوبیای رفتن به سوپرمارکت و خرید کردن داشتم. که سالهای اخیر این باگم برطرف شده بود و یکم راحتتر میتونستم برم سوپری. اما همچنان ترجیحم این بود که تاحد ممکن نرم بیرون یا وارد مغازه و هر حریم دیگهای نشم. خلاصه از وقتی مهاجرت کردم دوباره رفتم تو لاک خودم، از آدما میترسم و خجالت میکشم.
دیشب همسرم بهم گفته بود، اگه تونستی برو بیرون شیر بخر. منم هزارتا دلیل داشتم که نرم و نخرم. که وقتی این فایلو چندین بار گوش کردم، به خودم گفتم مگه نمیخای اجتماعی تر باشی پاشو برو شیر رو بخر تمرین کن. نجوا گفت بارون میاد ولش کن، گفت وایسا شوهرت میاد باهم میرین اصلا تو برو تو مغازه اون وایسه بیرون. بهش گفتم سنگم بباره باید برم. پاشدم موهامو شونه کردم. لباس پوشیدم رفتم. امروز یکشنبه است و شهر خلوت میشه معمولا. یه پیرزنی تو ایستگاه اتوبوس منتظر نشسته بود. بهش سلام دادم. اینجا رسمه آدمایی هم که همدیگه رو نمیشناسن اگه تلاقی نگاه داشته باشن سلام میدن بهمدیگه. من معمولا تا حد امکان سعی میکنم مراقب نگاهم باشم که با کسی تلاقی نکنه که مجبور بشم سلام بدم. اما امروز سلام دادم. بعد داشتم تو پیاده رو میفرفتم که دیدم یه ماشینی داره از پارکینگ درمیاد تا بره تو خیابون. من معمولا تو اینجور مواقع میدوم تا یهو رانندهه منتظر من نشه که رد شم و وقتشو نگیرم (ریشه در کمبود عزت نفس دارد). هیچی امروز با خودم گفتم آروم رد میشم، حق تقدم با منه. نجوای ذهنم میگفت به راننده نگا نکن فقط رد شو برو. اما من به راننده نگا کردم و بهش به نشانه تشکر دست بلند کردم (اینم رسمه اینجا).
وارد سوپری شدم. باید بلند سلام میدادم. اما الان یادم افتاد که میتونستم اینم تمرین کنم، (عیب نداره سری قبل وقتی وارد شدم بلند سلام میکنم). رفتم شیر رو از یخچال بردارم. شاگرد سوپری داشت یخچالو مرتب میکرد. بهم سلام داد، ذهنم سریع سرزنشم کرد که دیدی تعامل بلد نیستی؟ چرا تو اول سلام ندادی. اما سعی کردم گوش ندم بهش و خودمو با نوشتههای روی شیر مشغول کردم که نوبتم رسید. به اون اقای پشت دخل، سلام دادم، اما صدام خفه بود طبق معمول ولی شکرخدا شنید و جواب داد. شیرو دادم بعد به فرانسه گفتم فلان چیزم میخام. بازم صدام خفه و گرفته بود. گفت پاردون؟ دوباره تکرار کردم.آورد داد گفت فلان قدر. منم پول خورد داشتم با ارامش شمردم و دادم بهش، معمولا من تو اینجور مواقع عجله میکنم که وقت طرفو نگیرم و الکی دستوپام میلرزه. اونم شمرد و باقی پولمو داد. منم دوباره با آرامش اونچیزی که خریده بودم رو گذاشتم توی کیفم همونجا. ولی بازم عجله کردم و نصف و نیمه گذاشتم. بعد به آقاهه گفتم merci, bonne journée، اونم خیلی مهربون گفت بُن ژوغنی مادام. از مغازه اومدم بیرون. اومدم تو خونه میخاستم این اتفاقا رو بنویسم اینجا، نجوا میگف، این همه کارای بزرگ کردی میخای شیر خریدنتو تعریف کنی، ولش کن برو یه کار بزرگی که قبلا انجام دادی رو بنویس. اما بهش گوش نکردم. با خودم گفتم اون کمال طلبه. همینم کار بزرگه. یادم اومد که پارسال که تازه اومده بودم تو این مملکت، بار اول که تنهایی رفتم بیرون، حس میکردم تموم عالم منو نگاه میکنن، فکر میکردم همه میدونن من خارجیام و اومدم مملکت اونارو اشغال کردم. الانم این تیکه آخری نقطه ضعفه اما درستش میکنم.
4- از شوهرم نترسم و مدام نخواهم طبق خواستهی اون عمل کنم تا رضایتشو جلب کنم.
چرا من میخوام رضایت اونو کسب کنم؟ چون میترسم ازم قهر کنه و من حالم بد بشه. اما تو که هرلحظه با این استرسی که به خودت میدی حالت بد میشه. تو فقط خودتو در نظر بگیر. اگه تو دوست داری دراز بکشی روی تخت و دولینگو بخونی یا توی سایت کامنت بذاری، باید اینکارو بکنی. اون حرفهای احترام به همسر و .. حرف مفته. تو اول باید به خودت احترام بذاری. اونم کمکم یاد میگیره به خواسته تو احترام بذاره.
5- میخام والیبال بازی کنم. من قد بلندی دارم. دوست دارم هیکلم ورزشی باشه . با اینکه وزنم کمه اما احساس سنگینی میکنم. سبک بال نیستم زود خسته میشم. تصمیم گرفتم از جایی که هستم شروع کنم و هر روز 1 ربع ورزش کششی انجام میدم و یکمم پیاده روی میکنم.
بقیشم باید کامل کنم اما فعلا همینو اینجا ثبت میکنم
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته
کلیپ انگیزشی شماره 3
باید اونقدر خودمون رو زمانی که به خواسته هامون و اهدافمون رسیدیم ببینیم تو ذهنمون که باور کنیم که میشه
خواسته هایی واضح و مشخص و دقیق
باید سعی کنیم نقطه ی پایان رو ببینیم و انقدر تکرار کنیم که حس کنیم داریمشون…
برای رسیدن به خواسته ها باید بزرگ فکر کرد اما کوچیک شروع کرد، یعنی قدم های کوچیک اما متوالی و مستمر برداشت در مسیرش…
تنها کسی که میتونه بما کمک کنه خودمون هستیم، و تنها دشمنی هم که وجود داره خودمونیم…
منتظر کسی یا چیزی نباشیم… فقط باید تمرکز کنیم روی خودمون، چون همه چی از خودمون شروع میشه
اگه خودمون تغییر کنیم شرایط مهیا میشه، اگه شروع کنیم شرایط مهیا میشه… وقتی قدمی برنداریم هیچ شرایطی جور نمیشه…
هر روز قدم های کوچیک برداریم و ادامه بدیم و اونوقت در بازه بلند مدت خیلی تغییر کردیم و خیلی اراده مون قوی شده…
هرکسی در هر شرایطی هست، با همون شرایط میتونه شروع کنه و به هرجا میخواد برسه… یعنی هرکسی هرچیزی که نیاز هست برای موفقیت رو داره با خودش… این قانون جهانه…بخاطر همین کافی هستیم… با همین ظاهر، با همین خانواده، با همین چیزی که الان هستیم میشه به هرچیزی رسید و نیاز به تغییر عوامل بیرونی نیست…
اگر در شرایطی هستیم که دلخواهمون نیست، تنها دلیلش خودمون هستیم، نه دولت و کشور و سیاست مقصره، نه خانواده و پدر و مادر… تنها دلیلش خودمون هستیم..
گاهی اوقات شرایط سخت میشه، این برای همه هست و برای همه پیش میاد، تضاد و رنج و سختی باعث حرکت انسان میشه، اگه اینا نبودن هیچ حرکتی نمیکردیم… باید از سختی های و رنج ها انرژی بگیریم و توش غرق نشیم و ادامه بدیم به مسیر…
اولین قدم برای تغییر، پذیرفتن تمام مسئولیت زندگیم هست… این اولین و مهمترین قدم برای تغییره… پذیرفتن 100% شرایط زندگیم…هرچیزی در زندگی من هست بخاطر فرکانس های خودمه… تموم شد و رفت
هیچوقت به دنبال کمال و بی نقص بودن نباشیم… فقط هر روز سعی کنیم بهتر از دیروز باشیم… این راه موفقیته… کسی که میخواد بی نقص باشه و کامل باشه خیلی زود شکست میخوره و ناامید میشه… چون همچین چیزی ممکن نیست… اما اگه هر روز بهتر کنیم خودمون رو، اونوقت در زمان طولانی خیلی زیاد پیشرفت میکنیم….
ما یکبار زندگی میکنیم، پس هیچ زمانی رو به بطالت نگذرونیم… و نهایت استفاده رو ببریم از این زندگی.. تا موقع مرگ حسرت نخوریم…
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و درود
چه کلیپ زیبا و انگیزه بخشی
قبل از اینکه درست با قانون آشنا بشیم،دیگران را مسئول زندگی خودمون میدونیم حالا این دیگران میتونه پدر،مادر،همسر،دولت،حکومت،شهر،خدا،معلم و … باشه
تغییر زندگی ابتدا از تغییر فکر و پاک کردن اون از خاطرات گذشته
بخشیدن دیگران
به صلح رسیدن با خود
مثبت اندیش بودن
اعتبار ساختن زندگی را به خود دادن
الان دارم مطالعه میکنم و میبینم تو سایت از کامنت بچه ها،می بینم که اکثر اونها گذشته نه چندان خوبی داشتن و همه اونها به یک تضادی تو زندگیشون برخورد کردن و اون تضاد هم به شدت کوبنده بود و همون شده نعمت براشون برای تغییر زندگی و راه پیشرفتشون
همون آیه ی معروف
اِنَّ مَعَ العُسرِیُسری
همانا با هر سختی،آسانی ایست
یعنی آسونی تو دل مشکلات هست
شعر معروف حضرت مولانا
حق تعالی گر سماوات آفرید
از برای دفع حاجات آفرید
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا کشتیست آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آب از بالا و پست
من خودم همش از خدا شکایت میکردم به خاطر زندگی تلخ و دشوارم
نمی دونستم این زندگی دشوار و سخت را من خودم ساخته و پرداخته کرده بودم برای خودم
همون زندگی نعمتی شد برام که بیام تو این مسیر و خدا را بشناسم
قبلا همش با خدا دعوا داشتیم که چرا منا تو این کشور،این خانواده،این شهر آفریده
اون روزها گذشت،شاید الان باید خیلی ریز بشم تا گذشته را یادم بیاد و به دست فراموشی دادم
الان دارم طعم یک زندگی آرام و لذت بخش را حس میکنم.
با همه در صلحی چون با خودت در صلح هستی
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
وی آینهٔ جمال شاهی که توئی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
همه چیز خودمونیم
پول خودمونیم
حال خوب خودمونیم
عشق خدمونیم
انرژی مثبت خودمونیم
کشور خودمونیم
خدا خودمون هستیم
سلام به همه. باز هم یک کلیپ فوقالعاده دیگه. توضیحات زیبای این فایل که توسط استاد عباس منش و خانم شایسته داده شده رو اینجا برای خودم مرور میکنم:
– صرف داشتن هدف دنیای پیرامون ما رو زیباتر میکنه. اما زیبایی این مسیر وقتی بیشتر میشه که به دنبال دلایل قاطع و محکمی برای تحقق آن اهداف میگردیم.
– این دلایل شور و اشتیاقی رو با خودشون به همراه میارن که بخشی از توانایی های ما که تا الان ازشون بی خبر بودیم رو آشکار میکنن.
– هر چقدر دلایل بیشتری برای رسیدن به اهدافمون داشته باشیم، انرژی بیشتری برای رسیدن به اونها پیدا میکنیم.
– الان بهترین زمانه تا دلایل خودمون رو برای تحقق اهدافمون پیدا کنیم و از این طریق سرنوشتمون رو رقم بزنیم.
– به اهدافی که باید محقق کنی و قلب رو پر از عشق ساخته فکر کن. به شرایطی که میخوای داشته باشی و وجودت رو سرشار از هیجان ساخته فکر کن. به آدمی که میخوای باشی فکر کن و برای تبدیل شدن به اون آدم هر روز با تعهد قدم بردارد. بدون این تعهد هیچ تغییری رخ نمیده و این تعهد باید غیر قابل مذاکره باشه. یعنی هیچ بهونه ای نتونه او را به تعویق بندازه یا از اهمیتش کم کنه.
– باید از خودمون بپرسیم چقدر از اهدافمون محقق شده؟ آیا این همون زندگی ای هست که میخواستیم؟
– باید یاد بگیریم تو زندگی اهداف و خواسته های واضح و مشخص داشته باشیم.
– باید یاد بگیریم خودمون رو تو آینده یعنی وقتی به خواسته ها و اهدافمون رسیدیم ببینیم و اونقدر این کار رو تکرار کنیم تا باور کنیم که به خواسته هامون میرسیم.
– اصلا مهم نیست اهدافمون چقدر بزرگ هستن. ما برای رسیدن به اونها نیازی به انجام کارهای عجیب و غریب و بزرگ نداریم. کافیه قدمهای کوچیک اما متوالی برداریم. باید بزرگ فکر کنیم اما کوچیک شروع کنیم.
– تنها کسی که میتونه جلوی تو رو بگیره یا بهت کمک کنه خود تو هستی.
– تو همه اون چیزی رو که نیاز داری همین الان داری.
– هیچ وقت منتظر نباش تا همه شرایط مهیا بشه و بعد حرکت کنی چون هیچ وقت این اتفاق نمیفته.
– اگر حرکت کنی همه چیز فراهم میشه و خوب و عالی میشه.
– یادت باشه هیچ کس کامل نیست. تو همین الان هم بهترینی.
– افراد زیادی ایمانشون به خودشون و خدا رو از دست دادن به همین دلیل حرکت نمیکنن.
– محقق نشدن اهداف ما هیچ ارتباطی به خانواده و دوست و دولت و شهر و کشور و رئیس و کارمند نداره.
– اولین قدم برای تغییر پذیرفتن تمام مسئولیت زندگیه.
– اگر حرکت نکنی، ابزاری میشی برای رسیدن دیگران به خواسته هاشون.
– مسائل و تضادها باعث میشن خواسته هامون واضح تر بشن.
– هر روز به دنبال یه چالش جدید باش.
– باید سعی کنیم خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنیم.
– باید هر لحظه با کنترل توجهمون با یافتن حتی کوچکترین نکات مثبت خودمون احساس خوب رو تو خودمون ایجاد کنیم و از اون نردبونی برای ترقی بسازیم.
– نفر آخر بودن، فقیر بودن و بدبخت بودن خیلی راحته. اما تو برای این کار به دنیا نیومدی.
– زندگی ارزش تلاش کردن رو داره. تو فقط یه بار به دنیا میای پس جوری زندگی کن که خدا بهت افتخار کنه و هیچ حسرتی تو زندگی نداشته باشی.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در فضای این آگاهی ها و صراط مستقیم
به خودم افتخار میکنم که هر چند دست و پا شکسته هر چند جاده خاکی و برگشت دوباره
هر چند با تعهد بیشتر یا با تعهد کمتر
هر چند با حوصله یا بی حوصله
هر چند با حال خوب و حال بد
توی مسیرم و هیچوقت شک نکردم که این مسیر تنها مسیر برای خوشبختی و سعادت در دنیا و اخرته
خداوندا بر وجودم جاری شو تا بنویسم چیزهایی که باید یادآوری بشه
سپاس گزارم ای سریع العجاب
باید از خودمون سوال کنیم که آیا زندگیمون همونیه که میخوایم باشه ؟؟؟
نه همونی نیست که میخوام باشه
گاهی وقتا با تعهد توی مسیرم ،گاهی وقتا تعهدم کمتر میشه ،گاهی وقتا فراموش میکنم قانون رو بعضی جاها ،اما همینجوری که هستم عاشق خودمم و خودمو میپذیرم
تصمیماتی میگیرم که به بعضیاشون عمل میکنم و به بعضیاشون عمل نمیکنم ،اما من خودم رو میپذیرم هر طوری که هستم
در بعضی موارد خوبم ،در بعضی موارد عالیم ،در بعضی موارد افتضاحم ،اما خودم رو میپذیرم
من عاشقه خودمم و بعد هر اشتباه نه تنها خودم رو سرزنش نمیکنم بلکه فریون صدقه خودم میرم و به خودم افتخار میکنم که اشتباه کردم ،چون کسی اشتباه میکنه که از دایره امنش زده باشه بیرون
کسی اشتباه میکنه که جسارت و شجاعت رویارویی با ترسهاش رو داشته باشه
کسی اشتباه میکنه که زده تو دهن شیطان ذهن و حرکت کرده
کسی اشتباه میکنه که یک زندگی سعادتمند میخواد و اینجوری داره درسهاشو میگیره
کسی اشتباه میکنه که جیگرشو داره
و اینا اشتباه نیست ،اینها بخشی از تکامل منه
خیر زندگیم همونی که میخوام نیست
اما میدونی چیه ؟؟؟
با تمام وجودم به خودم افتخار میکنم
چون به گذشتم که برمیگردم میبینم با تمام اون عذاب وجدان ها همیشه تصمیمم رو گرفتم و هزاران اشتباه داشتم
به خودم افتخار میکنم با اینکه با قانون آشنا نبودم و عذاب وجدان داشتم به خاطر اینکه به حرف پدرو مادرم اهمیت نمیدادم برای ایندم و کارم ،اما باز با وجود احساس گناه حرکت کردم و اشتباه کردم ،
من به خودم افتخار میکنم بابت تمام اشتباهاتی که کردم ،
به خودم افتخار میکنم که هر بار از دایره امنم زدم بیرون
به خودم افتخار میکنم که وقتی به گلد کوییست دعوت شدم ،اون حرفای خوب رو راجب خدا پذیرفتم و راجب موفقیت پذیرفتم و حتی بدون آگاهی از قانون بلند پروازی کردم و پاس وایسادم و کلی پول که با جون به لب کردن همه جور کردم و از دست رفت و من با قوانین آشنا شدم و خودم رو هیچوقت سرزنش نکردم
آره من عاشق خودمم ،چون اشتباه کردم
مگه برای کارای خوبی که میکنی باید از خودت تشکر کنی فقط؟؟؟
نه من به خاطر تمام کارهای اشتباه ،به خاطر تمام حرف گوش نکردن ها ،به خاطر تمام اون تصمیم های خودسرانه به خودم افتخار میکنم و از خودم تشکر میکنم که انقد اشتباه کردم ولی حسرتی ندارم که ای کاش فلان مسیرو میرفتم ،نه همه ی مسیرهارو رفتم تا تهش و شورشو در آوردم ،
به خودم افتخار میکنم که به حرف هیچ کسی گوش ندادم و بعد هر اشتباه خدا شاهده یک بار نگفتم که ای کاش به حرف پدرو مادر و فلان و فلان گوش میدادم ،
به خودم افتخار میکنم و عاشقه خودمم چون نخواستم اون ندای درونی رو خفه کنم و معمولی و بی عرضه باشم و فقط روزهامو سپری کنم
به خودم افتخار میکنم و عاشق خودم هستم که به خودم جرات رویا پردازی دادم و نترسیدم
به خودممممممممم افتخار میکنم که اشتباه کردم
من به خاطر فقط کارای خوب نه ،به خاطر تمام اشتباهات احمقانه و واضح و مشخص وعادی و غیرعادی و همه و همه به خودم افتخار میکنم ،
و اما به خودم افتخار میکنم که بعد اشنایی با قوانین سعی کردم روی اصول درست بمونم
به خودم افتخار میکنم که تمام تلاشم رو میکنم که خودم باشم و در مسیر باشم و بهتر وب هتر بشم ،تلاش میکنم
به خودم افتخار میکنم که هیچوقت ،هیچوقت ،هیچوقت ،هیچوقت هیچوقت ،حتی یک بار خودم رو سرزنش نکردم به خاطر کارایی که انجام دادم ،چون کارایی رو انجام دادم که زندگیم رو بهتر کنم ،حتی از راه نادرست ،حتی از راه اشتباه ،حتی ……..
به خودم افتخار میکنم که فعال بودم و مثل مرده ها فاز افسرده نگرفتم و اشتباه حرکت کردم و الآنم راضیم از تمام اون اشتباهات
به خودم بیشتر افتخار میکنم بابت این درک و بلوغ فکری بالا که تمام رفیقایی که عقب بودن و اشتباهات منو نکردن وقانع بودن و همه الان ماشین زیر پاشونه و وضعشون بهتره ،و همیشه با تمام قلبم براشون خوشحالم و آرزوی خوشبختی و ثروت بیشتر دارم براشون
به خودم افتخار میکنم که مقایسه خط قرمز منه و هیچوقت خودم رو مقایسه نکردم
به خودم افتخار میکنم که قانع نبودم و مسیری متفاوت رفتم از تمام دورو بریام و اشتباهاتی رو انجام دادم و شبوروزا و تجربیاتی گذروندم که تا چند ساله آینده برای این جماعت قفله مراحلش ،
به خودم افتخار میکنم بابت تمام حماقت هایی که کردم و الان که یادشون میفتم وحشت میگیره منو ،ولی انجام دادم و باکی ندارم از بیانشون
به خودم افتخار میکنم که هر گذشته ای داشتم بیان میکنم و میپذیرم خودم رو با اشتباهاتم و اونها رو بخشی طلایی از زندگیم میدونم
یکی از رفیقام پارسال گف که رضا توام یخ دوسال پیش ماری و بنگو اینا میزدیا و تو کاره دلار بودی و همه میترسیدن باهات ارتباط بگیرن و اصن معلوم نبود چیکار داری میکنی و مثلا با ترس اینارو گفت بهم و میخواست بگه الان بهتر شدی و فک میکرد من میخوام انکار کنم ،خیلی با عشق چنتام که نمیدونست و گذاشتم اضافه کردم و گفتم این و این و این و اینم بود ،نه برای جلب توجه ،نه برای اینکه بگم من خفنم ،نه برای اینکه بگم من خطرناک بودم و توبه گرگ مرگه ،حواست باشه ،نه
به هیچ عنوان
اضافه کردم و بهش گفتم که به خودم ثابت کنم که قضاوت مردم راجب تو ،حرف و حدیث مردم راجب تو ،و همه و همه هیچ اهمیتی نداره ،
گفتم که به خودم ثابت کنم که با اشتباه و بی اشتباه عاشق خودمم
گفتم که به خودم ثابت کنم که خدا برای من کافیه حتی اگه عالم ذهنیتشون در مورد من منفی بشه و برن ،
گفتم و گفتم وگفتم
نوشتم و نوشتم و نوشتم بی وقفه و بدون فکر و فقط تایپ کردم تا بزنم تو دهن ذهنم و نجواهایی که میخواد بکنه که دیر شد ،سن رف بالا ،کلی اشتباه داشتی ، و….. هزاران مزخرف دیگه
همهی اینارو نوشتم و خداوند کمک کرد
حالا ذهن عزیز ،راحب چی میخوای نجوا کنی
کدوم اشتباه رو میخوای بزنی تو سره من ،وقتی که من با تمام اشتباهاتم خودم رو پذیرفتم و سپاسگزار اشتباهاتی هستم ؟؟؟؟
چجوری میخوای نجوا کنی وقتی که من با تمام نواقصی خودم رو پذیرفتم ؟؟؟؟
چجوری میخوای نجوا کنی وقتی که من هر موقع تصمیم اشتباه میگیرم ،هر موقع به تصمیمم حتی عمل نمیکنم ،باز خودم و دوس دارم و یاد گرفتم که خودم رو سرزنش نکنم ؟؟؟
آفرین به قول قرآن تو به کاره خودت و کسب و کار خودت که نجوا کرده مشغول باش و ما هم مشغولیم
موفق باشی
عاشقتونم که دارید با عشق روی خودتون کار میکنید
عاشقتونم که با تمام نواقصتون خودتون رو میپذیرید و با هر اشتباه هر چند احمقانه ،به جای سرزنش ،قربچن صدقه خودتون میرید و راه رو به روی شیطان ذهن می بندید
عاشقتونم که خودتون رو پذیرفتید و رو به بهبود دارید حرکت میکنید
مرسی که دارید روی خودتون کار میکنید
خدایا شکرت بابت همه چیز و بایت تعهدی که بهش عمل کردم و کمک کردی تا بنویسم
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
به نام خداوند بخشنده مهربان
سفرنامه روز هشتم – کلیپ انگیزشی شماره ۳
میخواستم هر روز یه فایل از سفرنامه گوش بدم ولی دیروز حسم منو نمیکشید که بخوام این فایلو گوش بدم عوضش فایلای دیگه گوش دادم.
الان ک این فایلو شنیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. دم ظهر یکم به خدا غر غر کردم که چرا خواسته منو نمیدی این همه وقت میزارم کار میکنم تلاش میکنم باور میسازم فایل گوش میدم پس قراره کی این کارا نتیجه بده؟؟؟
بعد که با عزیزدلم صحبت کردیم فهمیدم من اصن رها نیستم درگیر خواستمم و همین نمیزاره تلاشای من نتیجه بده بهم. ما به راحتی تونستیم صاحب خونه شدیم چون فقط این خونه رو یه زمانی تو هدفامون نوشته بودیم بعدش دیگه نه بهش فکر کردیم نه گیر دادیم نه غر زدیم که چرا نمیشه نه حالمون بد بود از نداشتنش… ولی من الان حالم بده از نداشتن خواسته ام واسه همینم خودم یه سد بزرگ درست کردم و اجازه نمیدم اون تلاش ها بتونه نتیجه ای برای من بیاره
خلاصه که هم انگیزه گرفتم برای ادامه دادن مسیرم چون ایمان دارم همین راه منو به هدفام میرسونه هم میخوام دست از سر خواسته ام بردارم انقد درگیرش نباشم و بگذارم خدا خودش انجامش بده بجای اینکه بخوام خودم همه کارارو انجام بدم و خواسته ام رو جور کنم.
خدایا میسپرم به خودت درستش کن هرچی تو زندگیم دارم خودت بخشیدی بهم. از این به بعدشم پای خودته ما که کاره ای نیستیم نوکرتم ?
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر…
سلام و درود به شما همراهان عزیز و دوست داشتنی…سپاسگزارم استاد عزیزم…
خداروشکر هدایت شدم به گوش دادن یه سری از فایلهای دانلودی…
اصلا الان که دیدم یادم نمیاد که قبلا اینو دیده باشم یا نه….
واقعا به قول شما استاد عزیزم انسان فراموشکاره….
البته قبلا توی مدار درک این آگاهی ها هم نبودم…خداروشکر میکنم که از اول دارم گوش میدم و تمام تعهدمو جمع کردم که به چیزهایی که درک میکنم عمل کنم…از خدا میخام توی این مسیر بهم کمک کنه و همواره پاهامو قدرتمند تر کنه برای قدم برداشتن در این مسیر لذت و زیبایی و پر از آگاهی…خدایا شکرت
این فایل ۶ دقیقه ایی کلی آگاهی داشت….قانون جهان هستی رو با تمام اصول و قواعدش توی همین چند دقیقه برامون بیان کردی استاد….باید بهش عمیق شد و با دقت و تمرکز گوش داد و فکر کرد….فکر کرد تا به درک رسید….بیایین با هم اصولی که استاد توی این فایل بیان کردن رو بنویسیم….
الهی به امید توووو
نکته اول 🥰🥰
توی همون دو سه جمله اول فایل گفتن باید خودمونو توی آینده ببینیم…وقتی که به خواستمون رسیدیم….اینجا استاد داره تجسم رو میگه….باید موفقیت هامونو …رسیدن به خواسته هامونو تجسم کنیم…تجسمی که با احساس خوب همراه باشه…این نکته مهم تجسمه…یادمون باشه😉😊
نکته دوم🥰🥰🥰
رعایت اصل تکامل
باید بزرگ فکر کنم اما کوچیک شروع کنم….برای رسیدن به اهدافم فقط کافیه قدم های کوچیک و متوالی بردارم….قدم های کوچیک منو به هر خواسته ایی میرسونه…اینها همه جملاتی هستند که نشون میدن با رعایت اصل تکامل میشه به موفقیت رسید…
اینم یادمون باشه قانون تکامل از یه جایی به بعد همراه میشه با قانون تصاعد😉😊😊
نکته سوم🥰🥰🥰
تمرکز بر اصل و دوری از حاشیه
همه چیزایی که من برای رسیدن به اهدافم میخوام همین الان پیشمه….من همه اون چیزی رو که نیاز دارم همین الان دارم …اینها دارن میگن که به خودم تمرکز کنم….و از شرایط بیرون…آدمهای بیرون و کلا از بیرون از خودم اعراض کنم….به قول قرآن فاعرض عنهم…از آنها دوری کن 😉😉😊😊😊
نکته چهارم 🥰🥰🥰
اصل توحید و توکل
اگر تا الان با ایمان حرکت میکردم خیلی چیزها رو بدست می آوردم..چیزهای فوق العاده رو بدست می آوردم اما همش دنبال بهانه و توجیه بودم…اینجا داره اهمیت ایمان و توکل رو نشون میده…ایمانی که منجر به عمل بشه و نه ایمانی که در حد حرف بمونه….به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…😉😉😊😊
نکته پنجم
اهرم رنج و لذت 🥰🥰🥰
اینجا که میگه من وقتی به اهدافم میرسم استعدادهای زیادی درونم شکوفا میشه..قدرتمند تر میشم…قدرتهایی رو در درونم پیدا میکنم که قبلا فکر نمی کردم اونها رو دارم…من با رسیدن به اهدافم شخصیتم تغییر میکنه….عزت نفسم بالاتر میره….اینها همه اهرم هایی هستن که منو به سمت حرکت کردن در مسیر خواسته هام میکشن….😉😉😊😊😊
نکته ششم🥰🥰🥰
اصل هدف گذاری
اینجا که میگه باید یاد بگیریم که حتما توی زندگیمون هدف داشته باشیم…هدف و خواسته هایی واضح و روشن…یا اینجا که میگه برای هدفهاتون دلایلی رو بنویسید…و هر چقدر دلایل بیشتری بنویسید انرژی بیشتری خواهید گذاشت برای رسیدن به اون اهداف…اینها همه نشون دهنده اهمیت هدف داشتن در زندگی….حرکت کردن در مسیر خواسته و هدفه😉😊😊😊
نکته هفتم
اصل کنترل ذهن🥰🥰🥰
بیان این جملات که زخمی بشم اما ناامید نشم…خسته بشم اما گریه نکنم..عصبانی بشم اما توی خشم باقی نمونم..نشون دهنده کنترل ذهنه…باید در تمام مواقع سعی کنیم ذهنمونو کنترل کنیم…از مسائل و مشکلات نمیشه فرار کرد و نمیخواییم که فرار کنیم چون اینها جزئی از زندگی هستن…اما باید اینقدر قوی باشیم که ذهنمون رو کنترل کنیم و در احساس بد نمونیم….به قول استاد بریم سراغ کاری که باعث میشه ذهنمون رو دور کنیم از اون مسئله…مثل…دوش بگیریم…برقصیم..پیاده روی کنیم….و….😉😉😊😊😊
اصل هشتم
خودشناسی و خودباوری🥰🥰🥰
به قول استاد اولین قدم اینه که خودم بپذیرم مسئولیت اتفاقات و شرایط زندگیمو …در واقع این اصل پذیرشه…هیچ کس غیر از خودم مسئول زندگی من نیست….تنها خودم هستم که با باورهام میتونم زندگیمو بسازم….😉😉😊😊😊
اصل نهم
اصل وضوح از طریق تضاد🥰🥰🥰
مسائل و سختی ها جزئی از زندگی هستن…اینها اومدن که منو به خواسته هام برسونن….مسائل اومدن تا من خواسته هامون واضحتر بشناسم…
من از برخورد با مسائل خواسته هامو باید بیرون بکشم….توی این فایل اون جایی که استاد گفتن دلیل برای هدفتون بنویسید…وقتی نوشتم که هدفم آزادی مالی…مکانی و زمانیه..اومدم واسش دلیل نوشتم…دلایل این هدفم رو از دل تضادهایی که بهشون برخورد کرده بودم بیرون کشیدم….ما از برخورد با تضادها خواسته هامونو شفاف تر میتونیم پیدا کنیم…..😉😉😊😊😊
اصل دهم
عزت نفس🥰🥰🥰
اینجا که همین الان هم من خیلی خوبم….
همین الان هم من فوق العادم…..
من همین الانم بهترینم…..
اینها نشون دهنده عزت نفس و خودباوریه….خودمو همیشه دوس داشته باشم….برای خودم ارزش و احترام قائل باشم…..و اینم یادمون باشه که این به معنی بی احترامی به دیگران نیست….باید برای دیگران هم احترام و ارزش قائل بشیم در کنار احترام به خودمون😉😉😊😊
عاشق تک تکتووووونم 😚😚😚😚😚
به نام خدا
سلام ، من علیرضا هستم
داستان نوشتن کامنتم زیر این فایل چیه ؟ حدود یه ماهه که دارم روی دوره بینظیر قانون سلامتی کار میکنم و یکی از ضعف هایی که باز هم تو دوره منو متوجه خودش کرد و البته خیلی وقت بود متوجهش بودم ولی نمی نشستم بهش فکر کنم و شعفم رو درش پیدا کنم تمرین اهرم رنج و لذت بود ، دو سه روز پیش نشستم کل فایل هایی که درمورد اهرم رنج و لذت داشتم از جمله دوره ثروت ، فایل های هدیه و .. رو گوش دادم و متوجه شدم یکی از اساسی ترین ضعف های من با اینکه نسبت به خیلی ها بهترم اما خیلی جای کار داره عمل نکردن هستش ، عمل میکنم ولی دست و پا شکسته ، عملگرایی که بگم از ایمان نشات میگیره و مستمر هست ، نیست . بخاطر همین تصمیم گرفتم بیام و از دسته بندی ایمانی که عمل می آورد شروع کنم و هر روز یه فایل گوش بدم و بررسی کنم شخصیت خودم رو و این ایمانی که موجب عمل میشه رو تو وجودم بسازم ، با توجه به همون فایل ها یه اهرم رنج و لذت نوشتم که هر روز باید روش کار کنم .
اما این فایل که شاید خیلی بهش گوش داده بودم اما اینبار طور دیگه ای شنیدم ، برای خودم نوشتمش و بهش فکر کردم ، به اون سوالاتی که پرسیده شد فکر کردم و یه دفتر برداشتم و اسمش رو گذاشتم دفتر ایمانی که استمرار در عمل می آورد و نوشتم ، از همین فایل شروع کردم . وقتی پرسیدم از خودم که آیا زندگی فعلیم اون چیزی هست که قبلا بهش فکر میکردم به یه جواب رسیدم که اشکم رو در آورد :
شاید زندگی فعلی من اون چیزی نیست که الان میخوام ولی با یقین میگم زندگی الان من چیزیه که تا همین دو سال پیش حتی نمیتونستم بهش فکر کنم ، من خیلی از شرایط فعلی که دارم راضی ام شاید بخاطر تکامل و رسیدن به خواسته ها متوجهش نباشم ولی وقتی بیاد میارم شرایط دو سه سال پیشم رو و مقایسه میکنم با امروز اشکم درمیاد ، همیشه سوالی که از خودم میپرسم اینه : وارد چه شغلی میتونستم بشم که انقدر موجب پیشرفت و بزرگ شدن من بشه ؟ چه شغلی بود که میتونست با این سرعت منو به خواسته ها برسونه ؟ من الان چیزی رو دارم یا بهتره بگم چیزی رو با دوره های شما بیاد آوردم که منو به هر چیزی که بخوام میرسونه و اون توانایی من در رسیدن به خواسته هاست . من از شما و تمام دوره هاو فایل های هدیه تون این رو دارم یاد میگیرم و خدا شاهده تو این دو سال به خواسته هایی رسیدم که حتی همین الانش هم شاید پذیرشش برام سخت باشه ، همین هفته ی گذشته بود که نشستم حساب کردم دیدم تو این دو سال از نظر مبلغی به خواسته هایی رسیدم که همین الانش هم پذیرشش برام سخته و خدا رو شکر میکنم و این موضوع این باور رو بهم میده که میتونی و حرکت کن ، از کجا شروع کردی یادته ؟ دو سال پیش اردیبهشت ماه تو چه شرایطی شروع کردی آموزش های استاد رو ؟ وضعیت الانت رو با اون موقع مقایسه کن ببین چقدر تغییر کردی ؟
درمورد اهدافم هم خدا رو شکر یکی از ویژگی های خوب من اینه که همیشه هدف دارم و این اهداف رو تا آخر عمرم مشخص کردم ، حالا شاید تا آخر عمر همشون واضح واضح نباشه اما تا دو سه سال آینده بطور واضح میدونم که تو هر هدفی چی میخوام ، میدونم که برای رسیدن به سلامتی چه اهدافی دارم ، برای رسیدن به ثروت چه اهدافی دارم ، برای رسیدن به روابط خوب و عزت نفس بالا چه اهدافی دارم و از این بابت شاکرم .
استاد عزیزم ، اگه یه چیز از شما یاد گرفته باشم و دارم روش کار میکنم و هر روز بهتر از دیروز میشم و دلیل اینکه تصمیم گرفتم این سری فایل ها رو با قدرت بیشتری روش کار کنم همین عملگرایی هستش ، میدونم که نسبت به خیلی ها خیلی عملگرا تر هستم ولی جا داره که خیلی خیلی روش کار کنم و من این کار رو شروع کردم و با قدرت جلو میرم ، این مسیری هستش که خداوند منو بهش هدایت کرد و من تسلیم هستم در برابر هدایت های خداوند
این با توجه به تکاملی که گذروندم بنظرم خیلی پرباره و یه خلاصه ایه از تمام اصولی که توی تمام دوره هاتون میگین ، از داشتن هدف ، تضاد ها ، تکامل،یادگیری مهارت ها و … و اگه توجه بشه بهش خیلی میتونه کمک کننده باشه .
دوست دارم برای هر فایلی که روش کار میکنم گزارش ارائه بدم و این کار رو حتما هر روز با هر فایلی که روش کار میکنم انجام میدم ، عاشقانه دوستتون دارم 😘❤️
سلام و درود خدا بر دلی که راه آگاه شدن را در پیش گیرد .
زندگی را زندگی نکردم آنگونه که الان از تمام جوانبش راضی باشم
اما چند جهش بزرگ که با اعتماد به رب برای خودم خلق کردم در پرونده اعمالم میدرخشد و دلم راخوش میکند و همان راه رسیدن را پیش گرفته ام که از این به بعد به گونه ای خالق زندگیم باشم که در آینده از مسیر طی شده راضی و خشنود باشم و شاکر تر از همیشه .